آمريکا عراق را به جنگ داخلی کشانيد و بعد گفت عراقی ها به جان هم افتاده اند. اما همه محاسبات آمريکايی ها درست از آب بيرون نشد. پاتريک کابرن گزارشگر ويژه اينديپندنت در سياست آمريکا انگشت ميگذارد که کاخ سفيد برای گشودن آن به فاجعه دامن ميزند. عراق خود را ميدرد. همه جا علايم فروپاشی ديده ميشود. در بغداد پوليس معمولاً طی تنها يک روز 100 جسد شکنجه شده و مثله پيدا ميکند. وزارت خانه های عراق با يکديگر در جنگند. يک مرحلهء جديد و بدشگون در از هم پاشيدگی دولت عراق ظاهر شد که فرماندهان پوليس که تابع وزارت کشور است و شيعه ها آن را کنترول ميکنند، 150 تن از مقامات ارشد سُنی وزارت آموزش عالی را در قلب بغداد ربودند. عراق به موقعيتی نزديک می شود، که آمريکايیها آن را "لحظه سايگون" ميخوانند، لحظه ای که ديگر همه دريافتند دولت فروپاشيده است...
وضع ازين هم بدتر خواهد شد. ارتش و پوليس عراق به دولت متعهد نيستند. اگر ارتش آمريکا تصميم بگيرد به ميليشيای شيعه حمله کند، ممکن است ببيند راه اصلی تامين تدارکات آمريکايیها بين کويت و بغداد بسته است. در اوايل اين ماه يک کاروان نظامی در مرز کويت توسط کسانی که لباس به اصطلاح پوليس را پوشيده بودند متوقف شد و چهار مامور امنيتی استراليايی و آمريکايی آن را ربودند.  موقعيت نيروهای بريتانيايی و آمريکايی در عراق بيش از آن به خانه ای روی آب شبيه است، که واشنگتن و لندن عليرغم فجايع نزديک به چهار سال خود قادر به درک آن باشند.  جنگ داخلی مرکز عراق را، که محل زندگی 27 ميليون مردم کشور است از هم ميدرد. سنی ها و شيعه ها از مناطق يک ديگر می گريزند و عراق به کشور پناهنده ها تبديل شده است. کميسيون پناهنده گی سازمان ملل ميگويد 1.6 ميليون در داخل عراق آواره شده اند، 1.8 ميليون نفر ديگر از کشور گريخته اند. روزی که صدام به اعدام محکوم شد، من به دوستی در يک منطقه سنی نشين پايتخت زنگ زدم که بپرسم در بارهء حکم چه فکر ميکند. او با ناشکيبايی گفت: "صبح من با انفجار خمپاره روی سقف خانه همسايه بيدار شدم. من بيشتر به فکر اين هستم که خود زنده بمانم تا اين که فکر کنم به سر صدام چه می آيد."

دوستان عراقی غالباً مرا مطمئن ميکردند که جنگ داخلی نخواهد شد، به خاطر آنکه اين همه سُنی و شيعه با هم ازدواج کرده اند. حالا خانواده های مختلط را مجبور به طلاق می کنند. حيبه سامي، مادر 4 فرزند در دفتر سازمان ملل می گفت: "من شوهرم را دوست دارم، ولی خانواده ام مرا مجبور به طلاق کردند چون ما شيعه هستيم و آن ها سُنی. خانواده ام می گويد آنها شورشی هستند و زنده گی با او محاربه با خداست."  خانواده های مختلط انجمنی درست کردند تا از يکديگر حمايت کنند و آن را "اتحاد برای صلح در عراق" خواندند، ولی بزودی و بعد از اين که چند تن از اعضای خود را مقتول يافتند مجبور شدند آن را منحل کنند.  در عراق پديده ای بر همه چيز غلبه يافته که ما در بلفاست آن را "سياست نهايت سبعيت" می خوانديم. هر سه بخش جامعه عراق، شيعه، سنی و کرد خود را قربانی می بينند و به ندرت با مصائبی که بر سر ديگران می آيد احساس همدردی می کنند...

 در بخش اعظم عراق مدتها پيش وضع با شتاب از بحران به فاجعه گذر کرد هرچند فقط در 6 ماه اخير است که در خارج مجبورشده اند، که حقايق مهيب را بپذيرند. در سه سال اول جنگ محافظه کاران آمريکا بطور منظم ادعا می کردند رسانه های ليبرال نشانه های صلح و پيشرفت در عراق را ناديده می گيرند. بعضی از دست راستی ها حتی وبسايت هايی درست کردند تا اخبار دستاوردهای آمريکا در اين کشور ويران شده را پخش کنند. من يک تيم از شبکه خبری آمريکا را به خاطر می آورم که در هوتل در بغداد اقامت داشت و در حاليکه کلاه خود و لباس مجهز پوشيده بودند، برای من شکوه ميکردند که بازهم روسای آن ها در نيويارک، که خودشان زير فشار کاخ سفيد بودند، به آن ها گفته اند :"برويد و خبرهای خوبی پيدا کرده و گزارش کنيد." اوضاع در واشنگتن تغيير کرده است. وسعت فاجعه در عراق را تقريبا همه به جز بوش پذيرفته اند. حتی قبل از پيروزی دموکراتها در انتخابات هفت نوامبر مجله وانيتی فير به طعنه نوشت:"تنها گروه موجود در اردوی بوش در اين لحظه کسانی هستند که با شکيبايی منتظرند تا خبر سلاح کشتار جمعی بيايد و هنوز بر اين باورند که صدام و اُسامه زمانی عاشق يکديگر بودند." مدافعان سابق جنگ به نحوی که باعث شرمنده گی است در انکار باورهای گذشته شتاب نشان داده و به منتقدان "دوباره حيات يافته" ی کاخ سفيد تبديل ميشوند.  اين روزها فقط در انگلستان، يا مشخص تر در کاخ نخست وزيری است که برای سياست هايی که به شدت بی اعتبار شده است گوش شنوا پيدا ميشود. من اوايل اين ماه درست زمانی از موصل به لندن برگشتم، که بلر در ضيافت مهمانی سخنرانی می کرد. نخست وزير در حالی که به روش متدوال خود مثل هاگ گرانت به افسونگری مشغول بود نشان داد که بعد از اينهمه سال جنگ نه چيزی را فراموش کرده و نه چيزی ياد گرفته است. مفاهيم غلط پشت هم از لب های بيرون می ريخت. برخلاف نظر جنرال ها و تمام نظرسنجی های مربوط به ارزيابی افکار عمومی در مورد عراق، او اين ايده را که خصومت با اشغال مقاومت باعث اشتعال مقاومت مسلحانه در عراق می شود، رد می کرد. به جای آن مطابق قصه ها در جستجوی شيطان مجسم بود، که از شرق سر بر می آورد. حرفهای بلر حتی در مقياس تئوریهای توطئه رايج در خاورميانه کودکانه بود. بلر همه جا دستهای پنهان را می ديد:

"نيروهايی در خارج عراق که سعی می کنند فاجعه بيافرينند." يک کارشناس سياست عراق و لبنان به من گفت:  خطرناک ترين اشتباه در خاورميانه امروز اين است، که تصورکنيم جوامع شيعه عراق و لبنان دست نشانده گان ايران هستند.  ولی اين درست آن چيزی بود، که نخست وزير می گفت. اين واقعيت که بزرگ ترين مليشه های شيعه در عراق، ارتش مهدی مقتدی صدر  يک نيروی ناسيوناليست است به آسانی ناديده گرفته می شود. اين تصور نادرست از نظر سياست عملی مهم است، زيرا اين افسانه خطرناک را تقويت می کند، که اگر آمريکا و بريتانيا ايرانیها و سوریها را بترسانند يا محدود کنند همه چيز درست می شود و دست نشاندگان شيعه آن ها در عراق و لبنان به ناگزير به راه می آيند.

به شيوه کاملاً بريتانيايی [و نيز آمريکايی. ويراستار آمريکايی] مخالفان جنگ عراق نه روی حوادث جاری بلکه روی خطاهای گذشته حکومت در رابطه با کشيدن ما به جنگ عراق متمرکز شده اند. ترديدی نيست که عمل داونينگ استريت غلط بود که وانمود می کرد صدام حسين سلاح کشتار جمعی دارد و تهديدی برای جهان است، در حاليکه ميدانست چنين نيست. ولی تاکيد بر علل جنگ عراق توجه را از اين واقعيت منحرف می کند(اگربيانيه های دولت مبنا قرار بگيرد) دولت بريتانيا در سال 2006 هم مثل سال 2003 اصلاً نمی داند درعراق چه می گذرد. تصويری که بلر از عراق به دست می دهد، در تمام موارد، مطلقاً با واقعيات منطبق نيست. برای مثال او می گويد عراقیها "آشکارا به يک حکومت غير فرقه ای رای دادند"، ولی در عراق همه ميدانند که رای ها در هر دو انتخابات پارلمانی 2005 تماماً در خدمت منافع فرقه ای و قومی بود.

انتخاباتها شليک آغاز جنگ داخلی در عراق بودند. بلر خيره سرانه اين واقعيت را رد می کند که اشغال عراق توسط آمريکا و بريتانيا علت اصلی شورش است. فرمانده ارتش بريتانيا، جنرال ريچارد دانات به اين علت در آستانه اخراج قرار گرفت، که با اشاره به نکته ای مبرهن موجب مزاحمت شده و گفته بود:"ما بايد خودمان را به زودی بيرون بکشيم، زيرا حضور ما مشکل امنيتی را تشديد می کند."

عراق کشوری است، که بسيار بد پيچيده است، اما سريع ترين راه برای درک مهم ترين ويژه گی سياست آن اين است که نگاهی به ارقامی بيندازيم، که يکی از آخرين نظر سنجی های گروه مستقر در آمريکا WorldPublicOpinion.org در پايان سپتامبر به عمل آورد. اين ارقام نشان ميدهد چرا دانات درست ميگويد وحرف بلر نادرست است. نظرسنجی نشان داد 92 درصد سنی ها و 62 درصد شيعه ها در نظر سنجی آغاز سال، 42 در صد شيعه ها حمله به نيروهای آمريکايی را تاييد ميکنند. تنها کُردها هستند که از اشغال حمايت می کنند. 78 درصد تمام عراقیها فکر می کنند حضور آمريکا نه باعث جلوگيری از درگيری بلکه باعث تشديد آن ميشود، و 71 درصد خواهان آنند که آمريکا در عرض يک سال عراق را ترک کند. بزرگ ترين و مخاطره آميزترين تحول عراق در سال جاری رشد خصومت شيعه نسبت به حضور آمريکايیها و بريتانيايی هاست. معمولا می گفتند حضور نيروی آمريکا اقلاً مانع جنگ داخلی است، ولی با کشته شدن 1000 عراقی در هفته، واضح است که اشغال در اين امر هم ناتوان بوده است.

 برعکس اين اشغال بود که خود به شعله ور شدن جنگ داخلی جاری کمک کرد. منظور من اين نيست که کسی در واشنگتن يا لندن عراقیها را به جان هم انداخت. اين حقيقت دارد که در عراق بعد از صدام تصادماتی بين بخش های شيعه، سُنی و کُرد بوجود می آمد که احتمالاً به خشونت هم آميخته ميشد. ولی عراقیها را مجبور کردند که تصميم بگيرند مخالف يا موافق تجاوز خارجی هستند. بخشهای سنی از آغاز قصد نبرد با اشغال خارجی را داشتند. کردها از آن استقبال ميکردند، و شيعه ها با آمريکا و بريتانيا فقط تا آنجا همکاری ميکنند که در خدمات منافع آن ها باشد. ميهن پرستی و نفع پرستی فرقه ای در هم آميخته شد. قبل از سال 2003 سنی ها ممکن بود به يک شيعه به چشم عضو يک فرقه متفاوت نگاه کنند، ولی وقتی جنگ شروع شد به او به چشم يک خائن به کشور خويش نگاه ميکردند.

البته بوش و بلر ميگويند اشغال نيست. ظاهراً در ژوئن 2004 حاکميت را به عراق پس دادند. ولی در واقعيت قدرت قوياً در دست آمريکا و بريتانيا باقی ماند. نوری مالکی نخست وزير عراق گفت او بدون اجازه نيروهای آمريکايی و انگليسی نمی تواند يک دسته سرباز را از جا حرکت بدهد. مقامات موصل حرف او را تاييد کردند و گفتند بدون اجازه نيروهايی آمريکايی حق انجام عمليات نظامی ندارند.

يک حقيقت پنهان در پشت اشغال عراق وجود دارد که توضيح ميدهد چرا اشغال به اين فاجعه انجاميده است. در سال 1991 بعد از اولين حمله آمريکا دليل اصلی بوش پدر برای اين که به بغداد نرفت اين بود، که می ترسيد سرنگون کردن صدام به انتخاباتی بيانجامد که گروه های شيعه طرفدار ايران در آن برنده ميشدند.

هيچ نتيجه ای بدتر از اين را واشنگتن نمی تواند به تصور آورد. بعد از گرفتن بغداد در سال 2003 آمريکا با همين مشکل روبرو شده است. بسياری از پيچش های سياست آمريکا در عراق از آن ببعد اين بوده است که به اقدامات پوششی دست بزند که از تسلط اکثريت شيعه بر عراق جلوگيری کرده و يا آن را تضعيف کند.  بيش از يک سال است که سفير آمريکا در بغداد زلمی خليل زاد سعی می کند با سنی ها به آشتی برسد: آوردن سياستمداران آن ها به دولت، تغيير قانون اساسی فدرال و آغاز گفتگوهای محرمانه با نيروهای مقاومت مسلح سنی. او شکست خورده است. حمله به نيروهای آمريکا رو به افزايش می رود. تعداد کشته ها و مجروحان آمريکا مجموعاً اکنون تقريبا ماهی 1000 نفر است. ولی ايالات متحده حالا جنگ با ارتش مهدي، بزرگ ترين قوتهاي شيعه را تشديد کرده است. حکومت عراق تنها وقتی ميتواند مشروعيت وآزادی عمل داشته باشد که نيروهای آمريکايی و بريتانيايی عقب نشينی کرده باشند. واشنگتن و لندن مجبورند بپذيرند که اگر عراق اساساً بتواند بماند، يک فدراسيون شل تحت کنترول اتحاد شيعه کرد خواهد بود زيرا آن ها با هم 80 درصد جمعيت را تشکيل ميدهند. ولی به علت محاسبات نادرست بوش و بلر آينده عراق نه در مذاکرات بلکه در ميدان جنگ تعيين خواهد شد. در حالى كه خشم وانزجار سني‌هاى عراق نسبت به اعدام صدام، اين كشور را فرا گرفته است مقامات دولت عراق اعلام كردند كه در سال 2006 مجموعاً 16 هزار و 273 غير نظامي، سرباز و افسر پوليس در اثر خشونت و درگيرى در اين كشور جنگ زده كشته شدند. اين در حاليست كه اين ميزان در مقايسه با آمار كشته ‌شده گان كه از سوى خبرگزارى آسوشيتدپرس اعلام شده 2500 تن بيشتر است.  سرشماري ‌هاى صورت گرفته از سوى وزارتخانه‌هاى صحت ، دفاع و داخله عراق حكايت از آن دارد كه مجموعا 14 هزار و 298 غير نظامي، 1348 افسر پوليس و 627 سرباز در جريان درگيري‌ها و خشونت‌هاى سال 2006 اين كشور كشته شدند. آمار تلفات جنگ و خشونت در عراق در سال 2006 طبق برآوردهاى خبرگزارى آسوشيتدپرس مجموعاً 13 هزار و 738 تن اعلام شده است. آسوشيتدپرس مبناى برآورد خود را گزارش‌هاى روزانه‌ى از مرگ و مير در عراق قرار داده است. سازمان ملل اعلام داشت كه روزانه 100 عراقى بر اثر درگيرى و خشونت‌هاى فرقه ‌يى در عراق جان مي ‌بازند به عبارت ديگر ميزان تلفات در اين كشور ساليانه 36 هزار و500 تن است.  به دنبال اعدام ديكتاتور سابق عراق كه موجى از اعتراضات را در پى داشت، در سامرا فردى شرور موانع امنيتى دور مرقد يكى از امامان شيعه را پشت سر گذاشت و با در دست داشتن تابوت ساختگى و تصوير صدام به درون مرقد هجوم برد. ده ماه پيش گروه‌هاى سنى افراطى حرم امام حسن عسکرى را بمب گذارى كردند. اين اقدام به حملات تلافي‌ جويانه ميان گروه‌هاى سنى و شيعه به شكل بمب گذاري‌ هاى روزانه، آدم‌ ربايى و جنايت و آدم كشى دامن زد. عراق در شرايطى صحنه‌ى اعتراض برخى گروه‌ هاى سنى به اعدام صدام بود، كه نيروهاى ارتش آمريكا در حمله به برخى دفاتر يكى از رهبران عالى رتبه‌ى سنى 6 عراقى را كشتند. اين در حاليست كه اغلب سني‌ها تا پيش از اجراى حكم اعدام ديكتاتور مخلوع عراق از شبه نظاميان سنى حمايت مي‌كردند اما در عين حال از نقش مستقيم در خشونت‌هاى فرقه ‌يى پرهيز كردند با وجود اين به نظر مي ‌رسد، كه اعتراضات كنونى كه رو به گسترش است از رشد نظامي ‌گرى در عراق حكايت دارد. جانيس كارپينسكى مسوول سابق بازداشتگاههاى تحت كنترول آمريكا در عراق، فاش كرد: "دونالد رامسفلد" وزير دفاع سابق آمريكا مستقيما" دستور وحشيانه ‌ترين شكنجه زندانيان در زندان "ابوغريب" را صادر مي‌كرد. اين نظامى زن كه پس از فاش شدن دامنه گسترده شكنجه ‌گرى نظاميان آمريكا در عراق براى كاهش انزجار افكار عمومى جهان از كار بركنار شد در مصاحبه با روزنامه"ال پائيس" اسپانيا افزود:با چشمان خود نامه غيررسمى وزارت دفاع آمريكا را، كه امضا و دستخط شخص رامسفلد در آن به‌چشم مي‌خورد ديدم، كه در آن دستور بكارگيرى روش‌هاى سخت بازجويى همراه شكنجه زندانيان عراقى را صادر كرده بود.  پايگاه اينترنتى روزنامه ليبراسيون كه اين مصاحبه را منتشر كرده، به‌نقل از كارپينسكى افزوده است: در حاشيه اين نامه نوشته شده بود "اطمينان حاصل كنيد كه حتماً به اين دستورات عمل شود".

اين جنرال سابق ارتش آمريكا گفت: در دادگاهى كه نوامبر گذشته در مورد شكنجه زندانيان ابوغريب و گوانتانامو از سوى شاكيان كه وكلاى حقوقى بين‌المللى بودند تشكيل شده بود، به‌عنوان شاهد، رسماً رامسفلد و بسيارى از افسران ارشد آمريكايى را مسؤل شكنجه و بدرفتارى با زندانيان معرفى كردم.

روشهاى شكنجهء دستور داده شده توسط رامسفلد عبارت از سرپا نگهداشتن زندانيان به مدت طولاني، ممانعت از خوابيدن، اخلال در ساعات تغذيه، پخش موسيقى با صداى بلند ناهنجار در سلول، و ايجاد مزاحمت‌هاى توانفرسا براى آنان بود. وى درباره آغاز عمليات شكنجه در عراق گفت: همه چيز از سپتامبر ‪۲۰۰۳ و با بازديد جنرال "جفرى ميلر" فرمانده ارشد زندان گوانتانامو از زندانهاى عراق آغاز شد. رامسفلد، ميلر را به ‌عراق فرستاده بود تا به اعضاى كادر اطلاعات ارتش آمريكا در عراق، جديدترين فنون سخت بازجويى مورد كاربرد در گوانتانامو را ببياموزد. عكسهايى كه از شكنجه‌ هاى وحشيانه در ابوغريب در سطح جهان منتشر شد، به بازجوييهاى بسيار بي ‌رحمانه مربوط نيست، بلكه اين تصاوير پس از بازجويى و براى وارد كردن فشار روانى بر ساير زندانيان گرفته مي‌شد.  بازجوييها بگونه‌ اى بي رحمانه بود، كه اگر عكس‌ها در زمان بازجويى گرفته مي‌شد مطمئناً هرگز براى عموم منتشر نمي‌شد.

من دخالت مستقيم و آمرانه رامسفلد را در اين جنايت فاش مي‌كنم زيرا در ماجراى شكنجه زندانيان ابوغريب، مسئولان واقعى اين اعمال از سوى پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا) از تحقيق مصئون ماندند.  اين واقعاً ناراحت ‌كننده است كه در دوسيه جنايي، افراد غيرمسئول كه بي‌گناهى آنها مورد تاييد است، متهم معرفى مي ‌شوند تا به متهم واقعى فرصت فرار داده شود كه اين واقعاً نمونه ‌اى بارز از غفلت عمدى است.  جنرال كارپينسكى از ميان فرماندهان نظامى آمريكائى حاضر در عراق تنها مسئول نظامى بود، كه ارتش آمريكا وى را به جرم شكنجه و بدرفتارى با زندانيان زندان ابوغريب عراق مجازات كرد.  ديده ‌بان حقوق ‌بشر نيز پيشتر اعلام كرده بود: بر پايه اعترافات سربازان آمريكايى بين سالهاى، ۲۰۰۳ - ۲۰۰۵ زندانيان عراقى در زندانهايى كه توسط نيروهاى آمريكايى اداره مي‌شد مطابق روال عادى تحت ضرب و شتم شديد، محروم شدن از خواب و ساير رفتارهاى خشونت ‌آميز غير انسانى قرار گرفته ‌اند. هر سربازى كه از اين دستورها سرپيچى يا از آن شكايت مي ‌كرد طرد يا اخراج مي ‌شد. اين سازمان به عكسهاى تكان ‌دهنده‌ اى كه در سال ‪۲۰۰۴ از شكنجه زندانيان عراقى بدست ماموران آمريكايى در سطح جهان پخش شد، اشاره مي‌كند.

انتشار اين عكسها رسوايى ديگرى را در دوسيه آمريكا در عراق و افغانستان رقم زد و انزجار عمومى عليه اين حكومت را در سطح جهان پديد آورد.  تاكنون ‪ ۱۱سرباز آمريكايى در اين رابطه محكوم شده ‌اند، اما هيچ افسر ارشد ارتش آمريكا تحت محاكمه قرار نگرفته است.  يكى از باز جويان زندان موصل درسال‪ ۲۰۰۴ به سازمان ديده ‌بان حقوق بشر اعتراف كرده كه مقامات مافوق به او و ساير بازجوهاى اين زندان دستور داده ‌اند، كه از انواع روش‌هاى شكنجه در مورد برخى از زندانيان استفاده شود.

ديده ‌بان حقوق بشر گفته است كه كشفيات اين سازمان گواه آن است كه بازجوييهاى همراه با شكنجه نمي ‌توانسته بدون مجوز از فرماندهى ارتش و مقامات مافوق انجام شود. در حاليكه در اين قضايا همواره كانون توجه فقط بر سربازان دون پايه است. وزارت دفاع آمريكا "پنتاگون" تمام اين گزارش‌هاى مستند را منكر شده و گفته است كه در ‪ ۱۲دوسيه بررسى از اوضاع اين زندانها هيچ مجوزى براى شكنجه صادر نشده است. اما سازمان ديده ‌بان حقوق بشر همه اين ادعا ها را تكذيب كرده و تاكيد ورزيده، اعترافات مستدل و مستند سربازان آمريكايى از اوضاع زندانهاى عراق كاملاً اين حقايق تكان ‌دهنده را اثبات مي‌كند.

"جان سيفتون" تنظيم‌ كننده گزارش ديده ‌بان حقوق بشر درباره شكنجه ‌گرى نظاميان آمريكايى اعلام كرده است: آشكار است، كه رهبران نظامى و غيرنظامى مسئول شكنجه زندانيان در عراق هستند و اين افراد بايد تحت محاكمه قرار گيرند. روزنامه آمريكايى "واشنگتن پست" نيز چندى پيش در اين زمينه نوشت:

دولت (آمريكا) معتقد است شيوه‌هاى بازجويى مورد استفاده سيا، در زمره مسايل محرمانه بسيار حساس امنيت ملى است كه انتشار اين شيوه‌ها مي ‌تواند لطمه‌ هاى شديدى به كشور بزند. دولت آمريكا از اختيارات طبقه ‌بندى شده براى سرپوش گذاشتن بر عملكرد غير قانونى يا نا مساعد خود سوء ‌استفاده مي‌كند.

 به‌گفته زندانيانى كه زمانى در زندانهاى سيا بسر مي‌بردند، آنها با استفاده از شيوه‌هايى خشنى مانند بستن به تخته، گذاشتن كيسه پلاستيك بر سر و جارى كردن آب براى تداعى احساس غرق شدن، شكنجه شده‌اند.

با وجود بركنارى چند جنرال آمريكايى در عراق از جمله كارپينسكي، كه كاربرد شكنجه‌ها در زير مجموعه مسئوليت وى در عراق صورت گرفته بود، دولت آمريكا حاضر به پاسخگويى نشد.

اما دولت بوش با وارد كردن فشارهاى زياد بر سازمان ملل و كشورهاى پيگير تحقيق در اين زمينه، مانع بررسى پرونده شكنجه ‌گرى نظاميان خود و انگليس و همچنين وجود زندانهاى مخفى سيا در خارج از مرزهاى آمريكا شده است.  سازمان عفو بين‌الملل و ديده‌ بان حقوق بشر نيز از كميته مبارزه با شكنجه سازمان ملل خواسته‌اند، در قبال تصميم احتمالى واشنگتن براى مصونيت احتمالى شكنجه ‌گران آمريكايي، واكنش نشان دهد.

بررسي‌هاى ديده‌بان حقوق بشر درباره شكنجه ‌گرى آمريكا در عراق، افغانستان و گوانتانامو، نشان مي‌دهد دستكم ‪۶۰۰ نظامى و غيرنظامى آمريكايى در مواردى از بدرفتارى يا قتل زندانيان دست داشتند.

بر پايه اعلام ديده ‌بان حقوق بشر، دادگاه‌هاى نظامى آمريكا تنها ‪۵۴ تن از اين نظاميان شكنجه‌گر را به كمتر از يكسال زندان محكوم كردند.  تصاوير و فيلمهايى از زندانيان عراقى زنده و عريان روى هم انباشته شده يا يك زندانى سراپا پوشيده در پارچه سياه كه در كنار يك نظامى آمريكايى كه با از دست دادن تحمل در مقابل شكنجه‌ها، سر خود را محكم به ديوار مي‌كوبد در سال‪ ۲۰۰۴ جهان را تكان داد.

افزون بر اين موارد، گزارشهاى انتشار يافته در رسانه‌ هاى خبرى غرب، نشان مي ‌داد نظاميان آمريكايى و انگليسى مطابق دستور فرماندهان خود براى اخذ اعتراف، شمارى از زنان زندانى عراقى يا همسران مردان زندانى را مورد هتك حرمت قرار داده‌اند. شكنجه ‌گران آمريكايى و انگليسى پس از انتشار ناخواسته "عكسها و فيلمهاى يادگارى خود در كنار قربانيان شكنجه روى اينترنت و روزنامه ‌ها، اين اقدامات را انجام وظيفه سازمانى روزانه خواندند كه گزارش كامل آنها تسليم مقامات شده است.

 از سوى ديگر بنا بر اعلام سازمان‌هاى بين‌المللي، سرنوشت هزاران زندانى ديگر در ابوغريب يا ديگر زندانهاى آمريكا خارج از اين كشور پنهان است، اما معدود نجات يافتگان از شكنجه‌ ها و زندانهاى مخفي، ابعاد هولناك شكنجه ‌گريهاى نظاميان آمريكايى و انگليسى درباره زندانيان بي ‌نام را افشا كرده‌اند. همچنين مقامات بلند پايه برخى كشورهاى اروپاى شرقى و سازمانهاى حقوق بشر تاييد كرده ‌اند، سازمان سيا در عمليات ادامه ‌دار فوق محرمانه، صدها نفر را با اتهامهاى اثبات نشده تروريستى بازداشت و به زندانهاى خود در خارج از آمريكا منتقل كرده، ولى مقامات اين كشور حاضر نيستند در اين‌باره سخنى بگويند.

با آنكه نظاميان بلند پايه و دون ‌پايه آمريكايى بار ها در دادگاه اعتراف كرده ‌اند بر اساس دستورالعمل معمول سازمانى و نظامي، مسوول شكنجه و انتخاب آزادانه نوع آن بوده‌اند، سازمان سيا و وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون) به‌عنوان مسوول مستقيم چنين اقداماتي، از پذيرش چنين حقيقتى سرباز زده‌اند.

اما كاخ سفيد براى كاهش فشارها و پس از اينكه عكس شكنجه زندانيان عراقى در ابوغريب، آنرا يك "اتفاق" و عاملان شكنجه را "متمرد" و حتى "بزهكار" ناميد. سخنگوى سازمان ملل نيز چندى پيش اعلام كرد: فيلمهاى شكنجه عراقيها در زندان ابوغريب بغداد، شديداً نا راحت ‌كننده است. موضع سازمان ملل در برابر سوء استفاده ‌هاى انجام شده در ابوغريب مشخص است. سازمان ملل اين صحنه ‌ها را عميقاً نا راحت ‌كننده مي ‌داند. وى ابراز اُميدوارى كرد در مورد اين صحنه‌ ها، كه از درون زندان ابوغريب فيلمبردارى شده و به اعتراف رسانه ‌هاى غربى سربازان آمريكايى را در حال "آدمكشي، شكنجه و تحقير جنسى" نشان مي‌دهد تحقيقات فورى انجام شود.  برخلاف ديدگاه دوجاريك، تاكنون آمريكا، هرگونه تحقيق بين‌المللى يا حتى بررسى موسسات آمريكايى را در اين زمينه رد كرده است. دولت آمريكا، پنتاگون و سازمان سيا، كه در كنار دولت انگليس مسوول مستقيم اين شكنجه ‌ها هستند نگران افشاى ابعاد گسترده‌ تر، ولى پنهان اين اقدامات بويژه در زندانهاى فرامرزى آمريكا هستند.  "دوروتا كريمتساز" سخنگوى اين كميته در اين زمينه گفته است: تصاوير زندانيان ابوغريب نشان مي‌دهد حقوق بشر در اين زندان كاملا نقض شده است. انگليس شريك آمريكا در اشغال عراق و شكنجه مردم اين كشور نيز در اين زمينه با آمريكا همكارى گسترده‌اى دارد.

اظهارات اخير جورج بوش در ويتنام، كه به سرزمين فجايع دهشتناك سربازان آمريكايى معروف است، نشان داد كه دولت فعلى آمريكا بسيارى از درس‌هاى جنگ ويتنام را به خوبى فراگرفته است، اما استبداد حاكم در مفاهيم سياسى اين كشور عامل اصلى عدم استفاده ‌ى سردمداران كاخ سفيد از تجربه‌هاى تلخ گذشته است. بوش به صراحت در هانوى اعتراف كرد كه بايد از درسهاى جنگ ويتنام براى حل بحران‌ ها‌ در عراق استفاده كرد، اين يك سخن تاريخى است كه در تاريخ شكستهاى آمريكا به ثبت خواهد رسيد.

روزنامه ى الاهرام -چاپ مصر- با ارايه ‌ى مقاله ‌اى در ارزيابى سفر بوش به ويتنام با تيترى تحت عنوان بوش و عبرت از جنگ ويتنام‌ مي‌نويسد:‌

اظهارات بوش در هانوى نشان داد كه دولت فعلى آمريكا درگير يك بحران واقعى در عراق است، بحرانى، كه هر روز نسبت به روز ديگر درحال گسترش است و اگر اقدامات جدى براى متوقف ساختن ارابه‌ ى قتل، بحران، هرج و مرج و ناامنى در عراق نشود، مطمئناً تجربه ‌ى تلخ ويتنام بر فراز آسمان عراق سايه خواهد افكند و خاك اين كشور به سرزمين فجايع دهشتناك ديگرى براى سربازان آمريكاى تبديل خواهد شد.

 گرداب خشونت و مرگ در عراق به حدى رسيده است كه همه را از بزرگ و كوچك در خود مي ‌بلعد و اگر براى حل معضلات و بحرانهاى عراق اقدامى نشود اين گرداب مرگ كل اين كشور را در خود خواهد بلعيد و دهان دهشتناك خود را به سوى كشورهاى منطقه خواهد گرفت. متاسفانه همان طور كه گفتيم استبداد موجود در مفاهيم سياسى آمريكا منجر به آن شده است، كه اين كشور در حل بحران عراق دير اقدام كند و ملت مسلمان اين كشور را بيش از آن كه سربازان خود را فدا كند، فدا كرده است.

اولين درسى كه آمريكا بايد از تجربه ‌ى خود در ويتنام بياموزد آن است، كه نميتوان با منطق زور و سلاح بر مقاومت ملتهايى، كه براى آزادسازى خاك خود از دست اشغالگران مي‌جنگند، پيروز شد. تجربه ‌ى دوم آن است كه بوش بايد به جاى آنكه تمام اميد خود را به عنصر زمان جهت پيروزى فرهنگ كذايى كاخ سفيد بر فرهنگ خصومت و بديها ببندد، بهتر است به تغيير ريشه ‌يى و حقيقى در سياستهاى خود در عراق اقدام كند و در راس اين تغييرات واقعى و ريشه ‌يى كنار گذاشتن سياست طائفه ‌گرى در عراق است سياستى، كه در حال حاضر دولت بوش جهت موفقيت روند سياسى جارى در عراق آن را دنبال مي‌كند.

متاسفانه سياست فعلى آمريكا كه بر عنصر اختلاف افكنى ميان طوائف مختلف عراقى مبتنى است منجر به ايجاد خشونت طوائفى در عراق شده است و بهاى اين خشونتها را ده‌ ها تن از مردم عراق اعم از كودكان و زنان مي ‌دهند. از مهمترين پيامدهاى خطرناك سياست فعلى آمريكا در عراق كه بر تبعيض طوائيفى نيز متكى است آن است، كه اين كشور به سمت و سوى تجزيه و تقسيم حركت مى كند و به كشورهاى كوچكترى تقسيم مى شود.

تنها راه خروج آمريكا از بحران عراق جز با تعيين جدول زمانى مشخص جهت عقبنشينى نيروهاى اين كشور از عراق محقق نخواهد شد، كه البته اين جدول زمانى بايد براصول كاملاً مشخصى پيريزى شود و به مثابه‌ ى آن نباشد، كه دولت آمريكا از تعهدات و مسووليتهاى خود در قبال عراق تخطى كند، زيرا اين دولت از همان زمانى كه اين كشور را به صورت نا مشروعى به اشغال خود درآورد مسووليتهايى را در قبال ملت عراق به عهده گرفت كه تا به امروز نتوانسته است هيچ يك از اين تعهدات‌ را جامه‌ ى عمل بپوشاند.

يكى از اين تعهدات آمريكا برقرارى امنيت و ثبات در عراق به واسطه‌ ى آموزش نيروهاى عراقى و تشكيل يك ارتش منظم و قوى است البته پيش از همه‌ى اين مسووليتها مسووليت تشكيل يك حكومت قدرتمند فعال در عراق وظيفه‌ى آمريكا بود، كه متاسفانه به اعتقاد بسيارى ازجمله سردمداران كاخ سفيد اين امر محقق نشده است و مردم عراق از يك دولت منتخب مردمى قوى و فعال، كه بتواند اوضاع سياسى و اقتصادى اين كشور را سرو سامان دهد برخوردار نشده ‌اند. متاسفانه سياستهاى دولت آمريكا در عراق بسيار ناشيانه بود به طورى كه اين كشور با دنباله ‌روى كور كورانه از تعريفهاى سياسى محافظه ‌كاران كاخ سفيد و مسوولان و رهبران ‌آمريكايى كه تحت اداره‌ى انجمنهاى يهودى آمريكايى اداره مي‌شوند عراق را به مرحله‌اى رساند كه به يك گرداب مرگبار تبديل شده است گردابى، كه كل منطقه را تهديد مي‌كند و نه تنها عراق را در قعر جهنم جنگهاى داخلى خواهد كشاند، بلكه كل منطقه را با اين خطر بسيار بزرگ مواجه خواهد ‌ساخت.

 اگر دولت آمريكا بخواهد به سياستهاى فعلى خود در عراق ادامه دهد و همچنان بر منطق يك جانبه گرايانه‌ى خود در اين كشور اصرار ورزد هيچ يك از بحرانهاى اين كشور حل و فصل نخواهد شد. متاسفانه دولت بوش همچنان معتقد است، كه بحران عراق رويارويى ميان آزادى و تروريسم است و بايد آزادى بر تروريسم پيروز شود. اين اعتقاد پوچ كه بيشتر به شعر و قصه و خيال شبيه است، نمي ‌تواند امنيت و ثبات را براى مردم زجر كشيده‌ى اين كشور تامين كند. دولت آمريكا بايد به جاى منطق پوچى كه در عراق دنبال مي‌كند به فكر راه‌هاى اساسى و واقعى جهت حل بحران عراق باشد در غير اين صورت پايان كار آمريكا درعراق چيزى بسيار بدتر از ويتنام خواهد بود و مردم اين كشور بهاى آزادى كشور خود از دست اشغالگران را بسيار گرانتر از مردم ويتنام خواهند داد.

بيش از آنكه كشورهاى اروپايى به فكر حل بحران عراق باشند و نگران تاثير گذارى اين بحران بر معادلات سياسى و اقتصادى خود باشند، اين كشورهاى منطقه هستند كه بايد با احساس اين نگرانى در صدد حل بحران عراق باشند هر چند سياستهاى آمريكا به گونه‌اى بوده است، كه به هيچ يك از كشورهاى منطقه چون ايران و سوريه اجازه نداده است اقداماتى براى حل بحرانهاى اين كشور كنند. اما ديگر كشورهاى منطقه به خصوص كشورهاى عربى بايد زودتر از آنكه عنصر زمان را از دست دهند به اقدامات لازم جهت جلوگيرى از وقوع جنگهاى داخلى در عراق دست زنند، در غير اين صورت پيامدهاى بحرانهاى داخلى عراق بيشك در وهله‌ى اول گريبانگير اين كشورها خواهد شد.

هزينهء سرسام‌آور جنگ، فشار كنگرهء آمريكا بر دولت و ناخشنودى مردم عراق و افكار عمومى جهان از تحولات اين كشور... گرچه تمامى اين موارد اكنون عرصه را بر دولت جورج بوش، رييس‌جمهورى آمريكا تنگ كرده است، به نظر مي‌رسد جبههء جمهوريخواهان قصد عقبنشينى از سياستهاى خود در عراق را ندارد. در حالى كه بوش درصدد است براى پيشبرد جنگ در عراق و افغانستان بودجه‌اى مابين 127 تا 160 ميليارد دالر ديگر درخواست كند، ديك چني، معاون وى اعلام كرد. آمريكا هنوز قصد ترك گفتن عراق، اين سرزمين اشغال شده را ندارد. البته اين رقم شامل 70 ميليارد دالرى كه پيش از اين كاخ سفيد درخواست كرده بود و در بودجهء 2007 تصويب شده، نمي‌شود. در پى درز اين خبر به رسانه‌ها، بسيارى از روزنامه‌هاى آمريكايى بودجهء اخير را پر هزينه ‌ترين تقاضاى دولت بوش توصيف كردند. به نوشتهء اين رسانه‌ها كنگره‌اى كه اكثريتش متعلق به جمهوريخواهان بود از سال 2001 تاكنون 502 ميليارد دالر براى سياستهاى جنگطلبانهء بوش تحت عنوان نبرد عليه ترور اختصاص داد، كه دو سوم اين مبلغ در عراق هزينه شده است.

طبق بررسيهاى جديد اين در حالى است كه وزارت دفاع آمريكا براى تداوم حضور نظامى در افغانستان و عراق به بيش از يكصد و بيست ميليارد دالرى نياز خواهد داشت. مجلهء اشپيگل در اين باره نوشت اين مبلغ تنها كف بهاى پيشبينى شده از سوى وزارت دفاع است و احتمالاً با توجه به درگيريها و اصطكاك روزافزون نيروهاى آمريكايى در اين دو كشور اين رقم افزايش يابد با اين حال با وجود هزينهء گزاف و فشار شديد اعضاى جديد دموكرات كنگره براى تعيين جدول زمانى جهت خروج نيروهاى آمريكايى از عراق، دولت بوش اعلام كرد كه فعلاً هيچ قصدى براى عقبنشينى از اين كشور ندارد.

در اين راستا، چنى در سخنرانى خود در انجمن وكلاى محافظه‌كار آمريكا اظهار كرد: عقبنشينى از عراق موجب ترغيب خشونتهاى تروريستى خواهد شد.  معاون بوش گفت: نيمه ‌تمام گذاشتن كار، بار ديگر تروريستها را متقاعد خواهد كرد، كه با آزاد شدن كشورها و به هنگام مواجه شدن با خشونت و ارعاب، آمريكا دوستان و منافع خود را رها مي‌كند.از ديگر سو پنتاگون نيز اعلام كرد كه اوايل سال 2007 ميلادى 57 هزار سرباز تازه‌ نفس را راهى عراق خواهد كرد و اين نيروها جايگزين سربازانى مي‌شوند كه براى خروج از عراق لحظه ‌شمارى مي‌كنند. اين اقدامات در حالى صورت مي ‌گيرد، كه طبق نظرسنجيهاى اخير اكثريت مردم آمريكا خواهان عقبنشينى هرچه زودتر نيروهاى كشورشان از ميدان جنگ هستند.  نخست وزير انگليس اعتراف كرد كه حملهء آمريكا و انگليس به عراق يك فاجعه بوده است با اين حال تاكيد كرد كه نيروهاى انگليسى خروج زودهنگامى از عراق نخواهند داشت. تونى بلر، در گفتگو با شبكهء انگليسى زبان شبكهء الجزيره، صادقانه ‌ترين اعترافات را در خصوص ادامهء بحران در عراق اظهار كرد.

 استفاده ازمنابع خبري .

 

نوشته : وطن پور

7 january 2007 17:52:36

حقيقت دروغ