شبنم بهاري
جنگ که برنده آن بازنده است
رييس جمهور آمريكا و مشاوران وي با نا اميدي تمام سعي دارند تا خود را از عواقب مهلك دروغهاي مكرري، كه تاكنون بيان كردهاند، كنار بكشند نشريه «تونس هبدو» با انتشار مقاله اي اظهار كرده است زرنگي و حقههاي بوش و ديگر مقامات دولت وي سودي براي آنها ندارد و دروغهاي بيشمار آنها دير يا زود برملا خواهد شد. بوش كه سياستهاي خارجي خود را تحت نفوذ صهيونيسم طراحي ميكند، از زمان حمله به عراق به طور مداوم شكستهاي فراواني را متحمل شده است. در گزارش اخيري، كه از سوي دو تن از متخصصان سياسي آمريكا به چاپ رسيد، عنوان شده است، كه حمايت آمريكا از اسراييل باعث بر افروختن خشم اعراب و مسلمانها عليه آمريكا گشته و امنيت اين كشور را به مخاطره انداخته است. تا كنون هيچ گروه يا سازمان ذينفعي نتوانسته به اندازه صهيونيسم در شكلدهي سياستهاي خارجي آمريكا در جهت اهداف و منافع خود تأثيرگذار باشد. با وجود اين كه سياستهاي فوق همواره با منافع ملي مردم آمريكا در تضاد بودهاند، مقامات اين كشور با ارايه دروغهاي فراوان سعي كردهاند به مردم اين كشور چنين القاء كنند، كه منافع اسراييل و آمريكا يكسان هستند. مردم آمريكا و ديگر كشورهاي جهان بهاي گزافي را براي دروغهاي آمريكا و بوش پرداختهاند. بيش از 100 هزار عراقي به خاطر دروغهاي جورج بوش جان خود را از دست دادهاند و حدود 3000 آمريكايي نيز در اثر دروغهاي رييس جمهور خود كشته شدهاند. هزينه ميلياردها دالر درجنگ عراق و افغانستان نيز يكي ديگر از تبعات منفي دروغهاي بيشمار رييس جمهور آمريكاست. «جورج هارليگ»، سياستمدار مشهور آمريكايي، كه در دولتهاي «نيكسون» و «ريگن» صاحب منصب بود درباره خصلت دروغپردازي جورج بوش ميگويد:
هر چند از قبول اين واقعيت انزجار دارم، اما بايد پذيرفت كه رييس جمهور آمريكا به شكل بيمار گونه اي دروغ ميگويد و عوامفريبي وي حتي از زمان رياست جمهوري «نيكسون» نيز فراتر رفته است.
اكثر جمهوريخواهان و دموكراتهاي كنگره نيز اين خصلت بوش را پذيرفته اند. آنها عقيده دارند به علت دروغهاي بوش درباره عراق جمهوريخواهان از انتخابات آينده شكست خواهند خورد. يكي از جمهوريخواهان كه خواست نامش فاش نشود، اعلام كرده است حزب جمهوريخواه در انتخابات آينده نه از سوي دموكراتها، بلكه از جانب رييس جمهور شكست خواهد خورد. وي در ادامه سخنان خود تصريح كرده است مانع و مشكل عمده جمهوريخواهان در انتخابات آينده مشخص جورج بوش است.
اما جورج بوش و حاميان وي براي نجات خود از گرداب دروغهايشان نه تنها دروغگويي و عوامفريبي را كنار نميگذارند، بلكه هنوز به دروغهاي بيشتر متوسل ميشوند. تمامي مقامات دولت بوش درباره جنگ عراق دروغ گفتند و هيچ استثنايي در اين باره وجود ندارد. وقتي اخيراً آشكار شد كه جورج بوش براي توجيه حمله به عراق عمداً به افشاي اسناد محرمانه اهتمام ورزيده است، جمهوريخواهان نتوانستند از رهبر خود، كه به انحطاط اخلاقي متهم شده بود، دفاع كنند. در واقع آنها پذيرفته اند، كه در تاريخ آمريكا از جورج بوش به عنوان «اسطوره شكست» ياد خواهد شد. وجود تسليحات هسته اي و شيميايي در عراق دروغي بود كه جورج بوش براي توجيه سياستهاي استعماري خود از آن بهره برد. اكنون استقرار دموكراسي در عراق نيز دروغ بزرگتر ديگري است كه جورج بوش براي نجات خود به آن چنگ انداخته است، در حالي كه واقعيت كاملاً برعكس است. نه تنها در عراق دموكراسي وجود ندارد، بلكه خطر وقوع جنگ داخلي در اين كشور باعث به وجود آمدن بحراني غيرقابل كنترل شده است و اين بحران باعث كشته شدن حداقل 50 تن از مردم بيگناه در روز ميشود. رسوايي ديگر دولت بوش نقض حقوق بشر در زندانهاي آمريكايي خليج «گوانتانامو»، «افغانستان»، «عراق» و زندانهاي مخفي «سيا» در برخي كشورهاي اروپايي و عربي است. دولت بوش طبق عادت ديرينه خود و براي فرار از رسوايي فوق به دروغ متوسل شده و نقض حقوق بشر در زندانهاي خود را تكذيب ميكند. دروغهاي گسترده بوش تنها به موارد فوق ختم نميشود. رييس جمهور آمريكا حتي كشته شدن و موقعيت وخيم سربازان آمريكايي در «افغانستان» و «عراق» را تكذيب ميكند.
شكنجه زندانيان، نقض حقوق بشر، جرم و جنايت و كشته شدن افراد بيگناه همچنان ادامه دارد. هر چند بوش وقوع حوادث فوق را تكذيب ميكند، اما واقعيت اين است كه اين وقايع روزانه و به طور مكرر اتفاق ميافتد و مردم آمريكا بايد اين حقايق را بپذيرند.
جورج بوش و گروه جنگ طلب نئو محافظهكار وي ، باعث از بين رفتن اعتبار آمريكا شده اند. اين روند همچنان ادامه خواهد يافت زيرا در حال حاضر تنها راه براي احياي اعتبار از دست رفته آمريكا، متهم كردن و محكوميت جورج بوش به دليل فريب كنگره و مردم آمريكا براي آغاز تهاجم به كشوري است، كه هيچ گونه تهديدي براي آمريكا به حساب نمي آمد .
آمريكا تنها با مقصر دانستن بوش در اين تهاجم ميتواند خود را از ورطه سقوط نجات بخشد.
جمهوريخواهان كه به اعلام جرم عليه «بيل كلينتون» به دليل دروغگويي درباره داشتن رابطه با «مونيكا لووينسكي» علاقمند بودند، اكنون چشمان خود را بر روي دروغگوييهاي به مراتب جدي تر جورج بوش بسته اند. اقدامات بوش باعث مرگ دهها هزار نفر و جراحت و نقص عضو دهها هزار نفر ديگر، نابودي يك كشور، از دست رفتن اعتبار آمريكا، ايجاد نفرت از آمريكا در بين يك ميليارد مسلمان، به هم خوردن رابطه با اروپا، بوجود آمدن حكومت نظامي در كشور و هدر رفتن 300 ميليارد دالر از بودجه اين كشور شده است.
اعتبار امريكا به حدي تنزل يافته است كه حتي از دست نشاندههاي آن نيز كاري برنمي آيد. اقدامات ضد امريكايي كه باعث ايجاد آشوب در شهرهاي افغانستان شده است، «حامد كرزي» را بر آن داشته كه استقلال كشور خود را رسماً اعلام كند. «كرزي» در اين اعلام استقلال، به اقدامات سربازان آمريكايي كه با اعمال خشونت و انجام اعمال احمقانه باعث گسترش آشوب شده اند، تأكيد كرد. وي خواستار نظارت بر فعاليتهاي نظامي آمريكا در افغانستان و نيز آزادي زندانيان افغان از زندان «گوانتانامو» شد.
در حال حاضر، مدارك فراواني براي متهم كردن جورج بوش به انجام جنايتهاي قرن موجود است. طبق بيانيه محرمانه دولت «بريتانيا»، كه روزنامه «ساندي تايمز» آن را فاش ساخت، جورج بوش قصد داشته با انجام عمليات نظامي حكومت «صدام حسين» را با توجيه همكاري «صدام» با «تروريستها» و در اختيار داشتن تسليحات كشتار جمعي سرنگون كند. اما موضوع به اين اهميت نبود. «صدام» تهديدي براي همسايگانش به حساب نمي آمده و قابليت كشور وي براي توليد سلاحهاي «كشتار جمعي» كمتر از «ليبي» و «كورياي شمالي» بوده است. به گفته څارنوال عمومي بريتانيا، تغيير رژيم عراق هيچ گونه سنديت قانوني براي اقدام نظامي نداشته است. سه احتمال را مي توان براي آن در نظر گرفت كه عبارتند از: دفاع از خود ، اقدامات بشردوستانه و اختيارات شوراي امنيت سازمان ملل. دو مورد اول را نميتوان در اين رابطه به حساب آورد وتكيه بر قطعنامه 1205 سازمان ملل كه مربوط به سه سال گذشته است نيز دشوار خواهد بود.
بيانيه فوق، تأييدي بر ادعاي ما است. پس چرا بوش قصد كناره گيري از قدرت را ندارد؟
آيا دموكراسي در آمريكا در حال نابودي است؟.
تروريسم داخلي خطرناکترند يا خارجي؟
كشورهاي غربي به سوي اغتشاش پيش ميروند و بايد كاري انجام دهند. ملتها و دولتها از هم جدا ميشوند. در چنين شرايطي، زمان آن رسيده كه مردم بپرسند «تروريسم» واقعاً چيست و پيش از آن كه دير شود تصميم بگيرند كه چه نوع تروريسمي را بايد از بين ببرند.
طي چند سال گذشته و به ويژه پس از يازده سپتامبر سال 2001، ترديدهاي بيشماري به وجودآمد. يكي از مهمترين سوالاتي كه همواره مطرح ميشود اين است، كه آيا جنگ عليه «تروريسم» در جبهه درستي در جريان است؟ واژة «تروريسم» مفهومي بسيار گسترده دارد و از نوع «دولتي» تا «فردي» را در برميگيرد. اما ما قصد داريم تنها به بخش كوچكي از آن اشاره كنيم و آن ترسي است كه در بين مردم به وجود آورده است. همچنين، قصد داريم عنوان كنيم كه آيا همانگونه كه دولت آمريكا ادعا ميكند جنگ عليه تروريسم حقيقتاً جهاني است و يا اين كه «محدود» و «داخلي» ميباشد. مبارزهاي كه بهتر بود به جاي كشيده شدن به كشورهاي ديگر در داخل آمريكا صورت ميگرفت. مقالهاي كه «گرادي فيلپات» اخيراً درباره ناحيهاي از آمريكا كه وي در آن زندگي ميكند و كودكاني كه به دليل وقايع اين منطقه نميتوانند از خانه بيرون بروند و بازي كنند، به رشته تحرير درآورده است، به اين نتيجه ميرسيم كه تروريسم واقعي در داخل آمريكاست. جرم وجنايت زندگي مردم را به شدت تهديد ميكند. طبق گزارش وزارت عدليه آمريكا در سال 2003، 24 ميليون نفر از افراد دوازده سال به بالا مورد آزار و اذيت و تعدي قرار گرفته اند و بيش از يك ميليون و سيصد هزار مورد قتل، سرقت و ساير جرايم خشونت آميز روي داده است يعني بهطور متوسط 475 مورد به ازاي هر يكصد هزار نفر. از اين موارد 16500 قتل بوده كه 7/1 درصد بيشتر از سال قبل و تقريباً معادل شش مورد در هر يكصد هزار نفر جمعيت مي باشد و از هر آمريكايي دوازده ساله به بالا يك نفر قرباني شده است.
خبرگزاري «آسوشيتدپرس» گزارش داد كه تعداد تخلفات خشونتبار در بسياري از شهرهاي آمريكا در حال افزايش است. تنها در «شيكاگو» 598 مورد قتل رخ داد كه هشتاد درصد از آنها با استفاده از اسلحه گرم بوده است. در «واشينگتن» نيز بيش از 41 هزار مورد قتل، سرقت و ساير جرايم روي داده كه معادل 6406 مورد درازاي هر يكصد هزار نفر است. اينها مواردي هستند كه ميتوانند سبب ايجاد وحشت عمومي شوند. در حقيقت بايد گفت اين قبيل اعمال تروريستي از سوي يك گروه سازمان يافته طراحي نشدهاند، بلكه توسط افراد يا گروههاي كوچك انجام ميشوند كه ترور مردم و زندگي توأم با وحشت ارمغان آنهاست. از اين رو تروريسم در آمريكا وجود دارد و لازم نيست حملهاي از خارج به خاك آن صورت گيرد.
مطمئناً، هدف دولت حمايت از مردم در برابر جنايات است و مهمترين بعد آن فراهم آوردن زندگي ايمن و دور از ترس ميباشد. پس چرا تروريسم به عنوان مقوله اي خارجي در نظر گرفته ميشود؟ در اين بين نقش رسانهها بسيار حساس است. درست پيش از آغاز «جنگ عراق»، سخنراني «صدام» از «تلويزيون انگلستان» پخش شد كه ادعا كرده بود قادر است با تسليحات كشتار جمعي كه در اختيار دارد به سربازان انگليسي و يا حتا در كمتر از 45 دقيقه به كشور انگليس حمله كند. با اين اقدام، توجه جامعة غربي از مشكلات حقيقي به سوي يك دشمن خارجي جلب شد. درست است كه نمي توان حادثة «يازده سپتامبر» و مرگ نزديك به سه هزار نفر را ناديده گرفت، اما مرگ 16500 نفر در سال آماري بسيار تكان دهندهتر است. در واقع اين رقم پنج برابر تعداد كشته شدگان «يازده سپتامبر» و معادل 45 نفر در هر روز است. در اينجا، لازم است مجدداً ميليونها دزدي و صدها هزار مورد تجاوز را نيز به آن اضافه كنيم تا چهرة حقيقي تروريسمي را كه نه تنها در جامعهء آمريكا وجود دارد، بلكه در سرتاسر اروپا نيز به چشم ميخورد، مشاهده كنيم.
پس ميتوان نتيجهگيري كرد كه «تروريسم» مقولهاي داخلي است و نه خارجي. همواره افرادي وجود دارند كه به دليل تعصبات كور خود خواهان آسيب رساندن به دولتها و ملتهاي ديگر هستند. اما باندهاي جنايتكار بيشتر از «القاعده» يا هر گروه تروريستي ديگري ترس و وحشت ايجاد ميكنند. آنها قادرند شوكي عظيم توليد كنند كه ماهها باقي بماند. اما براي مردمي كه در مناطق تحت كنترل اين باندها زندگي ميكنند، اين حس ترس دايمي است. مردم بيگناهي كه كودكانشان نميتوانند آزادانه در خيابانها بازي كنند.
در اين جا پرسشي ديگر مطرح ميشود و آن اين كه آيا بهتر نيست پولي كه صرف جنگ عليه تروريسم ميشود، صرف مبارزه با جنايات داخل كشور آمريكا شود؟ مسلماً، اينگونه است. تاكنون بيش از 230 تا 500 ميليارد دالر صرف جنگ عليه تروريسم شده است در حالي كه ميشد اين بودجهء هنگفت را براي مبارزه با گروههاي جنايتكار داخلي، مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر، كمك به انجام روند مهاجرت و تقويت مرزها به مصرف رساند. يك كارشناس بينالمللي در زمينه قاچاق مواد مخدر هشدار داده است كه در ساليان اخير توجه كشورهاي جهان به جنگ عليه تروريسم معطوف شده و جنگ عليه مواد مخدر را به فراموشي سپردهاند. اين امر موجب رونق گرفتن تجارت غيرقانوني مواد مخدر شده است. جنگ عليه مواد مخدر، جنگ واقعي با تروريسم است. ادامه روند كنوني ميتواند منجر به بدتر شدن اوضاع و در نهايت پيروزي تروريسم شود.
جنگ باتروريزم دربيرون ازآمريکا
روزنامه واشنگتن پست گزارش داد دولت آمريكا مجبور شده است سطح «انتظارات» خود را در عراق پايين آورد و سرانجام بپذيرد كه طرحهايش براي هدايت قدرت در اين كشور «غيرواقعي» بوده است. مقامات آمريكايي ميگويند ديگر در پي برقراري الگوي جديدي از دموكراسي، صنعت نفت قدرتمند، يا جامعهاي كه در معرض چالشهاي اقتصادي و امنيتي قرار نداشته باشد، در عراق نيستند. همچنين اين روزنامه طي مقاله اي به قلم «پيتربيكر» نوشت كه : «مقامات دولت اميد شان را براي شكست دادن شورشيان و سركوب آنها از دست داده اند و فقط به آموزش و تجهيز نيروهاي امنيتي عراقي براي فرو نشاندن شورشها بسنده كردهاند.» به نوشتهء «واشنگتن پست» در حالي كه «كاخ سفيد» هنوز تصور ميكند به دستاوردهاي بزرگي در عراق رسيده، سناتور «جوزف بايدن» دولت بوش را متهم به سعي در پايين آوردن اهدافش در عراق در راستاي استراتژي خروج از اين كشور نمود. سناتور «جان مك كين» نيز اظهار داشت سخن راندن از خروج نيروهايمان از عراق بسيار زود است. اما سناتور «ريچارد لوگر»، رييس كميسيون روابط خارجي سنا طي مصاحبه اي با شبكه «سي.ان.ان» گفت: «حتا اگر نيروهايمان در عراق براي سركوب شورشها كافي نباشد، بسيار بعيد است كه نيروهاي بيشتري به آنجا اعزام شوند. بلكه ما بايد هر چه سريعتر نيروهاي امنيتي عراقي را آموزش دهيم» حركت اعتراض آميز «سيندي شيهان» مادر سرباز آمريكايي كه در عراق كشته شده پشت درهاي منزل شخصي بوش در اعتراض به جنگ و پنهان شدن بوش به كابوس جمهوريخواهان تبديل شده است.
هماكنون در «واشنگتن» گفته ميشود همان جمهوريخواهاني كه تا ديروز بزرگترين حاميان جنگ بودند، امروز به بوش فشار ميآورند كه راه چاره اي بينديشد و استراتژي خروج از عراق را پياده كند يا حداقل تعدادي از سربازان را تا قبل از انتخابات رياست جمهوري آينده به وطن باز گرداند. «كوين هست»، مدير مطالعات سياستهاي اقتصادي در مؤسسه تجاري آمريكا نيز در روزنامه «بلومبرگ نيوز» نوشت بدبيني عمومي در مورد عراق تأثير ديگري نيز دارد و آن ناديده گرفته شدن اخبار مثبت درباره اقتصاد آمريكاست. به اين معنا كه اخبار منفي «جنگ عراق» و شكست در جلوگيري از «حملات تروريستي لندن» به نحو قابل ملاحظهاي خبرهاي اقتصادي خوب را تحتالشعاع قرار داده است. همچنين به گزارش «سي.ان.ان»، «هنري كيسينجر» كه معمار جنگ آمريكا در «ويتنام» بوده، اعتقاد دارد برخي عواملي كه باعث تضعيف حمايت از «جنگ ويتنام» شد هم اكنون نيز در مورد «جنگ عراق» در حال مطرح شدن هستند. «كيسينجر» ميگويد آمريكا بايد نيروهايي را كه براي تثبيت اوضاع ضروري نيستند، خارج كند اما «نبايد بدون تعريف هدف به كاهش نيروهايمان در عراق دست بزنيم اگر دولت اصولگرايي در عراق برسركار آيد يا اين كشور مانند «افغانستان» به محلي براي آموزش تروريستها تبديل شود، اين اتفاق فاجعهاي براي جهان و اروپا و نهايتاً براي ما خواهد بود.»
گزارش گروپ تحقیقاتي عراق
شهر خيال انگيز هزار و يك شب، شكوه و عظمت خود را سال هاست كه فراموش كرده است. باغ ها و بوستان هاى سرسبز آن مدتى است جاى خود رابه ويرانه هايى داده كه هر روز انفجارى در گوشه اى از آن، خاطرات عهد شكوه و جلال «تيسفون» را در «بغداد» از يادها مى برند. در چند سال اخير شهرى را در سراسر جهان نمى توان يافت كه مانند «بغداد» توجه همه مردم دنيا رابه خود جلب كرده باشد. جنگ با «ايران» و «كويت»، يورش آمريكا و همتايان آن به «عراق»، كشته شدن هرروز صدها عراقى بر اثر انفجار در شهرهاى مختلف، كمبود امكانات بهداشتى و درمانى، گسترش انواع بيمارى واگيردار و در نهايت محاكمه «صدام»، ديكتاتور سابق عراق همه و همه از مواردى هستند كه تاكنون بارها نام اين كشور را بر سر زبان ها جارى كرده اند. «بغداد» كه روزگارى «نگين درخشان» شهرهاى اسلامى به شمار مى آمد و «مدينة الاسلام» نام گرفته بود، هم اكنون روزگار رقت بارى را سپرى مى كند. شهرى كه روزگارى با دربار «قيصران» روم رقابت مى كرد و «قسطنطنيه» را با همه عظمتش، كوچك و حقير مى ديد اكنون خود به خرابه اى براى تاخت و تاز آمريكايى و شورشيان و اشرار تبديل شده است. سياستمداران آمريكايى كه در ماه هاى گذشته از پيروزى هاى قريب الوقوع بر ضد خشونت و تروريسم در عراق دم مى زدند اين روزها آشكارا صحبت از «ترك عراق» مى كنند و در اظهارنظرهاى خود به اين موضوع اشاره دارند كه عمليات هاى شورشى در عراق و فعاليت گروهك هاى خاص در اين كشور تا مدت زيادى به طول مى انجامد و اين روند ممكن است تا سال هاى بسيار ادامه داشته باشد. وضع نابسامان جنگ هاى داخلى در عراق به گونه اى است كه نيروهاى آمريكايى كه خود مسبب به وجود آمدن چنين شرايط ناامنى بوده اند، قصد دارند در پى از بين بردن ثبات و امنيت اين كشور، مردم و دولت عراق را با مشكلات به وجود آمده تنها بگذارند و از ترس وخامت اوضاع، عراق را ترك كنند.
اين روزها تروريست ها در عراق، شبكه بهداشت و خدمات درمانى كشور را مورد هدف خود قرار داده اند و در اقدامى گسترده سعى دارند با كشتن و گروگان گرفتن داکتران و پرستاران اين كشور بر گستره ناامنى و بى ثباتى شرايط موجود دامن بزنند و با ايجاد ترس و وحشت در ميان قشرهاى مختلف مردم، زمينه را به نفع عقايد خاص خود مهيا كنند. طبق آمار انجمن داکتران عراق، گروه هاى شورشى حاضر در عراق نزديك به ۶۵ داکتران متخصص را در سال ۲۰۰۵ ميلادى كشته اند.
در اين ميان تعداد بسيارى از داکتران و پرستاران بيمارستان ها و مراكز خدمات درمانى نيز براى مدتى دزديده و يا به مرگ تهديد مى شوند. درواقع شبكه هاى تروريستى در عراق، هم اكنون حساس ترين ساختارهاى اجتماعى را هدف گرفته اند و براى ايجاد هرج و مرج و بى نظمى بيشتر در عراق ضعيف ترين اماكن عمومى را در فهرست برنامه هاى تروريستى خود قرارداده اند.
روزنامهء آمریکایی «والاستریت ژورنال» درجديد ترين شماره خويش نوشت که گروه تحقیقات عراق در گزارش خود به جرج بوش اعلام کرده که شرایط در عراق وخیم و رو به زوال است و تنها در صورتی که آمریکا همزمان با تقویت ارتش عراق ، بتواند کمک و همکاری کشورهایی چون «ایران» و «سوریه» را جلب کند ، ممکن است شرایط را تا حدودی بهبود بخشد. سه تن از خبرنگاران این روزنامه در گزارش مشترکی نوشته اند هر دو اقدام توصیه شده ، برای دولت بوش حرکتهای سریعی خواهد بود و به همین دلیل ممکن است توسط «کاخ سفید» و فرماندهان نظامی آمریکا در عراق چندان مورد استقبال قرار نگیرد.
این روزنامه بر خلاف دیگر رسانههای آمریکایی نوشته است که "در مورد مساله تعداد نیروهای نظامی آمریکا در عراق این گروه دو حزبی پیشنهاد کرده فوراً شمار نیروهای جنگی آمریکا کاهش و توجه خود را بیشتر معطوف حمایت و ارائه مشاوره به ارتش عراق نماید".
به نوشته «وال استریت ژورنال»، به این ترتیب در صورت عدم وقوع "اتفاقات غیرمنتظره" در وضعیت امنیتی، تمامی قوتهای جنگی آمریکا که به آنها برای محافظت از مشاوران آمریکایی و یا از بین بردن شبکه های تروریستی احتیاجی نیست تا مارچ ۲۰۰۸ از عراق خارج خواهند شد".
این روزنامه نوشت: جرج بوش رییس جمهوری آمریکا نیز پس از دیدار با اعضای این گروپ از آنها بخاطر تهیه این گزارش قدردانی و اظهار داشت «کاخ سفید» این گزارش را با جدیت زیادی مورد بررسی قرار خواهد داد و در مورد اتخاذ سیاستهای آتی با سختگیری خاصی اقدام خواهد نمود.
بوش همچنین خاطرنشان کرد این گزارش فرصتی برای آمریکا است که در مورد "این مسأله بسیار مهم" به اجماع برسد و از آن به عنوان زمینه مشترکی برای کار کردن در جهت منافع کشور استفاده شود.
«وال استریت ژورنال» مینویسد: همانگونه که انتظار میرفت گروپ تحقیقات عراق در گزارش خود موضعی میانهرو اتخاذ کرده و بین درخواست برخی از دمکراتها برای تعیین جدول زمانی قطعی جهت خروج نیروهای آمریکا و تاکید بوش بر ادامه حضور نیروهای آمریکایی تا زمان پایان ماموریت حد وسط را انتخاب کرده است.
"این گزارش در عین حال تصویر بسیار تاریکی را از وضعیت عراق ارائه و تصدیق کرده است که پیشنهادات آن دارای نقصهایی است و استراتژی جدید آمریکا تنها زمانی به نتیجه خواهد رسید که رهبران آمریکا با مردم صادقانه و بیپرده رفتار کنند تا بتوانند حمایت آنها را جلب نمایند.
«جیمز بیکر» وزیر امور خارجه سابق آمریکا و «لی همیلتون» نماینده سابق دمکراتها در «مجلس نمایندگان» که مشترکاًً ریاست این گروه دو حزبی را برعهده داشتند در نامه ای که به همراه این گزارش منتشر کردهاند با تاکید بر محدود بودن اهرم هایی که آمریکا همچنان در عراق از آنها برخوردار است، اعلام کردند "هیچ کس نمیتواند تضمین کند هر اقدامی که در این مرحله صورت گیرد باعث توقف جنگهای فرقه ای، خشونت رو به افزایش و یا دوری از هرج و مرج خواهد شد، در صورتی که وضعیت کنونی ادامه یابد، پیامدهای احتمالی آن بسیار شدید خواهد بود." در این گزارش آمده است که آنچه آمریکا باید درک کند این است که دیگر به عنوان یک عامل قاطع در عراق به حساب نمیآید و مهم ترین سوال که در مورد آینده عراق وجود دارد مسؤلیت عراقیهاست. آمریکا باید نقش خود را در عراق به گونهای تعدیل کند که مردم عراق را تشویق نماید کنترول سرنوشت خود را در دست گیرند. گروپ تحقیقات عراق همچنین پیشنهاد کرده است در صورتی که دولت عراق نتوانست در زمینه اتحاد ملی و بهبود امنیت پیشرفتهایی به دست آورد، «واشنگتن» حمایتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را از «دولت عراق» کاهش دهد. این گروه که ۹ ماه پیش توسط کنگره تشکیل شد متشکل از ۱۰عضو است که وظیفه آن مورد بررسی قرار دادن استراتژی ناقص آمریکا در عراق بوده است.
طی هفته های اخیر نیز بخاطر افزایش هرج و مرج و خشونتها در عراق این گزارش از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار شده بود زیرا هم دمکراتها و هم جمهوریخواهان به دنبال ایدههای جدیدی برای بهبود وضعیت آمریکا در عراق بودند. انتظار میرود پیشنهادات گروپ تحقیقات عراق موج جدیدی از مباحثات را در «واشنگتن» به راه اندازد که در آن دسته ای خواستار اجرای کامل این پیشنهادات خواهند بود و دسته ای دیگر نیز ممکن است این گزارش را مبهم، قابل پیشبینی و یا بسیار دیر هنگام بدانند.
«رابرت گیتس» نامزد جرج بوش برای سمت وزارت دفاع آمریکا نیز در جلسه استماع خود در «سنا» با تاکید بر اینکه آمریکا در عراق در حال پیروز شدن نیست از ارائه توضیحات در مورد زمان بندی و یا اندازه هرگونه عقب نشینی احتمالی نیروهای آمریکایی از عراق خودداری کرد. او همچنین به این مسأله اشاره نکرد که «دولت بوش» از چه گزینه های دیگری ممکن است برای مقابله با خشونت در عراق استفاده کند.
همچنان «گیتس» از اعضای سابق «گروپ تحقیقات عراق» بود، این مساله باعث شده بود تا بسیاری بر این عقیده باشند که ممکن است جرج بوش از گزارش این «گروپ» استقبال کند ولی طی روزهای اخیر بوش و دستیارانش با تاکید بر اینکه در حال تحقیقات دیگری هستند، از اهمیت این گزارش کاستند ".
«وال استریت ژورنال» مینویسد: «گروپ تحقیقات عراق» در گزارش خود با اشاره به توانایی «ایران» و «سوریه» در اعمال نفوذ بر وقایع در عراق و علاقمندی آنها به جلوگیری از ایجاد هرج و مرج در عراق پیشنهاد کرده آمریکا به دنبال راهی باشد تا به صورت سازندهای با آنها درگیر شود. در این گزارش پیشنهاد شده است آمریکا هم از نیروی بازدارنده و هم از نیروی مشوق برای متقاعد کردن این دو کشور استفاده کند.
«گروپ تحقیقات عراق» همچنین «دولت آمریکا» را تشویق کرده است تلاشها برای حل مشکل قدیمی «اعراب» و «اسراییل» ازجمله اختلاف «اسراییل» و «سوریه» را از سر گیرد . به نوشتهء این روزنامه ، بوش در سفر گذشته خود به «اردن» نیز در دیدار با «ملک عبدالله دوم» پادشاه آن کشور گفته بود هم اکنون زمان مناسبی برای مذاکره با «سوریه» نیست. در مورد مسأله نظامی نیز «گروپ تحقیقات عراق» خواستار تغییراتی سریع و گسترده شده است. از زمان حمله آمریکا به عراق، تلاشهای نظامی در عراق توسط ۵هزار قطعه جنگی صورت گرفته است که فعالیتهای خود را از پایگاههایی بسیار بزرگ انجام میدهند. در همین حال تلاشها برای آموزش ارتش عراق و نیروهای پولیس این کشور نیز بیشتر یک نمایش فرعی بوده است.
«گروپ تحقیقات عراق» پیشنهاد کرده است آموزش نیروهای امنیتی عراقی به اصلیترین هدف ارتش آمریکا در عراق تبدیل گردد و فوراً تعداد پرسونل نظامی خود را در قطعات عراقی افزایش دهد. همچنین پیشنهاد شده تا سه ماه اول سال ۲۰۰۸، بخش عظیمی از قطعات جنگی آمریکا که برای محافظت از دیگر نیروها به آنها احتیاجی نیست از عراق خارج شوند. نیروهایی که در عراق باقی خواهند ماند در «گروپهای عملیات ویژه» و «مشاورهای» تقسیم خواهند شد که وظیفه آنها آموزش، تجهیز و مشاوره دادن به عراقیها خواهد بود. همچنین پیشنهاد شده برخی از قطعات جنگی آمریکا نیز در عراق باقی بمانند تا در صورت مورد حمله قرار گرفتن قطعات عراقی و یا سقوط آنها حمایتهای لازم را انجام دهند.
«گروپ تحقیقات عراق» هیچ جدول زمانی برای خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق تعیین نکرده ولی پیشنهاد داده نیروهای عراقی حتی در صورتی که دولت عراق در خلع سلاح شبه نظامیان یا مهار مبارزان به پیشرفتی دست نیافت عقب نشینی از این کشور را آغاز کنند، این اقدامی است که دولت جرج بوش تاکید کرده با آن مخالفت خواهد کرد". به نوشته «وال استریت ژورنال»، مشخص نیست ارتش آمریکا چه واکنشی به این گزارش نشان خواهد داد بخصوص که طی ماههای اخیر قطعات جنگی آمریکا تحت فشار بودهاند تا نقش بیشتری را جهت متوقف کردن خشونتهای فرقه ای در بغداد اتخاذ کنند.
این روزنامه افزوده است:حمایتهای ارتش از ماموریت نیروهای مشاور به نوعی اتفاقی بوده و باوجود تاکید فرماندهان ارتش آمریکا مبنی بر اینکه این کار در اولویت آنها قرار دارد، ارتش بهترین نیروهای خود را برای تیمهای مشاورهای انتخاب نکرده است. «وال استریت ژورنال» نوشته است: «کاخ سفید» با درخواستها برای آغاز عقب نشینی نیروها از عراق مخالفت کرده و مقامات دولت آمریکا تاکید کردهاند که آنها متعهد هستند تا میزان کنونی ارتش آمریکا در عراق را تا زمان نامشخصی حفظ کنند
بااستفاده ازمنابع خبري وتحليلي .