یکشنبه، ۲ مارچ  ۲۰۰۸

اختلاف و دشمنی
 بين تيم کرزی و جنرال دوستم چه شد؟

مامون قندهاری

 

سياست هاي ناسنجيده و عجولانه دولت شرايطي را به وجود آورده كه به درگيري هاي داخلي، ناامني، سرقت مسلحانه، اختطاف و توليد ترياك منجر شده است. بيش ازشش سال از زمان سقوط حكومت طالبان مي گذرد، در اين مدت ازبيست تاسي هزار نظامي آمريكايي، بيش از ده هزارنظامي کشورهاي هم پيمان آمريکا و هزاران نفر پرسونل اردوي افغانستان مسوول مبارزه با طالبان و القاعده و تأمين امنيت در افغانستان مي باشند اما سرانجام اين مأموريت تا به امروز تداوم ناامني، افزايش موج خشونت، گسترش درگيري ها ا ز جنوب و شرق افغانستان به شمال و غرب اين كشور افزايش كشت خشخاش و رونق تجارت ترياك، توقف روند بازسازي، قدرت گيري دشمنان وطن بوده است.

در طی اين سال هااین انتظار موجود بود که درعرصه های تأمین امنیت، بازسازی و قانونمداری، طرد فساد اداری و دولتی و سایر نابسامانی ها کار های بزرگی انجام میشد اما این مامول ها تحقق نیافته باقی مانده و خواست ملت برای ایجاد یک دولت قوی و نیرومند و پاسدار قانون و تأمین کنندهء امنیت و ادامه دهندهء بازسازی، تأمین کار و رفاه اجتماعی در حال بدل شدن به یأس تلقی ميشود. در زير پرچم اين دولت،  حاكميت قانون گسترش نيافته، طالبان قوي تر شده، ناامني و خشونت به حد اعلاي خود رسيده، فقر عموميت پيدا كرده، بيماري سل سالانه هزار هزار نفر را قرباني مي كند و همه ساله بر تعداد مبتلايان به اين بيماري هشتادهزار نفر ديگر افزوده مي شود، اعتماد مردم به کرزي وگروپ مشخصي وي و كارآيي دولت به حد صفر رسيده، فساد اداري همچنان بيداد مي كند، افغانستان مانند يك ماركيت تجارت خارجي به بازار فروش محصولات كشورهاي خارجي و بعبارت ديگر به كشور صد فيصد مصرف كننده بي خاصيت تبديل شده، مهاجرت ها از سرگرفته شده و جوانان گروپ گروپ از كشور فرار مي كنند، كار بازسازي مخصوصاً در پروژه هاي زيربنايي و عام المنفعه، در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري، متوقف، و به يك ارمان فراموش شده مبدل گرديده است. خشونت و جنايت در خيابان‌هاي كابل به پديده‌اي روزمره تبديل شده و فقر، بيماري و بيكاري، نخستين مشخصه اين شهر به شمار مي ‌آيد.

ادامه‌ خشونت‌ عليه‌ زنان‌، حوادث‌ بيشمار تجاوز، تهد يد و ازدواج‌ اجباري‌ توسط‌ افراد مسلح‌ ‌، افزايش‌ بي‌سابقه‌ خود كشي‌ و خو د سوزي‌ زنان‌، تهديد فاميل‌ها تا د ختران‌ خود را به‌ مكتب‌ نفرستند، سوزاند ن‌ مكاتب‌ دخترانه‌، احساس‌ ناامني‌ زنان‌ در كار بيرون‌ از خانه‌، ممنوعيت‌ ظاهر شدن‌ آواز خوانان‌ زن‌ در راديو و تلويزيون‌، افزايش‌ زنان‌ و بيوه‌هايي‌ كه‌ چاره‌اي‌ جز گدايي‌ و روي‌ آوردن‌ به‌ فحشا ندارند و...

 با تداوم حکومت کرزي  فساد مالي‌، رشوه‌ ستاني‌، زورگويي، بي قانوني، فساد اجتماعي، جنايت اخلا قي، بزن، ببرو بکش سلاحداران، بيكاري، فقر، و جور و چپاول به اوج خود رسيد. از جانب ديگر رياست عمومي امنيت ملي بدون درنظرداشت مصوونيت و قانونيت، دست به گرفتاري و اذيت قلم بدستان کشور زده و خودسرانه و ظالمانه ميخواهد که هر روزنامه نگار يک بار مزه تلخ کوته قلفي و فشار فزيکي و رواني اين اداره را بچشند تا مطابق ميل آنان سياه را سفيد و ناحق را حق بگويند. کرزی آینده امیدوار کننده در افغانستان ندارد، زیرا او اعتماد مردم را از د ست داده است. وضعیت ناگواری که اکنون کرزی در آن قرار دارد ساخته دست خودش می باشد.  و منتقدین او می گویند، او در حالاتی مثل یک بادنما عمل می کند. او رهبری است که به آخرین نظریات ارائه شده تمایل پیدا نموده و توان آن را ندارد تصمیم بگیرد و در تصمیم خود ثابت قدم باقی بماند. بعضی افغان ها او را اکتور (هنرمند) می خوانند، زیرا او توانایی آن را دارد تا به گروههای مختلف مطابق به ذوق آنها حرف بزند.

کشور به سوی هرج و مرج می رود و در حال سقوط است. طالبان بعد از فرار به کوه ها بار دیگر دولت کرزی را به مبارزه طلبیده اند. آنها کنترول بعضی ولسوالی ها در جنوب را به دست گرفته و قانون آنها در مقایسه با قانون دولت از مقبولیت بیشتر برخوردار است. تعداد بیشتر مردم به کشت خشخاش که مواد خام هیروئین از آن به د ست می آید رو آورده اند. مأمورین دولت از مردم رشوت درخواست نموده و آن را شیرینی می خوانند و بسیاری از آنها در تجارت مواد مخدر د ست دارند. بسیاری از مردم  به دولت بی باور شده اند و از این که کرزی نتوانسته در زند گی شان تحول مثبت بیاورد، نتوانسته مسئله فساد در دولت را حل نماید و بر مسایل مواد مخدر و شورش طالبان و رفع موانع از جاده های کابل راه حلی پیدا کند مأیوس شده اند.

عبور و مرور مقامات دولت به خصوص در سطح وزیر یا بالاتر، یکی از معضلات بزرگ و طاقت فرسای مردم شهر کابل است و علی رغم اعتراضات، انتقادات و گوشزدهای مکرر و مداوم مردم و انعکاس آن از طریق رسانه های گروهی، متأسفانه این مشکل کماکان لاینحل باقیمانده است.
برخی از رسانه ها، به ویژه رسانه های دیداری بارها تصاویر و گزارشاتی را پخش و نشر کرده اند که تعدادی از وطن داران و شهروندان به دلیل ایجاد راه بندی و عبور مقامات، دچار صدمات و مشکلات جدی شدند و حتی تعدادی از آنان در راه رسیدن به شفاخانه جان خویش را از دست دادند و در واقع قربانی شوکت طلبی زمامداران اصلاح ناپذیر خویش شده اند.
فوت کودک خوردسال و مادرش در سفر رئیس جمهور به بدخشان ولت کوب معاون حزب کنگره ملي ومردم بي دفاع شهرکابل توسط افراد امنيتي کرزي وتنبيه ژورناليستي درمقابل شاروالي کابل وسيله برادرکرزي از دردناک ترین رویدادهای این گونه حوادث و بی پروایها است.

عبور و مرور اراکین و سران حکومت، در این سال ها دیگر تنها یک معضل نیست، بلکه علت دیگری در ایجاد فاصله، خشم، نارضایتی و حتی انزجار توده مردم نسبت به کارگزاران و مدیران مملکت است. آنچه که در حین عبور و حتی پس از ختم نمایش جلال و شکوه افسانه ی مقامات نثار آنان می شود، دشنام و دعای بد کسانی است که به جز آه و ناله چاره ی دیگری ندارند و حتی اگر هنگام گذر حکمای خویش میسر آنان را تخلیه نکنند، بدون هیچ ارزش و بهای ممکن است، زیر تایر مرکب آنان جان بدهند.

 در مملکتی که به ادعای رسانه ها هر صبح دو ساعت به خاطر عبور و مرور قاضی القضات، لوي څارنوال ، وزيران غربي وشرقي کابينه که دريک جيب تابعيت کشورهاي خارجي را دارند ودرجيب ديگربسته هاي دالرکه ازبرکت چوکيهاي بادآورده وند زده اند ، عبورومرورقواي ائتلاف وفيرآنان بالاي مردم بي گناه زندگي را برمردم شهربه جهنم دردناکي تبديل کرده اند . متأسفانه عبور و مرور شخص کرزي  نیز به مراتب بدتر و آزاردهنده تر است. قرار گرفتن ده ها عراده موتر در دنبال و پیش روی موتر ایشان و عبور با سرعت و حرکت آنچنانی، برخورد زننده و توهین آمیز پولیس و ترافیک با عابرین، از سوی مردم پایتخت را دلخور و ناراض ساخته و از سوی دیگر، جرئت و جسارت ایشان که لازمه رهبری و حکومت کردن است، شدیدا سوال برانگیز و نگران کننده ساخته است.

این درست است که امنیت در کشور قابل اطمینان نیست و خطر جان مقامات به خصوص مقامات عالی رتبه را تهدید می کنتد، اما این امر دلیل و بهانه برای این نمی شود که از تمام مردم پنهان شد. بالاخره حکومت کردن جرئت و جسارت می خواهد و نیز خطرات زیادی را در پی دارد. ترس از عموم مردم و یا عده ای اخلال گر تروریستان نباید موجب این شود که مقامات دولت با عبور گریز مانند از یک چهار دیواری به چهار دیواری دیگر نقل مکان نماید و مردم نیز از آنها انتظار بهبود امور معیشت، امنیت و در کل زندگی شان را داشته باشند. بدون پذیرش ریسک و خطر نمی شود بر قلب مردم حکومت کرد و برخورداری از حمایت و نصرت مردم مستلزم آن است که رئیس جمهور و اعضای تیم ایشان به میان مردم بروند و مانند آنان ساده و بی آلایش زیست نمایند تا این دیوار از فاصله و دوری که میان آنان و توده مردم ایجاد شده است، از میان برود و مردم لذت داشتن حکام خوب و نیز آنان احساس برخورداری از حمایت مردمی را د رک و لمس نماید.

ازجانب ديگرافغانستان اولين و بزرگترين توليدكننده مواد مخدر در جهان به حساب مي ‌آيد.

 برپايه گزارش هاي منتشر شده از سوي سازمان ملل متحد، هم اكنون  ميزان توليد محصول خشخاش ‪ششهزار و ‪دوصد تن است كه در تاريخ اين كشور سابقه نداشته است . بارنت روبن پژوهشگر آمريكايي در جلسه استماعيه كميته روابط خارجي مجلس سناي آمريكا درباره علل ناكامي دولت افغانستان در مبارزه با مواد مخدر گفت : وقتي ما در اين مورد  صحبت مي‌كنيم كه چرا دولت افغانستان به اقدامات جدي عليه  قاچاق موادمخدر دست نمي‌زند ...چراکرزي برادرش را بخاطرقاچاق موادمخدرکه ازجانب نيويارک تايمزبه وي اتهام واردگرديد مورد سوال قرارنداد؟

اخيرآ وزارت خارجه آمریکا در گزارش ملامت باری از ثبت رکورد تازه ای در زمینه کشت خشخاش در سال گذشته در کشور خبر داده و به دولت کابل گفته است باید برای متوقف کردن این روند بیشتر تلاش کند.

این گزارش می گوید که کشت خشخاش که تریاک از آن به دست می آید به شورشیان طالبان کمک می کند پول در آورند و سلاح تهیه کنند. به گفته وزارت خارجه آمریکا تجارت غیرقانونی مواد مخدر پیشرفت به سوی ثبات اقتصادی و دموکراسی در افغانستان را دچار مشکل می کند. نود و سه درصد تریاک قاچاق شده در جهان، که ارزش آن به رقم خیره کننده چهار میلیارد دالر می رسد، در افغانستان تولید می شود.

وزارت خارجه آمریکا گفت: حذف کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان نیازمند یک تعهد درازمدت ملی و بین المللی است. دولت افغانستان باید در آینده نزدیک پیش از آنکه رشد و تحکیم کشت خشخاش، شکست دادن آن را حتی مشکلتر کند، دست به اقدامی قاطعانه علیه تهدید مواد مخدر بزند. این گزارش می گوید که تولید خشخاش در سال گذشته نسبت به سال ۲۰۰۶ بیش از یک سوم افزایش یافت و هوای مساعد باعث افزایش تولید در مزارعی شد که از قبل در آنها خشخاش کشت می شد.

همچنان تعيين و تقرري افراد بي سواد و کم سواد، قاتل و آدم کش، دزد و قاچاقچي... در پست هاي مهم دولتي. قاتلين  ‌محصلين پوهنتون کابل، صاحب ‌منصبان‌ معترض‌، قاتلين داكتر عبدالرحمن ‌و حاجي‌ قدير و صدهاي‌ ديگر هنوز به‌ محاكمه‌ كشانيده‌ نشده‌ اند .قاچاقچيان ودزدان بين المللي که همين اکنون درپستهاي بزرگ دولتي لميده اند وطي بيش ازدودهه با استخراج ، قاچاق و فروش سنگهاي قيمتي و ساير احجار کريمه که بي شرمانه و خبيثانه به اين دزدي خويش هنوزنيزادامه ميدهند .

ترور حاجي اشرف رمضان در شهر باستاني بلخ که در روز روشن اتفاق افتيد . فساد اداري در کشور از قبيل رشوت، خويش خوري سبوتاژ به اوج خويش رسيده است . تا این نظام مبتنی برچنین فرهنگ و تعاملات حاکم برجامعه باشد، امید اصلاح آن خوشخیالیی بیش نخواهد بود. وقتی نظام کنونی ما از درون و از تنه پوسیده و ازکار افتاده است، اصلاح شاخ وبرگهای آن چگونه می تواند امید آفرین باشد؟ تجربه شش سال گذشته درمبارزه با تروریزم، مواد مخدر وفساد وارتشا به خوبی وروشنی ادعای فوق را به اثبات می رساند؛ هرپروسه ملی در آغاز با شور وشوق، هیاهو وتبلیغات به راه انداخته می شود؛ اما پس از چندی با بن بست مطلق می رسد که حتي مسئوولین آن از انکار وتوجیه آن عاجز می مانند.

یکی از مهم ترین عواملی که نظام اداری را تهدید می کند، فساد اداری است. از فساد اداری تعاریف مختلفی به عمل آمده است و هر یک به نوبه ی خود، در معرفی این پدیده ی شوم، مؤثر هستند. اما آن چه افراد معمولی صرف نظر از بحث ها ی کارشناسی از فساد اداری می فهمند، چیست؟
هنگامی که وجود فساد اداری را در اداره یا سازمانی تأیید می کنیم ، معمولاً به این معناست که قانون به خوبی ، اجرا نمی شود و یا به صورت گزینشی اجرا می شود. به عبارتی ، اجرای قانون مورد سوء استفاده واقع می شود ، تا افراد ، به اهداف سوء خودشان برسند. این اهداف می تواند مادی و مالی باشد و می تواند شامل راضی کردن غیر معقولانه ی دیگران باشد.
در فرهنگ فساد اداری ، به افراد به عنوان یک مهره و ابزار نگاه می شود و مناسبات انسانی بسیار ضعیف است. معمولاً آن چه به نام مناسبات انسانی در این موارد دیده می شود ، بسیار متظاهرانه و ریاکارانه است و اگر به مسائل ، دقیق نگاه شود ، در می یابیم که این مناسبات نه تنها انسانی نیست ، بلکه بر اساس راز بقا بنا شده است. یعنی قوی برای ماندن ، باید ضعیف را طبق قانون جنگل بکشد. اگر می بینید كه افراد در یک مجموعه با چنین ویژگی هایی ، متحد هستند این اتحاد همان اتحاد مذموم و ناپسند است. آن ها برای بقای خودشان با هم متحد می شوند و مانند برخی از سارقين هنگام تقسیم اموال ، قصد کنار زدن رقیب را دارند.
چاپلوسی و قوم پرستي  از اصول اولیه ی راز بقا دردولت کرزي است. این حرکت از رسوم کار است. راز پیشرفت و پریدن به سکوهای بالاتر در این است که در جذب قلب مقامات ، کوشا باشند.
انتخاب مقامات و نزديکان ريس جمهور غالباً بر اساس لیاقت و شایستگی افراد نیست و به جا ی این که مهارت ها و توانایی های فرد ، ملاک انتخاب باشد ، انگیزه های زباني ، قومی و نژادی عامل اصلی انتخاب

 است. فرد پیشنهاد دهنده ی پست ، غالباً برای بقای خود ، افرادی را بر می گزیند که با او هماهنگ باشند. یعنی مهم این است که با شخص وی هماهنگ باشند و هماهنگی با قوانین و مقررات نه تنها مهم نیست ، بلکه یک مانع بزرگ به شمار می آید. پس کسی که صد در صد تابع قانون باشد ، در چنین سیستم هایی ، جایگاهی ندارد.  کارشناسان و مسؤولان زیردست ، هنگام دیدن موارد نامطلوب غالباً در بیان نظرات خود دچار خود سانسوری می شوند و از بیان اعتقادات و افکارشان بیم دارند. آنان می ترسند با بیان افکارشان ، موقعیت خود را از دست بدهند. آنان به دنبال ترقی هستند و نمی خواهند از نردبان ترقی سقوط کنند. اگر خلافی ببينند ، صدایشان بيرون نميشود و برای خود مشکل درست نمی کنند.

ماجراي گروپ کرزي وجنرال دوستم :

سکتاريسم یعنی بریدن از توده ها و تبدیل شدن به یک دسته جدا از خلق. این لغت از واژه سکت مشتق شده و به معنای فرقه، گروه، دسته کوچک و در بروی خود بسته و جدا از مردم استعمال شده است.

جلو دویدن و یا عقب ماندن از توده ها از ویژگی های سکتاریسم است.
سکتاریسم زائیده جمود و دگماتیسم است و در پوسته تنگ خود می تند و با زندگی و توده مردم هرگونه تماس و ارتباطی را قطع می کند .از نظر محتوی فلسفی خود، سکتاریسم نوعی سبک ذهنی در تفکر و عمل است که کل را تابع جزء می کند. فرد را بر جمع ، مصالح افراد معین و گروه معین را بر مصالح کشورو مصالح  شخص را بر مصالح عموم مردم مقدم می شمارد، در حالی که جزء تابع کل است.

با بالاگرفتن تشنج بين گروپ عقده مند کرزي ودوستم ، بدون درنگ تعداد ي باشتاب دست به کارشده ودراينجا وآنجا به موضوع اختلاف دوستم واکبرباي دامن زده ودردفاع ازاکبرباي بدون اينکه ازوي شناختي داشته باشند قرارگرفتند .درايالات متحده آمريکا تلويزيون نبيل غمين وچشم اندازحسن اميري گويا ازقبل اتهامات را درآستين آماده داشتن وبادشنام وناسزا که جزي ازفرهنگ اينهارا تشکيل ميدهد ،به موضوع پرداخته  وصدها وهزاران اتهام وجفنگ را تحويل جنرال دوستم داده ودرحمايت ازاکبرباي قرارگرفته ووي را آدم شريف ،مظلوم وخداپرست معرفي نمودند ، ميگويند:

کاسه چيني که صدا ميکند

خود صفت خويش ادا ميکند.

درچنين حال واحوال که دشنام وتهمت آرياناي نبيل غمين سرسام آورادامه داشت ، سمارق گونه عمرخطاب وتلويزيون پيام افغان وي سربرافراشته وپارافراترنهاده وبصورت اتومات وخودکاردوستان جان جانيش سالم احساس قوماندان امنيه کابل وعلي شاه پکتيا وال مديرجناهي اين قومانداني را که همه ازيک قماش اند ازطريق تلفون دعوت وتا به سوالهاي وي پاسخ بگويد ودرين گفتگوهرسه جانب (احساس ، پکتياوال وعمرخطاب ) بدون درنظرداشت عفت کلام صدها حرف وسخن را به آدرس جنرال دوستم وطرفدارانش نثارنموده وجبارثابت رافرشته نجات ملت ويگانه وطنپرست پرشورمعرفي نمودند که ميتواند تمام دشمنان دولت کرزي وتيم باوفايش را نيست ونابود نمايد . درين جريان معلوم بودکه تعدادي نيزازدروغهاي احساس وپکتياوال وعمرخطاب به ستوه آمده سوال کردند که اگراين جبارثابت اينقدرتيزوبرنده است قضيه جنرال جرئت ، جباروپکتياوال بکجا رسيد . اما  پکتياوال به قول معروف دردهن ناوه گيرمانده بود ، بعدازلکنت زبان گفتند جرئت فرارنموده ودرکشورنيستند . بااين جواب معلوم ميشد که سوال کننده ميخواهد تمسخرنمايد زيراروزقبل ازمنابع خبري جنرال جرئت به مثابه مشاورسياسي وامنيتي معاون اول ريس جمهوردولت را با عملکرد ضعيف و ناکارآمدش شديدآ مورد انتقاد قرارداد .

احساس و پکتياوال با صدها سوال نيشدار و زننده اي افغانان مهاجرمواجه شدند و بخاطر راه فرار چندين بار تلفون را قطع و وصل نمودند تا به جواب سوال نپردازند. بسياري ها سوال کردند که شما ازيک امنيت کاذب در شهر کابل صحبت ميکنيد درحاليکه روزانه ده جرم و جنايت هم از سرقتهاي مسلحانه، کشتن و بردن، چور و چپاول توسط پوليس و يا در لباس پوليس صورت ميگيرد چرا جلوگيري نمي نمايد؟ پول بانکها، منازل مردم و مارکيتها و دوکانها در روز روشن به يغما برده ميشود ؟

تلويزيون پيام افغان برنامه يي دارد تحت کليشه يي سخن عريان که اين برنامه توسط خطاب پيش برده ميشود وازنظراين برنامه وگوينده آن ، درافغانستان فقط وفقط سه چهارجنايتکاروخاهين به وطن (از ديد خطاب) وجود دارد که مارشال فهيم ، يونس قانوني، داکتر عبدالله و جنرال دوستم اند .و اگر اينها به سزايي اعمالش رسانده شود ديگر در افغانستان مشکلي وجود ندارد. خطاب اين را ميداند که جنايتکاران بزرگي چون گلبدين حکمتيار، کشميرخان و زرداد خان، چمن و قلم و سياف و طوفان، سرکاتب و جمعه خان همدرد، ملا عمر و دار و دسته اش، جنايتهاي نابخشيدني را بحق اين ملت ستمديده روا داشته اند که در گفتار نيايد، وي چرا نميخواهد حرفي به زبان آورد؟؟؟ و مخصوصآ درمورد حزب جنايتبار حکمتيار؟؟؟.

آيا با اين زنجيري که ازکابل تا آمريکا امتداد دارد ميتوانيم وحدت ملي را تامين نمايم ؟؟؟

قضيه دولت وجنرال دوستم ازآغازتااکنون :

سخنگوى کرزي ،جنجال اخير جنرال دوستم  و اکبر باى را موضوع  امنيتى خواند و افزود که کنترول آن ،از صلاحيت هاى وزارت داخله است . همايون حميد زاده سخنگوى کرزي در مورد اظهارات سرپرست جنبش ملى و سخنگوى جبهه ملى (دوستم عضو اين جبهه است) توضيحات ميداد گفت که تمام اتباع کشور در مقابل قانون يکسان مسووليت و امتيازات دارد.   وى افزود که اين قضيه به څارنوالى سپرده شده و برخورد  قانونى با آن صورت خواهد گرفت . پوليس زمانى منزل جنرال دوستم را در وزير اکبر خان محاصره کرد ، که  وى  و طرفداران مسلح اش به منزل  رئيس شوراى ترکتباران   (اکبرباى) هجوم برده و او را مدتى گروگان گرفتند (به ادعاي گروپ کرزي). اين محاصره عکس العمل شديد جنبش ملى و جبهه ملى را با خود داشت . سيد حسين فاضل سنچارکى  سخنگوى جبهه ملى گفته بود که اين يک توطئه است از طرف دولت تا سران جبهه ملى،بدنام گردد . وى غير مستقيم گفته بود که حامد کرزى دستور محاصره منزل دوستم را داده بود . اما سخنگوى کرزي  اين  ادعا را بى اساس خوانده  گفت : اين قضيه امنيتى بوده و ضرورتى به مداخله رئيس جمهور در آن نبوده و نيست .

سخنگوى دولت اين هوشدار سيد نورالله نورى  سرپرست جنبش ملى را که گفته بود اگر اينگونه عمل (محاصره منزل دوستم) تکرار شود، ساحات آرام شمال نيز نارام خواهد شد، بى اساس و غير مسوولانه  خواند . وي گفت :    اين مسئله يک موضوع امنيتى بوده و نبايد آنرا سياسى ساخت . گرچه سخنگوى کرزي، محاصره منزل دوستم را از صلاحيت هاى وزارت داخله خواند ، اما سيد نورالله نورى  سرپرست جنبش ملى ،  طىي کنفرانس خبرى در مزار شريف گفته بود که وزير داخله، بايداز دوستم معذرت بخواهد .  وى افزوده بود که رتبه حکومتى دوستم ( درستيز وال سرقوماندانى اعلى قواى مسلح  ) بلند است و وزارت داخله ،حق محاصره منزل اورا ندارد . عطا محمد نور والى بلخ نيز طى يک کنفرانس خبرى ادر مزار شريف ،  بر اظهارات سرپرست جنبش انتقاد نمود . وى افزود به کسى در شمال اجازه نمى دهد که با سخنان خود، حکومت مرکزى را تهديد نمايد که از آن بوى تجزيه و حکومت فدرال به مشام برسد.

ازجانب ديگروالى کندز بر حمايت از برنامه هاى حکومت تاکيد نموده، گفت که برخى افراد ميخواهند از احساسات مردم سوء استفاده کرده و امنيت نسبى در شمال بخصوص در کندز را به خطر بيندازند.عمر والى کندز افزود که هنوز هم برخى اشخاص وجود دارند که ميخواهند بر ضد برنامه هاى حکومت  که از سوى مردم انتخاب شده، سخنان تفرقه آميز بگويند. وى به سخنان سيد حسين فاضل سانچارکى سخنگوى جبهه ملى اشاره نموده، گفت  که سانچارکى گفته است که در شمال حکومت حاکميت ندارد و حمايت مردمى را از دست داده است، والى سخنان سانچارکى را رد کرده، افزود: مردم از حکومت منتخب خود حمايت ميکنند. سانچارکى  درمورد محاصرۀ منزل جنرال عبدالرشيد دوستم گفته بود که اين يک توطيه از طرف حکومت است تا سران جبهه ملى را بدنام سازد . وى غير مستقيم گفته بود که حامد کرزى دستور محاصره منزل دوستم را داده بود . والى کندز گفت که افغانستان سه دهه جنگ را پشت سر گذاشته و مردم کندز نيز از اثرات بد آن در امان نبوده اند و هشدار داد که به هيچ کسى در ولايات شمال بخصوص درکندز اجازه نخواهند داد که بر ضد برنامه هاى حکومت عمل نمايد و کسانى که چنين حرفها را ميزنند، بايد معذرت بخواهند. اما مولوى عبادالله  معاون شوراى ولايتى و عضو جنبش ملى در کندز گفت که  جنبش از موضع خود هيچگاهى معذرت نمى خواهد. وى افزود که محاصره منزل جنرال دوستم کار غيرقانونى بوده  و حکومت با چنين کارى حمايت مردمى را از دست ميدهد و به امنيت خطر ايجاد ميکند.

درقبال سياست دولت کرزي ده ها هزارنفردرولایات شمال نظیرفاریاب ، جوزجان ، سرپل وامثال آن درمورد توطئه علیه جنرال دوستم که ازطرف عده یی ازدشمنان تبعض طلب ودشمنان صلح وامنیت طراحی گردیده توسط عمال وآلۀ دست دیگران براه انداخته شده وتبلیغات خصمانه ونابخردانه برای کاهش دادن اعتباروحیثیت دوستم توسط شرکای این توطئه ارایه گردیده بود تظاهرات عظیم وجشمگیرآگنده ازخشم براه انداخته شد. این قضيه عمداً براه انداخته شده است تا فضای مکدروآشوب زدۀ جنوب وشرق کشوررابه شمال ومناطق با لنسبه آرام نیز منتقل نمایند وزمینه را برای فعالیت سلطه خواهان مساعد گردانند وتا امکانات بن بست غلبه بر طالبان شریک ستراتیژیک این توطئه گران فراهم گردیده ودرفضای این نا آرامی ها وبحران سیاسی ونظامی ، زمینه به کشت کوکناروتولید مواد مخدربیشترفراهم شود تا سهم بیشترازتولیدات وقاچاق آن ازمافیای بین المللی مواد مخدربدست آورند. این توطئه گران ، شریک وحامی طالبا ن که خائنین ملی هستند منافع شخصی خودرا بر منافع جمعی ترجیح میدهندوهمیشه سعی دارند که آتش نفاق رادرتمام قلمرو افغانستان توسعه داده ومشتعل نگهدارندتا به نفع طالبان خیانت پیشۀ سهم فعال ایفا نمایند .

اعلامیه لوی څارنوالی : به اساس گزارش پولیس و شکایت محمد اکبر بای رئیس شورای ترک تباران ،جنرال عبدالرشید دوستم با عده ای از همدستان خویش شب (۱۳/۱۴) دلو سال جاری طور مسلحانه با افراد خویش عنفا داخل منزل اکبر بای گردید .  در گزارش پولیس و شکایت محمد اکبر بای اضافه گردیده است که عبدالرشید دوستم و همدستانش ، شخص اکبر بای وعده ای از اعضای فامیلش را لت وکوب نمودند ، علاوتا دوستم و همدستانش اکبربای را عنفا و با استفاده از جبر و اکراه از منزلش اخراج و به منظور اختطاف با خود بردند ، اکبر بای و یکی از اعضای فامیلش برای تداوی جراحتیکه برداشته بودند در شفاخانه داخل بستر گردیدند. لوی څارنوال ، بعداز دریافت گزارش پولیس روز چهارده دلو سالجاری هیئتی را تحت ریاست رئیس عمومی حارنوالی عمومی امنیت ملی تعین نمود، تا موضوع ادعای اکبربای علیه دوستم را با در نظر داشت گزارش پولیس بصورت همه جانبه بررسی نماید.

هیئت بعداز اخذ نظر داکتر ، جمع اوری مدارک دیگر و انجام تحیقات ابتدائی، ارتکاب جرایم اتی را به دوستم و همدستانش نسبت می دهد.

1- هتک حرمت مسکن طبق ماده (۴۳۱) قانون جزا .

 2- لت و کوب محمداکبر بای و اعضای خانواده اش طبق ماده (۴۰۷) قانون جزا .

3-  مجروحیت یک نفر محافظ اکبر بای توسط فیر مرمی سلاح ناریه طبق حکم مواد ۲۹ و (۳۹۵) قانون جزا .

4- اختطاف اکبر بای بعداز لت و کوب ، وفق حکم ماده _(۱۶) قانون جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی .از اینکه جنرال دوستم با ارتکاب جرایم فوق خارج از وظیفه، متهم گردیده کمیته تحقیق مطابق احکام قانون اجراات جزائی محاکم عسکری تصمیم گرفت که جنرال دوستم و همدستانش را جهت تحقیق جلب و احضار نمایند . به این منظور کمیته موظف نامبرده را دو بار جلب نمود ولی وی جلب کمیته تحقیق را نادیده گرفته و به تحقیق حاضر نگردید .

کمیته این موضوع را به لوی حارنوال گزارش داد ، لوی څارنوال با در نظر داشت گزارش هیئت تحقیق، متکی به حکم ماده (۵۰) قانون مامورین حکم صادر نمود که جنرال دوستم الی زمان حضور به تحقیق ، در حالت تعلیق دراید ، در حکم لوی څارنوال ، اضافه گردیده که اگر دوستم بعداز تعلیق وی به تحقیق حاضر نشود نامبرده مطابق احکام قانون توقیف خواهند شد، ازاین حکم لوی حارنوال به مراجع مربوط رسما" اطلاع داده شده است . - به اساس گزارش پولیس دو نفر از همدستان جنرال دوستم اعضای پارلمان می باشد .

ایشان نیز از مجاری رسمی تحت جلب قرار داده شده اند . اگر نامبرده گان الی تاریخ اول حوت سالجاری به تحقیق حاضر نشوند منحیث موظفین خدمات عامه مطابق حکم فوق قانون مامورین تعلیق خواهند شد.

مطابق گزارش پولیس شخص دیگری بنام لطیف پدرام نیز در جمله مظنونین قلم دادشده است ، نامبرده نیز دو بار برای تحقیق جلب شد ، اما از حضور به نزد هیئت تحقیق ابا ورزیده است ، پدرام نام از یک طرف به حکم لوی څارنوال ممنوع الخروج از مملکت گردیده و ازطرف دیگر به وی ابلاغ میگردد که اگردر ظرف دو روز بعداز صدور این اعلامیه به تحقیق حاضر نگردد حکم توقیف وی صادر خواهد شد .

همچنان جبارثابت طي يک مصاحبه اختصاصي در پاسخ به سؤال خبرنگار دويچه ويله گفت: اگر يک نظامي در بيرون از وظيفه اش مرتکب جرمي مي شود، صلاحيت بررسي جرم را محاکم عادي دارند نه محاکم عسکري، و متهم در آنصورت تابع قوانين ملکي مي باشد. وي علاوه نمود که وظيفه جنرال دوستم را مطابق به ماده ۵۰ قانون مأمورين به خاطر محاکمه و تحقيق به تعليق درآورده است. او مي گويد: رنج آور است که کسي خود را بالاتر از قانون دانسته و با وجود ارتکاب جرم براي تحقيق حاضر نشود.

ثابت به اين باور است که اگر چنين اشخاصي خود کدام مشاور حقوقي ندارند، بايد به يک حقوقدان مراجعه کنند.عبدالجبار ثابت در برابر اين پرسش که آيا وزارت داخله صلاحيت توقيف جنرال دوستم را دارد يا نه، گفت: در صورتي که او براي تحقيق حاضر نشود، پوليس..... چنين صلاحيتي را دارد، چون در زماني که وظيفه متهم به تعليق درآورده شده است او ديگر جنرال نيست، و اگر مقاومت کند جرمش سنگين تر خواهد شد. عبدالرشيد دوستم ادعا دارد که تنها رييس جمهور، به عنوان سرقوماندان نيروهاي مسلح، صلاحيت به تعليق در آوردن وظيفه رييس ارکان قواي مسلح را دارد.

اما لوی څارنوال اين ادعاي وي را رد کرده و مي گويد که به اين منظور به حکم رييس جمهور نيازي نداشته است.عبدالجبارثابت در مورد اين که توقيف دوستم احتمالاً به تشنج اوضاع در کشور منجر گردد، هيچگونه تشويشي نشان نداده و مي گويد که به هشياري مردم باورمند است و مي داند که مردم هرگز به دفاع از کسي که متهم به يک جرم بوده و به اين ترتيب اتهام وي قانوني بررسي خواهد شد، نخواهند برآمد. او همچنان در مورد اين ادعا که گويا تعدادي از مردم کارکرد هاي او را ناشي از عقده هاي حزبي، سمتي و يا قومي مي خوانند، اظهار داشت که او يک افغان بوده و به تمام اقوام افغانستان منسوب است (چه دروغ بزرگ)، و اگر کسي يک عملکرد وي را مغاير قانون و به اساس ملحوظات حزبي، زباني و يا قومي ثابت کند، حاضر به محاکمه مي باشد. او مي گويد که در تصاميمش از پشتيباني رييس جمهور برخوردار است، اما فقط در صورتي که اقداماتش قانوني باشد. اين درست است زيرا کرزي ازجبارثابت به مثابه کفش کهنه ميخواهد هرلحظه برروي مخالفينش احواله نمايد .

در پهلوي جنرال عبدالرشيد دوستم وظيفه دو عضو پارلمان ، که اتهاماتي بالاي آنها نيزمي باشند،هم به تعليق درآمده اند. عبدالجبار ثابت اين عمل را خلاف قانون اساسي کشور نمي داند.

در گذشته چند بار چنين اتفاق افتاده که پس از صدور فيصله څارنوالی ، رييس جمهور ميانجيگري کرده و فرد محکوم را مورد عفو قرار داده است. اين امکان اين بار هم موجود است. اما عبدالجبار ثابت در مورد مي گويد که او به عنوان څارنوال با عفو و مصالحه سر و کاري ندارد. به گفته وي دوستم بايد اول براي تحقيق حاضر شده و محاکمه شود، و تنها پس از محکوم شدن و صدور حکم نهايي محکمه، رييس جمهور صلاحيت دارد او را مورد عفو قرار بدهد.  ثابت همچنان گفت که اگر دوستم مي دانست که قانون بالايش تطبيق مي شود، هرگز به چنين عملي دست نمي زد. وي علاوه کرد که عمل خلاف قوانين دولت نبايد باعث افتخار باشد، و مردم هم نبايد از کسي حمايت کنند که قوانين مملکت شان را زير پا کرده و به استهزا بگيرد، بلکه برعکس بايد از او نفرت داشته باشند.

اما جبار زمانيکه از قانون صحبت ميکند مورد تمسخر و نيشخند مردم واقع ميشود. واقعآ اگر جبار ثابت بخاطر تطبيق قانون و گرفتاري مجرمين تلاش دارد بايد به اساس گزارشات بين المللي تعداد از مقامات بزرگ بشمول برادر کرزي که به اساس نوشته روزنامه هاي معتبر آمريکايي که در توليد و قاچاق مواد مخدر دست دارند به محاکمه بکشاند تا ثابت شود که ثابت راست ميگويد و کينه ي ديرينه ي نسبت به شخصيتهاي ملي که مربوط به اقوام ديگر است ندارد.  چرا ثابت مليونها دالر اختلاس و چپاول کمک جامعه بين المللي به مردم افغانستان،  را مورد محاکمه و بازپرس قرار نميدهد؟  لوی څارنوال قبلآ نيز در یک کنفرانس خبری موضع گیری تازه ای علیه برخی از والی ها و مقامات حکومتی اتخاذ کرد.  وی که مصمم تراز پیش در مبارزه با فساد اداری سخن می گفت، از مالکین زمین های شیرپور خواست که ظرف یک ماه آینده، قیمت قطعات زمینی که تحت تملک گرفته اند را به دولت پرداخت کرده اسناد آن را به لوی څارنوالی بدهند و تهدید کرد با کسانی که از این موضوع سرپیچی کنند، برخورد قانونی می شود.  لوی څارنوال که به حمایت کرزي دلگرم است تاکید کرده که سرانجام موفق خواهد شد زورگویان را منکوب کند و غاصبین بیت المال را دستگیر و محاکمه نماید اما به گفتۀ آگاهان مسایل سیاسی کشور در جامعه یی مانند افغانستان که شکاف های قومی، زبانی و سمتی عمیق است و جریان های قدرت در متن یکی از گروه های قومی و یا تنظیمی ریشه دارند، هر نوع تلاش برای اصلاحات با چالش های جدی روبرو می شود.  ناکامی جبار در دستگیری افرادی که متهم به اختلاس و فساد هستند، نشان دهنده همین پیچیده گی و دشواری است. کسانی که تااکنون از سوی وی هدف قرار داده شده اند یا از مقامات با نفوذ جریانات سیاسی در کشور هستند و یا عناصر تحت حمایت والی ها و مقامات بلند پایه حکومت.

دو اشکال عمده در اقدامات جبار بروز کرده است، یکی اتهام متقابل افراد مورد اتهام به لوی څارنوال در مورد وابستگی های تنظیمی گذشتۀ وی، و دیگری ناتوانی لوی څارنوال در تطبیق احکامش نسبت به افرادی که متهم می گردند.  همچنان لوی څارنوال والی بلخ را به حمایت از شاروال ، و برخی دیگر از مسوولان این ولایت را به فساد اداری متهم کرد،  و ي دراظهاراتش والی بلخ را جنگسالار،امپراطور شمال و دارای لشکر خواند و تاکید کرد که به زودی بر این گونه به اصطلاح وی مقاومت های منفی غلبه خواهد کرد، اما والی بلخ نیز، اقدامات لوی څارنوال را بی تاثیر از گرایش های تنظیمی اش ندانسته است.

لوی څارنوال از نظر والی بلخ به القائات و غیبت های افراد منسوب به حزب اسلامی در شمال زیاده از حد گوش داده است.  والی هرات نیز، لوی ثرنوال را احساساتی و تندرو خوانده است. برخی از مقامات حکومتی نیز اقدامات لوی څارنوال را عامل تشدید بحران در کشور دانسته اند.  به گفتۀ برخی از صاحب نظران تا زمانی که لوی څارنوال به برخی از ولایات شرقی و جنوبی کشور سفرکرده و اقدامات مشابه هرات و مزارشریف در آنها انجام ندهد، شاید نتواند اتهام بی طرفی دراقداماتش را ثابت کند.  

عبدالجبارثابت اعلام کرده بود که به ننگرهار می رود تا جریان کار مسوولان دولت در آن ولایت را از نزدیک بررسی کند اما با توجه به وضعیت خاص ولایات شرقی و هیأت رهبری این ولایت که با اقتدار بیشتر از والی های بلخ و هرات عمل می کند، اما ديده شد که لوی څارنوال موفقیت خاصی در برطرفی و دستگیری افراد فاسد به دست نياورد، بلکه بعضی از افراد پایین رتبه و ضعیف، قربانی توافق ضمنی هیأت رهبری ولایت و لوی څارنوال گرديد. اگرچه هنوز زود است که نتیجۀ اقدامات آیندۀ لوی سارنوال در ولایات دیگر ارزیابی گردد اما به سختی می توان ذهنیت های ایجاد شده در زمینۀ مبارزه با فساد اداری را از افکار عمومی پاک کرد و پروسه اصلاحات و مبارزه با فساد اداری را شفاف نشان داد.  ذهنیت های انباشته از حساسیت ها و بدگمانی ها باعث شده که هر نوع اقدامی از سوی دولت با دیدۀ تردید نگریسته شود زيرا ازبالا تاپايان همه الوده و شريک جرم يکديگراند. باید تاکید کرد که مبارزه با فساد اداری، کار دشواری است که تنها در قالب یک استراتیژی روشن ومشخص با نظر موافق و هماهنگی تمام نهادهای دولتی می تواند قابل تطبیق باشد، در غیرآن امکان این وجود دارد که اقدامات انفرادی یکی دو نهاد حکومتی در این زمینه سبوتاژ گردد و تعبیرهای غلط یابد.

جبار ثابت لوى څارنوال، عطا نور والى بلخ را يك جنگ سالار معرفى نمود ، در پى دستور توقيف شاروال مزارشريف از جانب لوى څارنوالى ، عطا والى بلخ نه تنها كه واكنش نشان داد بلكه به حكم څارنوال هيچ ارزشى قايل نشد و تا اكنون شاروال مزارشريف به حالت عادى بكار خود ادامه ميدهد. لوى څارنوال در پهلوى حكم توقيف شاروال مزارشريف، حكم توقيف شاروال هرات را نيز داد ه بود.

اما جبار ثابت با برگزارى كنفرانس مطبوعاتى گفت  كه والى بلخ يك جنگ سالار بيش نيست : (والى بلخ يك جنگ سالار است او اينطور فكر ميكند كه وقتى گپ مى زند مثليكه يك امپراتور گپ بزند ، امپراتور شمال اينطور ميگويد و او يك جنگ سالار است، تمام مردم مى فهمند او يك لشكر دارد از خود. دولت مصمم است صد فيصد برايتان ميگويم كه مقاومت اين مردم را مى شكناند ، در مقابل تطبيق قانون سد واقع شدن اين خودش جرم است.) والى بلخ و والى هرات شاروال هاى اين دو ولايت را تحويل لوى څارنوالى ندادند. ثابت ميگويد كه عاقبت، اين افراد به چنگال قانون خواهند افتاد:

(در هرات فعلا مشكلى ندارم يك شاروال ميخواهد كه از چنگ قانون بگريزد و نميتواند، بالاخره آن را من دستگير ميكنم من بكلى مطمين هستم و همچنان در مزارشريف و اين مقاومت را هم من انشاءالله ميشكنانم ، من همراه شورا در تماس هستم در آنجا كدام مشكلى نيست .) از جانبى صبغت الله مجددى رئيس مجلس سنا در مورد توقيف شاروال هرات گفته بود كه اگر شاروال هرات مورد تعقيب قرار گيرد او استعفاء خواهد داد. از ثابت پرسيدم ، اگر شما اين قضيه را پيگيرى كنيد، مجددى استعفاء خواهد كرد و اگر عقب نشينى نمائيد جواب مردم را چه خواهيد داد آيا در آن صورت شما استعفاء خواهيد داد : (من تا حد زيادى مقاومت ميكنم كه استعفاء ندهم ، من فكر ميكنم كه حالا جناب مجددى از آن مداخله غيرقانونى خود دست برداشته  است.

لوى څارنوال بالاى نجيب روشن رئيس عمومى راديو تلويزيون ملى نيز اتهاماتى را وارد كرده بود كه قضيه مانند ديگراقدامات عجولانه جبارثابت به فراموشي سپرده شد. اينكه چرا لوى څارنوال قضيه را پيگيرى نمى نمايد ، ميگويد : (قانون اساسى به رئيس جمهور صلاحيت هاى داده كه در آن مورد عفو مجازات هم است ، اما خدمت شما عرض كنم كه همين موضوع در همان جا باقى نمانده.) عبدالجبار ثابت كه از پارلمان راى اعتماد را بدست آورد عليه فساد ادارى اعلان جهاد نمود و از آن رو چندين فرد مقتدر كشور را مورد پيگيرى و تعقيب قرار داده است. ولى هيچ يك از برنامه هاى لوى څارنوالى تا حال نتيجه در پى نداشته و بيشتر اين برنامه ها براساس روابط ظاهرا به حالت سكوت گذاشته شده است.

 در اين ميان انتقادات مشخصي بر عليه لوي څارنوال از طرف مجامع آزاد و افراد واقع بين جامعه وارد شده است كه وي پشتون گرايي مي كند و تمامي اقداماتش براساس هدايت پنهاني کرزي بر عليه اقوام ديگر بوده است. انگار سران پشتون هيچ مشكلي نداشته و در مناطق پشتون نشين هيچ فساد اداري وجود ندارد. 

درپي توطئه جبارثابت وهمدستان وي برعليه جنرال دوستم ولطيف پدرام که يکي ازمنتقدان سرسخت کرزي وعملکرد دولت وي است . حزب کنگره ملي طي يک اعلاميه ميگويد:

هموطنان عزیز !

از طریق رسانه های همگانی اطلاع حاصل نمودیم که لوي څارنوال با ذکر مطالبی عبداللطیف پدرام رهبر حزب کنگره ملی را مظنون قلمداد نموده و حکم ممنوع الخروج بودن از کشور را برای ایشان صادر نموده است . بر اهل فن روشن است که جرم عملی است که قانون پیشبینی کرده باشد " ظن یا شک " و " گمان " وصف جرمی " ندارد .حکم لوي څارنوال می تواند نوعی ترور شخصیت و سابوتاژ در آستانه انتخابات ریاست جمهوری تلقی شود . مردم افغانستان و جامعه جهانی می دانند که کنگره ملی اپوزسیون واقعی رژیم است و نیز مردم موضع گیری های کنگره ملی و مصاحبه های عبداللطیف پدرام را در رسانه ها در نقد رژیم موجود در حافظه دارند . بنابر این برخورد رژیم با رهبر کنگره ملی  ناشی از اهداف و برنامه های سیاسی خاص بر ضد کنگره ملی می باشد ، کنگره ملی شاخه نظامی ندارد و بار ها اعلام داشته که فقط به روش های سیاسی و دموکراتیک در جهت تحقیق اهداف خود توسل می جوید ، در ضمن اینکه این اقدامات را توطئه سیاسی علیه کنگره ملی و رهبر آن می دانیم به صراحت هشدار می دهیم که این اعمال به نفع صلح و ثبات کشور که آرزوی مردم  است نخواهد بود . و من الله توفیق. کمیته اجراییه کنگره ملی .

همچنان فاضل سانچاركی سخنگوی جبهه ملی در یك كنفرانس مطبوعاتی تصمیم عبدالجبار ثابت لوی څارنوال را به خاطرتعلیق وظیفه جنرال دوستم خارج از صلاحیت و غیر قانونی اعلان كرده و حمایت جبهه را بصور ت بسیار جدی از موقف جنرال عبدالرشید دوستم عضو برجسته این جبهه اعلان نمودند .

سانچاركی افزودند مساله اكبر بای و جنرال دوستم با تمایل هر دو طرف در حال حل شدن بود كه فرصت طلبان وارد صحنه گردیده قضیه را تا به این سرحد كشاندند .ما كاملا درك میكنیم كه مسله جنرال دوستم كاملا یك دسیسه طراحی شده میباشد كه بعضی حلقات میخواهند ازین فرصت سو استفاده سیاسی نمایند .
هنوز خون شهیدان جوزجان و بغلان خشك نگردیده است و تا حال لوی څارنوال در جستجوی عاملین حوادث نمیگردد و برای عاملین جنایت جوزجان از طرف دولت مكافات داده می شود (تقررجمعه خان همدرد بحيث والي ووزيرمشاورکرزي) و لوی څارنوال میخواهد بدستور گروپ یا گروپ های سیاسی مساله جنرال دوستم را در افكار مردم خطرناك جلوه داده موقف سیاسی جنرال دوستم و جبهه ملی را تضعیف نمایند .  و این ها می دانند كه بدیلی در انتخابات آینده افغانستان به جز از جبهه ملی در مقابل شان وجود ندارد.  

فلهذا در تلاش تضعیف موقف های سیاسی اعضای جبهه ملی مانند جنرال دوستم میباشند .بزرگ جلوه دادن مساله جنرال دوستم كاملا جنبه های سیاسی دارد تا ازین وسیله بتوانند برای تبلیعات انتخاباتی آینده استفاده اعظمی نمایند .ما یك بار دیگر از طراحان و دسیسه سازان و تروریستان شخصیت های سیاسی تقاضا میكنیم تا ازین اعمال منفی شان بگذرند و راه مصلحت و تفاهم راانتخاب كنند.

جبهه ملی بصورت قاطع تعقیب گر مساله جنرال دوستم بوده و اجازه نخواهد داد هیچ یك از اعضای جبهه ملی قربانی دسیسه های شوم فرصت طلبان واقع گردد.

جنرال دوستم نيز در پيام شديد و دندان شکن به تيم کرزي خاطرنشان ميکند  :  هموطنان عزیز، علمای کرام، روحانیون ومحاسن سفیدان معزیز، روشن فکران حقیقت نگر و جوانان رشید، برادران و خواهران گرامی السلام عليكم و رحمت الله و بركاته  . اینجانب بنیانگذار جنبش ملی اسلامی و رییس ارکان سرقوماندانی اعلی قوای مسلح منحیث خادم شما مردم مسلمان و متدین کشور درهرگونه شرایط به فکر تامین صلح وسعادت هموطنان عزیزم بوده با ایثار وفداکاری علیه دشمنان مردم کار و پیکار نموده و دراین راستا قربانیان بی شمار داده ام و هیچگاه از اراده ام که آزاده وطن و آرامی مردم بوده یک گام هم عقب نرفته ام و درپیروزی جهاد مردم افغانستان وایجاد دولت اسلامی سهم سترگ فرزندان جنبش ملی اسلامی و دیگران به هموطنان عزیزم و جهانیان اشکاراست. وهمچنان درپیکارعلیه هیولای طالبان نقش جنبش ملی اسلامی تحت رهبری من و مجاهدین دلیر بدون تردید مورد تایید همگان بوده، که شکست و نابودی القاعده و تروریستان ازشمال کشور آغاز و در اندک زمان تمام کشوراز لوث القاعده و طالبانیزم پاک گردید و اداره موقت با مشارکت همه ای احزاب وجریانهان سیاسی اساسگذاری گردید و زمینه های تدویر لویه چرگه اضطراری و ایجاد حکومت موقت و تدویر لویه جرگه قانون اساسی و در روشنایی قانون انتخابات ریاست جمهوری وانتخابات پارلمانی یک بعد دیگر بااشتراک و همکاری من و حزب جنبش ملی اسلامی  تحقق پذیرفت.

شما مردم عزیز انتظار داشتید، که دولت تازه بنیاد در تامین صلح و ثبات و عدالت اجتماعی، بازسازی متوازن با مشارکت ملی و در تامین وحدت ملی و تحقق دموکراسی گامهای استوار بردارد. به آرمان شهیدان گلگون کفن و زنده یاد چون شهید احمد شاه مسعود، استاد شهید عبدالعلی مزاری، شهید عبدالحق، حاجی عبدالقدیر وهزاران شهید دیگر، که جان های شیرین خویش رابخاطر تحقق آرمان جهاد و مقاومت قربان کرده اند حرمت گذارد، که با تاسف دولت از همان آغازین روزهای ایجادش با مرض مهلک شهیونیزم وعظمت طلبی قبلیه گرفتار آمده ودرمقابل  قبایل واقوام دیگر بجای اعمار وطن ویرانشده در گودال تعصب و لجنزاری شهیونیزم وباتلاق قوم پرستی فرورفت، که حتا دل اقوام پشتون و دیگران را نیز داغدار ساخت. طرح ریزی توطیه ها ودسایس بر دیگران را پیشه کارشان ساخته و با ایحاد دولت در میان دولت اقدام نموده و کرسی های کلیدی دولت را به گروه مربوط بخود تقسیم و عناصر بیکاره و بدنام و فاشیست را بوظایف مهم دولتی گماشت، که ناکامی و بدنامی دولت بدون شک از اینجا آغاز گردیده است که امروز توده های عظیم مردم به فرسنگها از دولت فاصله گرفته و به آن بی باوراند.

در چنین مقطع زمانی حساس بخاطر پوشانیدن این همه عیوب و ناکامی توسط گماشتگان خویش علیه جنبش ملی اسلامی و علیه بنیانگذار آن حزب و سایر شخصیت های مطرح سیاسی توطیه های پی در پی را راه اندازی می نماید، تا اذهان عامه را از ناکامی های خویش منحرف و بسوی دیگر سوق دهد. مردم حق شناس کشور در جریان قرار دارند و از طریق رسانه های چاپی، صوتی و تصویری خوانده، دیده و شنیده اند که گماشته حلقه بگوش حلقات معین در رژیم مثل جمعه خان همدرد در شهر شبرغان بالای شهروندان حق طلب چگونه آتش افروخت و ده ها تن از هموطنان شریف ما را شهید و زخمی ساخت.

کرزی بجای آنکه قاتلین حادثه خونین هفت جوزای شهر شبرغان را به محاکمه بکشاند جمعه خان همدرد را نوازش کنان بحیث والی پکتیا و مشاور ش مقرر نمود و خود ثابت کننده این حقیقت است، که حادثه المناک شهر شبرغان بدستور شخص کرزی راه اندازی گردید و بار دیگر اعلام لغو حزب جنبش ملی اسلامی توسط وزارت داخله که با عکس العمل شدید صدها هزار اعضای این حزب و هوا خواهان مواجه گردید و در آن هم هدف ایجاد ما جرا و خونریزی نهفته بود، رهبری جنبش ملی اسلامی  از درایت و عاقبت اندیشی کار گرفته این توطیه مقبل (وزيرداخله) را نیز خنثی ساختند.  حادثه خونین بغلان نیز از همانگونه دسایسی بود که از اثر آن بیش از یکصدو چهل تن از هموطنان بیگناه ما با شش تن از نماینده گان ممتاز مردم در  مجلس نمایندگان جام شهادت نوشیدن، که تا امروز عاملین آن حادثه شناسایی نگردیده و از جانب دولت گامی در این راستا برداشتته نشده است.  به همین منوال تاکنون ده ها تن از نماینده گان با احساس مردم در پارلمان و شوراهای ولایتی در مرکز و ولایات کشور به قتل رسیده اند که از جانب دولت پامال گردیده و قاتل هیچکدام آنها به چنگال قانون نیفتاده است و بدون تردید قاتلین آنرا میشود عمال دولتی قلمداد نمود.

با این همه رسوایی ها گماشته شده دولت کرزی یعنی وزارت داخله آن در لیل ۱۴/۱۵ برج دلو با بهانه ی که خود ساخته و تراشیده است منزل شخصی ام را خلاف تمام موازین و قوانین ملی وبین المللی به محاصره در آورد و صدها تن افراد مسلح پولیس ماجرا جویانه تاده ساعت به محاصره ادامه دادند که با تنفر و اینزجار و عکس العمل مردم حق شناس افغانستان از مرکز تا دور ترین ولایات کشور مواجه گردید و این توطیه شوم انها نیز برای بار دیگر خنثی شد. مابر این باوریم که وضعیت موجود به بن بست رسیده میخواهم مردم افغانستان برای تجدید نظر در ساختار نظام فعلی، یعنی تغیر سیستم ریاستی به پارلمانی، انتخابی بودن والی ها وسایر نماد های کارساز در چارچوب یک سیستم دموکراسی فدرال بصورت قانونی و صلح آمیز اندیشه نمایند و رای خود را به گوش رژیم کرزی و جامعه بین المللی، که در روز های سخت مردم ما را یاری رسانده اند برساند. جنبش ملی اسلامی باور به همگرای منطقه و همبستگی دوستانه با همه کشور های جهان دارد. و حال قضاوت را به شما هموطنان عزیز میگذاریم با چنین دولت ها و با گماشته گان نا میمونش چه باید کرد و تا چه حد از حوصله و خویشتنداری کار گرفت و با توطییه ها و دسایسی، که یکی پی دیگر راه اندازی می نمایند چه برخوردی صورت گیرد آ نرا شما هموطنان عدالت پسند و حق شناس معین خواهید نمود و آنرا به مصلحت نیک اندیشانه شما واگذار میشویم زیرا در هر نوع شرایط من با شما و شما با من بوده اید . ومن الله توفیق.

تيم شوونيستي کرزي براي مبارزه باملت نجيب ازبيک وترک دريک اقدام عجولانه اکبرباي را ريس شوراي ترک تباران اعلام وخواستند ازکاه کوه بسازند اما کشمکش اخيرثابت ساخت که مردم ترک تبارازچنين شوراي آگاهي ندارند وحتايکنفرهم دردفاع ازاکبرباي قرارنگرفت . تنها وتنها کرزي ، فاروق وردک ، سخنگوي کرزي ، جبارثابت ، مقبول وزيرداخله ، سالم احساس وعلي شاه پکتياوال دردفاع ازوي قرارگرفتند که اين افراد فوق الذکرازمليت ازبيک وترک تباران نبوده وميخواهند ازآب گل الود ماهي بگيرند.

 برعکس فدراسيون فرهنگی تركتباران طي اعلاميه اعلام داشتند :

شوونيزم هيآت حاكمه تحت پوشش نيرو های نظامی ائتلاف ضد تروريزم ، با اغواگری و سوءاستفاده از طرح ايجاد جامعه دموكراسی درافغانستان با نزدیك شدن زمان دور نوبتی انتخابات رياست جمهوری و پارلمانی دركشور تهاجم توطئه آميز خود را برعليه مردم اوزبيك و ديگر اقوام مملكت تشديد بخشيده است .

حلقات برتری جو و عظمت طلب كه در محور كرزی مدار گزيده اند ، درحاليكه تلاش ميورزند سيستم غيرانسانی و فرسوده دورانهای حاكميت خاندانی را در بنای تك قومی احيآ نمايند ، نميتوانند حضور اقوام غيرخودی را در ساختار مناسبات سياسی - دولتی تحمل نمايند . بنابرين باگذشت هر روز دسيسه تازه يی را با استخدام عناصر خودفروخته و نوكرمنش وبا مصارف مليون ها دالر بادآورده و خداداد راه اندازی مينمايند . دسايس پيهم عليه مردم اوزبيك در فارياب ، جوزجان ، بلخ ، سمنگان و بعضی ولايات دیگر و همچنان دسيسه اخیر برعليه جنرال دوستم و حزب جنبش ملی اسلامی بيانگر اهداف خصمانه حلقات تماميت خواه كه در بستر اندیشه ابآ ورزيدن از همزيستی مسالمت آميز اقوام مختلف و احيای استبداد گذشته بنا گرديده است ميباشد  . رئيس جمهور از صلاحيت خود برخلاف حلف وفاداری به خدا و رسول و با زيرپای نمودن اصل بند سوم ماده شصت و ششم قانون اساسی دولت كه گفته شده (رئيس جمهور نميتواند در زمان تصدی وظيفه از مقام خود به ملحوظات لسانی ، سمتی ، قومی ، مذهبی و حزبی استفاده نمايد . ) سوء استفاده نموده و دسايس را تحت پوشش قدرت دولتی قرار ميدهد و گاهی هم با ديده درائی بی مانندی دسيسه سازان ، توطئه گران و قاتلين مردم بی گناه را مكافات مينمايد چنانچه بالا بردن مقام دولتی جمعه خان قاتل مردم جوزجان شاهد این مدعاست . وزير داخله و څارنوال بمثابه دو عضو برجسته قوه اجرائيه دولت كه هر كدام به نحوی تطميع و در خدمت انحصارگران قدرت سياسی قرار گرفته اند كه برای پياده كردن و صبغه قانونی دادن دسايس آشكار و پنهان مخالفين عدالت اجتماعی و دموكراسی واقعی زمينه سازی كرده وبا شوونيزم حاكم همكاری و برای عملی نمودن پلانهای شوم آنها تلاش مذبوحانه مينمايند.

درحاليكه خاطره اسفناك جوی خون جوانان غیور جوزجان و قربانيان توطئه بغلان هنوز در قلوب مردم استبداد زده افغانستان موج ميزند و جبارثابت ، كوچكترين حركت را درين راستا از خود نشان نداده و جانی مشهود جمعه خان همدرد به پيش چشمان ايشان توسط رئيس جمهور مكافات گرديد ، با این حال څارنوال خارج از صلاحيت خود برای تعليق وظيفه درستيزوال قوای مسلح و نمايندگان پارلمان تلاش ورزيده وبرای به ثمر رسانيدن پلانهای شوم شبكه های غصب قدرت سياسی بحران آفرينی مينمايد  . فدراسيون فرهنگی توركتباران دسیسه و ماجراجوئی گروه های توطئه گر را محكوم مينمايد و از مردم عدالتخواه كشور ميطلبد تا برای نجات اقوام داغديده از شر دسايس مخربين پروسه همبستگی اقوام ، درايت لازم را بخرچ داده و قربانی دسایس توطئه گران نگردند . برای رئيس جمهور مملكت خاطرنشان ميسازيم كه اقوام مختلف کشور سرنشينان يك كشتی اند و قرار دادن اين كشتی شكسته در برابر موجی از طوفانهای جديد توطئه ، به نفع هيچ قومی نبوده و بيم از آن ميرود كه اين كشتی توفان زده بجای اينكه به ساحل برسد ، متلاشی شود .در آنصورت مسئوليت عام و تام فاجعه بدوش آنانی خواهد بود كه مخالف همزیستی مسالمت آميز اقوام در بنای برادری و برابری بوده و آتش نفرت و نفاق قومی و زبانی را مشتعل ميسازند . به اميد همبستگی تمام اقوام.

عطا محمد که بخاطرپول وقدرت حاضراست دست به هرتوطئيه ودسيسه بزنند ، اين باربادشمنان قسم خورده اش متحد شده وميخواهد کرسي اش را حفظ نمايد. اينجا لازم است کمي درمورد گذشته عطا محمد مکث نمايم .

عطا محمد  والی بلخ سال قبل مکتب امير علی شير نوايی را در شهر مزار شريف امانی نام نهاد. او همچنين مکتب میرزا الغ بيگ اين شهر را به نام خودش مسما کرد. شماری از نويسندگان ازبک زبان ولايت بلخ با اين اقدام مخالفت کرده اند. درافغا نستا ن سابقه ندارد تا حاکم ومستبد ي که د رکرسي قد رت لميده ونفس ننگين ميکشد ، مکتب ، پوهنتون ، ورزشگاه ، جاده وخيابا ن ، ا داره وموسسه ي را به نا م خويش مسما وبه مرد م نازونخوت بفروشد ، مگربا تاسف فراوان عطا محمد که نه ا زاداره چيزي ميدا ند ونه تعليم وتربيه بالا تر

ا زصنف نووده دارد ونام مقد س استا دي را نيزبه بازي گرفته ا ست . اگرچه درقا موس اين گروپ نام گزاري هاي جعلي والقا بهاي خود سا خته چون انجينر، داکتر، پروفيسور، ريس ، مدير، استا د ... کم نيست ، با نام گزاري اين مکتب يکبارديگر به حما قت خويش مهرتائيد زد .

آقاي عطايي تحت عنوا ن (ديوانگی هم عالمی دارد) درمورد عطامحمد چنين مينويسند : ... او که (عطا محمد) معمولا تنگ نظری هايش بيشتر رنگ قومی دا رد٬ گاهی با هزاره های شهر سر جنگ دارد٬ گاهی با ازبيگ ها و گاهی هم با افغان ها (برادران پشتون) . گويا دايرهء ديدش از کوچه و پس کوچه های شهر مزار فراتر نمی رود و تمام دنيای او به همان شهر خلاصه می شود. يک آدمی چون ا و٬ وقتی خود را ميراث دار مولا نا می خوا ند٬ خود يک ديوانگی خنده آور است. وي در مصاحبهء خود با بی بی سی٬ هزا ره های شهر را متهم به توطئه و دسيسه کرد و گفت اين ها از مزار نيستند٬ با خود گفتم که خير است٬ در اين کشور فقط عطا نيست که از هزاره خوشش نمی آيد. وقتی که محقق و جنرال دوستم (زمانيکه کارکرد هاي جنرال دوستم وعطا محمد را دربهبودوآبادي شهروبارگاهي مولا علي به مقا يسه ميگريم يک تفا وت زمين تا آسما ن را ميبنيم) را در مراسم جشن نوروز در روضه شريف دعوت نکردند و جشن را قومی و حزبی برگزار کردند٬ با خود گفتم که اين سه - دوستم٬ محقق و عطا محمد - حتما تا هنوز از هم ديگر کينه شخصی دارند.

وقتی که خاکريزوال و عطا محمد به جان همديگر افتاده بودند٬ باز هم گفتم که اين خاکريزوال با آن لهجه قندهاری خود٬ برای عطا که خود را آ دم دانشمندی؟ می تراشد٬ حتما خوشايند نبوده است.

تا اينکه ٬ خبر تغيير نام دو ليسه در شهر مزار شريف را در سايت بی بی سی خواندم. نام دو ليسه که از ده سال گذشته تاکنون به نام های (ميرزا الغ بيک و امير علی شير نوايی) دو شخصيت بزرگ ازبيک، مسمی بوده است، در يک اقدام تازه به نام های (استاد؟ عطا محمد نور) والی بلخ و (امانی) تغيير داده شده است. بعد از خواندن اين خبر به فکر فرو رفتم و حيران به وقايع گذشته فکر کردم٬ در توجيه اين همه طفوليت و ديوانگی عطا محمد٬ چيزی برای گفتن نداشتم٬ به غير از اينکه با خود زمزمه کردم که ديوانگی هم عالمی دارد. ] . ..
د ريک اقد ام ديگرتعد ا د ازبزرگا ن ومنورين ولا يت بلخ ناگذيرشد ند تا شکايت خويشرا ا زاجرا ت ادارات دولتي که د رراس آ ن عطامحمد قرا ردارد به مرکزبرسانند ولي آنا ن موفق نشد ند ويا کرزي نخواست تا با ايشا ن ملا قا ت نمايد به خليلي معا و ن ريس جمهورپاس دا ده شد .

در اين ديدار، ملا قات کننده گان به بيان مشکلات و پيشنهادات مردم آن منطقه پرداخته گفتند: قرار است, تغيراتي در عرصه نقشه ساحات اطراف شهر مزارشريف پيش آيد, درين زمينه ما خواهان رعايت عدالت و مصئونيت حقوق و ملکيت‌هاي ساکنين آن منطقه مي‌باشيم, در دوره انتقالي, حکم رهبري دولت مبني‌بر مصئونيت کامل و تحفظ ملکيت‌هاي مالکين صادر شد, لهذا تقاضا مند يم که حکم رهبري رعايت و احترام گردد. در ادامه با اشاره به مشکلات موجود در آن منطقه گفتند: به علت محدوديت خدمات اوليه منجمله انرژي برق شديداٌ دچار مشکلات هستند, اميدواريم که دولت در جهت رفع آن مشکلات اقدام عملي نمايد. آنان همچنان علاوه نمودند که ادارات دولتي در ولايت بلخ تا هنوز به اساس لوايح و نورم‌هاي اصلاحات اداري که عبارت از شايستگي, تخصص و رعايت توازن قومي است, عيار نگرديده اند, تقاضا مند يم که اين پروسه نيز تطبيق و عملي گردد. ما شا هد بوديم که تصرف چند پوسته ي پوليس ولايت بلخ توسط نيروهاي تحت امر عطا محمد نه تنها عطامحمد تنبيه نگرديد که د ردرازمد ت به تبد يلي خاکريزوا ل منجرگرديد .

درشاخ مالي هاي عطا محمد اجرا ت که ا زجانب دولت صورت گرفت بلا فاصله عطامحمد والي بلخ شد. يعني در وا قع کسي که با تسخير قومانداني امنيه به عنوان نماد اقتدار دولت مرکزي، نوعي نافرماني را اثبات کرد. دولت مرکزي نتوانست سياست روشني را در مقابل اين حادثه اتخاذ نمايد و تنها اذعان داشت که يک سوء تفاهم بوده است. اين بي بندوباري عطا محمد سخن تازه نبود د رگذ شته نيروي ، قوماندان قول اردوی نمبر هفت در شمال سنگربندي نموده ، گفته بود که به جنرال دوستم اجازه نخواهد داد نیرو های تحت امرش را خلع سلاح نماید. عطا محمد متذکرشده بودکه که اگر رئیس دولت ، حامد کرزی، یا وزیر دفاع مارشال محمد قسیم فهیم برای خلع سلاح وی دستور بدهند، وی اطاعت خواهد کرد. کرزی دوستم را  که قبلا بعنوان معاون وزیر دفاع کار میکرد، که بطور موثر چند ولایت را در شمال کنترول میکرد- بعنوان مشاور خاص خود در امور امنیتی و نظامی تعیین کرده بود. درفرجا م اينکه آنگونه که منابع بین المللی تاکید میدارند، برنامهء خلع سلاح تمام تفنگداران را دربرنگرفته وقوماندانان درروستا های کشور، برای بقای قدرت خویش وبرای حفظ زمینه سوء استفاده از جمله تجارت مواد مخدره ، قاچاق آثار باستانی، جنگلات وتصاحب دارایی های دولتی وشخصی بیشتر از هر وقت دیگر فعالتر به نظر میرسند.

آنچه بیش از همه قابل تأمل واندیشه است اینست که ، نه تنها در ریشه کن کردن سیستم وشیوه های قوماندان سالاری وحاکمیت تفنگ کار موثری صورت نپذیرفته ، بلکه بصورت مستقیم وغیرمستقیم درتقویهء پایه های سیاسی وقدرت اقتصادی آنان موثریت روا داشته شده است . درحالیکه درا وضاع کنونی ودر طی سه سال این انتظار موجود بود که درعرصه های تأمین امنیت، بازسازی وقانونمداری، طرد فساد اداری ودولتی وسایر نابه سامانی ها کار های بزرگی انجام میشد اما این مامول ها تحقق نیافته باقی مانده وخواست ملت برای ایجاد یک دولت قوی ونیرومند وپاسدار قانون و تأمین کنندهء امنیت وادامه دهندهء بازسازی، تأمین کار ورفاه اجتماعی درحال بدل شدن به یأس تلقی ميشود. در حقیقت بسیاری از فرماندهان و افراد مسلحی که به نیروهای خارجی به سرکردگی امریکا کمک کردند تا طالبان را سرنگون کند، حالا خود به تهدیدی برای تلاش های دولت کرزی در برقراری صلح تبدیل شده اند. دولت کرزی نفوذ اندکی در ولايات دارد و ابزار کافی برای مجبور کردن افراد مسلح به وفاداری دولت را در اختیار ندارد و بعضی از افراد مسلح او را شاروال کابل می نامند. یکی از ستون های طرح امریکا برای تثبیت اوضاع در افغانستان، تشکیل اردوي ملی است.

 به عقیده برخی از ناظران، تشکیل نیروهای مسلح امری ا ست تردید آمیز. تاکنون چند هزار سرباز آموزش دیده اند و بخاطر فقدان منابع کافی، دولت توانائی بکارگیری درست آنان را پس از طی این دوره ندارد. در نتیجه بسیاری از آنها از اردو فرارمينمايند. تولید تریاک در افغانستان در سالهای اخیر پس از آنکه طالبان در سال ۲۰۰۱ کشت و برداشت خشخاش را ممنوع دانست ، بار دیگر و این بار بشدت در حال گسترش بوده است. افغانستان در سال های ۲۰۰۲ ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ مجددا به عنوان مهمترین منبع تولید تریاک در جهان مطرح گردید است.

کاژبن درنبشته ي - بلخ در چنگال چپاول گران مينويسد: فردی بنام عطامحمد که خود را نورمی نامد، با پیشینه تاریک اندیشی و تاریک فکری که در عملنامه سیاه او از روز گار مکتب سوزی وزن ستیزی درج گردیده است بربلخ فرمان می راند. این مرد سیاه کار وسیاه دل و یاران دیگر تنظیمی او همه انگشت به دهن کرده اند وبیشرمانه دارایی های دولت ومردم مظلوم را غارت میکنند .

شمار قصر ها وبلند منزل های این فرومایه گان قرن بیست ویکم از حساب بیرون است، بگونه نمونه از چند مارکیت وقصربلند منزل سرباند دزدان دربلخ یاد آور میشویم تا خواننده گان به غفارپهلوان و رسول پهلوان که اسلاف این وطنفروشان درچپاول و ثروت اندوزی بودند روی سفیدی تاریخی دهند.

اگر امروز از روضه مزار شریف که در وسط شهر قراردارد بطرف غرب حرکت کنید در کمتر از یک کیلومتر تماشا خواهید کرد که چگونه سینمای سابق مزار ننداری به مارکیت والی بلخ تبدیل گردیده است و در مقابل آن مارکیت دیگر عالی جناب بنام ارجمند مبارک او خالد نور قد برافراشته وکمی پیشتر قصر مهمانان این جناب ساخته شده و در مقابل قصر،اتحادیه باربری و ترانسپورتی خالد و طارق با صد ها موتر قرار دارد و متصل آن پطرولیم طارق نور به خیابان غربی انوارچراغهای گوناگون بخشیده است و کمی پیشتر به شفاخانه الفلاح می رسید که با باجه مبارک شان میرویس ریس شفاخانه بلخ تازه سرمایه گذاری نموده اند.

اگر از روضه مبارک بطرف جنوب بروید در نخستین گام زیر زمینی افسانوی دروازه شادیان عالی جناب را می بینید و الی چند قصر وخانه و مهمانخانه شانرا که برای هفت پشت خود ساخته اندو تا کوه های شادیان که پروژه خالد بن ولید با هزاران نمره رهایشی باغضب زمین های دولتی ادامه می یابد همه را جناب والی به نفع شخصی غضب نموده اند. وبه همین ترتیب بطرف شرق سرای سابق عجب خان که از تهداب قرار است به شکل پخته و اساسی در چند جریب زمین اعمارمی شود وتا کارته آریانا به چندین قصر و تعمیر دارایی یک فرد می رسد در سمت شمال مارکیت ترکاری سابق حق مسلم این سلطان بزرگوار گردیده و دها جایداد غیر منقول دیگر که درین مختصر ذکر آن نمی گنجد. این به اصطلاح مجاهدین که هرلحظه واژه جهاد را به رخ مردم می کشند و پای کافران آمریکایی و یاران غربی شیطان بزرگ روی زمین را میبوسند بی شرمانه صد ها هزار جریب زمین دولتی را غضب نموده اند که شهرک های خالد بن ولید و همدرد نمونه های ناچیز آن محسوب میگردد. باند مافیایی والی چون پادشاه کل اختیار بلخ هرکسی را که مانع اغراض حیوانی خود فکر کنند بی هراس گردن می زنند وپروایی از محاکمه ومحاسبه هم ندارند .

سرانجام ماجرابين تيم کرزي وجنرال دوستم : دریک جامعه برای حل اختلا فا ت دو گرو ه قومی ویا دوشخصیت سیاسی که هرکدام حا میا نی ازقوم وتبارخود (دوستم) ودوستا نی ازقوم وتبارغیرخودی را د رقبال خویش دارند (اکبرباي) راه حل هائی وجود دارد که بهترین ومؤثرترین راه حل مسئله ، شکل صلح آمیز آن است .  وقتیکه توطئه علیه جنرال دوستم که خارچشم عده یی ازمخالفان زورمند است درکابل براه انداخته شد فکرمیشود که را های هجوم گسترده بالای جنرال دوستم قبلاً سنجیده شده وحتی افراد واشخاص توظیف گردیده بودند که همزمان با آغازتوطئه کمین کرفته گان بصورت هم آهنگ با حما یت ازهمد یگردست بکارشوند . توجه کنید به عمق این دسیسه :

جنرال ملک واکبربای بحیث مخا لفین اوزبیک تبارجنرال دوستم همسنگر ساخته شده بودند که علیه جنرال دوستم طرح واحد تخریبی داشته باشند .

جنرال عطا والی بلخ بحیث مخالف تا جیک تبار جنرال دوستم آماده ساخته شده بود تا نقش مهم خود را دربی وزنه ساختن جنرال دوستم در ولایات شمال و حتی در ولایا ت حوزۀ نفوذی اش ایفا نماید .

قوماندان امنیۀ کابل مخصوصاً سخنگوی متا سف دو آتشۀ وزارت داخله نقشهای وارد آوردن اتها مات تها جم افراد مسلح جنرال دوستم به خانۀ اکبربا ی وضرب وشتم اعضای فامیل او را برعهده داشتند تا با تبلیغات زهرآگین برضد جنرال دوستم اذهان عامه را علیه اوتحریک وزمینه را برای حضورپولیس دراطراف اقامتگاه جنرال دوستم ومداخلۀ لوی څارنوال مهیا سازند .

 رسانه های قوم گرا نیزوظیفه داشتند یک زاغ را چهل زاغ کنند وکاه را کوه نشان بدهند چنانچه این رسانه ها به مراتب بدتروخشن ترازصاحبان غرض ومرض گردانند گان تلویزیون ها عمل کردند. والی بلخ مشهور به معلم عطا دراجرای نقش خود وقتی نا کام حساب گردید که با لا ترازحیطۀ صلاحیت کاری اش کفت : من به هیچ کس اجازه نمیدهم درسمت شمال هرج ومرج ایجاد نما ید صدها نفرگفتند ونوشتند که معلم عطا چه کاره وچندیکۀ ملک است که چنین عرعرمیزند وده ها هزارنفردرولایات فاریاب، جوزجان ، سرپل ، وحتی بلخ وتخارومنا طق دیگر تظاهرات را برضد توطئه گران وعمال آنها براه انداختند که اگرپیام ودستورخویشتن داری که ازطرف جنرال دوستم خطاب به مردم شمال کشورصادرشده بود توسط فعالین سیاسی به سمع مردم رسا نیده نمیشد ممکن والی بلخ وسایرنقش آفرینان درتوطئه علیه جنرال دوستم ازکرده پشیمان میگشتند .  آفرین با د به بزرگان اقوا م که با مصلحت اند یشی بصفت شخصیت های مصلح ومدبران قوم برای حل مسالمت آمیزاین قضیۀ تصنعی حاصل توطئۀ دشمنان صلح وثبات کشورازولایات مختلف خودرا بکا بل رسا نید ند وبا جنرال دوستم واکبربای ملاقات ومذاکره نموده حل مسالمت آمیز این قضیه را برعهده گرفتند .

 حاجی محقق رهبر حزب وحدت اسلامی ا ورئیس کمیسیون اموردینی ،فرهنگی ، معارف وتحصیلات عالی درولسی جرگه نیزبا احساس مسئولیت درچنین مرحلۀ حساس باجنرال عبدالرشید دوستم درخانه اش دیدارنمود درحالیکه بزرگان اقوام نیزحضورداشتند با همنظری با ایشان به حل صلح آمیز قضیۀ مخالفت بین جنرال دوستم واکبربای تا کید ورزید وگفت با کرزی نیزتفاهم صورت گرفته است که ایشان نیزتاکید نمودند که باید این مسئله به شکل صلح آمیز حل شود تا به صلح وثبات کشورمفید تمام گرد د .

بزرگان قوم ، شخصیت های مصلح و محقق پس تفاهم با جنرال دوستم با اکبر بای نیزملا قات نموده درمورد حل مسالمت آمیزمنا قشه تا کید کرد ند . بزر گان قوم مصمم اند پس ازحل موفقانۀ صلح آمیزاین جنجال با کرزی نیزملاقات وازنظرنیک آن دربارۀ حل وفصل صلح آمیز اختلافات ذات البینی جنرال دوستم واکبربای ابرازامتنان نما یند.موضوع کشيدگي بين دوستم ، اکبرباي وتيم کرزي درحال حل شدن بوده وفقط چند شونيست ومخالفين انسجام مليتها با ماجراجويي وبرتري خواهي خود تيشه بريشه خودزدند. خوب گفته اند : زمستان ميگذرد سياهي به ذغال ميماند. نميدانم درين قضيه نبيل غمين ، متصديان برنامه چشم اندازحسن اميري ، عمرخطاب، سالم احساس، علي شاه پکتياوال و جبار ثابت چه نفعي را صاحب شدند؟.

 

استفاده ازبخشهاي خبري.

 

www.esalat.org