چهارشنبه، ۲۹  جنوری  ۲۰۲۰

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

عبدالناصر نورزاد استاد دانشگاه کابل

 

در علوم سیاسی، دولت ها نظر به کارویژه ها و حیطه اعمال حاکمیت به گونه های مختلف مجزا می شوند. دولت ذره ای (Micro-State)، شبه دولت (Quasi- State)، دولت درمانده یا ورشکسته (Failed- State) از جمله ی نمونه های بارز آن هستند. در این نبشته مقصود تحلیل و واکاوی دولت درمانده یا همان دولت ورشکسته است که نقاط نظر مختلف و تحلیل های گوناگونی از آن صورت گرفته است. دولت ورشکسته شاخصه های بارزی دارد که میزان توانایی آن را در اعمال حاکمیت که یکی از عناصر اساسی یک دولت در کنار جمعیت، سرزمین و حکومت محسوب می شود را مورد واکاوی قرار می دهد. این قلم تلاش دارد تا حیطه های حیثیتی یک دولت درمانده را تحلیل کرده و مصادیق آن را برای روشن شدن موضوع در افغانستان تبیین کند. دولت درمانده یا ورشکسته زاییده دولت شبه است که یک شبه دولت در اثر شدت ضعف و ناتوانی در اعمال قانون، برقراری و حفظ نظم و امنیت و تامین خدمات و بر آوردن نیاز های اساسی مردم به دولت درمانده یا ورشکسته مبدل می شود. شبه دولت ها، دولت های هستند که نهادهای سیاسی آنها ضعیف و ناکار آمدند و از مشروعیت کافی و کامل برخوردار نیستند؛ بنیه و زیربنای اقتصادی آنها توسعه نیافته است و توان تولید ثروت و تامین رفاه اقتصادی کافی را ندارند، اتحاد و وحدت ملی در این دولت ها وجود ندارد و یا بسیار ضعیف است. در واقع هر دولت ورشکسته یک شبه دولت است، به گونه ای که این نوع دولت ها فاقد حاکمیت داخلی مثبت اند و تنها از حاکمیت خارجی سلبی برخوردارند. علت های مزیدی بر تبدیل شدن یک شبه دولت به دولت ورشکسته نقش بازی می کنند. مثلا مناقشات و درگیری های قومی، گروهی و فرقه یی حاد و شدید، ناسیونالیسم قومی افراطی و خشونت آمیز، نظامی گری و منازعات منطقه ای گسترده، ستیزه جویی و جنگ داخلی، ورشکسته گی سیاسی و اقتصادی، شبه دولت را به دولت درمانده یا ورشکسته مبدل می کند. این حالت زمانی است که دولتی در اثر عوامل فوق الذکر توانایی و پوتانسیل اش مصرف شده و به تحلیل برود. دولت های ورشکسته در حقیقت امر زاییده بحران های فراگیر و زمان گیر ملی در یک کشور است که توانایی آن را به گونه ی قابل توجهی به تحلیل می برد واز موثریت آن می کاهد. خشونت های داخلی در اثر تحولات سیاسی و نظامی، به تحلیل رفتن توانایی اقتصادی در امر تولید و تامین مایحتاج ملی در یک کشور، در ماند گی از تهیه و فراهم آوری خیر سیاسی و ناتوانی در انجام تعهدات در قبال شهروندان یک دولت است که یک دولت ورشکسته یا درمانده را شکل می دهد. اغلب چنین دولت ها از اینکه در انجام وظایف خود در سطح کشوری ناتوان هستند، از عدم مشروعیت لازم سیاسی برای انجام همان خیر سیاسی رنج می برند. عدم مشروعیت سیاسی است که شک و تردید هایی را در خصوص یک نهاد سیاسی مانند دولت بر می انگیزد. دولت های درمانده یا در اثر امواج بحرانی سیاست ناشی از جنگ و نزاع های فزیکی شکل می گیرند یا نتیجۀ عقب ماندگی و به تحلیل رفتن دولت های دیگر اند. کشور های سومالی، روندا، هائیتی و سیرالئون نمونه های بارز یک دولت در مانده اند. این دولت ها به اساس کارکرد ماهوی آنها برجسته می شود. افغانستان به عنوان داغ ترین کانون نزاع های داخلی در تقریبا نیم قرن گذشته، پتانسیل مخرب شامل شدن در این کتگوری از دولت ها را داشته است. زیرا دولت های درمانده که خود زاییده شبه دولت اند، گونه های مختلف دیگری را در بطن می کشند. دولت های درمانده نظر به بعضی دلایل از اینکه در انجام کارکرد و ماهیت پردازش به اعمال حاکمیت داخلی و خارجی خود، ناتوان استند، علت های مزیدی را در پی دارند. این دلایل را می توان به گونه ی مجمل چنین برشمرد:

۱- دولت های در مانده یا ورشکسته، دولت های هستند که قادر به برقراری و حفظ وضعیت و شرایط مدنی حد اقل مانند صلح، نظم، امنیت و رفاه همگانی در داخل خود نیستند؛

۲- دولت های درمانده دولت های هستند که عمیقا دچار تنش های تباری بوده و اغلب مناقشات و ناتوانی آنها، به علت مناقشه های قومی و نژادی صورت می پذیرد. در چنین حالت، نبرد های خشونت بار و خطرناک به طوری درد ناکی این دولت ها را محل ستیزه جویی و نزاع های گروهی قرار میدهد؛

۳- دولت های درمانده را می توان بر حسب ناتوانی در انجام تعهدات و عملی ساختن کارکرد های حکومتی، درمانده و ورشکسته تلقی کرد.

در ضمن، گسست درونی، مشکلات شدید و حاد داخلی، عدم اتحاد و انسجام درونی، فقدان نظم و امنیت داخلی و ناتوانی در تامین حداقل رفاه ملی؛ ناتوان و درمانده عنوان کرد. دولت های درمانده با ویژگی های منحصر به فردی، یا رای پرداختن به موضوعات مهم ملی را ندارند. فساد گسترده، عدم حکومت داری خوب، فرهنگ معافیت مجرمین و ناقضین قانون، جنگ و نا امنی، اقتصاد ورشکسته، تهدید های حاد از ناحیه امنیت ملی، مداخله همسایگان، تلاقی منافع قدرت های همجوار و جهانی در درون قلمرو آن، تهدید بالقوه امنیتی، اقتصادی و سیاسی، میزان غیر قابل کنترول جمیعت، ناتوانی مدیران سیاسی در امر حکومت داری خوب، نبود دیدگاه های جامع در خصوص مقابله با تهدید های بالقوه که موجودیت نظام سیاسی مستقر را تهدید می کنند و دهها عامل دیگر در شکل دهی یک دولت درمانده یا ورشکسته نقش دارند. برعلاوه دولت های ورشکسته دارای شاخصه های استند ها که در جامعه ی ما مصداق عینی می یابند مانند:

۱- افزایش و گسترش خشونت های سیاسی و جنایتکارانه؛

۲- عدم کنترول موثر بر مرز های ملی؛

۳- تنش ها و خصومت های قومی، مذهبی، فرهنگی؛

۴- زیر ساخت های ضعیف ارتباطی حمل و نقل؛

۵- اقتصاد ضعیف و درآمد سرانه پائین؛

۶- فساد سیاسی و اقتصادی بسیار حاد و شدید؛

۷- سیستم بهداشت بسیار ضعیف و نرخ بالای مرگ و میر مادران؛

۸- فرصت ها و امکانات اندک آموزشی؛

۹- محیط زیست تخریب و نابوده شده و غیره.

 با مدنظرداشت مشخصه های یک دولت درمانده یا ورشکسته دیده می شود که افغانستان با داشتن تمام این شاخصه ها، در جمله ی دولت های درمانده محسوب شده که زاییده شبه دولت قبل از تحولات هفت ثور ۱۳۵۷ بوده است. در این جاست که عوامل مختلفی ناشی از استقرار یک دولت درمانده منجر به شکل گیری انواع دیگر دولت های درمانده می شود. مانند دولت انارشیک، دولت شبح یا خیالی، دولت بی رمق، دولت اسیر و دولت عقیم و نارس. بازهم دولت افغانستان نمونه ی کاملی از یک دولت انارشیک است چون فاقد یک اقتدار مرکزی بوده است. در ضمن، نظام های مستقر سیاسی در چند دهه ی پسین را میتوان با گونه های مختلف دولت درمانده مقایسه کرد؛ به گونه ای که نظام سیاسی افغانستان را می توان یک دولت شبح تا حدودی می توان خطاب کرد؛ چون سرابی بیش نیست، یک دولت بی رمق است چون توانایی و پوتانسیل آن به اثر شورش ها و افزایش مطالبات ناشی از رشد بی رویه جمیعت به تحلیل رفته است، یک دولت اسیر است زیرا از نوع مرکزیت قوی برخوردار بوده ولی توسط نخبگان سیاسی نا امن به اسارت گرفته شده و یک دولت عقیم و نارس است که قبل از تولد و تحکیم و تثبیت در فرایند ملت سازی عاجز و ناتوان تاسیس شده است.

منابع و پی نوشت ها:

-        جیان جرمین، گروس، بسوی طبقه بندی دولت های وررشکسته در نظم نوین جهانی، فصلنامه جهان سوم، فصل سوم، شماره ۱۷

-        سورنسن، گئورک، ، دولت درمانده، در گریفیتس، مارتین، دانشنامه روابط بین الملل و سیاست جهان، ترجمه علی رضا طیب، تهران، نشرنی؛۱۳۸۸

-        روتبرگ، رابرت، دولت درمانده، دولت ورشکسته، دولت ضعیف: عوامل و نشانه ها، ۲۰۰۳

-        روتبرگ، رابرت، ضعف دولت و دولت های ضعیف در عصر ترور، انستیتوت بروگینگز، ۲۰۰۴

-        روتبرگ، رابرت، مشخصه ی جدید دولت- ملت ورشکسته، فصلنامه واشنگتن ۲۰۰۲

-        روتبرگ، رابرت، زمانیکه دولت ها ورشکسته می شوند: عوامل و پی آمد ها، دانشگاه پرینستون، ۲۰۰۴