دوشنبه، ۲۲ فبروری  ۲۰۱۶

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

هرچند بحث در رابطه به چگونگی مطبوعات یک کشور را نمیتوان در قالب چند جلد کتاب و یا چند تا مضمون و مقاله خلاصه کرد، ولی هدف از نوشته ی حاضر این است تا شمه ی از گذشته های مطبوعات کشور را به تصویر کشیده تقدیم خواننده گان عزیز کرده باشیم. مطبوعات عبارت است از فعالیتهای نوشتاری و رسانشی که از ذهن و زبان انسان منشاء می گیرد. زبان استعداد فطری واحد های ذهنی است بنحوی که هیچ موجود زنده دیگری به جز انسان به انجام آن قادر نیست. به همین ترتیب زبان وسیله ارتباطات، اطلاعات، تفکر فرهنگی آوایی و ارتباطی میباشد. دانشمندان زبان را وسیله بیان تفکر و انتقال آن را بوسیله گفتن نوشتن و مسایل شعوری می دانند پس ادبیات نوشتاری کاربردی زبان است که همچون احساس و ابزاری در حیات بشری نقش اساسی دارد.

با اختراع خط، بشر پای در مرحله تازه ی از زندگی و تکامل فرهنگ خود نهاد. کاربرد خط بروی سنگها، استخوان و پوست حیوانات و اشیا برای نشر و انتقال دانش دشوار بود. با پیدایش کاغذ این مشکل بر طرف شد. قبل از اسلام در افغانستان رسم الخط های مختلف مانند خروشتی، یونانی، پهلوی، اوستایی رواج داشت. با ظهور اسلام جای رسم الخط های گذشته را عربی گرفت و در نوشته های فارسی، قدیم ترین نسخ خطی فارسی که تا بحال بدست آمده به خط کوفی بود و در سرزمین خراسان نوشته شده است که توسط کاتب آن، شیخ اسد طوسی در ۴۴۷ هجری بتحریر درآمده است.

 پس از آن در سال ۴۷۳ کتاب دریگری به نوشته ابوبکر کلا بازی بخاری کتابت شده است باید گفت که از گذشته ها ی دور تا بدینسو دانش کتاب نویسی در خراسان رونق یافته بود که در راستای آن رودکی، مولوی، غزالی، بیرونی، ابوسینای بلخی، نظامی، فردوسی، گوهرشاد بیگم، رابعه بلخی، عنصری، سید جمال الدین افغان و غیره از علما و روشنگران عصر خود بوده اند. در سال ۱۴۸۷ میلادی خطاطی کتاب نویسی نقاشی و دیگر آفریده هایی از مردم خراسان وجود داشت که درین دوره هزاران کتاب قلمی نفیس توسط علما و دانشمندان خراسان نوشته و تالیف شده است.

نوشتن کتاب در دوران محمد زایی ها با تاسیس مطابع مرتضاوی و مصطفاوی، کتب درسی مکتبی، جنگنامه ها، فتحنامه ها، کتب علمی مذهبی، سیاسی، اجتماعی و مسایل فرهنگی بنشر می رسید. و شمس النهار در کابل فصل تازه یی در علم و فرهنگ افغانستان باز کرد.

مطبوعات بمعنی واقعی واژه پس از تشکیل افغانستان واحد آغاز می شود. مادامیکه صابر شاه کابلی در سال ۱۷۴۷ میلادی خوشه گندم را بر سر احمد خان نصب کرد افغانستان یکپارچه با پادشاهی احمد شاه ابدالی کشور پهناوری بود. زمانیکه اولاده تیمور شاه ساحه وسیع ایران، هند و ماورالنهر را زیر تسلط خود داشتند در خراسان زمین، هنر خطاطی، تذهیب، نقاشی، مینا توری، و تجلید به اوج ترقی و تعالی رسیده بود. علمای آن دوره کتابهای نفیس قلمی می نوشتند و صاحب مکتب و دیوان بودند. تا اینکه ماشین چاپ برای نخستین بار در آلمان ساخته شد و در سال ۸۶۸ میلادی کتاب های خود را بچاپ رساندند. سایر اروپاییان در سال ۱۲۲۳ میلادی پروسه چاپ کتب را تکمیل کردند. و اما در افغانستان آن زمان افغانها بیشتر بساختن اسلحه و شمشیر مشغول بودند تا فرهنگ و مطبوعات.

مادامیکه امیر شیر علیخان در سال ۱۸۶۳ به سلطنت رسید کوشید کشوری آزاد متحد و متمدن داشته باشد و پس از یک دوره دوری، در دوره دوم امارت اش برای ایفای خدمت بمردم و آرزو های ترقی خواهانه اش دست به اصلاح امور اداری اجتماعی، فرهنگی و تنظیم امور نظامی و عسکری زد و برای بار نخست دستگاههای ماشین چاپ و طبع و طباعت را به افغانستان وارد کرد و چرخهای مطبعه سنگی را در کابل به گردش درآورد. بگواهی تاریخ هنگام زمامداری این امیر فرهنگ دوست، بر علاوه مطبعه شمس النهار، دو مطبعه سنگی دیگر در افغانستان وجود داشت که به نشر کتب رسالات و اطلاعات امور نظامی پرداخته میشد.

قرن نزدهم در کشور های مستقل اسلامی قرن نهضت های اجتماعی و سیاسی بود که بیشتر در برابر تجاوزات استعماری اروپایی بوجود آمد ه بود چنانچه در ترکیه و ایران نهضت اصلاحات بوجود آمد اگرچه این نهضت ها بجایی نرسیدند ولی زمینه برای یک انقلاب اجتماعی آینده هموار گردید. همزمان با نهضت این کشورها در افغانستان نیز از نیمه دوم قرن نزدهم پروگرام اصلاحات رویدست گرفته شد.

یکی از پیشقدمان این نهضت سید جمال الدین افغان بود که در سال ۱۸۳۸ تولد گردید. نخستین اقدام روشنگری سید جمال الدین افغان در کنار کارنامه های علمی، فلسفی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و آفرینشهای علمی آن، نشر جریده ی زیر عنوان جریده کابل که در عهد زمامداری امیر محمد اعظم خان صورت گرفت. و اولین جریده ی بود که در آسمان مطبوعات افغانستان تابیدن گرفت. و قبل از آن نیز سیستم ساده اطلاع رسانی داخلی و خارجی در کشور وجود داشت.

امیر شیر علی خان تحت تاثیر سید به فعالیت های فرهنگی دست یازید. علاوه بر تاسیس مکاتب عسکری، مطبعه لیتو گرافی را به اهتمام میرزا عبدالعلی خان تاسیس و در سال ۱۸۷۳ جریده مشهور و نخستین شمس النهار در کابل به ۱۶ صفحه منتشر گردید. این جریده در رابطه به تجدد گرایی و بنای تمدن نوین، ایجاد گری های فرهنگی، تبادل اطلاعات و معرفی تمدن جهان خارج در کشور نقش بسزایی داشت. نماینده این جریده در خارج حاجی محمد حسن خان بود. نشان سر لوحه جریده شمس النهار صورت دو شیر و دو شمشیر بود جریده شمس النهار تا سال ۱۸۷۸ به نشرات خود ادامه داد. بآنکه نظام مطبوعات در کشور ها بر بنیاد استبداد حکومات استوار بود ودر دوران هایی هم نظام مطبوعاتی کشور ها متکی بر آزادی و قانون نیز بود که بر بنیاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها تاثیر میگذاشته.

در زمان امیر عبدالرحمن جابر زبانهای مردم گویا قفل شده بود. بنا به گفته خود امیر خود کامه، چند مدرسه برای اعضای خاندان سلطنتی، مستخدمین، غلام بچه گان و اطفال صاحب منصبان ایجاد گردیده بود ولی بی اعتنایی امیر نسبت به فرهنگ تا به حدی بود که میتوان آنرا تعمد و تعند او در جلو گیری از فرهنگ نامید. چنانچه امیر مستبد یک مکتب نساخت و یک جریده تاسیس نکرد. امیر فقط با وارد کردن یک مطبعه لیتو گرافی طبع کتب و نشر رسالات چندی برای تربیه خادمان دربار و اطاعت ازخود امیر بسنده کرد.

و اما امیر حبیب الله خان پس از مرگ پدرش به کوشش انجمن سراج لاخبار در سال ۱۹۰۶ به محرری مولوی عبدالرووف قندهاری جریده سراج الاخبار را منتشر ساخت که پس از نشر نخستین شماره متوقف گردید بآنهم برای نخستین بار اندیشه مشروطیت در کابل شکل گرفت و نخستین هسته های مشروطه خواهی در دربار پدید آمد. و سبب ایجاد حزب سری ملی دربار گردید. و از چهره های شاخص آن دوره محمود طرزی بود که بنام پدر مطبوعات کشور یاد میشود.

محمود طرزی نفوذی که به دربار امیر داشت اجازه نشر دوباره آنرا حاصل کرد. سراج الاخبار در امر بیداری عمومی مردم، آگاهی و تحقق نوگرایی پرورش روحیه میهن پرستی، شکل گیری جنبش آزادی خواهی و مشروطه خواهی و مبارزه علیه استعمار نقش اساسی داشت. در آن زمان مکتب نو تاسیس حبیبیه و نشریه سراج الاخبار به کانون روشنفکران مبدل گردید و شماری از نام آورترین مشروطه خواهان استقلال طلبان بدور آن جمع شده هدف آنها برپایی حکومت قانون، عدالت، آزادی و مبارزه بخاطر استقلال کشور بود.

سراج الاخبار منحیث نخستین مکتب نوین نامه نگاری افغانستان بود که پیرامون آن شخصیت های مبارز مانند عبدالرحمن لودین، عبدالهادی داوی، عبدالعلی مستغنی، علی احمد، فیض محمد کاتب، احمد راتب، محمد انور بسمل، عبدالرحمن محمودی قرار داشتند. این اخبار در امر گسترش اندیشه های آزادی خواهی و آشنایی مردم با تکنالوژی خارجی و آگاهی رساندن رول بسزایی داشت و منبع خبر رسانی ضمیمه آن در سال ۱۹۱۸ از طرف محمود طرزی بنام سراج الاطفال بنشر رسید که اطفال و نو جوانان را به مطالعه تشویق می کرد.

در زمان شاه امان الله خان غازی پس از حصول استقلال کشور در سال ۱۹۱۹ میلادی که مردم افغانستان طالب پیشرفت بودند از نهضت با شکوه دوره امانی و ریفورمهای آن استقبال و پشتیبانی نمودند. حتا زنان درین دوره نیز نهاد و نشریه ی بنام ارشاد النسوان داشتند. در زمان اعلیحضرت غازی امان الله خان برای نخستین بار دوره تعلیمات ابتداییه اجباری و رایگان شد.

انجمنهای تالیف و ترجمه، معارف عصری، نشر کتب مواد درسی، تربیه معلمان، ایجاد روابط فرهنگی با دیگر کشورها، ارتقای دارالمعلمین، تاسیس کورسهای اکابر، تاسیس لیسه های امانی و استقلال، دعوت پروفیسورهای خارجی بخاطر تدریس مکاتب، تاسیس رشدیه تیلگراف، رسامی، نجاری، معماری زراعت، دارالعلوم، مستورات، دارالمعلمین هرات، رشدیه ها در قندهار، مشرقی، بلخ، هرات، پکتیا، قطغن، تاسیس مکتب حربی و پولیس، موزیک، صنعت قالین بافی، امور تدبیر منزل، و مکتب طبیه، بیشتر از ۳۲۳ باب مکاتب در ولایات بیش از هفتاد هزار شاگرد مکتب ۷۵۰ معلم نشر ۱۳۲ عنوان کتاب، اعزام محصلین به اتحاد شوروی، ترکیه، المان، ایتالیا، فرانسه، تاسیس کتابخانه بزرگ مرکزی، تاسیس سینما و تیاتر، نشر ۲۳ روزنامه و نظام نامه برای نخستین بار در سال ۱۹۲۷ از دستاورد های آن دوره به شمار میرود.

همچنان نشر هفته نامه انیس، نسیم سحر، نوروز، امان افغان، اتحاد مشرقی، ستاره افغان، اتفاق اسلام، ارشاد النسوان، نیلاب، افغان، طلوع افغان، اتحاد وابلاغ، اتحاد، حقیقت، ثروت، معرف معارف، اردو، آیینه عرفان، غازی، اصلاح، نشریه آواز، پشتون ژغ، جراید و نشریه ها آغاز کردند. برای اولین بار دستگاه کوچک رادیو در مرکز و مطبعه معارف در ولایات بزرگ تاسیس گردید، دارالترجمه ها برای ترجمه کتب خارجی ایجاد معارف عصری و غیره از آفرینشهای فرهنگی این دوره طلایی کشور بوده است.

و اما در زمان محمد نادر غدار: با اسقرار سلطنت نادر مبارزات سیاسی مردم افغانستان علیه ستم ملی و حکمروایی مطلقه آغاز یافت. هرچند که حکومت در مقابل عکس العمل روشنفکران پاسخ جدی نشان داده و آزادی خواهان را سرکوب نمود ولی در نیمه دوم زمان سلطنت محمد ظاهر، خاندان حاکم با بررسی شرایط و اوضاع جهانی با ایجاد احزاب سیاسی موافق خویش مخالفت نکرد و از تاسیس احزاب مخالف جلوگیری بعمل می آورد. ولی بخاطر تحمیق افکار عامه نمایش دموکراسی را اعلان نمود. در دهه چهل و پنجاهم خورشیدی شکل گیری احزاب سیاسی چپ گسترش یافت.

در پایتخت کشور پوهنتون و نیز مکاتب زیادی در مرکز و در ولایات تاسیس گردید و اما تمام اینگونه پیشرفتها با مداخله دولت با نابرابری های اجتماعی، ستم طبقاتی، سیاست تفرقه افگنانه عمال دولتی همراه بود که از پیشرفت و کاربرد معارف و مطبوعات عصری جلوگیری می کرد. ولی احزاب و جریانهای سیاسی آن دوره جبهه متحد نماینده گان ویش زلمیان، حزب وطن، خلق، اتحادیه محصلان و تعداد کثیری از روشنفکران و سیاسیون مستقل با راه اندازی مبارزات پارلمانی، تظاهرات خیابانی و مبارزات انتخاباتی موجودیت خود را اعلام نمودند.

و اما مطبوعات آن زمان عبارت بود از دوام نشر چند جریده و روزنامه سابق و تعدادی از جراید جدید النشر مانند هیواد، انیس، اصلاح، انگار، وطن، ندای خلق، ولس، وطن، نیلاب، آیینه، پامیر، ملت، پیام افغان، ژوندون، صدای عوام، صدای ملت، پیام امروز، افغان ملت، مردم، صباوون، شعله جاوید، پیام وجدان، پرچم، جریده خلق، ترجمان، شوخک، کاروان، کمک، پروانه، صدف، جبهه ملی، پکتیا، سپیده دم، ولس، اتحاد ملی، روزگار، ملت، افغان، افکار نو، مساوات، خیبر، معرفت، جریده روز و ۶۱ مجله و نشر روز افزون کتب و آثار متعدد. اما حکومت تحمل رشد واقعی آزادی مبطوعات را نداشت. نشرات و مطبوعات از دهلیز سانسور عبور داده می شد و با آزادی خواهان برخورد خشن صورت می گرفت. چنانچه غبار داوی و صدها روشنفکر را بزندان انداخت، نام و آثار محمود طرزی ممنوع شد.

اما با این کار، دولت هرگز نتوانست احساس مردم آزاده و مبارزین را خفه سازد زیرا فرهنگ روشنگری و مبارزه حق طلبانه در تمام دوره ها با چالشها و عکس العمل های مستبدین مواجه بوده اند مگر این جنبشها و نهضت های مترقی و عدالت خواهی همواره از میان مردم برخاسته پشتیبانی و همیاری مردم را با خود داشتند.

خلاصه اگر دوران گذشته مطبوعات افغانستان معاصر را به سه دوره نسبت داده و در نظر بگیریم.

اول دوره نشر شمس النهار: زمان ایجاد گری، تجدد خواهی و اساسگذاری مطبوعات عصری در کشور، ورود تخنیک جدید و دستگاههای ماشینی بداخل کشور و تامین روابط اطلاعاتی فرامرزی و معرفی جهان متمدن.

دوم: دوران نشر سراج الاخبار، دوران بیداری عمومی، نسج گیری جنبشهای فکری و شکل گیری نهضت های مشروطه خواهی، دوره آغازین تاسیس احزاب سیاسی و مکاتب رشد دوره بعدی کار ایجاد مدارس و مکاتب و کانونهای فرهنگی در مرکز و ولایات و گسترش چشمگیر مطبوعات کشور.

سوم دوره نشر جریده پرچم و گسترش نشرات در دهه چهلم و پنجاهم خورشیدی همزمان با ایجاد جنبشهای نوین سیاسی، اعلام موجودیت احزاب سیاسی چپ و مترقی. گسترش فرهنگ و معارف عصری و مطبوعات، جراید روزنامه ها. چنانچه حزب دموکراتیک خلق افغانستان در راستای مبارزه سیاسی و آگاهی دادن سیاسی جامعه و پخش اندیشه های خلاقانه ترقی خواهی وطنپرستی، بمنظور بلند بردن سطح شعور سیاسی مردم، به نشر جریده تابناک پرچم در سال ۱۳۴۶ خورشیدی اقدام کرد.

پرچم این جریده وزین مردمی نسل جدیدی از جنبش روزنامه نگاری کانون بزرگ روشنگری راه مبارزان آزادیخواه و مترقی کشور بود. جریده تابناک پرچم بمثابه نشریه مردمی بازتاب دهنده آرمانهای والای خلق ستمدیده افغانستان و کانون نشرات مترقی و علمی، جولانگاه فکری و روشنگرانه بخاطر بیداری مردم و افشای دسایس دشمان طبقاتی و تاریخی مردم افغانستان در بین مردم سیمای فرهنگی جامعه را تغییر داده بود. جریده پرچم در د فاع از آزادی دموکراسی و رهایی زحمتکشان از چنگال ستمگران، فیودالان بیرحم و بروکراتان فاسد بخاطر نجات مردم از فقر جهل مرض در راه تامین عدالت اجتماعی و جامعه فارغ از ظلم، ستم و استثمار نقش اساسی داشت.

 پرچم بمثابه مکتب ریالیزم و حقیقت گویی در جهت ترویج افکار مترقی وطنپرستی و آموزه های تیوری انطباقی و انقلابی دوران معاصر و کانون علمی نو اندیشی، نوگرایی و ایجادگر ادبیات مترقی کشور بود که در زمان اپوزیسیون و چه در زمان حاکمیت ح.د.خ.ا. برهبری زنده یاد ببرک کارمل آموزه های جریده تابناک پرچم در جهت کار روشنگرانه راه ترقی و شگوفایی مطبوعات کشور را طی نمود که بر بنیاد آن ادبیات کشور وارد مرحله نوین سیاسی گردید.

بقول محترم دستگیر پنجشیری زنده یاد ببرک کارمل یکی از رهبران استثنایی تاریخ معاصر افغانستان بود. هیچ رهبر ورییس جمهور در رشد فرهنگ، زبان و ادبیات، هنر ها و آگاهی سیاسی، بیداری شعور ملی، اجتماعی و در برابر حقوق اقلیتهای ملی، مذهبی و قومی افغانستان برابر با ببرک کارمل برای تامین واقعی عدالت اجتماعی وحدت ملی و رشد معارف متوازن، آزادی بیان، قلم مطبوعات، رشد فرهنگ مترقی، تدریس زبان مادری در مراکز و محلات و رشد آگاهی عمومی دستاوردی نداشته است.

پوهاند جاوید می گفت، دوران زعامت ببرک کارمل یگانه دورانی بود که در آن مسئله زبان ها و ملیتها بگونه بهتری حل گردیده بود. هدف والای حکومت و رهبریت ح.د.خ.ا. تامین عدالت اجتماعی و رفع تبعیض و نا برابری های جامعه بود. ایجاد نهاد های دموکراتیک کارگران، دهقانان، جوانان، زنان، ژورنالیستان، نویسنده گان، هنرمندان، معلمان، استادان، اتحادیه های محصلین، از اقدامات ماندگار و دستاورد های غیر قابل انکار رهبری زنده یاد ببرک کارمل بود که اساس دموکراتیزه شدن حیات سیاسی و اجتماعی مردم در حاکمیت دهه هشتاد میلادی را بنمایش گذاشت.

موصوف می افزاید که ببرک کارمل به صحت اندیشه های ملهم از جهانبینی علمی و اندخته های سیاسی اقتصادی اش از جامعه، شناسایی علمی و اعتقاد راسخ داشت. وی ارتجاع استعمار و امپریالیزم را دشمن اساسی بشریت و عامل اصلی جنگ، فقر، عقب مانی، بدبختی، مصیبت و تیره روزی می دانست.

و اما جنگ های تحمیلی علیه حاکمیت دموکراتیک کشور دستاورد های فرهنگی کشور را به خاک یکسان کرد. دشمنان ترقی این سیه دلان تشنه بخون بسیاری مکاتب و مدارس کتابخانه ها را به آتش کشیدند. همچنان پس از فروپاشی ح.د.خ.ا.، باقیمانده مراکز فرهنگی، کانونهای علمی و مطبوعات، کتابخانه های بزرگ، موزیم و آرشیف ملی و تاریخی کشور نیز در اثر شعله ور شدن آتش جنگهای تنظیمی نیست و نابود گردید و حتا ماشینها و تخنیک طبع و نشر را در بازار های پشاور پاکستان بفروش و یغما بردند.

 بآنکه اخیراً با قطره ای از باران کمکهای جهانی، دوباره سازی مکاتب و مدارس و کانونهای علمی معارف کشور در سطح مرکز و ولایات ولسوالی ها احیا گردید و مطبوعات شکل سراسری را بخود گرفت ولی بنا به ماهیت طبقاتی و خصلتهای غیر مترقی و موقف نا کار آمد دولت، در سطح مکاتب، ماهیتاً دروس بی کیفیت و توام با سیاست تعصبگرانه، پسیف و تنگنظرانه و آنهم در سطح نازل جریان دارد که با این شیوه نادرست در معارف کشور دانش عمومی به کندی پیش میرود. تا هنوز موجودیت مکاتب و مدارس به تناسب نفوس کشور مطابقت نداشته و در هر ساحه کمبودی و کاستی های زیادی وجود دارد و جوانان کشور اکثراً از نبود نظم و امنیت و کمبود مکاتب و مدارس رنج می برند.

 تبعیض زبانی و سمتی بر ساحه معارف کشور سایه افگنده است و دروس مکاتب از قالب اصلی بدور گردیده، مطبوعات کشور در گرو زورمندان قرار داشته از نبود آزادی واقعی و همه جانبه بیان رنج میبرد، فرهنگ اصیل مردم مورد تهدید خودکامه گیهای داخلی و هجوم فرهنگی بیگانه قرار می گیرد. سانسور مطبوعات و سلب آزادی بیان در کشور بیداد میکند. وضع امنیتی خبرنگاران و نبود امنیت در کشور جان مردم خاصتاً فرهنگیان کشور را به خطر روبرو ساخته است. چنانچه حملات انتحاری چهارشنبه سی ام جدی ۱۳۹۴ خورشیدی در شهر کابل جان شش نفر کارمندان طلوع را گرفت و تعداد دیگری را نیز به خاک و خون کشانید این حادثه وحشیانه از جمله مصیبت های است که مردم رنجدیده شهر کابل را عزادار و به مطبوعات کشور ضربه وارد نمودند.

هر چند آنها از ضعف حکومت می توانند استفاده سوء نموده و مردم را عزا دار بسازند ولی هرگز نخواهند توانست چراغ فرهنگ و مطبوعات کشور را که فرزندان اصیل و راستین مردم افغانستان به قیمت خونهای پاک شان روشن نگه داشته اند خاموش سازند زیرا فرهنگیان اصیل کشور با تعهد وطنپرستانه همواره از فرهنگ و مطبوعات کشور پاسداری نموده هر گونه توطیه و دسایس خفه کننده مطبوعات کشور را در وقت و زمانش خنثی کرده اند.

روشنفکران عدالت پسند و فرزندان متعهد و مسوول کشور هرگز نگذاشته و نخواهند گذاشت که صدای مطبوعات و رسانش حق طلبانه و داد خواهانه مردم و چراغ علم و دانش در کشوری دارای فرهنگ و تمدن پنجهزار ساله خاموش گردد. آنان با قبول ایثار گری و فدا کاری و با مسوولیت پذیری همیشه با مردم همصدا بوده و چراغ معارف و مطبوعات کشور را از گزند توفانهای مدهش نجات داده، پرچم علم و دانش را در داخل و خارج از کشور بر افراشته نگهداشته اند.

فرهنگیان ایجاد گر کشور با کار و فعالیت جمیع روشنفکران ترقی خواه وطندوست در ایجاد کانونهای فرهنگی، نشر اخبار و مجلات، تالیف کتب و آثار مترقی، فعالیت های انترنیتی و سایر فعالیت های روشنگرانه بطور آزاد و دموکراتیک تلاش خستگی نا پذیر کرده اند که ببرکت آن همه کوششهای وطنپرستانه و آفرینشهای فرهنگی، پخش فرهنگ و ادبیات مترقی و انعکاس خواستهای برحق ملت در رسانه های مردمی و عدالتخواه بازتاب گسترده ی دارد.

رسالت وطنپرستانه ترقی خواهان کشور این است که با اتحاد وحدت آهنین بخاطر نجات وطن از بدبختی حاضر، صفوف خویش را هرچه بیشتر فشرده و نیرومند سازند. وقت آن رسیده است که وطنپرستان مسئوول و متعهد همه در یک صف مقدس در دفاع از وطن با شمشیر قلم و دانش، سنگر مبارزه را بخاطر روشنگری و پیروزی روشنی بر تیره گی مستحکم و پرچم علم و دانش را برافراشته نگه داریم.

عبدالوکیل کوچی

زیر نویسها

تاریخ مطبوعات کشور تالیف شورای فرهنگی افغانستان

فصلنامه آریانا برونمرزی

مقاله غلام دستگیر پنجشیری

نوشته ی از پوهاند عبدالاحمد جاوید

و برداشت های پراگنده نگارنده.

 

  مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها بوده

و الزاماً بیانگر نظرات و دیدگاه ادارۀ سایت اصالت نمیباشد.