5 - 8 - 2007

 

 

 

 

 

 

  

                                 

)بخش ۱۸)

عشق وزند گی

 

زندگی يعنی عشق ، يعنی فرورفتن در آبی که نمی دانی عمق آن چقدر است.

زندگی يعنی باور غير ممکن ها ، وقتی که مرگ را از آن غربال کنی.

بهترين و بزرگ ترين بال ،بال روياست ، به شرطی که بدانی تنها تا مسافتی معين و تا زمانی معين می توانی با آن پرواز کنی.

نگاه زبان مخصوصی است که احتياج به مترجم ندارد.

هيچ گاه فکر نکن آن قدر بزرگ شده ای که می توانی گناهانت را خودت ببخشی.

اشتباه برای بار اول اشکالی ندارد اما تکرار دوباره آن نابخشودنی است.

بدان از چيزی که هميشه می ترسی روزی قدرتی شگرف به تو خواهد بخشيد.

دنيا آن قدر بزرگ نيست که تو زشتی هايش را بزرگ ببينی .

قدر لحظه های عمر را هيچ کس مانند گورکن پير نمی داند.

افسوس که بايگانی ذهن ما ثبت لحظه های ناگوار را خيلی بهتر از لحظات خوش انجام می دهد.

افکار بزرگ ، از آن انسان های بزرگ است ، به شرطی که با عمل توام باشد.

هرگز نخواهی توانست از شر افکار مزاحم راحت شوی مگر آن که همان باشی که هستی .

عشق، افسر زندگی و سعادت جاودانی است. (گوته)
انسان همان چیزی است که خود باور دارد. (آنتوان چخوف)
غم خودش ما را پیدا می کند باید دنبال شادیها گشت. (نیچه)
زندگی خود را بصورت شاهکاری بی همتا در آورید.(آنتونی رابینز)
بزرگترین شادی تولد است و بزرگترین غمها مرگ.(هوارد فاست)
دوستی که شما را درک می کند، شما را می سازد. (رومن رولان)
شادی زمان و مکان نمی خواهد کافی است دل بخواهد. (مارسل پروست)
در هر جا که هستید و با هر چه که در اختیار دارید کاری بکنید. (تئودور روزوست)
عشق و سختی بهترین وسیله آزمایش زندگی زناشویی است. (سموئیل امایلز)
موفقیت تنها یک چیز است این که : زندگی را به دلخواه خود بگذرانید. (کریستوفرمورلی)

هنگامی که عشق می ورزید مگویید: " خدا در دل من است". بلکه بگویید:"من در دل خدا هستم".

هیچ کس نمی تواند چیزی را بر شما معلوم کند مگر آنچه در پگاه آگاهی شما نیم خفته است.

خداوند برای حقیقت دروازه هایی بسیار تعبیه کرده است تا به هر مومنی که به آنها می کوبد خوش آمد بگوید.

دین از آن هنگام آغاز شد که انسان شفقت خورشید را در حق دانه هایی که در خاک کاشته بود مشاهده کرد.

بسیاری از نظریه ها مانند شیشه اند .گرچه ما حقیقت را از خلال آن می بینیم اما همان شیشیه میان ما و حقیقت فاصله می اندازد.

علم و دین کاملا با هم سازگاری دارند اما علم و باور یکسره با هم ناسازگارند.

شک دردی است آنقدر تنها و بی کس که نمی داند ایمان برادر دوگانگي اوست.

تنها یک بار از سخن باز ماندم. وقتی شخصی از من پرسید:" شما کیستید؟"

می گویند کسی که خود رابشناسد همه ی مردم را شناخته است.اما من به شما می گویم ، کسی که مردم را دوست بدارد ، چیزی درباره ی خود خواهد فهمید.

هر انسانی دو نفر است : یکی بیدار است در تاریکی و دیگری خواب است در روشنایی.

ایمان واحه ایست در کویر که کاروان فکر هرگز از آن حوالی عبور نخواهد کرد. جبران خلیل جبران

 وقتي ارتباط عاشقانه ات به انتها ميرسد ، فقط به سادگي بگوهمه اش تقصير من بود . جكسون براون

اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم . شكسپير

 استعداد در فضاي آرام رشد ميكند و شخصيت در جريان كامل زندگي . گوته
 بيش از هر چيز نخست بدان كه چه ميخواهي . فوخ
 بردن ، همه چيز نيست ، اما تلاش براي بردن چرا .
 لومباردي
اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست كه سخن بگويي و خاموشت كنند. سقراط
سعادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند . شكسپير
.

کم نیستند انانی که سلامت خویش را خرج می کنند تا ثروتی به دست اورند و سپس همان ثروت را مصرف می کنند تا سلامتی را بدست اورند .
شیطان اهل محکم کاری است تا بر قلبها قفل نزند بیرون نمی رود
.
بکوشید عظمت در نگاهتان باشد نه انچه بدان می نگرید
.
سخن پوچ به صدای بلندتر نیاز دارد
.
دشمن تو دوستی است که هنوز او را نشناخته اید
.
زیان بارترین عیب ها عیبی است که نزد صاحبش پوشیده باشد
.
گاهی هیچ کس را صاحب عقل و رأی زرین نمی دانیم مگر انهایی را که با ما هم عقیده باشند
.
خوشبختی خانوادگی طولانی ترین محکم ترین و شیرین ترین سعادت هاست
.
امروز همان فردایی است که دیروز نگرانش بودی
.

تنبلی دزد آرزوهاست.

دنیای هر کس به وسعت فکر اوست.
زندگی مانند برف است آب شدنی.
مردم در یک چیز مشترکند که با هم فرق میکنند.
هر آنجا که عشق باشد محال سر تعظیم فرود می آورد.
دوست داشتن خود دوست داشتن دیگران را همراه دارد.
آتش های بزرگ همواره از جرقه های کوچک ناشی میشود.
حلزون خانه اش را به دوش میکشد چون به همسایه اش اعتماد ندارد.
انسان از جایی ضربه وشکست می خورد که فکرش را نمی کند چون فکرمان در کار این و آن است.
تا امروز به خاطر اینکه تمام کارهایت را دست تنها انجام می دادی از پا افتادی فقط همین امروز از خداوند تقاضا کن تا در امور پر مسولیت کمک کند.
ممکن است تو در تمام دنيا فقط يک نفر باشي ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
هرگز لبخند را ترک نکن حتي وقتي ناراحتي چون هر کس ممکن است عاشق لبخند تو شود.
زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداري.
هيچکس لياقت اشکهاي تو را ندارد،و کسي که چنين لياقتي دارد باعث اشک ريختن تو نمي شود.
بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد.
دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو ،بلکه به خاطر شخصيتي که من در هنگام با تو بودن پيدا مي کنم.
اگر کسي تو را آنگونه که مي خواهي دوست نداردبه اين معني نيست که تو را با تمام وجود دوست ندارد.
شايد خدا خواسته که ابتدا افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را بيابي به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شکرگذار باشي.
هميشه افرادي هستند که تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسي که تو را آزرده دوباره اعتماد نکني.
خود را به فرد بهتري تبديل کن و مطمئن باش که خود را مي شناسي قبل از آنکه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد. گابريل گارسيا مارکز:

اولين تنفس اولين گريستن نقطه شروع دايره است.
نقطه هاي رنگ رنگ
 چيده ميشود کنار هم  روي خط فرضي حيات  منحني  تا تو در ميان شکل ناقصش
سايه خويش را
 بيفکني .
اندکي احتياط از بسياري پشيمانيها جلوگيري مي کند.
هر جا که نيروي تصميم باشد ،راهي گشوده خواهد شد.
حرمت اعتبار خود را هرگز در ميدان مقايسه با ديگران مشکن.
بخشي از درآمد تو،متعلق به خودت است که آن را نگاه داري.
اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست.او جانشين تمام نداشتن هاي من است.
آدم موفق کسي است که با آجرهائي که بطرفش پرتاب مي شود، يک بناي محکم بسازد.
دوست من دوست بدار تا دوستت بدارند.. زيرا دوست داشتن عادت انسانهاست و انسان بودن از هرچه بودن بهتر است. هرگزدرنمايشنامه اي که ديگران نوشته اند بازي نخواهم کرد من خود اصول بازي را مي نويسم .
اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم .

كسي كه حق با اوست از هيچ قضاوتي نمي ترسد. (اقبال لاهوري)
بزرگترين شجاعت پيروي صادقانه از چيزيست كه حقيقتش ميدانيد.
در مورد هر چه مي گويي فکر کن ولي هر چه را فکر مکني مگو .
در دنيا از دو راه مي توان موفق شد : يا از هوش خود يا از ناداني ديگران
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقبلی صبر کن . پیدا می شود گوهر شانس قابلی .
پيروزي متعلق به كساني است كه بيش از ديگران استقامت دارند(ناپلئون بناپارت)
برنده هيچگاه تسليم نمي شود و تسليم شونده هيچگاه برنده نمي شود. (فلورنس چادويك)
بسياري از اصول و نظريه ها مانند شيشه پنجره هستند. ما ازميان آن حقيقت را مي بينيم، ولي همان شيشه ما را از حقيقت جدا کرده است. ( جبران خليل جبران)

براي آنکه به طريق خود ايمان داشته باشيم،لازم نيست ثابت کنيم که طريق ديگران نادرست است.کسي که چنين مي پندارد،به گامهاي خود نيز ايمان ندارد. (پائولو کوئليو)
هنگامي که عشق مي ورزيد نگوييد: خدا در دل من است. بلکه بگوييد: من در دل خدا هستم.( جبران خليل جبران)

هيچوقت به خدا نگوييد: من يك مشكل بزرگ دارم به مشكلتان بگوييد: من يك خداي بزرگ دارم .
من از چشمان خود آموختم رسم محبت را که هر عضوي به درد آيد به جايش ديده مي گريد.
اختيار، لذت دروني آگاهي از اين است که براي سازگاري با خود، وجود نيروي بيروني ضروري نيست.(وين داير)
آيينه اتو مبيل براي اين نيست که رو به عقب رانندگي كنيم.... بايد از گذشته درس بياموزيم نه اين که در گذشته زندگي کنيم .
خداوندا ! دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال. يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي کن
.
هيچ راهي به سوي روشن نگري وجود ندارد. روشن نگري، خود يک راه است. بخش عمده زندگي را همين طول مسير تشکيل مي دهد.(وين داير)
بچه ها در ابتدا عاشق والدين خود هستند ، بزرگتر که مي شوند آنان را به محاکمه مي کشند و هنگامي که خود صاحب فرزند شدند والدين خود را مي بخشند .
هنگامي که کسي را خود را انتخاب کرد نبايد هراس داشته باشد ، بايد شهامت کافي براي برداشتن گامهاي غلط را داشته باشد. نااميدي ها، شکستها و دلسرديها ابزاري هستند که خداوند براي نشام دادن راه به کار مي گيرد.
كسي كه نمي تواندبلي بگويد و فقط مي تواندنه بگويد هم انسان راحتي نيست.در نهاو هم اصالت و معنايي وجود ندارد.و انساني كه به تواندهمنه وهمبليهر دو رابا هم بگويد،قادر است كه كل حقيقت زندگي را تجربه كند.تا وقتي كه اين اتفاق برايتان نيفتد در توهم باقي خواهيد ماند. (اوشو)

زندگی در صدف خویشتن گوهر ساختن است.
هر چی می خواهی باشی باش فقط آدم باش. (دکتر علی شریعتی)
در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد. (آلبرت انیشتین)
تمام زندگی را از دریا بیاموز , زیرا برای در اغوش گرفتن ساحل ارام و قرار ندارد.
همه چیز و همه کس را دوست داشته باش ولی به همه چیز و همه کس دل نبند.
مردم را دوست داشته باش تا مردم تو را دوست داشته باشند. (دکتر علی شریعتی)
موقعیتها مثل توپ فوتبال برای آدمهاست می دویم تا برسیم وقتی رسیدیم آن را شوت می كنیم.
همیشه چیزهای را که می خواهی به دست بیاور در غیر این صورت مجبوری چیزی را که داری دوست بداری.
تا همین امروز به خاطر اینکه تمام کارهایت را دست تنها انجام می دادی از پا در امده ای فقط همین امروز از خداوند تقاضا کن که در امور پر مسولیت کمکت کند.
تا همین امروز به خاطر اینکه تمام کارهایت را دست تنها انجام می دادی از پا در امده ای فقط همین امروز از خداوند تقاضا کن که در امور پر مسولیت کمکت کند.
برای ارواح بشری چه چیزی بالاتر از این است که در هر رنج و محنتی غمخوار یکدیگر و در هر شادی شریک خنده های هم و در خلوت خاطرات یکدیگر تنها تصاویر ماندگار و ابدی وجود هم باشند. (جرج الیوت)

تواضع بيجا آخرين حد تکبر است.

رابرت هوك

 img/daneshnameh_up/c/cd/LaserGuideStar.jpg                                                       

کودکی هوک
"رابرت هوک" در خانواده ای روحانی در دهکده فرش واتر در ساحل جنوبی انگلستان و در سال 1635 چشم به جهان گشود. کودکی ضعیف و نحیف بود که دچار سوء تغذیه نیز بود و شب ، هنگام خواب دچار کابوسهای وحشتناکی می‌شد. علاوه بر این گرفتار سردرد مزمن و زشتی قیافه بود.

کار و تحصیل علم
چون پدرش درگذشت راه لندن را در پیش گرفت و در آغاز نزد نقاشی به شاگردی پرداخت. اما بوی رنگها بر سردردش می‌افزود، لذا آنجا را ترک کرد و وارد مدرسه وست مینستر گشت. در آنجا نشان داد که بچه خارق‌العاده ای است و در سال
1653 در سن 18 سالگی وارد دانشگاه آکسفورد شد. در آن هنگام به حکاکی روی چوب و خواندن آواز اشتغال می‌ورزید و از این راه پولی بدست می‌آورد. چندی نگذشت که استعداد او در مکانیک برای جامعه علمی آنجا که "تامس ویلیس" و "رابرت بویل" از جمله اعضای آن بودند، آشکار شد. هوک مدتی دستیار هر یک از آن دو نفر بود. هنگامی که قانون بویل طرح‌ریزی می‌شد، هوک دستیار وی بود. مشارکت هوک در آن قانون روشن نیست. پس از بازگشت سلطنت چارلز دوم محفل علمی غیر رسمی آکسفورد ، هسته انجمن سلطنتی جدید را تشکیل داد و در سال 1662، هوک متصدی آزمایشهای آن گردید. طی 15 سال بعد سیل مداومی از عقاید و آزمایشهای درخشان را جاری ساخت. در سال 1662 در کالج گرشم مستقر شد و تا آخر عمر در مشاغل مختلف در آنجا گذرانید.

نظریه‌های مهم هوک در مورد زیست شناسی
هوک در سال
1665 میکرو گرافیا را که یکی از شاهکارهای علمی قرن 17 بود، منتشر کرد. آن اثر علاوه بر بسیاری نکات دیگر شامل نخستین توصیفها و نقشه‌های واحدهایی بود که یاخته (سلول) نامیده می‌شدند ( اصطلاحی که او به کار برده بود ).

نظریه‌های مهم هوک در فیزیک
وی در پیدایش نگرشی انقلابی نیز سهیم بود که شیوه برخورد با حرکت دورانی بطور اعم و پویایی شناسی کیهانی بطور اخص را از نو تدوین و تنظیم کرد. هوک در مکاتبه مشهوری با "آیزاک نیوتن" این عقیده را بیان کرد که نیروی ثقل متناسب با مجذور فاصله کاهش می‌یابد ( نظریه ای که نیوتن را به راه درک رابطه عکس مجذور کشانید و وی را در مسیر کشف جاذبه عمومی قرار داد.
وی در کتاب 1679 که مجموعه ای از شش اثر کوتاه بود، قانون هوک را شرح داد که عبارت بود از قانون کشسانی با این بیان که تنش با کرنش متناسب است.

نظریه‌های مهم هوک در زمین شناسی
هوک ، زمین شناس ارزنده ای بود. نظریه‌هایش درباره منشاء سنگواره‌ها ، طلیعه ای از نظریات قرن
19 در این مورد بود. وی را نخستین طرفدار نظریه سانحه گرایی به شمار آورده‌اند. وی همچنین متخصص ورزیده معماری بود. پس از آتش سوزی بزرگ شهر لندن ، نقشه شهر را طرح کرد که بعداٌ‌ از روی آن شهر نیویورک را بنا کردند. او در این کار مامور شد که به عنوان زمین‌سنج با "کریستوفر رن" در تنظیم نقشه بازسازی لندن همکاری کند.

کارهای شگرف هوک در ساخت ابزارها
او به کارهای شگرف دیگری نیز دست زد و شاید مهمترین خدمت هوک به علم در رشته ساخت و کاربرد ابزارها باشد. او به هر ابزار مهمی که در قرن
17 ساخته شده بود، چیزی افزود. تلمبه بادی را در شکل ماندگارش اختراع کرد. ساعت سازی و میکروسکوپ سازی را جلو برد. تار چلیپایی را برای تلسکوپ ، دریچه دیافراگم و نیز پیچ تنظیمی را که از روی آن ، قرائت وضع مستقر بصورت مستقیم ممکن می‌شد، اختراع نمود.همچنین پاندول ساعت ، دستگاه سنجش انکسار نور در مایعات ، بارومتر (هواسنج و غلظت سنج الکلی) و رطوبت سنج را نیر اختراع کرد. وی بنیاد گذار هواشناسی علمی نامیده شده است. هوا سنجی را که او اختراع کرد، دارای سوزن متحرکی بود که فشار هوا را روی آن ثبت می‌کرد. دمای انجماد آب را نقطه صفر بر روی دماسنج پیشنهاد نمود و دستگاهی برای تنظیم دماسنجها طرح ریزی کرد. ساعت هوا سنجی او ، فشار هوا ، میزان بارندگی ، رطوبت و سرعت باد را روی طبلکی چرخان ثبت می‌کرد.

کارهای مهم هوک در شیمی
هوک تفاوت فلزات و نمکها را نشان داد. کتابی در باب خاصیت موئین بویژه صعود مایعات در لوله‌ها نوشت. این دانشمند دریافت که حرکت اجسام ریز و کوچک در روی سطح مایعات و بالا رفتن نفت از فتیله و حرکت شیره خام و پرورده گیاهان بر اثر خاصیت لوله‌های موئین می‌باشد.

مرگ هوک
"رابرت هوک" در سال
1702 در سن 67 سالگی در لندن در گذشت. دو سال پس از مرگ این دانشمند ، مجموعه رسالاتش انتشار یافت.

 

   www.esalat.org