شنبه، ۱۱ اپریل  ۲۰۱۵

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

جمال عبدالناصر نورزاد

 

 

آیندۀ مبهم و سرگردانی های مردم

حکومتداری بدون حکومت و طنز سیاسی حکومت وحدت ملی

 

عبدالناصر نورزاد استاد دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل:

از عمر انتخابات گذشته یکسال می گذرد. از تشکیل حکومت وحدت ملی بعد از آن همه سرگردانی ها، هم شش ماهه میگذرد. حکومت وحدت ملی شبیه موتری است که دو جلو دارد. هردو راننده دعوای داشتن لیسانس یا جواز راننده گی درجه یک را دارند. مسافرین موتر که مردم افغانستان باشند با سراسیمه گی منتظر هستند، چه زمانی این ماشین مبلایل خور و بدون حرکت به صدا در می آید و آنها را به ایستگاه مقصود میرساند. چالش ها و فرصت هردو فراوان اند. ولی چالش پیش از فرصت ها به سراغ حکومت وحدت ملی آمدند. علت آن شکل گیری حکومت وحدت ملی با مشروعیت نیم بند است که نه سر آن معلوم است نه آخر آن.

دولتمردان حکومت وحدت ملی اگر یکبار هم شده سری به تاریخ دولتداری در افغانستان بزنند. این آقایان لطفا نظری کوتاهی به دولت های پس از هفت ثور بکنند. با وجودیکه تمام ملل دنیا که در حال حاضر حامی دولت فعلی اند در گذشته با این دولت ها دشمنی داشتند و مشکل می تراشیدند، ولی این دولت ها با وجود مشکلات عدیده ای امنیتی و نظامی، سیاسی و اقتصادی با درایت تمام، شایستگی نشان دادند. دولت های چپی با وجود مشکلات، برنامه داشتند. از دشمن تعریف واضح داشتند و با تمام قوت در برابر آن می رزمیدند.

دولت های گذشته اگر انتخابات نداشتند، اگر دموکراسی به شکل امروزی نداشتند، اگر آزادی مطبوعات و بیان به شکل امروزی نبود همه با یک مشت واحد و یک پلان از قبل تعیین شده برای امور حکومت داری آماده بودند و با یک دست و با مشورت با حزب مرکزی اداره می شدند. دولت فعلی با سردرگمی و بی برنامه گی در حالیکه شش ماه یا زیادتر از عمر آن میگذرد، تا هنوز قادر نشده تا تشکیل کابینه دهد. اختلافات درونی نظام هم فراوان اند و آن هم ناشی از دودستگی در میان رهبران حکومت است. این حکومت که برخاسته از سازش های انتخاباتی برای سهیم شدن در قدرت است که در نتیجه میانجیگری های حامی بزرگ آن؛ اضلاع متحده امریکا بمیان آمده است. انتخابات و پس لرزه های آن برای مردم افغانستان سنگین تمام شد. کار بر لشکر کشیده بود ولی جان کری وزیر امور خارجه امریکا با دوسه بار آمدن و انجام مذاکرات پشت پرده توانست از تشنج موضوع بکاهد و کار را به سازش و ائتلاف بکشاند.

رهبران حکومت درابتدا با امضای توافقنامه ای، پذیرفتند تا حکومت ائتلافی تشکیل دهند و قدرت را بطور مساویانه میان خودشان تقسیم کنند. اما دیری نگذشت که اختلافات اوج گرفت و جبهه های جدیدی شکل گرفت. هر که برای خود می طلبد. میدان بزکشی ادامه دارد و هر تیم برای خود امتیاز می طلبد ولی وای بجان گوسفند بیچاره (مردم افغانستان) که نیم جان انتظار می کشد تا کدام تیم برنده می شود و این رقابت و میدان بزکشی خاتمه می یابد. معلوم نیست که این میدان را پایانی است یا خیر. از کجا معلوم که نتیجه این بزکشی پایان عمر حکومت وحدت ملی باشد! راستی وقتی گوسفند بیچاره می نویسم به یاد جمله معروفی می افتم؛ "مردم گوسفندی لایق حکومت گرگان اند". این جمله خیلی ها سنجیده شده و با تامل گفته شده است. راستی اگر مردم ما درک کنند که کشور به کدام سو روان است و عاقبت کار به کجا نا آباد خواهد رسید، این آرامی و گوسفندی بودن در قاموس این مردم جای نخواهد داشت. ولی شوربختانه مردم برای آوردن تغییر آماده گی ندارند. تغییر و صاحب خود شدن انگیزه می خواهد که خوشبختانه ما ظرفیت آن را داریم ولی متاسفانه از آن بهره نمی بریم. این است عیب کار!

مشکلات حکومت خیلی ها جدی است. پایه لرزان و حاکمیت نیمه حاکم توام با مشروعیت نیم بند از مشکلات جدی این حکومت است. فساد و بی کاره گی سران حکومت، این سازمان سیاسی را به پرتگاه سقوط نزدیک می سازد. دو صدای متفاوت از یک حکومت با در نظرداشت اختلاف نظر های که اخیرا بروز کرده اند، نمایانگر عمق و پیچیده گی وخامت اوضاع است. این تفاوت با در نظرداشت ماهیت نظام های ائتلافی امریست معمول، ولی اختلاف در راهکرد ها برای آینده حکومت خطرناک است. هر دولتی که دچار دو دستگی شده آخر کارش محکوم به شکست بوده است. تقسیم چوکی های حکومتی به اساس قوم، زبان، منطقه و گرایش های تنظیمی ساحه را برای آوردن اصلاحات بنیادی که ضرورت مبرم برای حکومت فعلی محسوب می شود، تنگ تر ساخته است. حکومت وحدت ملی تا حال قادر نشده است تا همانطوریکه وعده داده بود، کابینه تخصصی را بسازد. نظم در کار در اکثر ادارات دولتی که میراث فساد را از حکومت کرزی به ارث برده است وجود ندارد. اکثریت وزارت خانه ها با سرپرست اداره می شوند. این سرپرستی ها باعث شده است تا وزیران صلاحیت تقرر، انفکاک و تادیه معاشات اضافی برای بسیاری از ادارات را نداشته باشند. من خودم که در پوهنتون کابل مصروف خدمت هستم هشت ماه حقوق شبانه خود را دریافت نکرده ام. پول تخصیص داده شده به این منظور هم حیف و میل شده و هیچکس حاضر به جوابگویی نیست. نمونه های بسیار بارزی از این بی نظمی ها در ادارات دولتی وجود دارد. ادارات حکومتی بکلی فلج هستند. از مامور تا آمر همه به فکر آینده مبهم توام با تاریکی هستند. نگرانی های مردم هم بجاست. مردم نیاز دارند تا بدانند حکومت جدید چه زمانی سر پا می ایستد و کار ها را سر و سامان میدهد.

ادامه این سریال بی برنامه و بی سوژه برای همه مردم خسته کن و فرسایشی شده است. احساس ترس از انفجار و ترور، خطر بالقوه تروریزم و افراط گرایی؛ فساد گسترده حکومتی، بی عدالتی، قلدری و زورگویی، بیکاری، فقر و دهها مشکل دیگر عرصه را برای مردم تنگتر ساخته است. مردم حق دارند نگران باشند. معلوم نیست در این قسمت گوش شنوای وجود دارد یا خیر؟

بنا دولتمردان افغانستان اگر ذره ای از حس وطندوستی در وجود شان باقی مانده اختلافات و وجه افتراق را کنار گذاشته برای آینده کشور برنامه رویدست گیرند. این بی برنامه گی در آسیاب دشمن آب ریخته و وضعیت کشور را بیشتر از پیش بحرانی خواهد ساخت. تا باشد بزود ترین فرصت شاهد کار نامه درخشان آن باشیم در غیر این صورت عمر این حکومت به مراتب کمتر از آن چیز است که قانون آن را پیش بینی کرده است.

 

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)