جمعه، ۱ می  ۲۰۱۵

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

جمال عبدالناصر نورزاد

 

 

کشور در بحران؛ رییس جمهور در تفریح سیاسی

 

عبدالناصر نورزاد استاد دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل:

به اساس قانون اساسی کشور، رییس جمهور کشور در راس سه قوه قرار داشته و بعنوان سر قوماندان اعلی قوای مسلح در موارد اساس و بحرانی صلاحیت صدور فرمان جنگ را در برابر دشمنان کشور دارد. رییس جمهور کشور در چنین شرایط حساس و بحران زده مصروف سفر های تفریحی سیاسی است. سفر های متعدد رییس جمهور به کشور های چون عربستان سعودی، ایران، پاکستان، امارات متحده عربی، اضلاع متحده امریکا، چین و اخیرا سفر وی به هندوستان در شرایطی صورت می گیرد که کشور در بحران سیاسی و امنیتی شدیدا غرق است و با آن دست و پنجه نرم می کند.

سفر وی با گروه کثیری از هئیت همراه سر و صدا های زیادی را بلند نموده است. حتی شایعات است که چندین کشور منجمله کشور کانادا به علت زیاد بودن هئیت همراه از پذیرش سفر رییس جمهور به این کشور امتناع ورزیده است.

سوال اساسی در اینجاست که رییس جمهور در این سفر ها به دنبال چه است؟ افغانستان کشوری نیست که تازه روابط اش با کشور های بیرونی تامین شده باشد. این کشور از سیزده سال بدینسو با تمام کشور های جهان روابط دیپلماتیک داشته است. اگر رییس جمهور در سفر های متعدد به کشور های نظیر پاکستان، چین و عربستان سعودی بدنبال صلح با گروه های هراس افگن بوده است تا از این طریق بتواند این گروه ها را از دایره خشونت بیرون بکشد و وادار به صلح کند، راهی اشتباهی را پیموده است. راهی را که رییس جمهور پیشین حامد کرزی در سیزده سال گذشته رفته؛ رفتن به آن جز ضیاع وقت سودی نخواهد داشت. حتی رییس جمهور و حکومت به حدی در این سفر ها و وعده و وعید های کشور های ذکر شده امیدوار بودند که با خوشبینی حرف از تامین صلح در کشور در مدت کوتاهی میزدند. اما دیر نپاید که همه محاسبات سران کشور غلط از آب بر آمد و پاکستان ماهیت اصلی خود را یکبار دیگر نشان داد.

از طرف دیگر کشور در ماه های اخیر شاهد رخداد های ناگوار نظیر حادثه بدخشان بوده است. این حادثه که در نوع خود در تاریخ قوای مسلح نظیر نداشته، همه را شوکه کرد و احساسات ملی مردم را بر انگیخت. تا جاییکه مردم دولت و حامیان خارجی اش را به بی تفاوتی و سهل انگاری در این رابطه به باد انتقاد گرفتند و متهم کردند. طالبان هم با اعلان عملیات بهاری شان زیر نام عزم هشدار از وارد ساختن ضربات سنگین به تاسیسات دولتی و عامه المنفعه داده اند. اولین اقدام این گروه حمله به ولایت کندز بود که در مراحل اولیه این حمله، حتی احتمال سقوط این ولایت وجود داشت؛ زیرا تراکم گروه های تروریستی در شمال افغانستان از قبل مورد سو ظن قرار گرفته بود، که این خود میتوانست عاملی باشد برای ناامن سازی شمال کشور. اما با فرستادن نیروهای تازه نفس این احتمال کاهش یافت اگرچه خطر به دارازا کشیدن نبرد هم اکنون وجود دارد. هراس افگنان خارجی از کشور های عربی، چچین، ترکمنستان، پاکستان، تاجکستان و ازبکستان به تراکم نیرو در شمال کشور پرداخته اند و در تلاش نا امنی سازی آن هستند. این مسئله این فصل جنگی را از دیگران متمایز می سازد و هراس افگنان را قادر می سازد تا به نبرد های منظم و جبهه یی در برابر نظامیان افغان بپردازند.

رییس جمهور در چنین حالت اضطراری به بیرون از کشور میرود تا روابط خارجی کشور را تحکیم بخشد حال آنکه سیاست خارجی هر کشور ادامه همان سیاست داخلی است که دولت ها به اساس منافع ملی خود به آن متوسل می شوند. ایجاب می کرد تا رییس جمهور در این حالت در کشور می ماند و به سوق اداره قوت ها منحیث سر قوماندان اعلی این قوت ها می پرداخت. نبود اداره واحد در نبرد ها از بزرگترین علت های شکست در جنگ است. نیروهای امنیتی افغانستان هر روز با تحمل قربانی های بیشمار، بهای این عدم موجودیت قومانده واحد  را می پردازند. نظا م موجود با وجود چالش های فراوانی که در پیشرو دارد، نسبت به قضایا خیلی سطحی برخورد میکند. این برخورد سطحی از یک طرف روحیه و مورال جنگی نیروهای امنیتی افغانستان را به حدقابل ملاحظه ای کاهش میدهد از طرف دیگر به دشمنان این نیروها که دشمنان مردم افغانستان هم هستند جرات میدهد تا به بکاری گیری خشن ترین روش ها به قتل و کشتار نظامیان و غیر نظامیان افغان بپردازند.

رییس جمهور کشور باید بداند که عدم موجودیت سر قوماندان اعلی در کشور بحرانی مثل افغانستان که در حالت جنگ و نبرد با گروه های تروریستی و دشمنانش قرار دارد، میزان موثریت نبرد را در مقابل این دشمنان را کاهش میدهد و باعث می شود تا نا امنی ها در سراسر کشور گسترش یابد. این گسترش نا امنی و جنگ بمثابۀ به بحران کشانیدن کشور است که سران حکومت بدون توجه به آن، در فکر سفرهای خارجی جهت تامین روابط خوبتر با دیگران هستند. این حالت عکس تلاش های حکومت مبنی بر تامین صلح پایدار در کشور را نشان میدهد و نمونه ای از تحمیل جنگ دراز مدت بر مردم افغانستان است.

منطق جنگی ایجاب میکند تا رزمنده گان بر علاوه در اختیار داشتن تجهیزات نظامی و آذوقه باب، از رهبریت سالم جنگی نیز بهره مند باشند. این رهبریت را سران حکومت می سازند. صدور فرامین جنگی از صلاحیت های رییس جمهور است که باید در شرایط حساس و بحرانی جهت مهار بحران صادر کند و از خود قاطعیت نشان دهد. ولی متاسفانه در این چنین موقع حساس که جنگ از چهار طرف پایتخت و حاکمیت لرزان حکومت را تهدید میکند، رییس جمهور به تفریح سیاسی رفته است. نبود رییس جمهور در مواقع حساس این جرات را به دیگران میدهد تا از این موقعیت پیش آمده برای سود جویی های شخصی خود استفاده شخصی نمایند.

مسئله مهم دیگران نداشتن وزیر در فصل جنگی است که دشمنان قسم خورده افغانستان با بکار گیری روش های جدید امسال به جنگ های جبهه یی متوسل می شوند. وزیر جنگ با نظرداشت صلاحیت های قانونی های که دارد میتواند در مهار بحران در مشوره با رییس جمهور به رهبری جنگ بپردازد. ای رهبری نیازدارد قوت ها را قبل از اعلان جنگ به حالت بسیج در آورده و به صف آرایی منظم آن ها بپردازد.

ما تقریبا در یک حالت جنگی با موقعیت مناسب قرار داریم. این ویژه گی ها میتواند نتیجه جنگ را به نفع ما تغییر دهد. اول حمایت عامه مردم از نیروهای امنیتی که در طول تاریخ بی سابقه بوده است. نیروهای امنیتی از حمایت خوب مردمی بر خوردار هستند که این خود میتواند به این نیروها امیدواری دهد که جنگ آنها حقانیت دارد. دوم داشتن حمایت جامعه جهانی از این نیرو ها  که با وجود فشار کشور های همسایه، نیروهای امنیتی افغانستان از حمایت تسلیحاتی و مالی جامعه جهانی بخصوص امریکا بر خوردارد است. سوم بیگانگی و بیزاری مردم از دهشت افگنان خارجی که به تازه گی در شمال کشور و دیگر نقاط کشور لانه گرفته اند. مردم با خاطره های از ظلم و وحشی گری هراس افگنان، هیچگاه آماده همکاری با آنها نخواهند بود. در عوض همدردی بیشتررا با فرزندان خودشان که نیروهای امنیتی شان است دارند.

رییس جمهور کشور با در نظرداشت این موارد باید در مراحل اولیه عملیات دشمنان نظام، که در اوج خود است، در کشور بماند و به نیروهای امنیتی روحیه بدهد، در کنار آنها بایستد و شعار ضد طالبانی و هراس افگنی سر دهد. برای ما در قدم نخست تامین امنیت در داخل کشور مهم است تا تامین روابط خارجی که ادامه همان سیاست داخلی است.

 

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)