من و تو با هم "ما" شویم

۲۴ حمل ۱۳۸۷

نویسنده: کاوه کرامی

"یک ملت" با وجود قوت فزیکی و فکری اش، فرهنگش، هویتش، ایمانش، سرمایه مالی اش، غرورش و افتخاراتش، شکننده تر از آن شیشه ی است که با ضرب سنگچلی درهم میشکند و پارچه  های آن به هر سو پاشان، نگران و بیشکل می افتند. 

آری! قرن هاست که  روند شکستاندن "ما" به پارچه های "من" و "تو" ادامه دارد. جغرافیای تاریخی ما خود شاهد این فاجعه است. به این  شیوه بیگانه های متهاجم و استعمارگر توانستد که ما را آنقدر ضعیف و نابینا و گیچ سازند که ما از"خود" فاصله گرفتیم و برای تباهی یکدیگر،غلام آنها شدیم، خود فروشی کردیم و وابستگی به آنها را در فرهنگ خود جا دادیم- دراصل این خود یک نوع "خودکشی" است، که درد و رنج آن جاودانه خواهد ماند و گناه آن نابخشیدنی.

تاریخ دهه گذشته ما ، که مملو از بی عدالتی، خود ستیزی، خود فروشی، استبداد و بیگانه پرستی است، خود شاهد این نابسامانی هاست: در نیمه اول آن، درعصری  که  انسان از برکت پیشرفت علم و فن در کیهان قدم میزد، بیگانه ها  کوشیدند تا ما را زنده بگور کنند، تا ما را درتاریکی خفه کنند - درحالتی که آدمی انتظار آنرا حتی در کابوس هم نمیکشید. و در نیمه دوم چیزی عجیبی بوقع پیوست: آن قاتلان، ظالمان، فتنه اندازان و سالوسانی که روشنی را از چشمان ما و هوا را از نفس ما محروم ساخته بودند، آمدند تا ما را نجات بدهند، زیر شعار انساندوستی و دیموکراسی. گویا که ما انقدر نادانیم که نمیدانیم که کی ها ما را از (آزاد) زیستن محروم ساختند، کی ها تخم نفاق را در دیار ما  زرع کردند و بعداً آنرا آب دادند، کی ها متواتر در پی تضعیف و نابودی "ما" بودند و هستند،... 

آه! از کی زودترگله و شکایت کنیم: از آن حیوانهای تکامل یافته یا از خود؟ آز آن سرمایه داران یا از حرص خود؟ ازآن استعمارگران یا ازناتوانی و سستی خود؟ از آن جنگ اندازان یا ازعدم  درک خویشتن؟ ازآن غلامان حلقه بگوش و استفاده جویان مذهبی یا از فقدان حس مسًولیت و غفلت خود؟ از چالشهای مبهم و فریبنده ی سیاسیون یا از بزدلی خود برای حقگویی و قیام؟

 ما انتخابات ریاست جمهوری را پیش روی داریم. دردناک اینست که همه ما انتظار میکشیم که کاخ سفید کدام فردی را برای کرسی ریاست جمهوری کشور ما مناسب میبیند. آن کاخ سفیدی که در زیر شعار دیموکراسی جان میلیون ها مردم بیگناه و غریب را گرفته است و ناقض درجه اول حقوق بشر است. بدون شک گفته میتوانیم که در آن کاخ تعریفی از دیموکراسی حاکم است که در تضاد با تعریف واقعی آن است، یعنی "حکومت امریکا بالای دیگران (درین حالت بالای ما)".

بدبختانه سیاسیون و رهبران ما همواره دراین تلاش هستند که چگونه بتوانند اعتبار امریکا را کسب کنند یا واضح تر بگویم:  چه بکنند تا امریکا آنها را بغلامی خود قبول کند. جالب است که در میان آنها کسانی حضور دارند که تجاوز و غلامی شوروی سابق را ننگ دانسته، افتخار مقابله به ضد آن را دارند. میتوان از آنها پرسید که فرق میان تجاوز سرخ روسیه سابق و تجاوز سیاه امریکا در چی است؟

یقیناً رهبر واقعی و زیرک و جاودان کسی است که تکیه بر ملت خود کند، نه به بیگانه ها. تاریخ خوب شاهد است که آنها به غلام های خود در اخیر چه پاداش تلخی دادند. از همین سبب است که هرگاه یک شخصیتی آزاده و وطنپرست از میان مردم رشد و تبارز میکند، آنها در صدد حذف آن چهره ملی و مردمی میشوند. زیرا آنها میدانند که اتحاد یک ملت کلیدی است که بواسطه آن میتوان دروازه را برای دخول اشغالگران، استعمارگران، سارقین و ویرانگران مسدود ساخت.

البته باید نادیده نگیریم که در میان ما و از خود ما، اشخاص فروخته شده و خودخواهی وجود  دارند (و داشتند) که برای فایده سیاسی خود آتش نفاق را دامن زده و آنرا تقویت میکنند: با دامن زدن مسائل زبانی و نژادی آنها گروه مردم را تحریک میکنند، تا ازعکس العمل های آنها جهت کسب حمایت از گروه خاص دیگری استفاده کنند؛ بخاطر فایده اقتصادی "خودشان"  در مملکتی که نه از قانونی خبری است و نه از کدام استقلالی، سرمایه دولت را بفروش میرسانند- پولدار پولدارتر میشود و غریب غریبتر. متاسفانه آن اشخاص زمامداری دولت را بعهده دارند. آنها از کدام مسًولیت در مقابل مردم خود برخوردار نیستند، تنها مسًولیتی که دارند عبارت است از تطبیق پالیسی شوم بادران خود و بس. این نوع اعمال ناپسند و نا مشروع در طول تاریخ بوقوع پیوسته و عواقب خراب و ناگوار داشته و دارند. از همین جهت ما باید مسًولیت خود را دانسته، دست به دست هم داده، این روند خطرناک را که ما در طول تاریخ طعمه آن شده ایم، از بین ببریم تا خود "سرنوشت" خود را در دست گیریم. ملتی که آزادی و استقلال ندارد، همواره در زوال خواهد بود.

خلاصه نقص و ضعف ما دراین است که ما از قدرتی که در دست داریم، بیخبریم و اگر از آن خبرهم داشته باشیم برای بروز و استفاده آن بزدلی و سستی میکنیم. این قوه نهفته ی که حافظ ما و یگانه راه نجات ما از شر اشغالگران، استعمارگران، سرمایه دارن، و غلامان حلقه بگوش آنها است، همین "اتحاد و همزیستی" ماست، زیرا در عدم موجودیت آن، ما ناتوانیم و سرانجام نابود خواهیم شد.

 

 

  

توجه !

کاپی و نقل مطلب فوق صرف با ذکر نام و ادرس سایت اصالت مجاز است !

  

 

www.esalat.org

 

 

 

Sat, April 12, 2008 7:29 am