یکشنبه، ۶ جولای  ۲۰۰۸

(قسمت نهم)

مکاتب علم فرهنگ شناسی

جامعه ای معاصر صنعتی و صنعتی (رسیده)

تیوری صنعتی پیشرفته (رسیده) جامعه توسط پ.آرون (۱۹۰۵-۱۹۸۳) فورمولبندی و توسط او در "هجده لکچر در بارۀ جامعه ای صنعتی" (۱۹۶۳) رونویسی گردید و در لحظه ای حاضر یکی از مشهور ترین نظریات رشد تاریخی محسوب می گردد. متعاقباً تیوری آرون مورد ارزیابی مجدد قرار داده شد و در چوکات تیوری جامعه ای صنعتی (رسیده) تنظیم گردید.

از دیدگاهی پ. آرون، تاریخ بشریت را میتوان به مثابۀ تسلسل دو مراحل اساسی : زراعتی و صنعتی متجسم نمود.

طبق نظر پ.آرون، در اساس جامعه ای عنعنوی اقتصاد زراعتی و سلسله ای مراتب صنفی و در اساس جامعه ای پیشرفته تر تولید صنعتی و ساختار طبقاتی که در قدم اول به سطح عائید آنان اتکاء دارند، قرار می گیرند. آرون خصوصیاتِ متمائیزجامعه ای صنعتی را نی در اندازۀ رشد تولید صنعتی، بلکه در اندازۀ تولید عامیانه (مردمی) میدانست که او صرف در شرایط داشتن تکنالوژی پیشرفته میسراست. آرون تصور می نمود که پروگرس (پیشرفت) اجتماعی در بر گیرندۀ گزار از جامعۀ عنعنوی زراعتی به جامعۀ پیشرفتۀ صنعتی می باشد.

تیوری جامعه ای صنعتی پ.آرون، تیوری رشد مرحله ای محسوب می گردد، اما او از چنین تیوری مرحله ای مانند تیوری کارل مارکس فرق می گردد.

این تیوری نظریات طبیعی را در مورد رشد جامعه پیشنهاد می نماید که به مثابۀ گزار از یک مرحله به مرحله ای دگر تفهیم می گردد. اما نظریات او در مورد رشد جامعه نی آنقدر تند و تیز بود که تیوری کارل مارکس بود. آرون تیوری مارکس را از بابتِ یک جهت (یک خط) بودن آن موردِ انتقاد قرار داد. او موافق نبود که پروسۀ تاریخی در اثر تبدیل یک فرماسیون اقتصادی و اجتماعی به فرماسیون اجتماعی و اقتصادی دگر صورت می گیرد. از دیدگاه آرون، برای مراحل معاصر رشد تمدن جهانی نزدیک شدن تدریجی کاپیتالیزم و سوسیالیزم معمول و مروج میگردد. منظور در آنست که هدف اساسی جامعه ای سرمایداری صنعتی عبارت از رشد وسائیل تولید است که اهداف رشد اورا مشخص می سازد.

پ.آرون، سرمایداری و سوسیالیزم را مراحل پی درپی و پشت سرهم می دانست.

آرون در سوسیالیزم سیستم خاص سیاسی را می دید که عدم ضرورت گزار از سرمایداری را ایجاب می نماید و همچنان سرمایداری مانند سوسیالیزم بخاطر رشد وسائیل تولید تلاش می ورزد. متعاقباً بین سیستم کاپیتالیزم و سوسیالیزم تفاوت فاحشی (کاردینال) وجود ندارد. بهمین خاطر، علت نزدیکی بین دو سیستم ناگزیر است:

در مقابل ما این و یا آن اهداف قرار دارند .طبق نظر آرون، این پروسه باید به ایجاد جامعۀ واحد و بطور کل جامعه ای یک قسمی صنعتی منجر خواهد شد که در آن جامعه اگر تفاوت بین سیستم های مختلف دگر بطور مکمل پاک نگردند، در حد و حدود کاملاً قابل توجه نخواهد بود. به همین اساس و یا مدرک، آرون یک پیش گوئی خویشرا چنین ارائه نموده است:

وقت و یا نا وقت سیستم یک حزبی اتحاد شوروی و دگر کشورهای سوسیالستی از بین خواهد رفت.

۲- سوسیالوگها ز. بیژیزینسکی ود.بیل در آغاز سالهای هفتاد قرن گذشته، تیوری آرون را تکمیل و انطباق دادند و نظریاتی را ارائه داشتند که جامعه ای غربی به مرحله ای کاملا جدید رشد خود، مرحله ای صنعتی پیشرفته (پخته) گزار می نماید. پس بدین گونه، از دیدگاه آنان، جامعه ای اروپائی رشد یافته حد اقل سه مراحل را پشت سر گزرانده است :

- او در مرحله ای ابتدائی زراعتی بود و بعداً به مرحله ای صنفی گزار نمود و در دوران ما مرحله به مرحله به صنعتی پیشرفته گذار می نماید.

طبق نظر بیل، در اساس جامعۀ صنعتی پیشرفته ساحه ای خدماتی قرار دارند که در اساس فورم سازمان آن دانشگاه قرار دارد و در پلان اول فعالیت علما و دانشمندان پیش کش می گردد.

بنیادگذار تیوری صنعتی پیشرفتۀ جامعه، سوسیالوگ امریکائی، دینوئیل بیل محسوب می گردد. قضیه های اساسی تیوری آن در اثر "ظهور جامعه صنعتی پیشرفته "(۱۹۷۳) گذاشته شده است. قضیۀ اساسی تیوری وی از آن تشیکل شده که در شرایط جامعه ای صنعتی پیشرفته در پلان اول "سه گانگی" ساحه های فعالیت اقتصادی، خدماتی و همچنان علم و آموزش عمل می نمایند. در جامعه ای عنعنوی، اقتصاد زراعتی و در جامعه ای صنعتی، تولید تسلط دارند.

در مراحل مختلف جامعه همچنان فورم مشخص سازمانهای اجتماعی تسلط دارند .پس در جامعه ای عنعنوی کلیسا و اردو و در جامعه ای صنعتی فارم ها و کوپراسیونها ( اینجوها) می باشند.

در مرحله ای صنعتی پیشرفته این چنین نقش را دانشگاه اجرا می نماید و پلان نمودن اجتماعی و ترتیب نمودن اینواسیون اجتماعی را به عهده دارد.

برابر با تغییراتِ شکل جامعه و سازمان اجتماعی حاکم همچنان گروپ ممتاز اجتماعی نیز تغییر می نمایند. در جامعه ای عنعنوی که در آن کلیسا و اردو حکم روائی داشتند، موضعگیری رهبری کننده را خدمت گاران مقدس و فیودالها اجراء می نمود ند. در مرحله ای صنعتی جامعه این رول را تجاران به عهده گرفت. در جامعه ای صنعتی پخته موضع گیری اجتماعی مهم تر را به علما و متخصصین واگذار می نمایند، متوازی با آن وسائیل دست یابی بقدرت و تححقق آن تغییر می یابند:

عوض پول، نیروهای نظامی و تاثیر ایدئولوژیکی، دانش، شعور و استعداد روی کار می آیند.

جامعه ای صنعتی توسط یک تعداد مشخصات با اهمیت (معنی دار) تشریح و توضیح می گردد. در پروسه ای برقراری جامعه ای صنعتی رسیده، گزار از رشد مودل اقتصادی به مودل سوسیالستی صورت می گیرد که درآن ضرورت بشردوستی، ثبات و هماهنگ نمودن فعالیت متقابل انسان ها انعکاس می یابند.

اول - موتیفهای اقتصادی تمام وسائیل را بخرچ میدهند، تا اینکه سطح رفاه و آسائیش را بدست آورند که او اکثریت مردم را راضی و خوشنود سازند.

دوم - به مردم درک این را می دهد که نه تنها ثروت شخصی، بلکه عمومی وجود دارد، مثلاً پاکی محیط ماحول، که این پژوهش جهات افزایش فورم های اجتماعی ثروت را تشویق نموده و باعث تحرک ان می گردد.

سوم - درک این مطلب که فورم اجتماعی ثروت وجود دارد و باعث آن میشود که جامعه وخیم تر و پیچیده تر می گردد و حل این تضادها از مشکل ترین وظایف تلقی می گردند.

بیژیزینسکی تصور می نمود که شاخص اساسی جامعه ای صنعتی رسیده (پخته) عبارت از رشد تخنیک است.

ز یبیگنیف بیژیزینسکی از جمله ای اولین کسانی بود که توجه خویش را به تغییراتی معطوف نمود که شاخص جامعه ای معاصر است. او درکتاب خود "بین دو عصر" نظریه ای را ارائه نمود که جامعه ای آیندۀ نزدیک - جامعه ای تخنیکترونی طبیعتاً از جامعه ای معاصر صنعتی که به اساس ماشین تخنیکی بنیاد گذاری شده متمائیز است.

بیژیزینسکی چند مشخصه ای جامعه ای تیکنیترونی را جدا نمود:

- در جامعه ای تکنوترونی اتوماتیک نمودن تخنیک کیبرنتیک در عوض کار ماشین که در زمان خود استعمال انرژی عضلاتی انسان و حیوانات را عوض نمود گزار نمود.

- در جامعه ای تخنیکترونی پرابلم اساسی اشتراک در عوائید خواهد بود، در حالیکه اشتغال و بی کاری نگرانی اساسی در جامعه ای صنعتی تلقی می گردند.

- در جامعه ای تخنیکترونی پرابلم های معنوی حاکم خواهد بود.

- در جامعه ای تخنیکترونی انسان بطور فعالانه تر در زندگی اجتماعی اشتراک می ورزد، در حالیکه مسئولیتهای جدی بدوش او گذاشته خواهد شد.

آ. توففیلیر همچنان از این نظریه حمایت نمود که تخنیک از اهمیت بسزائی برخوردار است.

البین توففیلیر (۱۹۲۸) سوسیالوگ امریکائی است که توسط تیوری خود بنام "امواج سومین" شهرت کمائی نمود. اما توف فیلیر اصطلاح "جامعه ای صنعتی رسیده" را بکار نبرده، ولی تیوری او بطور کل در همان مجرا قرار دارد که ماقبل آنها قرار داشتند. باساس نظر توف فیلیر، چنین اصطلاح وجود ندارد که بگونه ای مترادف بتواند ماهیت تغییرات واقع شده را در زمان فعلی انعکاس بدهد.

در اساس تیوری توف فیلیر ایده ای "امواج" ترشح تاثیرات شکل تخنیک در زندگی اجتماعی و ارزشهای او قرار دارند. و یا به کلمات دگر، تخنیک عبارت از عناصر فرهنگ است که باساس نظر توف فیلیر او خصلت و خوی پرادیگم فرهنگی خانواده ای خود را کسب می نماید که مشخص می سازند، چگونه انسانها زندگی می نمایند و چگونه آنها به زندگی می بینند. توف فلیر سه نوع امواج را تفکیک نمود:

- امواج زراعتی که در حدود ۱۰ ده هزار سال قبل شروع گردیده است.

- امواج صنعتی که در شفق عصر جدید آغاز گردیده است.

- امواج سوم عبارت از امواجی است که ما در لحظه ای حاضر با آن سر و کار داریم.

طبق نظر توف فیلیر، مشخصه ای جامعه ای تیپ جدید - تسلط کار دماغی نسبت به کار فزیکی در زراعت و در تولید است.

توف فیلیر یکی از تظاهر درخشان امواج سوم در زندگی اجتماعی لحظۀ را محسوب می نماید، زمانیکه تعداد "یخن داران سفید" یعنی بر گردانها و رهبران به بالا بردن تعداد "یخن سبزها" یعنی کارگران عادی شروع می نمایند، مثلاً در امریکا تقریباً در سال ۱۹۵۵ این کار صورت گرفت.

جامعه ای صنعتی طبق نظر توف فلیر، توسط فعالیت یک نواخت مشخص میگردد که با خصوصیات تکنالوژی تیپ صنعت در پیوند بوده که آنها توزیع کار و تولید را متجسم می سازند. اما با اینها خصوصیات او محدود نمی گردند. تخنیک مخصوص و مناسبات مخصوص در رابطه با طبیعت در شکل زندگی انسانها و همچنان در تصورات آنها در باره ای جهان تآثیر می گذارند. در آن چنین خصوصیات عمده مانند متمرکز کردن، پیشرفت عظیم و تلاش بخاطر هم نوعی (همشکل) اظهار گردیده اند.

جهان صنعتیزم، ماشین عظیم را بخاطر می آورد که او بطور اتوماتیک فعالیت می نماید و هر انسان خود را در آن مانند یک پیچ می یابد. همچنان مناسبات مصرفی نسبت به طبیعت از شاخص جامعه ای صنعتی محسوب می گردد، زمانیکه منابع طبیعی (نفت، گاز، جنگلها) بنام افزایش به مثابۀ ارزشهای نهائی (افزایش بخاطر افزایش) بی هوده به مصرف رسانیده می شوند، مناسبات انسان و طبیعت اضافه تر در اصطلاحات مبارزه نسبت به اصطلاحات همکاری پی برده می شوند (درک می گردد).همه اینها به ظلم انسانها، فقر عمومی و زوال ایکالوژیکی منجر می گردند.

پدیده هائیکه در قدم اول به تخنیک و تکنالوژی ارتباط می گیرند: ترویج تخنیک کمپیوتر، رشد وسائیل حمل و نقل، و خاصتاً پیدایش هوائی، اختراع وسائیل ضدهوائی و چیزهای زیادی دگری- همه اینها بالای زندگی اجتماعی تاثیر می گذارند، مؤجب دگرگونی سیاست، اقتصاد، خانواده، شیوه ای زندگی، اعم از کاری و خصوصی، مناسبات شخصی بین انسانها می گردند. این دگرگونی ها مرحله بمرحله جمع آوری می گردند. در آغاز آنها در زندگی ما به شکل "جزیره های" جداگانه و جدید، اما بعداً این "جزیره ها" شروع به گسترش می نمایند که ضروراً منجر به ایجاد فورم های جدید اجتماعی می گردند.

"امواج سوم" توف فیلیر اظهار درخشان (روشنی) فکر مثبت را انتقال می دهد. همانا او در آن امکانات رفع نواقصات و فقر صنعتیزم را می دید. از جمله "امواج سوم" باعث پیدایش تکنالوژی جدید انسانی خواهد شد. برعلاوه، سمبول او همگونی (همشکلی) و تمرکزیت نبوده، بلکه فرد گرائی و یک پارچگی است. اگر برای صنعتیزم یک پارچگی عبارت از گرانتی ارزانی تولید است، پس در شرایط جامعه ای جدید، تنوع همین گونه مانند همگونی (همشکلی) ارزان گردند.

باساس نظر توف فیلیر در شرایط جامعه ای جدید باید تجدید ارزیابی چنین مقوله ها (مفاهیم) مانند "کار"، "اشتغال"، "بیکاری"، "مقام کارگران" و غیره صورت میگیرند. از جمله جامعه ای جدید از انگیزه ای مادی که بمثابه انگیزه ای اصلی انسان را مجبور به کارکردن می سازد انکار می نماید. کار در دوران جامعه ای صنعتی بمثابۀ فعالیت در زمان مشخص، در جای مشخص (مثلا در شعبات فابریکه) مورد بررسی قرار داده میشود. باید کرکتر خویشرا تدریجاً عوض نماید. تولید میتواند در چوکات مؤسسسات گسترش و توسعه داده شود. از آنجا ممکن است به کار خانگی درآید. درین رابطه کار طبق مقررات نی در زمان کاری بلکه در زمان فارغ مورد اجراء قرار خواهد گرفت و انگیزۀ اساسی برای تحقق آن نی تأمین بقاء زندگی شخصی، بلکه تلاشهای خلاق و سائیر تلاشهای غیرمادی خواهد بود.

وضع جدید باید به طور کامل دانش و معلومات ها را کسب نماید. زیرا زمان فارغ و محل کاری به بسیار مشکل زیاد تقسیم خواهد شد و او با استهلاک سرحد بین کالاهای تولیدی و بخش رفاهی بوقوع خواهد پیوست. از همین دیدگاه کار به اندازه ای زیاد نی با تولید، بلکه با نیاز (ضرورت) و استفاده ای علوم و معلومات ارتباط می گیرند. نظر به پیش گوئی توف فلیر، در آخرین حساب، این به استهلاک سرحد بین چنین بخش های مهم جامعه ای صنعتی مانند تولید و مصرف منجر می گردد. از جمله تولید می تواند به فورم رفاهی تبدیل گردد که او در شرایط جامعه ای صنعتی خود را به مثابۀ یکی از انواع مصرف معرفی میدارند.

در جامعه ای جدید، خصلت آموزش باید تغییر نماید. آموزش باید زیادتر انفرادی گرایانه و انعطاف پذیر (نرم) باشد.

در شرایط جامعه ای صنعتی این امکان ناپذیر است .زیرا آموزش در آن مشابه فعالیت می نماید، مانند آن که مؤسسات بزرگ فعالیت می نمایند. فرق بین تولید و آموزش در جامعه ای صنعتی بدین ترتیب به کرکتر "محصولات آماده شده" خلاصه می گردد.

 

ادامه دارد . . .

منابع:

آ.ب سکلوف.

- کلتورولوژی برای محصلین مؤسسات تحصیلات عالی. سال ۲۰۰۸ ص (۱۹۰-۱۸۹)

В.А.Соколов

Культурология для студентов вузов.2008

ایمیل:

Bamyan_7@hotmail.com

تاریخ ۶ جولای ۲۰۰۸

 

 

 

توجه !

کاپی و نقل مطلب فوق صرف با ذکر نام و ادرس سایت اصالت مجاز است !

  

 

www.esalat.org