(به پیشواز ۵۹ - مین سالگرد تأسیس حزب وطن)

* * *

افغانستان در مسیر تاریخ

جلد دوم

تألیف

میر غلام محمد غبار

 

در ۱۶ جدی ۱۳۲۹ (۱۹۵۰) حزب وطن در شهر کابل تشکیل شد و چون قانون احزاب وجود نداشت، طبق تعامل آنوقت درخواست تشکیل حزب با مرامنامۀ آن کتباً به نزد شاه تقدیم شد (صدراعظم در خارج کشور بود). موسسین حزب وطن اینها بودند:

  1. میر غلام محمد غبار

  2. سرور خان جویا

  3. میرمحمد صدیق خان فرهنگ

  4. فتح محمد خان میرزاد

  5. نورالحق خان هیرمند

  6. براتعلی خان تاج

  7. عبدالحی خان عزیز.

مرامنامۀ حزب وطن به قرار ذیل بود:

  1. حفظ تمامیت خاک و استقلال افغانستان

  2. تعمیم اصول دموکراسی در کلیۀ شئون اجتماعی مملکت

  3. تقویۀ وحدت ملی در افغانستان

  4. صرف مساعی در ترقی معارف عمومی، حفظ الصحه عمومی و اقتصاد عمومی افغانستان

  5. تأمین عدالت اجتماعی و وقایۀ حقوق و منافع عامه

  6. رفع مفاسد اجتماعی

  7. احترام و پابندی به صلح و سلم عمومی جهان

متن پروگرام: تشکیلات حزب وطن باینقرار بود:

برای تطبیق مواد مرامنامۀ حزب وطن شورای مرکزی، پروگرام ذیل را تصویب میکند و تمام ارگان و اعضای حزب را به تعقیب و تعمیل آن مامور میسازد:

  1. مبارزه به مقابل هر حرکت و اقدام و تبلیغ و تلقینی که هدف آن تجزیۀ خاک و یا جرح استقلال افغانستان باشد.

  2. تعمیم اصول دموکراسی در تمام شئون اجتماعی مملکت خصوصاً: مساوات عمومی تمام افراد در مقابل قانون بدون تبعیض مذهب و نژاد و زبان، آزادی تقریر و تحریر و اجتماع و کار و مسکن و مسافرت مطابق اصول دموکراسی، تفکیک قوای ثلاثۀ دولت از همدیگر و تعیین مسئولیت و حدود صلاحیت هریک.

  3. مبارزه به مقابل هر حرکت و اقدام و تبلیغ و تلقینی که موجب ضعف وحدت ملی افغانستان و تقویۀ مخالفت و جدائی قومی و نژادی و مذهبی و سمتی گردد.

  4. وضع یک پلان معارف عمومی مردانه و زنانه در شهر و دهات در بین نفوس کوچی و ده نشین و قبایل به غرض تطبیق تعلیمات عمومی اجباری. وضع پلان حفظ الصحۀ عمومی. وضع پلان اقتصاد عمومی باساس: تقویۀ زراعت، تأسیس صنایع ملی، اداره و مراقبت فعالیتهای اقتصادی به منفعت عامه. تهیۀ کار برای عموم و بلند بردن سویۀ اقتصادی مردم.

  5. مصئون گردیدن جان و مال و حقوق تمام افراد از هرگونه تعرض و تجاوز و منوط گردیدن جزا باحکام محاکم صالحه. تأمین منافع و حقوق عامۀ زارعین و کارگران و مستخدمین و مامورین، زنها و اطفال، معیوبین و معلولین، به واسطۀ وضع قوانین و ایجاد موسسات حمایتی و تعاونی.

  6. رفع مفاسد اجتماعی و خرافات و رسوم مضره مثل رشوت و تملق و اسراف و تجمل و غیره، و تشویق مردم به زندگانی ساده و بی تکلف.

  7. حفظ روابط دوستانه با تمام ملل باساس احترام حقوق متقابله، و حفظ مقام آبرومند افغانستان در جرگه ملل عالم.

((حزب سعی مینماید که از راه تبلیغ و تلیقن وارثه نمودن مثالهای عملی و انجام خدمات خالصانۀ اجتماعی، افکار عامۀ ملت را باین پروگرام جلب و متمایل گرداند، و برای وضع قوانین مناسب و مفید به غرض  تطبیق پروگرام جد و جهد مینماید)).

متن تشکیلات حزب وطن:

  1. اسم حزب: وطن، و مرکز آن شهر کابل است.

  2. هرکسی دارای ورقۀ تابعیت افغانی و سن رشد قانونی باشد، در حزب وطن پذیرفته شده میتواند. برای شمولیت در حزب باید درخواست تحریری با تائید دو نفر از اعضای حزب به هیئت عامل ولایتی که درخواست دهنده  در آن سکونت دارد، داده شود. هیئت در رد و قبول درخواستها مختار است. کسیکه به عضویت حزب پذیرفته شد، منشی هیئت ورقۀ عضویت اعطاء و از شمول او در حزب به دفتر مرکزی خبر میدهد.

  3. اعضای حزب مکلفند که ماهانه مبلغ یک افغانی به صندوق حزب بپردازند.
    شورای ولایت:

  4. اعضای حزب هر ولایت در سال یکبار (قبل از ۱۵ سنبله) به هر تاریخ و هر محلی که هیئت عامل ولایت تعیین کند، اجتماع نموده، شورای ولایت را بشکل عادی تشکیل میدهند.

  5. شورای ولایت به اثر دعوت هیئت عامل ولایت و یا هیئت عامل مرکزی و یا مطالبۀ بیش از نصف اعضای ولایت اجلاس غیرعادی هم دایر کرده میتواند.

  6. شورای ولایت وقتی رسمیت پیدا میکند که بیش از نصف اعضای مربوطه در آن شرکت کرده باشد. تصمیمات به کثرت آرای حاضره اتخاذ میشود.

  7. شورای ولایت از بین خود هیئت عامل را که حداقل پنج نفر و حداکثر ده نفر باشد، برای مدت یکسال انتخاب میکند.

  8. شورای ولایت مواظب است که برای تطبیق مواد و مرامنامه و پروگرام حزب و تصاویب شورای مرکزی در ولایت مربوطه تجاویز لازمه اتخاذ شود. همچنین شورای ولایت میتواند بحساب صندوق حزب رسیده گی کند.

  9. شورای ولایت مؤظف است نمایندگان خودرا برای اشتراک در شورای مرکزی انتخاب کند. تعداد این نمایندگان مربوط به تعیین شورای مرکزی و متناسب با تعداد اعضای ولایت میباشد.

  10. شورای ولایت مؤظف است که به اثر تصویب هیئت عامل مرکزی کاندید های حزب را برای انتخابات پارلمانی و بلدی و مجالس مشوره تعیین نماید.

  11. هیئت عامل ولایت مؤظف است که مرامنامه، پروگرام، تصاویب شورای ولایت و شورای مرکزی و هیئت عامل مرکزی را در معرض اجرا بگذارد و از اعمال خود از یکطرف در نزد هیئت عامل مرکزی و از دیگر طرف در نزد شورای ولایت مسئول است.

  12. هیئت عامل ولایت یک یکنفر را از بین خود بصفت رئیس، منشی و صندوقدار تعیین مینماید و همچنان از بین خود یا دیگر اعضای حزب میتواند مؤظفین امور تبلیغات، نشر جراید و کارکنان امور اجرائیه و اداره را تعیین کند.
    تبصرۀ اول: تعداد شوراهای ولایت مساوی با تعداد ولایات و حکومتهای اعلی فعلی (آنزمان) افغانستان میباشد.
    تبصرۀ دوم: گرچه مرکز حزب شهر کابل است، اما ولایت کابل هم مانند دیگر ولایات (بدون امتیاز) دارای شورا و هیئت عامل ولایت خواهد بود.
    شورای مرکزی:

  13. شورای مرکزی حزب مرکب از نمایندگان شوراهای ولایات بوده و هرسال یکبار، بین اول میزان و آخر قوس، به هر تاریخ و محلی که هیئت عامل مرکزی تعیین کند بصورت عادی منعقد میشود.

  14. علاوه برآن شورای مرکزی میتواند به اثر دعوت هیئت عامل مرکزی باتقاضای بیش از نصف هیئت های عامل ولایات، اجلاس غیرعادی دایر نماید.

  15. شورای مرکزی مؤظف است از بین اعضای خود هیئت عامل مرکزی را مرکب از ده تا پانزده نفر برای مدت یکسال تعیین نماید.

  16. شورای مرکزی مؤظف است که طبق مرامنامه، پروگرام حزب را وقتاً فوقتاً تعیین و جهت اجرا و تطبیق به هیئت عامل مرکزی بسپارد.

  17. هیئت عامل مرکزی مؤظف به تطبیق و تعمیل مواد مرامنامه و پروگرام حزب و تصویب شورای مرکزی در سراسر مملکت بوده، و در مقابل شورای مرکزی مسئولیت دارد.

  18.  هیئت عامل مرکزی از بین خود یکنفر رئیس و یکنفر منشی  و یکنفر صندوقدار تعیین میکند و میتواند از بین خود و یا دیگر اعضای حزب موظفین امور تبلیغات و نشر جراید و کارکنان امور اجرائیه و ادارۀ حزب را مقرر کند، و بودجه حزب را ترتیب و پس از تصویب شورای مرکزی در معرض اجرا بگذارد.
    انضباط حزب:

  19. هرگاه یکنفر از اعضای حزب از قبول و تعمیل دساتیر مقامات ذیصلاحیت حزب استنکاف و مسامحه نماید، و یا به کارشکنی و سوء استفاده از مقام خود اقدام کند، و یا در حیات شخصی و اجتماعی خود به اعمال منافی شئون و حسن شهرت حزب، متشبث گردد مورد تعزیر قرار میگیرد.

  20. تعزیرات انطباقی عبارتست از : اخطار، تعطیل عضویت، سلب عضویت.

  21. قبل از تطبیق مواد تعزیری، استنطاق متهم از طرف هیئت عامل ولایت صورت گرفته، نتیجه آن به شورای ولایت ارائه میشود. شورای ولایت میتواند متهم را تبرئه کند و یا تعیین مجازات نماید. در صورتیکه حکم به اخطار صادر شود رای شورای ولایت قاطع است. و گر مجازات بلاثر از آن باشد، متهم میتواند در محضر هیئت عامل مرکزی استیناف نماید.

حزب درجلسات عمومی و شورای مرکزی خود (ثور، اسد و قوس ۱۳۳۰) تصویبات آتی را بعمل آورد:

اعضای هیئت عامل حزب در امور شخصی و رسمی خود تابع تصمیم هیئت عامل خواهد بود. اعمال و افکار اعضای حزب از جنبۀ اجتماعی آن زیر دقت و توجه حزب قرار خواهد گرفت. رفقای حزبی انضباط حزبی را داوطلبانه قبول خواهد نمود، قبول اعضای جدید مبنی بر کمیت نی، بلکه مبنی بر کیفیت عضو جدید خواهد بود، جلسات هیئت عامل هفته وار خواهد بود تا به پیشنهادات منشی حزب و سایر اعضا رسیدگی نموده تصمیم بگیرد.

شورای مرکزی حزب راجع به سیاست خارجی حزب تصویب کرد که: "حزب در سیاست بین المللی بین دو جبهۀ بلاکهای شرق و غرب از نظر صلح و جنگ پابند بی طرفی و صلح است. اما در عین حال طالب حقوق افغانستان و پشتونستان و تمام ملتهائی است که مورد تجاوز استعماری قرار گرفته اند، یعنی موضوع سیاست بین المللی حزب، کشیده گی ها در بین دو بلاک شرق و غرب نیست، بلکه موضوع حزب کشیده گی ها بین ملل شرق و استعمار است. به همین سبب ارگان نشراتی حزب (جریدۀ وطن) در مسایل پشتونستان و نفت ایران و کانال سویز مصر و غیره از حقوق ملی مردم خود و مردمان ایران و مصر و سودان و مراکش و هند و چین و غیره حمایت کرده است، لهذا خط مشی جریدۀ وطن با مرام حزب موافق است."

همچنین شورای مرکزی حزب ثبت کرده که:

"حزب در امور داخلی معتقد است که جنبشهای دموکراتیک و نوین افغانستان اساساً بر خواستهای تمام مردم کشور استوار است نه اینکه متکی بر خواسته های یکدسته منورین باشد. منورین فقط ترجمان تمنیات عدالتخواهی کلیۀ مردم افغانستان است که در زیر بار استبداد خسته شده و امروز عدالت اجتماعی و مساوات عمومی را تقاضا میکند، لهذا حزب وطن شرکت درین جهاد و مبارزۀ ملی را نخستین وظیفۀ خویش میداند و آنرا دوام خواهد داد. حزب وطن وحدت ملی و تمامیت خاک افغانستان را مربوط به رژیم دموکراتیک میداند تا زبان و فرهنگ را از فشار برهاند و تبعیض و استبداد و خرافات را از بین بردارد، و ملیتهای افغانستان متساویاً و بدون تبعیض دارای مساوات و آزادیهای دموکراتیک و حق انکشاف زبان و فرهنگ خویش گردیده، خورد و بزرگ و اقل و اکثر حقوق مساوی داشته باشند، ورنه افغانستان واحد و تاریخی زیر خطر تجزیه قرار خواهد گرفت." شورای مرکزی حزب ضمناً فعالیت فراکسیون حزبی را در شورای ملی دورۀ هفتم تائید کرد. خصوصاً که نمایندگان حزب وطن در رشورای ملی با تردید و انتقاد پیشنهادات حکومت، خود لوایح متقابلی در مورد انحصارات، مالیات بر عایدات و تهیه مدارک برای خریداری غله خوش برضا (در عوض الغای خریداری جبری غله از مردم) به شورای ملی تقدیم کردند. حزب وطن با چنین خط مشی، دارای کمیته های نشرات، ارتباط، اقتصادی، صحی، فرهنگی و سواد آموزی بود که از طرف یکعده افراد ورزیدۀ حزبی رهنمونی میشد. ارگان نشراتی حزب جریدۀ وطن بود که بعد از نشر قانون مطبوعات، در ماه حمل سال ۱۳۳۰ (مارچ ۱۹۵۱) به صاحب امتیازی میر غلام محمد غبار تأسیس گردیده و هفته وار نشر میشد. مدیر مسئول جریده اول علی محمد خان خروش و باز میر محمد صدیق خان فرهنگ بود. حکومت این جریده را در فبروری ۱۹۵۲ (زمستان ۱۳۳۰) مصادره و توقیف نمود. حزب وطن در مرکز خود دارای تشکیلات و کتابخانه و دفتر و کانفرانسهای منظم بود.

هیئت عامل مرکزی حزب به ده نفر (میرغلام محمد غبار، میر محمد صدیق خان فرهنگ، براتعلی خان تاج، عبدالحی خان عزیز، محمد اکبر خان پامیر، علی احمد خان نعیمی، حاجی عبدالخالق خان، عبدالحلیم خان عاطفی، میر علی احمد خان شامل و علی محمد خان خروش) میرسید. من (میر غلام محمد غبار) بحیث رئیس و منشی عمومی حزب از طرف هیئت عامل مرکزی انتخاب گردیدم. صندوقدار براتعلی خان تاج و نماینده گان حزبی چهار نفر در شورای ملی (میر غلام محمد غبار، سید محمد خان دهقان، سخی امین خان دوشی و محمد طاهر خان غزنوی) و چند نفر (سرورخان جویا، محمد آصف خان آهنگ، شیر محمد خان آسیابان، میر محمد صدیق فرهنگ، براتعلی خان تاج و محمد حسین خان نهضت) در انجمن بلدیۀ انتخابی کابل شامل بودند. مصارف حزب از اعانه های آزاد اعضای حزب، حق العضویت، فروش جریدۀ وطن و مبالغی که به غرض تأسیس یک مطبعۀ حزبی جمع میشد، تکافو میگردید. اعضا و طرفداران حزب در مرکز و در ولایات کشور، در بین قشرهای مختلفۀ مردم و مخصوصاً در بین روشنفکران روز افزون بود. در هر حال مبارزات سیاسی حزب وطن در ساحه های مختلف طور سیستماتیک ادامه می یافت. و به هیچ نوع تهدید حکومت از موقف خود فروتر نمی آمد. اینست که دولت نسبت به او روز بروز آشفته تر میگردید و سازمان تبلیغاتی او در شدت حملات خویش بر سر حزب وطن می افزود. از آنجمله ریاست مطبوعات پیهم جریدۀ وطن را جریمه مینمود تا با لاخره به توقیف جریده اقدام کرد. نویسنده گان دولتی از قبیل برهان الدین خان کشککی و عبدالصبورخان نسیمی و محمد اکبر خان اعتمادی و غیره توسط مقالات، حزب وطن و نشریۀ آنرا بباد اتهام و دشنام میگرفتند. و مفتی صلاح الدین خان سلجوقی هجونامه های منظوم علیه اعضای حزب منتشر میساخت. در شورای ملی یک نفر وکیل تنی خوست را (الله میرخان) انگیختند تا با کارد به نمایندۀ پارلمانی حزب وطن (بر اینجانب) حمله کرد (البته وکلای دست چپ شورا او را بگرفتند). عبدالحکیم خان والی کابل امر کرد تا شبانه پولیس تابلوی اداره حزب و جریدۀ وطن را بکند. قوماندان امنیۀ کابل روز روشن دفتر وطن را تفتیش و تلاشی نمود. پروپاگندچیان دولت، رهبران حزب وطن را به خارج پرستی متهم و تبلیغ کردند. بالاخره دولت، جریدۀ حزب را توقیف کرد و چهارده نفر هیئت فعال حزب را یکبار، و چهار نفر اعضای آنرا بار دیگر به زندان افگند. از این جمله پنج نفر را (داکتر ابوبکر خان، داکتر عبدالقیوم خان، داکتر غلام فاروق خان، عبدالحی خان عزیز و سلطان احمد خان) از ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۵ (۱۹۵۲ تا ۱۹۵۶) در محبس نگهداشت. سه نفر دیگر از جملۀ محبوسین حزب وطن (فتح محمدخان میرزاد، سرورخان جویا و براتعلی خان تاج) بیشتر از دهسال در زندان بماندند، و آقای جویا در سال نهم حبس در زندان جان بداد. بعداً چهار نفر دیگر از اعضای حزب وطن (حاجی عبدالخالق خان، میرعلی احمد خان شامل، محمد آصف خان آهنگ و نادرشاه خان هارونی) از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۱ (۱۹۵۷ - ۱۹۶۲) در زندان بسر بردند. این چهار نفر بعد از حبس موسسین و هیئت عامل مرکزی حزب وطن (در سال ۱۳۳۱) با سه نفر دیگر (محمد اسلم خان اخگر، شیر محمد خان آسیابان و غلام حیدرخان پنجشیری) هیئت عامل موقتی حزب وطن را در کابل تشکیل کرده بودند. یک نفر دیگر از اعضای حزب وطن (محمد ظاهرخان غزنوی) در سال نخستین حبس رها گردیده بود (۱۳۳۱).

خانوادۀ حکمران به حبس اعضای حزب وطن اکتفا نکرده بلکه برای تخریب بیشتر این حزب سعی کرد در محبس در داخل آن نفوذ کند. برای این منظور از یک طرف توسط عبدالحکیم شاه عالمی والی کابل سعی گردید که با تهدید و تخویف در بین اعضای محبوس حزب وطن درز و نفاق وارد کند، و از دیگر طرف خانوادۀ حکمران توسط سید قاسم رشتیا به دسیسۀ خطرناکی دست زد. سید قاسم رشتیا از خانوادۀ میرهاشم خان وزیر مالیه و پسر سید حبیب خان مستوفی کابل، از ایام جوانی سعی میکرد در خدمت خانوادۀ حکمران پذیرفته شود. او علاوتاً در اثر نزدیکی خاص با میرزا محمد شاه خان رئیس ضبط احوالات، نظر خانوادۀ حکمران را تا جائی بخود جلب کرد که نه تنها رتبه های ریاست، وزارت و سفارتهای متعدد را به سرعت پیمود، بلکه عضو کابینه های متعدد نیز گردید. اعتماد خانوادۀ حکمران بر این شخص به درجۀ بود که با انصاب وی به مقام های ریاست مطبوعات و بعداً وزارت مطبوعات، در دوره های بسیار حساس او عهده دار مراقبت، سانسر و کنترول آثار روشنفکران حقیقی افغانستان نیز گردید. شبکۀ ضبط احوالات در طول دورۀ خانوادۀ حکمران، شاهرگ استبداد و مطلقیت در افغانستان بود. رئیس ضبط احوالات که وظیفه اش مراقبت روشنفکران حقیقی و مبارزین آزادیخواه و پر کردن زندانها از این گروه بود، مستقیماً و صرف از شاه و صدراعظم دستور میگرفت و اسرار را تنها به شاه و صدراعظم گزارش میداد. یگانه شخص دیگری که به هدایت صدراعظم در این اسرار شرارت بار شریک بود، منشی مجلس وزرا میبود که باید مورد اعتماد عمیق خانوادۀ حکمران باشد. سید قاسم رشتیا هنگامیکه به حیث منشی مجلس وزرا خدمت میکرد، این وظیفۀ خطیر استخباراتی را نیز برای خانوادۀ حکمران انجام میداد.

 

ادامه دارد . . .

 

 

 

توجه !

کاپی و نقل مطلب فوق صرف با ذکر نام و ادرس سایت اصالت مجاز است !

 

 شنبه، ۲۶  جون   ۲۰۰۹

www.esalat.org