شنبه، ۴  جولای  ۲۰۱۵

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

جمال عبدالناصر نورزاد

 

 

افراط گرایی و سیر قهقرایی آن در جهان

 

آیا اختلاف ذات البینی میان گروه های تروریستی در جهان منجر به بی ریشه شدن آنها خواهد شد؟

تشکل های کوچک تروریستی در جهان منبع های آشوب را بر افروخته اند. تنوع در ساختار و تشدد در عمل از خصوصیات بارز این گروه ها است. فرض بر این است که این گروه ها برای اهداف غربی فعالیت کرده و منابع قوی از تسهیلات مالی گرفته تا تسلیحات نظامی را برای انجام عملیات استفاده میکنند.

در این میان تنوع در میان این ساختار ها و تفوق در شیوه عمل میان آن ها را می توان بر پیچیده گی و بغرنج این گروهک ها اذعان نمود. وجود اختلافات و دیدگاه های متفاوت در میان این گروه ها بعضی اوقات باعث شکاف در صف های تروریستی می شود. القاعده، طالبان، ابوسیاف، النصره، جیش المسلمین، انصار الله، بوکرام حرام، داعش از جمله گروه های مشهور تندرو و تروریستی زیر نام گروه های اسلامی هستند. این گروه ها بعضی اوقات به اساس مصلحت های زمان یکجا شده و بعضی اوقات به رقابت با هم می پردازند. یک گروه تندروی اسلامگرا در سوریه ویدیویی از نیروهای خود را منتشر کرده که در آن به افرادی که ظن آن می‌ رود جنگجویان گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) هستند، شلیک کرده و آنها را می ‌کشند. هفته پیش داعش ویدیویی را از گردن زدن ۱۲ نیروی گروه‌های شورشی از جمله سه عضو جیش الاسلام و یک عضو جبهه نصرت که با القاعده اعلام بیعت کرده، منتشر کرد. در ویدیوی جدیدی که اخیرا در صفحات اجتماعی منتشر شده، نیروهای گروه جیش الاسلام، لباس‌ های به رنگ نارنجی بر تن دارند، و ۱۸ مردی را که لباس ‌های سیاه رنگ بر تن دارند، می ‌کشند. این در حقیقت بارز ترین نشانه اختلاف میان گروه تندرو تروریستی است که برای کسب منافع و منابع اقدام به کشتن یکدیگر میکنند. ساز و کار مبارزه با تروریسم هم خاموش است. گروه های مختلف با اندیشه های متنوع زیر نام داعش گرد آمده و جهان را به یک مبارزه درازمدت دیگر فرا می خواند. ائتلاف های جهانی هم برای تعقیب و تماشای کارنامه های خشن این گروه ها، نقش نظاره گر را بازی میکنند. منابع کافی اطلاعاتی هم جهت آوردن استدلال و ثابت ساختن علت های نفوذ و گسترش این گروه در دسترس قرار دارد. به اساس این تحلیل ها که از جانب کشور های رقیب امریکا و انگلیس مثل روسیه، چین، هند، ایران و امریکای لاتین منتشر شده، نشان از حمایت قوی غرب در خصوص تمویل و تجهیز این گروه ها در قلمرو تحت کنترول امریکا و شرکایش دارد.

اما در این میان با وجود جنگ های سخت این گروهک ها برای تصرف مناطق بیشتر و کسب منافع، اختلاف های هم درصدد پدیدار شدن است. تا حال دو گروه تندرو دیگر مثل جیش المسلمین و گروه طالبان در افغانستان به مخالفت صریح و آشکار بر ضد داعش بر آمده اند. حتی در بسیاری مواقع نبرد های شدیدی میان این گروه ها رخ داده است. انتقام کشی و حس برتری جویی میان گروه ها از نقاط ضعف شان محسوب می شود. در گیری های متعدد میان گروه ها در مناطق زیر نزاع رخ داده است. تا حال قوی گروهی که بتواند در برابر داعش مطرح شود، همین طالبان است. این گروه از یک و نیم دهه بدینسو در برابر دولت افغانستان و هم شرکای غربی شان جنگ میکنند. نخستین نشانه های داعش در افغانستان از ولایت ننگرهار به مشاهده رسید. شماری از اعضای پیشین طالبان از جمله یک فرمانده افغان، وفاداری خود را به این گروه تازه اعلام کرده ‌اند. در تایید تهدید های داعش، تصاویری در شبکه‌ های اجتماعی هم ‌رسانی می‌شود که نشان می‌ دهد "افراد داعش" جنگجویان طالبان را سر می ‌زنند یا با شلیک گلوله می ‌کشند. این نبردهای جدید در حال رخ میدهد که ولایت فراه در غرب افغانستان نیز با تهدید های شاخه داعش در افغانستان روبرو است و آنها در آنجا با طالبان بر سر "منابع رقابت می‌ کنند".

نبرد خونین طالبان با داعش به یک سناریوی جدید میان این گروه های مبدل شده است. با این اوصاف در جنگ میان دو گروه اسلام گرا در افغانستان، طالبان، داعش را در هم خواهد شکست و این گروه تنها گروهی خواهد بود که با دولت افغانستان مبارزه خواهد کرد.

گروه داعش در حال گسترش قلمرویش فراتر از عراق و سوریه است و با استفاده از قانع کردن، تحریک و یا الهام بخشی گروه های محلی آنها را وادار به انجام سوگند وفاداری به ابوبکر البغدادی می کند. گروه های مختلفی در نیجریه - بوکو حرام- لیبی و جنوب شرق آسیا هم اکنون وابسته به داعش هستند .با این حال یکی از قدرتمندترین گروه های اسلام گرا که نه تنها پیوستن به داعش را رد کرده بلکه با آن مخالفت کرده است، طالبان افغانستان و پاکستان است و این گروه قطعاً داعش را در هم خواهد شکست. در ادامه دلایل این امر توضیح داده می شود.

گروه داعش در افغانستان و پاکستان در ۲۶ ژانویه ۲۱۵ اعلام موجودیت کرد، یعنی زمانی که یکی از فرماندهای طرد شده طالبان با البغدادی بیعت کرد. این منطقه از نظر داعش ولایت خراسان نامیده می شود. خراسان واژه ای قدیمی و ایرانی است که امروزه به بخش های از افغانستان، پاکستان، ایران و آسیای مرکزی اطلاق می شود. بیشتر فرماندهان طالبان که به داعش پیوسته اند، فرماندهان رده میانی هستند که با ملا عمر، رهبر طالبان اختلاف داشتند. با این حال طالبان با این تهدید جدید مقابله می کند.

اول: طالبان برتری های بسیاری در مقایسه با داعش در افغانستان دارد. مبارزین خارجی کمی به افغانستان سفر می کنند چون آنها می دانند که انجام چنین اقداماتی تا حد زیادی توسط مردم محلی افغان مذموم است.

دوم: طالبان نسخه مدیریت شده ایدئولوژی داعش را دارد. اگرچه طالبان هم وابسته به تفسیر تند اسلام سنی است، اما سنت دیوبندی جنوب آسیا، تندروی کمتری در مقایسه با سنت وهابی-سلفی داعش دارد. طالبان افغانستان و پاکستان در جزوه ای شصت صفحه ای خلافت البغدادی را رد کرده است، موضعی که مورد حمایت القاعده هم قرار دارد. در عوض ملا عمر خودش را امیر المومنین می نامد، لقبی که هم معنی خلیفه است. این همان رویکردی است که اسامه بن لادن که عملاً با ملاعمر بیعت کرده بود، داشت.

سوم: شاید مهمترین دلیل، ریشه داشتن عمیق طالبان در فرهنگ قبایل محلی منطقه و ائتلاف با قبیله پشتون در کوه های هندوکش است. این مسئله کار را برای داعش که ادعای جهانی بودن دارد، برای مقابله با گروهی که دلایل ملی گرایانه دارد، سخت تر می کند. طالبان از لحاظ منطقه ای وسعت اقداماتش را محدود می داند و به دنبال مبارزه در سوریه نیست. در حقیقت طالبان اخیراً نامه ای به داعش نوشته و به آنها هشدار داده است که از فعالیت در افغانستان خودداری کنند. در چند ماه اخیر میان طالبان و داعش درگیری هایی وجود داشته و طالبان اغلب دست بالاتر را داشته است.

چهارم: طالبان یاد گرفته است که برای افزایش پایگاه حمایتی اش به ویژه در میان اقلیت شیعه افغان باید عملگرا باشد. اگرچه طالبان در زمان حکومتداری اش شیعیان را اذیت می کرد و به استثنا چندین قتل عامی که انجام داد، اما همانند داعش قصد نسل کشی آنها را نداشت. به همین دلیل شیعیان افغان به ویژه شیعیان هزاره در منطقه مرکزی افغانستان می توانند به طالبان برای مبارزه با داعش کمک کنند. همچنین دیگر دشمن شیعه طالبان یعنی ایران هم در زمینه مبارزه با داعش با طالبان هم فکری می کند. شایان ذکر است که ایران در هماهنگ کردن گروه های ضد داعش موفق بوده است.

پنجم: پاکستان که همیشه از طالبان افغانستان حمایت کرده است، هیچ وقت اجازه نمی دهد که متحدش شکست بخورد و به جایش داعش که دشمنش است بیاید. پاکستان هیچ کنترل یا نفوذی بر داعش ندارد به همین دلیل اگر داعش جانشین طالبان شود، پاکستان در رسیدن به اهدافش در افغانستان ناکام می ماند.

به تازگی گزارش‌ های درباره حضور نیروهای وابسته به گروه موسوم به دولت اسلامی یا داعش در افغانستان منتشر شده. به گفته مقام‌ های محلی، دیروز یکی از فرماندهان طالبان توسط نیروهای داعش در ولایت لوگر کشته شد و همزمان فرماندار ولایت قندوز از حضور ۷۰ عضو این گروه در شهرهای مختلف این ولایت خبر داده. آیا حضور داعش در افغانستان به جنگ قدرت بین این گروه و طالبان منجر خواهد شد؟

بروز اختلاف ها میان این گروه از شدت عمل و تصرف فوری بسیاری مناطق در عراق، سوریه افغانستان و مناطق تحت نزاع می کاهد. این فرصتی خوبی است برای ائتلاف های مبارزه برای نابودی تروریزم. نبود امکانات وسیع تبلیغاتی برای این ائتلاف ها هم مهم است. داعش در یک  سال گذشته به جذب بیشتراز ۳۰۰۰ نفر از جمله ۹۰ کشور جهان شده است. سیر سریع و شتابان در عملیات های تبلیغاتی برای جلب و جذب افراد بیشتر و وفادار به ایدیولوژی تکفیری این زمینه را مساعد میسازد تا این گروه از نگاه منابع انسانی از امکانات خوبی برخوردار باشد. بسیج گروه های مختلف زیرنام داعش برای بقای این گروه مهم جلوه میکند. حمایت های پشت پرده غرب و حامیانش برای گسترش و تکثیر گروه های تروریستی در جهان به سناریوی اصلی کار غرب در جهان مبدل شده است. غرب در راس امریکا برای اینکه رقبای جهانی خود را زمین گیر کرده باشد، متوسل به تروریزم می شود.

 ارزیابی های جهانی از گسترش اندیشه های افراطی مبنی بر اینست که این گروه در درازمدت به مشکل جدی بین المللی مبدل خواهد شد. اروپا، امریکا و سایر کشور های جهان که از امنیت جهانی برخوردار اند، با این مشکل بر خورد خواهند کرد.

 

  

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)