Friday 18 may 2007 16:17:17

 واقعيت های جنگ عراق

)شبنم بهاری)

                         

چشم وگوش جهانيان در ۲ بحران بزرگ منطقه، عراق و افغانستان فقط به جنبه هاى سياسى اين جنگ ها دوخته شده است و تقصير اين ماجرا هم بر گردن آنهايى است كه سياست هاى خبرى دو جنگ را رقم مى زنند. همانان كه جهان از دوربين آنها صحنه عراق و افغانستان را نظاره مى كند. در يك عادت ناخواسته اما به شدت زيان آور، رسانه ها و مراكز خبرى لنز و زاويه نگاه خود را بر مدار امور سياسى ۲ سرزمين جنگ زده تنظيم كرده اند و جماعت خبرنگاران و گزارشگران بى آن كه توجيه شوند فقط در پى شكار اتفاقات سياسى اين جنگ ها هستند . سوژه هر روز خبرنگاران از اروپا و آمريكا تا آسيا و جهان عرب اين است كه در كابل و بغداد از پى ديپلمات ها و سفرا روانه شوند و مذاكرات لحظه به لحظه مقام هاى سياسى يا كارگزاران و فرماندهان نيروهاى ائتلاف را مخابره كنند . اگر فرصتى هم باقى بماند سهمى از اخبار خود را به انفجارها و عمليات هاى درشت تروريست ها و آمريكايى ها اختصاص دهند. حتى اين دست از خبرهاى جنگ را نيز اين منابع از زبان همان مقام ها و مديران سياسى ـ نظامى جنگ روايت مى كنند .
ما از واقعيت وعمق جنگ غافل مانده ايم به اين دليل بسيار ساده كه از كنه وژرفاى فاجعه دورافتاده ايم . واقعيت اين دو جنگ خانمانسوز اين دو، سه قلم سوژه نيست كه هرروز صفحات جرايد پرآوازه اعراب و غرب را اشباع واشغال مى كنند. مى دانيم آن چه ما ازجنگ مى شنويم و مى بينيم فقط شكل و نمايى از جنگ است . بالاترين تصويرى كه ازجنگ عراق درذهن ما وهمه مردم جهان ثبت شده ، اين است كه تاكنون دراين جنگ بيش از هزارسه صدوهفتادوپنج آمريكايى و۳۰۰ هزار عراقى جان باخته اند و روزانه ده ها عمليات ترورانجام مى گيرد.اما واقعيات جنگ با اين تصوير فرسنگ ها فاصله دارد. براى ديدن سيماى عفريت جنگ بايد به ميان آنها كه گريبان سرنوشت شان دردست اين هيولا اسير است رفت.
شايد اگر دوربين روايتگران اين غائله هاى خونين به جاى استقراردر مكان امن فرماندهان در مخروبه و كنارخانه هاى ويران قرارمى گرفت تصور و تلقى جهانيان از روزگارمردم عراق غيراز اين بود كه هست .
اين كه ۴ سال آتش وترور با مردم عراق چه كرده است وكودكان وزنان عراقى چگونه باربزرگ ترين مصيبت تاريخ را بردوش كشيده اند، يك معماست . گويى جنگ دونيمه پيدا وپنهان دارد؛ همه چيز درباره كارگزاران وسياستگذاران جنگ برروى تابلوى روشن رسانه ها نمايان است به طور نمونه كسى نيست كه نداند برنامه امروز سران آمريكاوشركاى سياسى اش چه بوده است يا دراجلاس آنكارا يا شرم الشيخ چه گذشته يا خواهد گذشت.اما نيمه ديگر تصويرتيره وتاراست، هيچ اطلاع روشنى از وضع وحال قربانيان جنگ دردست نيست كسى نمى داند امروز كه ۱۰ انفجارتروريستى در۴ گوشه شهرارواح، بغداد رخ داد دامنه تخريب وويرانى اش تاكجا پيش رفت، زخمى ها وآسيب ديدگان جسمى وروحى اين حملات اكنون درچه وضعى به سر مى برند.
هنوز جهان نمى داند كه شهروند بى پناه عراقى اين ۴سال را چگونه سپرى كرده است، آنچه درباره آلام ورنج زن وكودك آواره ومصيبت ديده عراقى نقل شده پاره هاى ناقص ونارساى يك تراژدى بلند است ذهن ماوهمه افكارعمومى پرازمعماها و سؤال هاى بى شمارى درباره سرگذشت قربانيان خاموش اين جنگ پرسروصداست كه تاكنون اندكى ازگره اين معماها گشوده نشده است.
بايد اقرار كردكه رسانه ها از حقايق جنگ دور افتاده اند ومبتلا به عادتى شبيه عادات سياستگذاران جنگ اين ۴سال را به پمپاژ خبرهاى رسمى گذرانده اند.خبرهايى كه به دليل تكرارآمارورقم حمله ها وانفجارهايا ديد وبازديد هاى سياسى اكنون بيش ازديروز ملال آورشده است.
پنجمين بهار خونين عراقى ها ازراه رسيده است . در آغاز دوره اى ديگر از نگون بختى ساكنان اين سرزمين ، نيكوترين خدمت اهل رسانه به عراقى ها اين باشد كه دوربين خويش را به ميادين فاجعه ببرند و يك بازنگرى صادقانه درنگاه خود به واقعيت جنگ صورت دهند.چه آن كه درفرداى پايان اين ايام سياه ، گريبان اهل رسانه بيش از همه درچنگ تاريخ است وآنان بيش از طايفه سياستمداران بايد دربرابررنج ها وستم هاى نانوشته اين ملت پاسخ دهند.شايد پله نخست براى رفتن به ميان حقايق جنگ آن باشد كه رسانه داران ، به تعبيراهل فن پنجره اى تازه براى ديدن جنبه هاى اجتماعى جنگ بازگشايند تاضرباهنگ زندگى آنهاكه درزير آواروحشت وميان شعله هاى سركش سرمى كنند شنيده شود. گزارش واقعى اين جنگ درواقع بازگويى حال وروز مردمى است كه ازاين ۴سال سخت ، سينه اى پر از سخن ها وسرودهاى غمبارتاريخ دارند. مسأله اصلى اين گشت وگذارخبرى اين خواهد بود كه عراقى ها چگونه زندگى مى گذرانند و به عبارت درست تر، سوژه اصلى اين است كه چگونه مفهوم زندگى وزيستن در شعله هاى جنگى سركش رنگ باخته است.
دراين تورق ونگاه هر بارمى توان جهان غفلت زده را با شمه اى نو ازرنج و مشكلات شهروندان عراقى آشناكرد.
 يك بار مى توان به آثارى كه جنگ در ويران ساختن زيربناهاى اوليه زندگى مردم برجاى گذاشته نظر افكند و از خسارت هاى مادى اين ۴ سال درنابودى تأسيسات آب وبرق مردم عراق سخن گفت وجهان درترديد را به اين باور رساندكه اين مردم از ابتدايى ترين لوازم زندگى كه آب وبرق است، محروم مانده اند . ودهها شهروروستاى جنوب ومركزعراق را مثال آوردكه روزشان را نيزدرتاريكى به سرمى كنند يا آمارصدها زن وكودكى را پيش چشمشان نشاندكه درامراض ناشى از آلودگى آب دست وپا مى زنند كم نيستند ملت ها ودولت هايى كه هنوزباور ندارند مردم عراق از نعمت برق محرومند، به آب سالم دسترسى ندارند و سوخت لوازم گرمايشى، كالايى ناياب است. مى توان اين خبرها را از حاشيه صفحات جرايد عراق خارج كرد وبه همه رسانه هاى دنيا مخابره كردكه حتى درشهرهاى بزرگ اين كشور مردم در ازاى هر۵ تا ۶ ساعت خاموشى فقط يك ساعت از برق شهرى برخوردار هستند و مراكز بيمارستانى دراين شهرها آب بسيارى از مناطق رابه دليل آلودگى هاى خطرناك براى آشاميدن توصيه نمى كنند .
مى توان به وضع اندوه بارمدارس ودانشگاه ها نگاه دوخت، از هزاران استادى سراغ گرفت كه دراثر تهديد تروريست ها جلاى وطن كرده اند، به مزار معلمان و آموزگارانى رفت كه گلوله نفرت سلفى ها پيكرآنان را به خاك افكنده است يا ازمدارس وشاگردان معصومى نوشت كه اين جنگ خانمانسوز دفتر زندگى آنان را براى هميشه بسته است.
مى توان به بيمارستان ها، درمانگاه ها ومراكزامدادى رفت كه بارها كاروان تروريست ها آنها را موردتهاجم ددمنشانه قرارداده اند. روزهاى وحشت ورعب پرستاران وپزشكانى را مى توان به تصويركشيدكه درنبود ابتدايى ترين ابزاردرمان وامداد، شاهد پرپرشدن هزاران زن وكودك عراقى بودند.
براستى اين حقيقت را كه بنياد جمعيت وسكونت در اين سرزمين درحال فروپاشى است، چگونه مى توان براى نسل فردا توصيف كرد. آيا لازمه انجام اين دست وظايف بزرگ جز اين است كه جويندگان حقيقت بايد رنج رفتن به شهرهاى ويران را برخود همواركنند. تا كسى درزير سقف هاى فروريخته اهالى رماديه وصدريه و. . . نماند نمى تواند واقعيت آوارگى شهروندان عراق را به تصوير بكشد و اين حقيقت را كه كشور برخوردار ازتمدنى بزرگ همه داشته هايش را ازدست مى دهد. دامنه آوارگى فقط محدود به قشرنخبگان نيست كه تاكنون - فقط درآمارهاى رسمى - عنوان شده كه ۲۳۲ استاد دانشگاههاى عراق كشته و ۵۶ تن ناپديد و بيش از ۳ هزار نفر به خارج مهاجرت كرده اند. بلكه پديده جلاى وطن همچون يك بليه فراگير ازشمال تاجنوب عراق را فراگرفته است.
 آن چه از پديده آوارگى و دربه درى پيش چشم ماست فقط آمارهاى خشك وبى روحى است كه طوطى وار هرماه ازيكى از سخنگويان صليب سرخ يا كميسارياى پناهندگان سازمان ملل دريافت مى كنيم، درحالى كه مى دانيم پشت اين رقم هاى درشت دنيايى از فاجعه نهفته است. فقط كافى است اصحاب رسانه همان يك قلم گزارش يان اگلند، معاون دبيركل سازمان ملل در امور بشر دوستانه را پى بگيرند كه گفته است : دراثر خشونت هاى فرقه اى و عمليات هاى نظامى ۳۱۵ هزار عراقى را در ۸ ماه گذشته آواره كرده است و حداقل هر روز يك هزار تن مجبور به ترك خانه هايشان مى شوند و بدتر از همه اين كه هر روز حداقل يكصد تن در عراق كشته مى شوند. حرف هاى ديگر اين مقام سازمان ملل نيز شنيدنى است، او مى گويد: افكارعمومى دنيا فقط آمار رسمى تلفات جنگ را دريافت مى كنند، اين درحالى است كه بسيارى از قتل ها مخفيانه وشبانه اتفاق مى افتد او به صد ها قتل انتقام جويانه كه به طور كامل از كنترل خارج شده، اشاره مى كند و مى گويد: بيشتر كشته شدگان با شليك تير يا شكنجه، جان باخته اند. بيشتر قربانيان از نيروهاى پليس، قضات، وكلا، خبرنگاران، و زنان هستند. اين كشتار ها موجب شده امدادگران ويا متخصصان كه حضورشان براى يارى مردم ويابازسازى خرابى هاى كشور ضرورى است، عراق را بى درنگ ترك كنند.
به گفته اگلند ۱
تا ۱ ميليون عراقى در كشورهاى همسايه پناه گرفته اند و هر روز حدود ۲ هزار تن از مرز سوريه عبور مى كنند. وى تأكيد كرده است كه بيشتر اين افراد تحصيل كرده هستند كه كشور را با خطر فرار بزرگ مغز ها روبه رو كرده اند.
گزارش نماينده اين نهاد بين المللى از ابعاد ناگفته جنگ ، پايانى ندارد. دريك گزارش سازمان پزشكى قانونى بغداد، اجساد بيش از هزار و پانصد تن از عراقى هاى مفقود شده را در ماه ژوئن سرشمارى كرده است و درماه ديگريعنى ژوئيه مأموران اين مركزاز مرگ مشكوك ۱۸۵۵ نفرخبرداده اند.
درنگاه به حوزه اجتماعى واقتصادى جنگ مى توان پاسخ اين سؤال بزرگ را پيدا كرد كه چه كسانى ازجنگ سود مى برند، اين كارفقط از مشاهده وگشت وگذار خستگى ناپذيردرايستگاه شركت ها ومراكزى كه با نام بازسازى عراق دربغداد وچندين شهرديگر مأوا گزيده اند، ميسراست .
درهزاران پرونده قرارداد شركت هاى سرمايه گذارى كه اكنون درادارات اقتصادى عراق سرگردان مانده است، مى توان واقعيت وعده طرح مارشالى كه ديك چنى ودوستانش به عراقى ها داده بودند را به تماشا نشست.
بدون شك دراين جست وجو وتحقيق گزارش خود نمايندگان اعزامى كنگره از عملكردكمپانى هاى آمريكايى داراى سرنخ هاى ارزشمندى خواهد بود. درجاى جاى اين گزارش ها نام هاليبرتون - شركتى زير امر ديك چنى - به چشم مى خورد.
 ورق زدن پرونده بازسازى عراق باب اين حقيقت را خواهد گشود كه جهان سرمايه و صاحبان تجارت، مرز وحريمى براى كسب سود نمى شناسند، آنها درپى تسخيرفرصت هاهستند حتى اگراين فرصت ها ومنافع درپس ويرانه هاى عراق ونزد ملتى گرسنه پنهان باشد.
به فهرست بلندى ازمقاطعه كاران اروپايى وآمريكايى دراين زمينه خواهيم رسيد كه هركدام با قراردادى كه ارقام آنها نجومى است، وظيفه ساختن وترميم بخشى ازتأسيسات ازهم پاشيده عراقى هاى نگون بخت را به عهده داشتند يكى از اين سرنخ ها شركت هاى آمريكاى مسئول ساختن مراكزدرمانى وكمپانيهاى تأمين تجهيزات پزشكى است يعنى همان هايى كه جان وسلامت زن وكودك عراقى به نتيجه طرح شان بسته بود. دريكى از گزارش ها آمده است كه دريكى از محلات خونين بغداد پس از دو سال و با صرف ۱۸۶ ميليون دلار، تنها ۶ مركز درمانى ساخته شد و سازمان آمريكايى مسئول اين طرح، آن را نيمه كاره ر ها كرد و افزوده شده كه تجهيزات پزشكى تحويل شده اين شركت نه آزمايش شده و نه حتى گواهى تأييد گرفته بودو هنگامى كه متخصصان امر، اين كالا ها را بازبينى مى كردند، متوجه شدند كه بيش از نيمى از آنها خراب و يا داراى نواقص عمده اى است. در جاى ديگر گزارش شده است كه تابستان هرسال بافرارسيدن گرماى سوزان، عراقى ها دههاقرارداد حياتى و سودآور به شركت هاى آمريكايى واگذار مى كنند تا شايد قدرى ازدامنه بيمارى هاى گوناگون بويژه اسهال خونى كودكان كاسته شود .
اما نتيجه چيست؟ بنابر گزارش رسمى منابع آمريكايى در ۲۹ ژوئن ،۲۰۰۴ واشنگتن به دولت موقت عراق كنترل صندوق پيشرفت را واگذار كرد. اما در ۱۵ روز پيش از اين انتقال، ۵ ميليارد دلار را از طريق هوايى به صورت بسته هاى كوچك نوار پلاستيكى مانند آب نبات پخش كردند. اين بسته ها حاوى عكس هاى كارفرمايان تازه وارد به همراه ساك هايشان بود. ۱
ميليارد دالر بدون كوچكترين توضيحى و يا هيچ گونه اثر ديگرى جزهمان اشاره مختصر انتقال درآمد ها منتقل شد.  حساب هاى صندوق پيشرفت در ابتدا به وسيله دفترKPMG و سپس به وسيله Ernes & Young سرمايه گذارى شده از سوى كميته بين المللى مشاوره و نظارت سازمان ملل متحد به دقت مورد بررسى قرار گرفت. گزارش منتشر شده به وسيله اين كميته در دسامبر۲۰۰۴ از برخى بى نظمى ها وحيف وميل هاى غصه آور در فرايند قراردادهاى منعقد شده و پرداخت هاى بدون نظارت، حكايت دارد. در حسابرسى ويژه اى كه به وسيله KPMG براى ۳ ماه نخست سال ۲۰۰۴ صورت گرفت، ۳۷ قرارداد به ارزش ۱۸۵ ميليون دالركه فايل هاى آنها مفقود شده بود، يافت شد.
حسابرسى ديگرصورت گرفته از سوى يك آژانس رسمى آمريكايى نشان مى دهد كه
KBR يكى از شركت هاى تابعه كمپانى هاليبرتون، به طور مرتب به گونه اى معنادار قوانين فدرال عقد قرارداد را با ارائه داده هاى نادرست درباره هزينه اجراى قرارداد زيرپا گذاشته است. اما با وجود اين انتقادها، همچنان قراردادهايى با اين شركت بسته مى شود. رقم رسمى سود هاليبرتون از به اصطلاح بازسازى عراق از سوى كنگره بيش از يك ميليارد دالر اعلام شده است.
شايديادآورى اين خبر نگاه ها را به تأمل افكندكه ملتى از نبود توليدات نفتى در كشورخود رنج مى بردكه يكى از غنى ترين منابع نفتى جهان را دارد. يا اين خبركه حتى دراين وانفساى جنگ، چاه هاى نفت عراق ثروتى سرشار رابه ارمغان مى آورنداما كسى نمى داند كه انبوه درآمدهاى نفتى اين ملت كجامى رود . شايد شنيدن اين واقعيت براى وجدان هاى هوشيار جالب باشد كه دراين كشور گرسنه ودچار فقر ،اختلاس وبرداشت از خزانه بيت المال يك امرشايع ومعضلى بزرگ است تا حدى كه حتى دولت عراق هم نتوانسته جلوى فساد اقتصادى را بگيرد. افزون براين ، براساس آمارواطلاعات سازمان هاى بين المللى، سهم بزرگى از كمك هاى جهانى به روند بازسازى عراق نيز به دست نيروهاى خارجى حيف وميل شده است . دراين راستامى توان ماجراى عبرت آموزامثال ايهم السامرايى وزير سابق برق در دولت انتقالى اياد علاوى را بازگو كرد فردى كه متهم به هدر دادن و اختلاس يكصد ميليون دلار از دارايى هاى عمومى عراق است كه درنهايت با كمك آمريكا به خارج فرارى داده شد تا دست عدالت به او نرسد. از غربت عدالت در سرزمينى كه به اميد طلوع آفتاب عدالت براى برانداختن نظام ظلم برخاستند، فراوان مى شود سخن گفت . جهان هنوزنمى داند كه چه بذرهاى تبعيض وعدالت شكنى درسنت سياسى آمريكايى ها گذاشته شدودراين ۴سال چندين وچند چهره جنايت پيشه بعث وغير بعث ازچنگ عدالت به دست فرماندهان آمريكاوانگليس دربغداد و بصره فرارى داده شدند. بسيارى ازآنان متهم به جرايم نسل كشى وشقى ترين اعمال ضد انسانى بودند كه در ميان آنها اشخاصى مانند خانم عماش كه به بانوى بمب هاى بيولوژيك شهرت دارد، قرار داشت.
مى توان به زشت ترين داد وستدهاى سياسى تاريخ دراين ۴ سال درپشت صحنه سياسى عراق نگاه افكند كه بهاى آنها قربانى شدن انسان هاى بى شمار بود، به ياد آوردكه بازيگران چشم برخيلى ازجنايت ها فروبستند حتى قتل خبرنگاران معصوم كه تاكنون زيرچتر اين اغماض ها بيش از ۱۵۰ نفرشان در اين كشور با گلوله نيروهاى بيگانه يا تروريست ها به قتل رسيده و شمارى نيز ربوده شده و هنوز از سرنوشت شان خبرى درست نيست.
فقط با رفتن به ميان مردم مى توان فهميدكه هزينه هر اشتباه در محاسبات آمريكايى ها چه مكافاتى رابراى مردم كوچه وشهر رقم زده است. دراين سيروگذار است كه روشن خواهدشدكه پيش از ورود ارتش آمريكا طايفه شيعه وسنى وكرد وتركمن چه زندگى آرام وهمدلانه اى داشتند ، دست كم راز اين معماى بزرگ آشكارخواهد شد كه چگونه عراق به ميدانى براى خونين ترين تسويه حساب هاى قومى تاريخ تبديل شد.
به راستى اگر پاى گروه هاى حقيقت ياب خبرى به ميان مردمان طوايف وقبايل مظلوم عراق گشوده شود آنها خواهند گفت كه آتش بياران معركه نزاع مذهبى چه كسانى بودند وسربازان اين جنگ مخوف از كجا سازوبرگ خويش را تأمين مى كردند وكدامين دولت ها اين غائله و فتنه را طراحى كردند.فقط با نشستن پاى سخن بزرگان وشيوخ قبايل مى توان به اين پرسش بزرگ نسل فرداى عراق پاسخ گفت كه دوستان ودشمنان حقيقى اين ملت چه كسانى بودند واين جمله را با دهها مدرك وشاهد به ثبت رساند كه همه مدعيان جهانى ومنطقه اى درغرقاب خونين عراق درجست وجوى منافع خويش رفتند وسياست وديپلماسى، بى رحمانه ترين چهره خود را دردوران گذار اين ملت آشكار كردتاحدى كه همه اقوام از كرد و تركمن شيعه و سنى دست آخر به اين باوررسيدند كه كاروان ديپلماسى آمريكايى ها واعراب براى رسيدن به آينده تقسيم منافع درعراق حاضرند ازخون دهها هزار شهروند بى گناه عراقى بگذرند.

منابع خبري .

 

  

www.esalat.org