((بعد از مرحله نوین تکامل انقلاب عفو عمومی بلا استثنا بدون در نظرداشت عقاید، طبقه، نظریات، اندیشه و مفکوره اعلان شد، روشنفکرانی بودند صاحبان دکتورای عالی از خارج، من با اینها ملاقات کردم معذرت میخواهم دست ماچ کردند روی ماچ کردند که ما را نجات دادید، ما همه زیر تیغ کشتار جلاد بودیم و لیکن بعضاً که ادعای وطن پرستی هم میکردند ناجوانمردانه از راه های خلاف قانون سرانجام پاکستانی برآمدند و به پاکستان پناه بردند.

بسیار زمامداران پر طمطراق افغانستان از محمد ظاهر شاه گرفته تا صدراعظم ها و وزرای بیروکرات و جنرال های شان البته یکعده آنها که بسیار مدعی وطن پرستی هم بودند و خود را ضامن شرف و ناموس وطن میدانستند در برابر ایران و پاکستان بسیار ادعای غرور می نمودند لیکن حالا همه اینها در پیش زمامداران پاکستانی، ایرانی، چینی و انگلیسی و مصری و امریکایی و اسرائیلی و یهودی پناه برده اند.

البته که از شاه افغانستان هم خبر دارید که دست تگدی به دشمنان کشور دراز مینماید که پس دوباره با جاهل ترین وحشی ترین قاتل ترین دشمنان افغانستان دوباره سلطنت مستبد فیودالی و مرتجع را در افغانستان احیا نماید، . . .))

از بیانیۀ ببرک کارمل در محفل روشنفکران شهر و ولایت کابل

 

مقالات