217857.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

سكوت مرد حكیم همواره پر معنی است اندیشه هایی درباره ماكیاولی

لئو اشتراوس در ۲۰ سپتامبر ۱۹۸۸ در كرشن هسن در آلمان در خانواده ای یهودی متولد شد. پدرش فروشنده بود. از جولای ۱۹۱۷ تا دسامبر ۱۹۱۸ در طول جنگ جهانی اول به خدمت ارتش پرداخت. در دانشگاه های هامبورگ و فرایبورگ فلسفه خواند در ۱۹۲۱ رساله دكترایش را زیرنظر ارنست كاسیرر به پایان رساند. در دانشگاه فرایبورگ و ماربورگ از ادمرند هرسول و مارتین هایدگر درس هایی آموخت. در ۱۹۳۳ در پاریس ازدواج كرد. در فاصله این سال تا ۱۹۳۴ در انگلستان و فرانسه و با كمك موسسه راكفلر به پژوهش پرداخت. در ۱۹۳۷ به آمریكا رفت و در دپارتمان تاریخ دانشگاه كلمبیا به تحقیق پرداخت. در فاصله سال های ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۸ در مدرسه جدید پژوهش اجتماعی نیویورك درس می داد. در ۱۹۴۴ شهروند آمریكا شد. از ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۸ استاد فلسفه سیاسی دانشگاه شیكاگو بود و ۱۸ اكتبر ۱۹۷۳ درگذشت. برای لئو اشتراوس فلسفه و سیاست لزوما مسیرهای درهم پیچیده ای داشتند. اشتراوس نیز مانند بسیاری از فیلسوفان قرن بیستم احساس می كرد كه پوزیتیویسم و در وجه كلی تری، فرق نهادن بین واقعیت و ارزش، علم و اخلاق، و... نه تنها غلط است بلكه زیانبار نیز هست. از این رو اشتراوس منتقد بسیار جدی نسبی گرایی پوزیتیویسم و تجربه گرایی بود.  او معتقد بود كه فلسفه سیاسی جزیی اساسی و بسیار مهم از فلسفه است. وی از بحث های سقراط و شاگردانش آموخته بود كه شناخت طبیعت بدون شناختن طبیعت انسانی امكان پذیر نخواهد بود و از نظر او شناخت طبیعت انسانی به فلسفه سیاسی ختم می شد.
اشتراوس معتقد بود كه فلسفه می تواند از تاریخ فراتر رود و به حقایق فراتاریخی دست یابد و هدف فلسفه كسب معرفت راستین، همیشه معتبر و قطعی و نهایی است. و از آنجا كه فلسفه سیاسی كوششی است برای یافتن حقیقت نهایی درباره بنیادهای زندگی سیاسی. او همچون افلاطون معتقد بود كه فلسفه سیاسی كوششی است به منظور شناخت راستین ماهیت امور سیاسی و نظم سیاسی درست و مطلوب از همین جا می توان به هسته اساسی نقد اشتراوس از فلسفه مدرن پی برد. اشتراوس معتقد است كه فلسفه مدرن دچار نسبی گرایی شده است و باید با احیا و بازخوانی فلسفه كلاسیك به ارزش های مطلق و حقایق فراتاریخی بازگشت اشتراوس به تفاوت میان پژوهشگر
Scholar و فیلسوف قائل بود. او خود را یك پژوهشگر می خواند نه یك فیلسوف. او معتقد بود بسیاری از كسانی كه خود را فیلسوف می خوانند. فیلسوف نیستند بلكه پژوهشگر هستند. از نظر اشتراوس فیلسوفان متفكران شجاعی هستند كه با طرح نظراتشان به گسستی اساسی در فلسفه زمان خود دست می زنند و به پژوهشگران اجازه می دهند تا بتوانند در ذیل لوای افكار آن فیلسوف بیندیشند. به طور كلی فلسفه اشتراوس بازخوانی و شرح فلسفه كلاسیك یونان با توجه به مشكلات فلسفه مدرن است. اشتراوس امروز به عنوان پدر نومحافظه كاری شناخته می شود. دو تن از شاگردان معروف او آلن بلوم Allan Bloom و هری جافا Harry V.Jaffa هستند.  اما معروف ترین شاگرد او پل ولفوتیز Paul Wolfowitz است. مطمئنا اشتراوس چندان دلبسته دموكراسی نبود اما مهمترین تاثیری كه نومحافظه كاران از او گرفته اند باور به ارزش ها و حقایق مطلق و مخالفت با نسبی گرایی و چند فرهنگی گرایی بوده است. كتاب های اشتراوس به ترتیب سال انتشار چنین اند: فلسفه سیاسی هابز، در باب جباریت، تعقیب و آزار و هنر نویسندگی، حق طبیعی و تاریخ، اندیشه هایی درباره ماكیاولی، فلسفه سیاسی چیست .تاریخ فلسفه سیاسی، شهر و انسان، نقد اسپینوزا بر مذهب، سقراط و اریستوفان، لیبرالیسم: قدیم وجدید، گفتارهای سقراطی گزنفون، سقراط گزنفون، از اشتراوس كتاب فلسفه سیاسی چیست توسط فرهنگ رجایی به فارسی ترجمه شده است.

www.esalat.org