پنجشنبه، ۷ اگست ۲۰۰۸

 

 

 

 

 

 

 

 

)بخش ۳۵)

نصیحتی از بزرگان

نهال دوستي واقعي آهسته رشد مي کند.

بزرگتر از آرامش فکر هيچ خوشبختيي نيست.

سخت نگيرييد. بر غم ها و نگراني هاي خود بخنديد تا ببينيد چگونه دود مي شوند و به هوا مي روند.

هر وقت بتوانيم بعد از شکست لبخند بزنيم شجاع خواهيم بود.

مايوس مباش زيرا ممکن است آخرين کليدي که در جيب داري قفل را بگشايد.

اگر تورا دشمني مي باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمني نباشدبي قدر و بها مي باشد.

براي کسي که آهسته و پيوسته راه مي رود هيچ راهي دور نيست.

زندگي خيلي جدي تر از آن است که بخواهيد درباره اش جدي صحبت کنيد.

بهترين درمان براي قلب هاي شکسته اين است که دوباره بشکند.

خوشبخترين انسان کسي است که خوشبختي را درون خانه ي خود جستجو کند.

بهترين انتقام ها فراموشي و بخشش است.

عالي ترين سلاح براي مغلوب کردن دشمن خونسردي است.

 عشق کد زندگي ست.

عاشق شدن هنر نيست عاشق ماندن هنر است.

زندگي به سه چيز پايدار است: اميد، صبر و گذشت. کسي که هر يکي اينها را داشته باشد هرگز فرو نمي ريزد.

صبر کليد پيروزي است.

اين شکست ها هستند که مو فقيت ها را جذاب مي کنند.

 هميشه اميد داشته باش چون هميشه فردايي هست.

شوخي شوخي به گذشته ها نگاه کنيد و جدي از آنها درس بگيريد.

دوست آن نيست که يک دل به صد يار دهد، دوست آن است که صد دل به يک يار دهد.

محبت خرجي ندارد در حالي که مي تواند همه چيز را خريداري کند.

انسان تا زماني که طعم تلخي ها را نچشد معناي خوشبختي را درک نمي کند

غرور انسان را نابود مي کند.

رازت را به کسي نگو! وقتي خودت نمي تواني آن را حفظ کني چگونه از ديگران انتظار داري که آن را برايت حفظ کنند؟

از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آنچه آرزويش را داريم.

بهترین مبارزه آن است که حریف از تو قوی تر باشد

بهترین شوخی ان است که بدون تحقیر و تمسخر دیگران باعث شادی جمع شود

بهترین نگاه آن است که تمامی احساست را بدون به زبان اوردن کلمه ای به طرف مقابل انتقال دهی

بهترین بازی آن است که برد و باخت به اندازه نفس عمل برایت مهم نباشد

بهترین همسفر آن است که در طول سفر فکر کنی یک نفری در عین دو یا چند نفربودن

بهترین ایینه وجدان توست آگاه و بیدار باش

بهترین شریک آن است که اصلا وجود نداشته باشد

بهترین گذشت آن است که در موضع قدرت باشی و آن را انجام دهی

بهترین ایده ها را همیشه احساس تو به تو هدیه میدهد نه عقل تو

بهترین راه حرف زدن صریح و شفاف حرف زدن است ازحاشیه بپرهیز

بهترین فرارآن است که از جمع غیبت کنندگان بگریزی

بهترین عمل آن است که بدی را به نیکی جواب دهی

بهترین مامن شانه های کسی است که از صمیم قلب دوستش داری

بهترین نعمت بدون هیچ قید و شرطی سلامتی است و دل خوش

بهترین راه برای بد گویانت آن است که در عمل عکس آن چه را گفته اند نشان بدهی نه با زبان

بهترین جست و جو کنکاش در وجود خودت است

بهترین قدردانی آن است که در آن افراط نباشد

بهترین بزرگواری آن است که هر گز از بالا به کسی نگاه نکنی مگر آن که بخواهی او را از زمین بلند کنی

بهترین طرز فکر آن است که به دیگران بر اساس خصوصیات شخصیتی شان امتیاز بدهی نه براساس ظاهر و ثروت شان

و بهترین مرگ آن است که تنها جسمت از میان رفته باشد و نه اسمت.

بـزرگترين آزادی بشر توانايی تصميم گيری و انتخاب نگرشهای خويشتن است

خود را سرزنش نكنيد، زيرا خود باوري را كاهش مي دهد

 سعی كنيد آن كاری را انجام دهيد كه مي خواهيد، سپس مودبانه، اما محكم تمام خواسته های ديگران را نپذيريد.

اجازه ندهيد كه محروميتهای شما، مانع استفاده از نعـمتهايتان شوند

در زمان تنش و فشار عصبی به خاطرات خوش و دوران شيرين زندگيتان فكر كنيد

 هيـچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن ديـر نيست

اغلب مردم تقريباً به همان اندازه ای شاد هستند كه ذهن خود را برای آن مهيا كرده اند

مـحرومـيـت استعدادهايی را شكوفـا می سازد كه در خوشيها پوشيده می مانند

اغلب مشكلات در واقع ناشی از فـقدان تـفكر است

خاموشی را از پر حرف، سازگاری را از سخت گیر و مهربانی را از درشت خو اموخته ام و شگفت انگیزتر این که من به زیبایی این معلمان اعتراف نمی کنم

دنيا پر از آدم‌هاي مصمم است؛ عده‌اي تصميم مي‌گيرند كار كنند و عده‌اي هم تصميم مي‌گيرند بگذارند آنها كار كنند.

ما مخزن هايي نيستيم که براي ذخيره چيزها ساخته باشند ما کانال هايي هستيم براي تقسيم چيزها.

اگر نا اميد باشيد، فقط هدف را باخته ايد، اما آدم مردد هم هدف را مي بازد و هم زمان را

بهتر است غرورتان را به خاطر کسي که دوستش داريد از دست بدهيد تا اين که او را به خاطر غرورتان از دست بدهيد.

سعي کنيد انچه را که دوست داريد بدست اوريد وگر نه مجبور مي شويد انچه را که بدست مياوريد دوست داشته باشيد.

 زندگی مجموعه تعداد نفس هایی که می کشيد نيست؛ بلکه مرکب از لحظات و موقعيتهايی است که نفس شما را درسينه حبس مي کنند.

فقط کسايي میخواهند مثل بعضي آدماي ديگه باشند که خودشان کسي نباشند.

مردي که کوه را از ميان برداشت کسي بود که شروع به برداشتن سنگ ريزه ها کرد.

کسي که به روي درس هاي زندگي آغوش گشايد و خود را با پيش داوري تغذيه نکند همچون برگ سفيدي است که خداوند کلمات خود را بر آن مي نگارد.. آن که همواره با بدبيني و پيش داوري به جهان مي نگرد همچون برگي نوشته شده است که کلامي جديد بر آن نوشته نخواهد شد.

انسانها بايد بياموزند که ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد بلکه کسي است که به کمترين ها نيازمند است

اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد.

شما هنگامي سخن مي گوييد كه آرامش از انديشه هايتان دور شود.

انسان ها دو دسته اند:

آن هايي که بيدارند در تاريکي و آن هايي که خوابند در روشنايي.

دوستان خوب و واقعي جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردنشان سخت ونگه داشتنشان سخت ‌تر است.

خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم خود را نگران آن چه مي داني يا نمي داني نکن. نه به گذشته بينديش و نه به آينده، فقط بگذار دستان خدا هر روز شگفتي هاي اکنون را براي تو بياورند.

نبردهاي زندگي هميشه به نفع قويترين ها پايان نمي پذيرد بلكه دير يا زود برد با آن كسي است كه بردن را باور دارد.

بازنده ها در هرجوابي مشكلي را مي بينند ولي برنده ها در هر مشكلي جوابي را مي بينند. سعي كنيد مثل برنده ها فكر كنيد.

دل دلايلي دارد كه عقل از آن بي خبر است.

زنان هوشيارتر از آن هستند که مردانگي خود را به همسران خود نشان بدهند.

سرنوشت کوهها تنها گواه بودن است آنها مانند رودخانه ها نيستند که حرکت ميکنند و منظره را عوض ميکنند.

گر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد.

وحشی ترین گل به احترام باران قیام می کند

خوب است سرقت ایمان بیاموزیم در غفلت شیطان

شیطان برای وارد شدن به سرزمین قلب به هیچ کس گذرنامه نشان نمی دهد

غرور کوههاست که آنها را زمین گیر کرده است

دلهای غم زده و مرده جزایر غیر مسکونی و خاموش زمینند اینجا تنها جایی است که خدا نیست.

همیشه سعی کن خودت را جای دیگران بگذاری تا بهتر درک شان کنی

زندگي مانند دوچرخه سواري است، مادامي كه ركاب بزني زمين نمي خوري

براي بالا رفتن از شاخه ها به دلت بيم راه نده كه ميوه درخت را همان جا خواهي يافت.

اگر دنبال موفقیت نروید... موفقیت به دنبال شما نمی آید.

كسي كه براي محبت حدود قايل مي شود اصلا معني محبت را نفهميده است.

بهترين راه پيش بيني آينده، ساختن آن است.

از وضعیت حال لذت ببر...اما آینده را بساز.

منتظر معجزه ننشین... تو خودت معجزه هستی.

اگر تلاش کردید و نتوانستید احتمالا اهرمی را جا گذاشتید.

سعي نكن كه هر يك روزت ۳۶۵ بار تكرار شود.

وقتي هدفمان را از دست مي دهيم مجبور هستيم سعي خود را چند برابر كنيم.

برای کمال صد سال هم کافی نیست... اما برای بد نامی چند لحظه کافیست.

حسادت اولين درس شيطان به انسان احمق است.

تا چيزي را نپذيريم نمي توانيم تغييرش دهيم.

زندگي همانند هنر نقاشي كردن است با مداد مشكي ولي بدون پاك كن.

براي دشمنانت كوره را آنقدر داغ مكن كه حرارتش خودت را هم بسوزاند.

هر چه مانع بزرگتر باشد، غلبه بر آن سرافرازي بيشتري دارد.

مرد بزرگ به خود سخت مي‌گيرد، مرد کوچک به ديگران.

به جاي اين که جاي کسي را بگيريد، تلاش کنيد جاي واقعي خود را پيدا کنيد.

به خاطر داشته باش که بهترين رابطه، رابطه‌اي است که در آن، ميزان عشق طرفين، از ميزان نيازشان به هم تجاوز کند.

در هر کجا که هستيد و با هر چه که در اختيار داريد، کاري کنيد.

عاقل، آن چه را که مي داند، نمي گويد، ولي آن چه را که مي گويد، مي داند.

انسان، مثل رودخانه است، هر چقدر عميق تر باشد، آرامتر و متواضع تر است.

در زندگي، نکته بامزه‌اي هست: اگر چيزهاي متوسط را نپذيريد، اغلب اوقات، بهترين ها نصيب تان خواهد شد.

عالي ترين سلاح براي غلبه بر دشمن، خونسردي است.

زندگي، کم کم به هر کس مي فهماند که چه کاره است.

اگر در کار ما اگر نباشد، به طور يقين پيروز خواهيم شد.

از علائم حکمت، يکي آن است که بيش از نصف آن چه مي شنويد، باور نکنيد.

من هر وقت بخواهم لطيفه مضحکي بگويم، واقعيت را مي گويم.

خورشيد صفت: با همه يک رو باش.

خيلي چيزها را مي توان به نرمي و مسخره، به مردم فهماند.

لقمه بزرگ، گلو را پاره مي کند.

انسان، در کار ديگران عاقلتر است تا در کار خويش.

آنکه پرنده نيست، نبايد بر پرتگاه آشيانه بسازد.

با زني ازدواج کنيد که اگر مرد بود، بهترين دوست شما بود.

انسان هايي زنده هستند که يک لحظه، از مبارزه دست بر نمي ‌دارند.

هیچ وقت کسی را نصیحت نکن زیرا که عاقل بدان احتیاج ندارد و نادان بدان توجهی نمیکند.

هیچ وقت فراموش نکن که به هنگام ترک این زندگی نمی توان هیچ چیز مادی را با خود ت به همراه ببری نه جسم را با خودم به همراه بردم نه پولی را که در سراسر زندگی جمع اوری کردم و نه حتی چیزهای که به انها علاقهمند بودم تنها چیزی که هنگام ترک این دنیا با خودم می بریم خاطره میزان عشقی است که به مردم هدیه داده ایم فرزندم زندگی با انچه می بخشیم اندازه گیری می شود نه انچه که دریافت می کنیم.

آن که همواره با بدبيني و پيش داوري به جهان مي نگرد همچون برگي نوشته شده است که کلامي جديد بر آن نوشته نخواهد شد. --- خود را نگران آن چه مي داني يا نمي داني نکن.

هر چه جلال است، از آن توست اي خدا، حتي اگر در هياهوي روز مرگي تو را از ياد ببرم و تو مرا فراموش نخواهي کرد اي خدا تو در تمامي مشکلات و دشواري هاي زندگيم، نيرو و اقتدار مني پس اي خجسته، مرا موفق گردان تا چيزي نگويم، کاري نکنم تا از دستم آرزورده بشي که مايه خشنودي تو نشود خدايا اميدمون به توست.

 اگر دنياي ما دنياي سنگ است. بدان سنگيني سنگم قشنگ است.... اگر دنياي ما دنياي درد است. بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن هم يك گناه است. دل عاشق شكستن صد گناه است

 اگر انسان صادقي باشيد چندين دوست دروغين و تعدادي دشمن واقعي پيدا خواهيد كرد. با اين وجود صادق باشيد.

آنچه تو سالها صرف ساختنش ميكني، شخصي ميتواند يك شبه آنرا خراب كند، با اين حال سازنده باش.

گاهی سکوت واژه ی گویا ییست

دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی.

پيدا كردن دوستان واقعي سخت، ترك كردنشان مشكل و فراموش كردنشان غير ممكن است.

كافي نيست كه فقط ديگران را ببخشاييد. گاهي اوقات بايد خوددتان را نيز ببخشيد.

ضرب المثلهاي فرانسوي:

انسان بايد بداند در هر كاري كجا به توقف احتياج دارد.

بمير امّا گدا نباش!

هر كسي نگهبان شرافت خويش است.

بد بختي درست در كنار خوشبختي ايستاده است.

 ضرب المثل انگليسي :

آناني كه در خانه ي شيشه اي زندگي ميكنند نبايد سنگ پرتاب كنند.

ضرب المثلهاي هندی:

عاقل همان كاري را ابتدا انجام مي دهد كه نادان در آخر.

براي آنكه بزرگ باشي، نخست كوچك باش.

هنگاميكه دوستي به مشكلي بر خورده است، او را با پرسيدن اينكه ''چه كاري ميتوانم برايت بكنم'' آزار ندهيد. يك فكر مناسبي بكنيد و آنرا انجام دهيد.

بهتر است كه روي پاهايتان بميريد تا اينكه با زانو زدن زندگي كنيد.

به دست آوردن خوشبختي بزرگ ترين فتح زندگي است.

خوبي اي كه امروز ميكني، اكثر مردم آنرا فردا فراموش خواهند كرد، با اين وجود خوبي كن.

بهتر است دیگران از ما به خاطر آنچه که هستیم متنفر باشند تا اینکه مارا به خاطر آنچه که نیستیم دوست داشته باشند

از خدا بترس زيرا از ديگران به تو نزديک تر است.

عمر، رودخانه اي ست كه هرچه مي گذرد، عميق تر مي شود. واي بر آنكس كه شناگري نياموزد.

اگر مي خواهي احساس ثروتمند بودن و توانگري کني؛ چيزهايي را به خاطر بياور که پول قادر به خريد آنها نيست.

با پول ميتواني همسري زيبا داشته باشي اما عشق واقعي را هرگز

با پول ميتواني خانه اي مجلل داشته باشي اما آسايش را هرگز

با پول ميتواني کتابخانه اي مجهز داشته باشي ولي استعداد و معلومات را هرگز

با پول ميتواني زيباترين تختخواب را داشته باشي اما خواب راحت را هرگز و با پول ميتواني مقام داشته باشي اما احترام را هرگز. ضرب المثل چيني

بـرای هر کاری از پيش انديشه کنيد، اين راز بـزرگی است

 هـر کاری را به موقـع انجام دهيد، اين بهای مو فـقـيـت شماست به موقـع بينديشيد، اين سر چشمه توانايی شماست

به موقـع بازی کنيد، اين راز جوان ماندن است

به موقـع مطالعه کنيد، بنياد دانش براين نهاده شده است

به موقـع بياساييد، اين روان شما را به ملکوت می رساند

زيبا بودن را خواستار باشيد، هميشه و همه جا خواهيدش يافت

برای تندرستی هميشه بکوشيد، اين گنجينه بی نظير زندگانی است

 به موقع عبادت کنيد، بنياد تکريم خداوند بر اين است و هوس دنيا پرستی را از ذهن دو ر می کند

 دوستان خود را باور داشته باشيد و به موقع خودش به ديدارشان برويد، از زندگی استفاده كن قبل از آنكه آنرا از دست بدهی

 اگر می خواهيد به هر نوعی در زندگی خود تغيير بوجود بياوريد، ابتدا كنترل ذهن خود را به عهده گيريد

 اگر به كاری كه مي كنيد ايمان داشته باشيد و اگر برای عملی ساختن روياهای خود دست به تلاش ببريد هركاری امكان پذير و شدنی خواهد بود

هر قدر بيشتر به دنبال نعمتهای خداوند بگرديد، به همان اندازه بيشتر بدست می آوريد

شكوفا شدن استعدادهای بالقوه خود را به بخت و اقبال واگذار نكنيد

خـدايا تـو چگونه زيـسـتـن را به مـن بـياموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت

من تا بحال فکـر ميکـردم که راه ِ زندگی کـردن را مي آموزم غافـل از اینکه راه ِ مردن را می آموخـتم

انسان با یک دست زندگیش را می سازد و بـا دست دیگـر آنـرا ویـران می کند

تمام گـناههای آدمی از دو گناه بزرگ منشعب می شوند، بی صبری و اهمال به دلیل بی صبری از بهشت رانده شدند و به دلیل اهمال به آن بازنگشتند.

هیچ شگفتی ای جادویی تر از شگفتی محبوب بودن نیست؛ انگشت خداست بر شانه ی کسی که دوستش دارند.

آنكه نيك بختي خود را بدست ديگري مي داند بسي ناكامي خواهد كشيد.

همه لرزش دست ودلم از ان بود كه عشق پناهي گردد, پروازي نه, گريزگاهي گردد, بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است!

يک هميشه تنها يک است و شايد در تمام عمرش نتواند چيزي بيش از يک عدد باشد اما بعضي وقت ها مي تواند دنيايي باشد يک نگاه يک نوشته يک دوست!

مي پرسم: اثر کيست؟ مي گويد: نمي دانم! مي پرسم: اين نوشته معني اش چيست؟ مي گويد: نمي دانم! مي خواهم بپرسم... نگاهش مي کنم چشمان زلالش پايين است دلم مي گيرد دوست دارم چشمانش را بالا بياورد تا بگويم اينها مهم نيست تو يک چيز را خوب مي داني خوبي و مهرباني را.

خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد.

به غير از وقت هر چيز ديگر قابل خريداري است.

اگر صرفه جويي زراعت كنيم، آزادي درو خواهيم كرد و اين محصول طلائي است.

بازی زندگی ان نیست که تاس خوب بیاورید بلکه تاس بد را خوب بازی کنید.

تا سخنان دو نفر كه با يكديگر نزاع دارند به خوبي روشن نشود، درباره آنها قضاوت مكن.

تامين خواسته كسي را كه امروز به تو نياز دارد به فردا محول مكن زيرا نمي داني كه فردا چه پيش خواهد آمد.

خدا همین جا در خانه است؛. این ما هستیم که برای قدم زدن بیرون رفته ایم

به هيچ كس آزار مرسان كه كار روزگار دائم در تغيير و تحول است و بدبخت آن است كه از يادآوري عاقبت خود غافل باشد.

تنها گفتار حكيمانه نداشته باش بلكه در گفتار و كردار هر دو حكيم باش، زيرا حكمت قولي در اين جهان مي ماند ولي حكمت عملي ره توشه جهان آخرت است و در آنجا مي ماند.

خاموشي درياست و گفتن جوي آب، پس دريا را بخوان نه جوي آب را تمام خبايث در اتاقي است كه كليد آن اتاق دروغ است.

تنها راه به وجود آوردن تغييرات مستمر در زندگي، داشتن هدف‌هاي دراز مدت است.

تنها گفتار حكيمانه نداشته باش بلكه در گفتار و كردار هر دو حكيم باش، زيرا حكمت قولي در اين جهان مي ماند ولي حكمت عملي ره توشه جهان آخرت است و در آنجا مي ماند.

اگر درانجام كار خيري رنج بردي، رنج زايل مي شود ولي آن عمل نيك باقي مي ماند و اگر از يك گناه لذتي بردي، لذت از بين مي رود ولي آن كار زشت باقي مي ماند.

پس از دوست داشتن كمك كردن زيباترين فعل دنياست!

بوديم و کس پاس نميداشت هستيم، باشد، نباشيم و بدانند بوديم!

عشق: دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد!

بوسه يعني عشق خالي از گناه. بوسه يعني قلب تو از آن من. بوسه يعني تو هميشه مال من!

وقتي کسي را دوست داريم نيازي نيست بدانيم در بيرون از ما چه مي گذرد زيرا همه چيز در درون ما مي گذرد!.

پوشكين شاعر انقلاب و آزادی

مي گويند بزرگترين اثر پوشكين شاعر روس؛ زندگي اش است. گرچه او در سن ۴۱ سالگي جوانمرگ شد؛ تمام عمر در خطر و تهديد زيست. هشت سال در ايالات قفقاز و روي جزيره كريم تبعيد بود. يكبار حتا او را بعنوان گوشت دم توپ همراه يك دسته سرباز تزاري تا شهر ارزروم در تركيه فرستادند به اميد اينكه او در آنجا نفله شود و بعد از اينكه به سبب كنترل نامه هايش پي به ضد كليسا بودن او بردند؛ ده سال آزگار سازمان امنيت روسيه او را زير نظر گرفت و سرانجام طبق يك توطئه ناموسي طراحي شده او را در يك دوئل از پيش تعيين شده بقتل رساندند. آلكساندر پوشكين شاعر انقلابي و آزاديخواه روس بين سالهاي ۱۷۹۹ و ۱۸۳۷ ميلادي يك زندگي پرماجرا را از سر گذراند. در مورد اشعارش ميگويند او هيچگاه فرم را فداي محتوا و محتوا را قرباني فرم ننمود. او هيچكدام از عناصر هنر را بي اهميت بحساب نياورد.

پوشكين يكسال قبل از اجراي توطئه قتل اش توسط دربار؛ مي نويسد: من با اشعارم احساسات منجمد بي حركت انسانهاي جامعه را تكان دادم ؛ در دوره ظلم و زورگويي؛ آزادي را به آواز كشيدم؛ سرود نزديك شدن انقلاب را سر دادم و مردم را دعوت به همدردي با خانوادههاي شهيدان اعدامي نمودم. تا زمانيكه حتا يك شاعر روي كره زمين بجا مانده باشد؛ ديگران از من ياد خواهند كرد. شاعر نه تنها معلم و برگزيده است بلكه او پيام آور نيز مي باشد. پوشكين زبان دانشگاهي كليسا را با زبان عاميانه مردم در هم آميخت و از آندو جرقه نوي آفريد. زندگي ; تراژديك پوشكين شايد از آنجا شروع شد كه فرستاده روس در استانبول - ابراهيم هانيبال؛ پدر بزرگ پوشكين را كه خدمتكاري سياهپوست بود؛ خريد و به عنوان هديه همراه خود؛ براي پطر كبير؛ تزار روسيه به مسكو برد. امروزه حتا عده اي مدعي هستند كه از روي عكس و تصوير پوشكين ميتوان شباهتهاي نيمه آفريقايي او را تشخيص داد.

پوشكين در بيست سالگي با شورشيان ماه دسامبر كه بنام - دكابريست ها - در تاريخ روسيه معروف هستند آشنا شد و اشعار خود را در خدمت ايدههاي آنها قرار داد. دكابريستها؛ اشراف زادگان جوان تحصيل كرده اي بودند كه با كمك آشنايي با شعارهاي عصر روشنگري و رمانتيك انقلابي ؛ عليه ديكتاتوري تزاري مبارزه را آغاز كردند. آنها خواهان حكومت مشروطه بر پايه قانون اساسي و اجراي تقسيم قوا بودند تا ديكتاتوري قلدري نكند. پوشكين يكي از هواداران فعال محفل ادبي دكابريستها بنام - فانوس سبز- بود كه با كمك اشعار رمانتيك انقلابي به تقليد از جرج بايرون؛ شاعر انگليسي به انتقاد از تزار و دربار او پرداخت.

از جمله اشعار پوشكين كه آنزمان محبوبيت يافت و دهان به دهان مي گشتند ؛ سرودهاي: آزادي- كوليها- روستا - اسير قفقازي- خنجر-- فواره - مجسمه-پاييز و صبح زمستاني هستند. در سال ۱۸۲۵؛ بعد از روي كار آمدن تزار جديد و لغو ادامه حكم تبعيد؛ پوشكين دست به پخش سي شعر جديد ديگر بصورت مخفيانه زد. او در زمينه نثر نيز كتابهاي: دختر - اويگين- و پستچي را نوشت. پوشكين در دوران تبعيد در نواحي قفقاز نه تنها با زيبايي طبيعت كوهستاني - زندگي ايلياتي- فرهنگ جنگجويي انتقام گيري - و اعتقادات اسلامي؛ بلكه با آداب و رسوم تاتارهاي سواحل درياي سياه و چگونگي زندگي كوليهاي ملداوي آشنا شد. آشنايي او با ادبيات فولكلور روسيه و خلقهاي اشغالي ديگر باعث نزديكي او به رئاليسم اجتمايي گرديد. او مدرن گرا و ساده نويس بود؛ صفاتي كه شايد او از طبيعت زيبا و ساده گرفته بود. پوشكين سرآغاز و پايه گذار رئاليسم قرن ۱۹ ادبيات روسيه است. توماس مان مينويسد: او گوته شرق اروپا است. پوشكين در هر سه ژانر مهم ادبيات: شعر - درام و رمان راهي جديد براي نسل هاي آينده كشف كرد. در زمينه رمان تاريخي او از والتر اسكات پيروي نمود. داستايوسكي و آنا احمد آوا او را تحسين كردند و خود را شاگرد او ناميدند. فرماليست هاي روسيه سالها او را راهگشاي سبك خود ميدانستند؛ ولي فوتوريست هاي آوانگارد در شبنامه هاي خود نوشتند: لكوموتيو دودي ادبيات زمان حال براه افتاده؛ پوشكين - تولستوي- داستايوسكي و شركا را بايد پايين انداخت. پوشكين ناشر شش شماره مجله ادبي بنام - هم عصر- نيز بود بعد ار اعدام عده اي از اعضاي جنبش دكابريست در سال ۱۸۲۵؛ سئوال پيرامون وظيفه و نقش ادبيات در مبارزه در راه آزادي براي پوشكين و سايرين مطرح شد.. او راه مبارزه را بجاي راه سازش انتخاب نمود و سر خود را نيز در اين راه برباد داد.

اگر يونانيان باستان جان خود را در يك مبارزه بخاطر -سرنوشت از پيش تعيين شده - از دست ميدادند؛ اشراف زاددگان ناسازگار جوان تزاري جان خود را در دوئل هاي نمايشي مرگ آور به خطر مي انداختند تا در يك نيمروز زمستاني؛ زمين از برف پوشيده شده را گلگون كنند. چند سال بعد از پوشكين؛ لرمانتوف؛ نبوغ ادبي ديگر؛ جان خود را در سن ۲۷ سالگي در دوئل از دست داد. بعد از قتل پوشكين در دوئل؛ روزنامه هاي وقت نوشتند: بزرگترين - دون ژوان- ادبي روسيه كشته شد.

 

 

 

 

www.esalat.org