امین الله مفکر امینی
 از ایالت منی سوتای امریکا

 

بخاطر بزرگداشت از روز اقدس مادر

یازدهم برج می ۲۰۰۷

  نام مادر چقدر زیبا و دلنشین است . آیا میتوان کلماتی را بهم پیوند داد تا آنچه در خور ستایش مادر است آنرا ستود. آری نمیتوان مادر را چنانکه شایست مقام والای اوست ستایش کرد.

مادر این موجود گرامی و هستی آفرین است که میتواند آنچه سزاوار مقام اواست خودرا بستاید. زیبایی های طبیعت همه در مفاهیم مقدس کلمه مادر نهفته است. در عالم اسباب، اگر مادر نبود هستی را نشانی نبود. اگر مادر نبود پیامبر، فیلسوف، هنرمند و عالم را اثر نبود. اگر مادر نبود سلاطین، پادشاهان و جهان کشایان نبود.این مادر است که با دستی گهواره می جنبد و با دیگرش جهان. مادر! من سر تعظیم به پایت خم میکنم و ترا می ستایم که تو مادری .

 مادران رنجدیده و داغدیده میهن عزیز و مادر گرامی و مبارز دکتورس اناهیتا راتب زاد!

 تبریکات این فرزند تانرا چون سایر فرزندان بمناسبت این روز خجسته ای مادر بپذیرید . شما که عزیزترین لختان جگر و نور دیده های تانرا در جنگ های تحمیلی و جنگهای برادر کشی میهن بنام های این و آن که سازمان یافته یی دشمنان ما از آنطرف مرز های میهن عزیز ما بوده است از دست داده اید صبوری، شهامت و ایستاده گی شما را میستایم.

شما که در سخت ترین شرایط زیست، با مشکلات جامعه چه در منزل چه در سفر و چه در میدان نبرد دست و پنجه نرم کرده وبه پرورش، تقوا، تنویر اذهان، صحت و سلامت، حفظ جان و ارزش های مادی و معنوی لختان جگر از هیچ نوع قربانی و بذل مساعی دریغ نکرده اید آنرا می ستایم . اینک پارچه شعری سروده شده ام را بمناسبت روز مادر چون تحفه ای نا چیزی بشما تقدیم میدارم.

 مادر

مرا پندیست ز ناصح کای خوش اختر

وگر خواهی کامرانی و از در بهتر

بکن مادر را به خدمت دیده روشن

که نیست هیچ گل چو مادر یک بگلشن

که مادر باشد سزاوار الفت و مهر

که افزون نیست ز او به گیتی و سپهر

بفکر اینکه او طفلی گیرد آغوش

به جز این، هرچه بودش کرد فراموش

ز الفت به دل کرد او تخمی مهر و وفا

بخوناب جگر پرورد و مملو از صفا

چو آمد ز نهان لولوی شیرین دیده

بشادی و تبسم شست رخسارش زعقده

نه شبها خفت و نه روزش بود آرام

تا ز آسیب دور باشد آن خوش خرام

بر دهانش کرد حرف های بس شیرین

جمله ها کردش بر دهان جای گزین

تا گردید نور دیده بر دست و پای

مادر بیچاره شد زار و خسته بجای

چون جمله هستی به مادر بسته است

آنکه خدمت کرد ز غمها رسته است

مفکر تا توانی خدمت مادر کن بباب

تا روشن گردد دل و دیده یی بخواب

  www.esalat.org