طنز

Sun, May 18, 2008 9:15 pm

 

از قلم فضل الرحیم رحیم خبرنگار ازاد

سه هفتهء کروئ و صد افرین به قدوس کور ذهن !!!

 سه هفته قبل درس مضمون جغرافیه صنف ما سر کروئ بودن زمین رسیده بود. معلم جغرافیۀ ما که یک ادم شیک، خوش صحبت و با تمام معنا در تدریس این مضمون مسلط است، روی تختهء صنف با تباشیر نوشت "۹ ثور ۱۳۸۷ موضوع درس زمین کروئ است. از هر نقطۀ ان که حرکت کنید پس به همان نقطه میرسید."

معلم صاحب با تشریحات و توضیحات در مورد کروئ بودن زمین به استناد نظریۀ دانشمند دنیا و چرخاندن مودل کرهء زمین که سرمیزش قرار داشت موفق شد که در نیم ساعت درسی از اول نمره تا اخر نمرهء صنف ما را بفهماند که زمین کروئ است. در قسمت دوم. از هر نقطۀ ان که حرکت کنید پس به همان نقطه میرسید اغاز کرد، در ختم تشریح از شاگردان پرسید که فهمیدند. ما که از صحبت معلم صاحب هیچ چیزی نفهمیده بودیم نا اگاه همه با یک صدا گفتیم، نی معلم صاحب ما نفهمیدیم، معلم صاحب گفت، خیر است دوباره توضیح و تشریح می کنم. این بار روی تخته کره زمین را با تباشیر ترسیم کرد و سپس نقشۀ دیواری جهان را روی دیوار صنف اویخت و مودل کره زمینی را نیز چرخ داد. گلویش را با سرفهء صاف نمود گفت، ببینین، حالا شما میدانید که زمین کروئ است. در همین لحظه زنگ مکتب به صدا در امد و معلم صاحب گفت، در روز بعد باز ما وشما سر این موضوع گپ می زنیم.

 روز بعد باز ساعت جغرافیه معلم صاحب به همان موضوع قبلی پرداخت و در پایان گفت، بسیار ساده به شما مثال می اورم. اگر شما از همین کابل حرکت کنید و دور دنیا را طی نمایید دوباره به کابل میرسید. ما از تشریحات و توضیحات معلم صاحب چیز های را جسته و گریخته قریب بود که بفهمیم، اما با همین مثال معلم صاحب حواس همهء ما درهم و برهم شد. باز گفتیم که معلم صاحب ما نفهمیدیم که چطور ممکن است که ادم از یک نقطه حرکت کند دوباره به همان نقطه برسد؟ به همین سلسله قریب سه هفته هر ساعت درسی مضمون جغرافیه سر همین موضوع اختصاص یافته بود. اما ما هر قدر که بالای مغز های خود فشار می اوردیم نمی توانسیتم چیزی از گفته های معلم صاحب در رابطه بگیریم و معلم صاحب هم هر چی در چانته داشت با مثال های گوناگون، با اشاره به کره زمینی سر میزش، نقشه، تخته و تباشیر و غیره تلاش کرد که ما را ملتفت بسازد که از نقطهء که در زمین کروئ حرکت می کنیم دوباره به نقطۀ مراجعت می نماییم. به نتیجه دلخواه نرسید.

در یکی از روزها که معلم صاحب هم از تشریح و توضیح زیاد خسته شده بود و ما هم گیچ شده بودیم، معلم صاحب گفت: شما برای ساعت درسی فردا انچه از لکچر من پیرامون موضوع برداشت نموده اید با یک مثال زنده ابراز نظر نمایید، می شود در جریان همین جر و بحث سر نخ در ذهن شما باز شود. فردای انروز معلم صاحب امد و گفت اماده هستید که برداشتها و گفتنی های تانرا در رابطه به موضوع با یک مثال زنده ابراز کنید؟. ما که چرت و فکر فراوان در رابطه زده بودیم چون موضوع به ما گنگ بود، بی جواب ماندیم، معلم صاحب با عصبانیت گفت: جالب است، سه هفته است که من تلاش دارم شما را بفهمانم ولی شما هیچ نمی فهمید و حالا که میخواهم این موضوع را در جر و بحث صنفی با هم یکجا حل نماییم، شما امادگی ندارید. قابل تحمل نیست، باید حداقل در این سه هفته از گپ های من چیزی فهمیده باشید، بگویید، چقدر فهمیده اید؟. راستی، از اول نمره تا اخر نمره از شاگرد ذکی، نیمه ذکی تا تنبل صنف در همین موضوع یک رقم بند مانده بودیم. معلم صاحب که شدیداً عصبی بود هی می گفت که هیچ امکان ندارد که یک موضوع عادی در ظرف سه هفته به شما قابل فهم نباشد، این کله است یا کدو؟. در همین لحظه قدوس که بخاطر تنبلی اش در صنفِ ما بنام قدوس کورذهن شهرت داشت از جایش برخاست به معلم صاحب گفت: معلم صاحب من در رابطه به اینکه زمین کروئ است و در سر شاخ گاو و گاو بالای پشت ماهی است این را از کودکی می فهمیدم، اما اینکه از یک نقطه که حرکت می کنیم پس در همان نقطه می رسیم من در رابطه باید بگویم که از هفت سال به این طرف این موضوع را نتنها من، بلکه کودکان هم با شفافیت کامل میدانند. معلم صاحب از شنیدن زمین، شاخ گاو، پشت ماهی و جالبتر اینکه همه در این هفت سال موضوع مورد بحث را با شفافیت کامل میدانند، در حیرت رفت و این بار نوبت معلم صاحب بود که گیچ شود و ما هم به جسارت قدوس کورذهن حیران مانده بودیم. معلم صاحب گفت، بگو قدوس جان، بگو که برداشت تو چیست و چی فهمیدی از این درس سه هفته ئی.؟ قدوس گفت، معلم صاحب، من دور نمی روم که با یک مثال طولانی از کابل دور دنیا را طی کنم تا دوباره به کابل برسم من مثال را ساده، عام فهم، در همین جا از پایتخت به شما ارایه می نمایم. ببنین، چقدر پول مصرف شد و چقدر تبلیغ شد که سلاح جمع می شود، کمیسیون جمع اوری سلاح از هیچ اغاز نمود بالاخره با هیچ کارش را تمام نمود. هر سال با سرمایه گزاف مبارزه با کشت خشخاش و بطرف نا بودی ان حرکت می کنیم، ولی باز هم در همان مقام اول کشت خشخاش که بودیم به همان مقام می رسیم. ببینن، از بازار سیاه و احتکار بسوی بازار ازاد رفیتم اما ما باز هم به بازار سیاه رسیدیم. معلم صاحب اگر کل اجرات را با دقت و شفافیت ببنید، همان چیزی است که شما در سه هفته از روی کتاب جغرافیه، تشریح و توضیح داشتید. ولی در عمل ما هفت سال پیش از نقطهء حرکت کرده بودیم اینک مع الخیر به همان نقطه میرسیم

ما که از جسارت قدوس کورذهن، همه احساساتی شده بودیم، فریاد زدیم، افرین، صد افرین قدوس !

 

۱۸ مارچ ۲۰۰۸

 

 

  

توجه !

کاپی و نقل مطلب فوق صرف با ذکر نام و ادرس سایت اصالت مجاز است !

  

www.esalat.org