گفتگوی مختصری با:

(اعضاء و هواداران ح.د.خ.ا. مقیم اروپا)*

در مورد حوادث و انکشافات اخیر در کشور

  محمد طاهر نسیم
 

  • قوانین تحول و اجتماع راکد نبوده، بلکه تغییر پذیر است، جامد نبوده، بلکه در حرکت است.

  • روند مبارزه دگماتیزم نیست، بلکه تغییر پذیر است

  • دانشمند باید همیشه در تحلیل و ارزیابی خود مطابق با قوانین تحولات عینی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حرکت نماید، تا در موضعگیری اشتباه آمیز فرو نرود.

  • مبارزه هیچ وقت بدبینی بی اساس و هرزه گوئی نبوده، بلکه موضعگیری واقعبینانه و بررسی سالم شرایط عینی زمان و مکان بوده است.

این پیام جوابیه در فضای آرام دور از هرگونه هرزه گوئی و بدبینی در برابر اعضاء و هواداران ح.د.خ.ا. مقیم اروپا نگاشته شده است، با عقیده اینکه گفتگوی سالم و واقعبینانه همه را به نتیجۀ روشن و درست میرساند.

*****

با ترور "خیبر"، یکی از رهبران ح.د.خ.ا.، و اقدام مستبدانۀ سردار محمد داوود در بازداشت عدۀ دیگری از رهبران حزب که سرنوشت برخی آنان به اعدام مواجه شده بود و دیگر موضعگیری های لجوجانه وی، بهانه و زمینه را برای حفیظ الله امین و عده ای از طرفداران وی در قیام مسلحانه ۷ ثور ۱۳۵۷ مساعد ساخت. قیام هفت ثور بر کلیه ح.د.خ.ا. تحمیل گردید، و اصلاً چنین اقدامی در مرام حزب مطرح نبوده است.

چنانچه از اسناد کنگرۀ مؤسس و دیگر کنفرانس ها و پلینوم های بعدی حزب بنظر میخورد، بخش گسترده ای از ح.د.خ.ا. در رأس رفیق ببرک کارمل از لحاظ موضعگیری سیاسی و ایدیالوژیکی طرفدار قیام مسلحانه و جانبدار راه نظامی نبوده اند. یگانه راهی را که مدنظر گرفته بودند، راه مبارزۀ سیاسی و پارلمانی بوده است.

سیاست مرامی حزب که مطرح شده بود، ملی و دموکراتیک بوسیله اتحاد تمام نیروهای وطندوست و دموکراتیک کشور در یک جبهۀ متحد ملی بمنظور مبارزه در راه انجام وظایف ملی و دموکراتیک و در راه تحولات بعدی اقتصادی و اجتماعی در کشور انجام پذیر بوده است.

جنایت بزرگ دیگری که حفیظ الله امین و باند وی بعد از رسیدن به قدرت مرتکب شدند، طرح شعارهای چپ گرانۀ افراطی حتی به درجۀ اعلان کمونیستی در افغانستان عقبمانده اقتصادی ماقبل فیودالی، ملوک الطوایفی دارای ریشه های کهنه و پوسیده تعصبات ملی، قومی، لسانی، نژادی و مذهبی . . . و . . .

علاوه برآن، حفیظ الله امین در موضعگیری خصمانه و لجوجانۀ خویش در برابر اکثریت، سیاست "سیاهی لشکر" را پیشکش نمود، تا جبهۀ خودرا گسترش و گویا استحکام بخشد، و کسانی که به سازمان حزبی معرفی میشدند، یگانه امتحانی را که باید سپری میکردند، وفاداری به "امین" بود که به معجزه ای فوراً به مقامات رهبری حزبی و دولتی ارتقاء می یافتند!

تا شش جدی اکثریت رهبری، کادرها و فعالین و اعضای حزب در دورۀ اختناق و ترور، تعقیب، تبعید و زندانی بسر میبردند. زمینه برای میرغضبان، جلادان و احمقان امینی فراهم گردید تا کشور را در تلاطم اوضاع سرسخت ترور، آشوبگری، ویرانگری و حتی خونین بکشانند!

زمانیکه در سال ۱۳۵۷ ح.د.خ.ا. در برابر یک امر واقع قرار گرفت، و قدرت دولتی- سیاسی را بدوش داشت، مولود ۱۳ ساله و اعضای آن بیش از ده هزار نبود.

بعد از تحول شش جدی و آغاز حزب در جلوگیری از پاشیده گی، جمع کردن مجدد کادرها و اعضای خویش و فشرده ساختن صفوف، و سازمان دادن مجدد مطابق با ایجابات سیاسی و نظامی کشور، و برپا ساختن وزارتخانه ها و ادارات دولتی، مؤسسات ملی- نظامی، اردو، څارندوی، و امنیت- همزمان برپا ساختن مؤسسات ذیضرورت عاجل حزبی از لحاظ تشکیلاتی سازمانی و آموزش، ارتقای سطح آگاهی و فعالیت در عرصه های گوناگون، وظایف و مسئوولیت های بزرگی بدوش داشت.

بمنظور انجام چنین وظایف و مسئوولیت های عاجل که در برابر حزب مطرح شده بود، حتماً وقت مناسبی را دربر میگرفت و بکار خستگی ناپذیر ضرورت داشت.

در موازات همین اوضاع و احوال، امپریالیزم جهانی به رهبری ایالات متحدۀ امریکا و متحدینش از کشورهای اروپای غربی، ارتجاع عرب، پاکستان، ایران، چین، اسرائیل، با پول و سلاح هنگفت، گروهای بنیادگرای باندیست مخالف دولت جوان و نوپا، و مردم افغانستان را مجهز ساختند و در کمپ های نظامی به ویژه پاکستان آموزش دادند و تربیه کردند، و آماده نمودند، و جنگ تحمیلی اعلام ناشدۀ ویرانگر را علیه دولت و مردم افغانستان به راه انداختند و افغانستان را آهسته آهسته از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب را به ویرانی کشاندند، و به زمین مخروبه مبدل کردند.

و هیچ فرصتی مناسبی برای نفس کشیدن حزب، آموزش و تربیۀ اعضاء و بدست آوردن برخی تجارب و پختگی ذیضرورت فراهم نشد، در مقابل بسیاری از اعضای حزب در اردو، څارندوی و امنیت و گروههای سپاهیان انقلاب شامل گردیدند و هواداران آنان از سازمانهای اجتماعی جوانان و اتحادیه های صنفی نیز سهمگیری خویشرا در دفاع از ناموس وطن، از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی وطن سلاح بدوش بپا خواستند.

اعضای حزب در مجموع که زائیدۀ همین جامعۀ عقبمانده بوده اند، تمام وابسته گی های قبلی ملی، قومی، نژادی، لسانی، مذهبی و تفوق طلبی خودرا در درون حزب آوردند، زیرا سیزده سال عمر کوتاه حزب برای تربیه و آموزش و پختگی کادرها و اعضاء قطعاً کافی نبوده است و درین مدت کوتاه امکان آن فراهم نبود تا از مریضی های گذشته، و خصلت های کهنه پاکسازی شوند. حل مسئله ملی به زمان، آموزش و آگاهی همگانی متداوم ضرورت دارد.

انسانها ملائکه آسمان نیستند، درین جامعه زائیده میشوند، رشد می یابند، می آموزند، مسیر فعالیت و حرکت زندگی را جستجو کرده، می پیمایند. هرکدام بنوبۀ خود در خم و پیچ های دوران تحولات سهم میگیرند، با پیروزی ها و شکست ها روبرو میشوند، تا اینکه به انکشافات زندگی دست یابند.

با درنظرداشت عمر کوتاه حزب و موضعگیری جنایت کارانه حفیظ الله امین همراه با یکعده انشعابات از یکسو، و جنگ تحمیلی اعلام ناشده امپریالیستی امریکا و متحدینش علیه دولت و مردم افغانستان از سوی دیگر، چه آموزشی و چه  تربیه ای را میتوانستند اعضای حزب بدست آورند؟ و آیا میتوان در چنین اوضاع و احوال توقعی داشت که اشتباهات و برخی انحرافاتی هم صورت نگیرد؟ نخیر زیرا اعضای حزب نظیر دیگر انسانان ملائکه نیستند!! و نمیتوانند معجزه بیآفرینند!

حزب جوان، همان حزبی بود که در آغاز قیام اپریل و با گرفتاریهای انشعابات از یکسو، و شرایط دشوار جنگ تحمیلی امپریالیستی طولانی تا فروپاشی و پراگده گی آن در سال ۱۹۹۲ از سوی دیگر، قرار داشت و الی سال ۱۹۹۲ تعداد اعضای آن به بیش از پنجصدهزار عضو میرسید- در ساحه ملکی و نظامی- تربیه و آموزش آنان به زمان مناسبی و آرامی ضرورت داشت، دور از میدان دشوار جنگ و غُرش تانک و توپ و طیاره . .

درینجا مناسب خواهد بود که از وضعیت زندگی برخی از احزاب در یکعده کشورها یادآور شد.

حزب بلشویک ها، حزب کمونیست اتحادشوروی سابق- که تقریباً از ۱۰۰ عمر داشت، رهبری و کادرها و اعضای آن در شرایط و مراحل بسیار دشوار، تربیه و آبدیده شدند، و مدت هفتاد سال دولت مداری کردند، و در تحولات بین المللی و با یک قدرت جهانی دیگر که امریکا بود، رقابت میکردند، اخیراً به چه سرنوشت تلخی روبرو شدند؟! و به همین منوال اگر اجزای دیگری در کشورهای سوسیالیستی اروپای شرقی، و احزاب ملی و مترقی را در یکعده کشورهای جهان سوم، یا رو به انکشاف: ایران، اندونیزیا، عراق، سودان، ترکیه، امریکای لاتین و افریقا مورد مطالعه و بررسی قرار داد، دیده میشود که هرکدام آنان دوچند، چهارچند، و ده چند عمر ح.د.خ.ا. را  دارا بوده اند، به چه بدبختی ها و شکست های مواجه شدند؟ و به کدام دلایل عینی میتوان تمام افترآءات و لعنت ها را به ح.د.خ.ا. الحاق نمود؟!

چنین وظیفه، وظیفۀ نامقدس دشمنان ترقی و پیشرفت، وظیفۀ مافیای تبلیغاتی امپریالیستی میباشد، که به منظور بدنامی ح.د.خ.ا. و اعضای آن به راه انداخته اند. آیا شوروی، چکوسلواکیا و یوگوسلاویا در نتیجۀ تعصبات ملی و مذهبی تجزیه نگردیدند؟!

بعد از زوال دولت جمهوری افغانستان در سال ۱۹۹۲ و پاشیده گی رهبری، کادرها و اعضای حزب در کشورهای گوناگون به ویژه اروپائی، و بعد از سالهای طولانی جنگ تحمیلی امپریالیستی، همان کمبودیها و عدم پختگی ها، و خصلت های گذشته خودرا با خود آورده اند، و اساس موضعگیری و فعالیت های سیاسی و ایدیولوژیکی شان قرار گرفته است. این گناه نه، بلکه جنایت بزرگ امپریالیست ها و متحدینشان بوده که نگذاشتند جنبش مترقی افغانستان و ح.د.خ.ا. راه نورمال و طبیعی خودرا به پیماید.

هر دانشمندی میخواهد واقعبینانه بأندیشد، برایش تعجب آور نخواهد بود که با چنین پدیده ها در ح.د.خ.ا. روبرو شود. زیرا مدت بیش از ۲۰ سال عمر خودرا در جنگ رویاروئی شبانه روز امپریالیستی سپری نمود. و هیچ موقعی را برای تربیه سالم و مناسب ایدیولوژیکی و سیاسی و ارتقای سطح آن پیدا نکرد. این بدین معنی نیست که درین مدت گذشته چیزی را نیآموختند، اما البته به درجه کافی نبوده است.

در مورد ساختار یکعده سازمانهای سیاسی دیگر بنام های "نهضت فراگیر ترقی و دموکراسی " و یا "حزب متحد ملی" و غیره که بوجود آمده و فعالیت مینمایند، کدام پدیده ای تعجب آوری نیست. اما چنین پدیده ای برای دانشمندان سیاسی افغان ها تنها مورد تعجب است، زیرا دارای تجارب مناسبی درین زمینه نبوده اند و نیستند. در بسیاری از کشورها: لبنان، مصر، سوریه، الجزایر، عراق، ترکیه، سودان، اندونیزیا و دیگر کشورهای شرقمیانه، جنوب شرق آسیا، و در امریکای لاتین و افریقا، و حتی در بسیاری کشورهای اروپائی نظیر هسپانیا، اتریش و آلمان و ایتالیا و غیره یکعده احزاب دارای سابقه طولانی از گذشته منحل، و یا در آن انشعابات صورت گرفت، و یا در موازات آن سازمانها و احزاب دیگری با برنامه های تغییریافته جدیدی به فعالیت آغاز کرده اند.

به یک مثال از جمهوری عراق اشاره میشود: با حصول سلسله ای از تغییرات در وضع اداری، اقتصادی و ملی آنکشور، حزب کمونیست عراق به دو حزب تقسیم شد، یکی مربوط به منطقه اعراب و دیگر به منطقه کردستان عراق. همچنان عده ای از احزاب ملی و دموکراتیک دیگر و ناسیونالیست ها در آنکشور یا به سازمانها و احزاب دیگری تغییر یافتند و یا نامهای خودرا تغییر دادند، و با ایجاد تغییراتی در برنامه ها و پروگرامهای خویش. عراق امروز با خطر تجزیه ملی و مذهبی روبرو است!

در آلمان بحیث یک کشور اروپائی سرمایه داری پیشرفته بحیث نمونه چنین پدیده ای برجسته ای بوجود آمد. "اوسکار لافونتاین" یکی از رهبران سابق حزب SPD، حزب سوسیال دموکرات آلمان، با داشتن نظرهای مخالف با SPD، وی با یکعده از طرفداران خود ازین حزب کناره جوئی کردند و در پیوند با حزب PDS، حزب چپ جدید (Link) را ساختند.

در ایتالیا و هسپانیا و غیره نیز تغییراتی و تحولاتی در احزاب سوسیال دموکرات و کمونیست ها بوجود آمد.

و از سوی دیگر، ح.د.خ.ا.، قراریکه مافیای تبلیغاتی امپریالیستی سروصدا ها را به راه انداخته است گویا این حزب، حزب کمونیست هاست، هیچ وقت کمونیست نبوده و نخواهد بود. چنین مهری را حفیظ الله امین جنایتکار به پیشانی حزب زدا است! ح.د.خ.ا. یک حزب مترقی و قراریکه قبلاً گفته شد دارای مرام ملی و دموکراتیک بوده، و به منظور تحقق آن مبارزه میکرد. و اگر چند نفر انگشت شماری در حزب دارای اندیشه های سوسیالیستی وجود داشتند، این بدان معنی نیست که حزب، حزب کمونیست ها بوده است.

و اگر یک عضو و یا برخی از اعضاء به موجودیت و وابسته گی خود درین حزب ضرورت احساس نمیکردند، میتوانستند برآیند. عضویت در حزب اجباری نبوده، بلکه اختیاری بوده است. و آنان میتوانستند و میتوانند بشکل مستقلانه فعالیت، و یا سازمان ها و احزاب دیگری تشکیل نمایند و این حق مسلم هر شخص است، در صورتیکه ایمان و پابندی به دموکراسی درست و سالم وجود داشته باشد. جامعه عقبمانده کمونیستی را نمی زاید!

با مطالعه و بررسی انکشافات و تحولات در جنبش های سیاسی ملی و دموکراتیک، و جنبش های مترقی در کشورهای مختلف جهان و شرایط و اوضاع نوین در آنکشورها و در رابطه به فعالیت گسترده و همه جانبه امپریالیزم جهانی و نیروهای وابسته به آن دیده میشود که تغییراتی جدیدی در زنده گی و اهداف احزاب کلاسیک سابقه بوجود آمده، و ایجاب مینماید تا در موضعگیری، توانائی مبارزه با اوضاع و شرایط نوین داشته باشند.

قوانین تحول و اجتماع راکد نبوده، بلکه تغییرپذیر است. جامد نبوده، بلکه در حرکت است. اما متأسفانه یا اینکه عده ای از دوستان مطالعۀ کافی از جنبش در جهان و منطقه ندارند، و یا عمداً از یادآوری آن خودداری مینمایند.

دانشمند باید همیشه در تحلیل و ارزیابی خود مطابق با قوانین تحولات عینی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حرکت نماید، تا در موضعگیری اشتباه آمیز فرو نرود، و نظرش واقعبینانه باشد.

روند مبارزه دگماتیزم نیست، بلکه تغییرپذیر است. در رابطه به یکعده سازش ها و تفاهمات که بین عدۀ از رهبران ح.د.خ.ا. با مخالفین در سال ۱۹۹۲  و قبل از آن صورت گرفته است، باید برداشت واقعبینانه داشت.

دانشمندان دارای ادیشه سالم و پاک از گفتن حقیقت بیم و هراس ندارند. مثل وطنی میگوید: "کسانی که زیر بغل شان بُزغاله دارند، خودرا چُملک مینمایند!"، انسانهای راستین زیر بغل چیزی ندارند، لذا به ترس و بیم هم ضرورتی نیست.

بعد از امضای توافقات ژنیو ۱۹۸۹ هیچ تضمینی از توافقات در عمل پیاده نشد بجز عودت قطعات محدود نظامی شوروی به کشورشان.

ایالات متحدۀ امریکا، و پاکستان توافقات را با تمام وقاحت زیر پا گذاشتند، و کمک نظامی خودرا به نیروهای باندیست مخالف دولت و مردم افغانستان افزایش دادند، و به خرابکاری، ویرانگری و دهشت افگنی گسترش بخشیدند. سازمان ملل متحد در مذاکره با دولت ج.ا. از فریبکاری، خیانت و زورگوئی استفاده نمود، تمام پیشنهادات قبلی و بعدی خودرا نادیده گرفته و جانبداری خودرا از مخالفین باندیست اعلام کرد.

بارنت روبین نویسندۀ امریکائی در اثر خویش تحت عنوان "جستجو برای صلح در افغانستان" و در رابطه به نقض توافقات ژنیو از سوی ایالات متحدۀ امریکا و پاکستان، عربستان سعودی و در پایان برخورد غیرمسئولانه از سوی نمایندۀ ویژۀ سازمان ملل متحد چنین ابراز میدارد: "در پایان جنگ سرد، در هیچ جای دیگر آرزومندیها برای صلح و نظم، بیرحمانه تر از افغانستان مورد استهزاء قرار نگرفته بود!!".

در شرایط سیاسی کنونی و در نتیجه تخریبات و تبلیغات دشمنان در وسایل اطلاعات جمعی و رسانه های گروهی، علاوه بر اشتباهات و انحرافات قبلی، خصلت بی باوری، و بی اعتمادی بر بسیاری از اعضای ح.د.خ.ا. غلبه کرده است، باید چنین رفقا که آماده گی مبارزه راستین دارند، نامهای خودرا با جرأت و توانمندی در پیامهای خویش یادآور شوند، تا دیگران آگاهی یابند، کیایند که مشقت و مسئولیت مبارزه را بدوش گرفته اند و میخواهند دیگران را گرداگرد خود جمع نمایند. مبارزه پشت پرده به پیروزی نمیرسد.

با عرض معذرت از اینکه موضوعات بشکل مختصر و فشرده مطرح شده است زیرا صحبت مفصل درین موارد به یک کتاب ضخیم ضرورت دارد. با امیدواری اینکه در آینده با همکاری و یاری دوستان دانشمند، چنین آرزو تحقق یابد.

 

* با اندکی تصرف در متن. (اصالت)

* اصالت مطابق پالیسی نشراتی خود در تصرف و ویرایش نوشته ها و مقاله ها دست باز دارد و این حق را به خود محفوظ میدارد !


محمد طاهر نسیم

جرمنی

۱۵ جون ۲۰۰۷

 

تایپ کامپیوتری از احمد ذکی

 

توجه !

کاپی و نقل مطلب فوق صرف با ذکر نام و ادرس سایت اصالت مجاز است !

 

  www.esalat.org