ناتو و سیاست های آن در قبال افغانستان

نویسنده : رحیم آریا

بخش دوم

ب: پاکستان، ناتو و اوضاع افغانستان :

 الف : تاریخ پاکستان و روابط ان با امریکا :

 ۶۰ سال قبل از امروز پاکستان همسایه جنوبی و شرقی افغانستان از پیکر هندوستان جدا شد و تشکیل دولت مسقتل اسلامی را در منطقه داد که قیادت انرا محمد علی جناح به عهده داشت. محمد علی جناح که خود از مردم هندوستان بود و رهبر گروه مسلم لیگ و یا مسلمانان هند در کنگره نماینده گان مسلم و هندو را به عهده داشت، یک فرد تحصیل کرده غرب بود و وی حتی در سال ۱۹۰۶ که گروه مسلم لیگ را تهداب گذاشت شدیدا از طرف انگلیسها حمایت میگردید تا احساسات ناسیونالیستی مسلمانان هند را در مقابل هندو ها برانگخیته و مسلمانان را از هندو ها جدا بسازد و چون از انجا که اتحاد میان هندوها و مسلمانان امکان پذیر نیود، مسلمانان در حدود بسیار کمتر از هندو ها قرار داشتند و این خود مسلمانان را وادار میکرد که از اکثریت هندو ها تابعیت نمایند و این به انگلیس ها خوشایند نبود، از اینرو با تحریک جناح انگلیس ها موفق شدند که هندوستان بزرگ را تقیسم و تجزیه نمایند. در ۱۹۴۸ محمد علی جناح اعلان استقلال پاکستان را نمود و در سپتامبر سال ۱۹۴۸ محمد علی جناح، لیاقت علی خان یکی از شاگردان مکاتب انگلیسی را مامور تشکیل حکومت جدید پاکستان نمود.

پاکستان در تحت هدایت یک تعداد از مردان تربیت یافته مکاتب غربی و بالاخصوص انگلیسی قرار داشت و حکومت جدید پاکستان تصیم گرفت که دموکراسی اسلامی را در کشور بوجود بیاورد که این کشور نه بطرف سرمایه داری غربی و نه هم بطرف کمونیسم تمایل داشته باشد، بلکه در حد فاصل این دو نظام جهانی انروز قرار داشته باشد.

بنا در ۱۹۵۳ کابینه کشور تشکیل شد و قانون اساسی ان را تدوین نمود که قانون اساسی پاکستان استوار بر تعالیم قرانی است و انهم تعالیم قرانی ناسیونالیستی و سخت سنت گرایانه.

و از طرف دیگر، پاکستان دارای اکثریت تعلیم یافته غربی همانند هندوستان نبود و بنا پاکستانی ها مجبور شدند که از امریکای ها و انگلیسها استمداد بخواهند تا پاکستان از دانش های غربی بهره مند گردد. سیاست داخلی پاکستان روی یک نظم اسلامی سنتی و تندرو پایه گذاری شده است و این کشور چون در اوایل تشکیل خود از اکثریت قاطع تعلیم یافته گان بهره مند نبود بنا دست به طرف انگلیس و امریکا دراز نمود تا این کشور را در امر تربیه کادر های تعلیم یافته غربی کمک و همکاری نمایند، ولی در سیاست خارجی پاکستان عموما در کشکمش با هندوستان و افغانستان قرار داشت. در ان سالها پاکستان بر سر مسئله کشمیر با هند در مخالفت قرار دارد و از انرو نیمی از بودیجه کشور صرف مصارف نظامی پاکستان می گردد.

چون در مسئله کشمیر انگلیس ها از هندوستان حمایت کردند، بنا پاکستان از انگلیس دور و به امریکا نزدیک شد. در انزمان پاکستان هنوز یک کشور تحت الحمایه انگلیس بود و چون غلام محمد رهبر بعدی پاکستان که از حمایت انگلیس از هندوستان در مسئله کشمیر سخت از انگلیس ازرده شده بود به محمد علی بوتو نخست وزیر پاکستان دستور داد که استقلال پاکستان را اعلان و انرا از انگلیس جدا سازد و بدین وسیله پاکستانی ها رسما دوری خود را از سیاست و تحت الحمایه بودن انگلیس اعلان نمودند.

د رهمین امریکا که در انروز در مبارزه سختی با اتحاد شوروی قرار داشت، از تهدید شوروی در منطقه و از طریق افغانستان سخت در هراس بود و امریکایی ها که از دعوای افغانها بر مناطق شمالی پاکستان اطلاع داشتند و همچنان از نزدیکی روابط کابل و مسکو هم به هراس افتاده بودند، می پنداشتند که این شوروی ها هستند که بر اب های داغ هند چشم دوخته اند و میخواهند که از طریق افغانستان به اب های گرم برسند در صدد راه حل برامدند.

ولی در افغانستان وضعیت به گونه ای دیگر بود، افغانها که از غضب زمین های شان توسط انگلیس ها و بعدا توسط پاکستانی ها سخت عصبانی بودند بعد از اعلان استقلال پاکستان باردیگر به خشم امدند و در سازمان ملل متحد بر علیه حضور سفیر پاکستان رای دادند و درضمن ان هندوستان هم از دعوای افغانها بر مناطق شمال پاکستان جانبداری میکرد که این موضوعات همه باعث ایجاد نگرانی و وحشت در میان پاکستانی ها و امریکایی ها گردید، بنا محمد علی بوتو نخست وزیر پاکستان وارد امریکا شد و در انجا مقامات امریکایی از پاکستان دعوت کردند تا در اتحادیه نظامی ایران، ترکیه و کشورهای عربی داخل شود و به قید این اتحادیه پاکستان همانند کشورهای دیگر اتحادیه از کمک های مالی، نظامی امریکا مستفید خواهند شد و چون وضعیت اقتصادی پاکستان در حالت بسیار بد قرار داشت و از جانبی دیگر پاکستان که از حمایت انگلیس از هند در مسئله کشمیر به هراس افتاده بود، با تمایل بسیار دست دوستی امریکا را فشرد و وارد اتحادیه نظامی ایران، ترکیه و کشورهای عربی گردید چون این اتحادیه در حقیقت حلقه دفاعی سیستم امریکا از اسکندریه مصر الی کوه های پامیر را در برابر هرگونه شوروی در بر میگرفت. بنا پاکستان به یکی از پایگاه های نظامی امریکا در منطقه مبدل شد و در عوض ان از هرنوع کمک های نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی امریکا بهره مند شد.

 ب : تشکیل حاکمیت مردمی حزب دموکراتیک خلق افغانستان و اغاز مرحله جدید روابط بین امریکا و پاکستان :

 در جریان سالهای حاکمیت خاندان سلطنت در افغانستان، این کشور دایما با پاکستان در حالت نزاع قرار داشت و حتی چندین مراتب نزدیک بود که میان این دوکشور درگیری نظامی واقع شود ولی به اثر سعی وتلاش و میانجگیری کشورهای دوست میان دو کشور، وضعیت به حالت عادی باز گشت.

بعد از کودتای محمد داود در افغانستان، بار دیگر افغانستان طبل جنگ برعلیه پاکستان و جدا سازی پیشتونستان را از پاکستان را نواخت و این بار دیگر پاکستان که ازحمایت های فوق العاده امریکا هم بهره مند شده بود در صدد برامد که از ضعف کشور همسایه خود افغانستان استفاده برده و بلای را بر سر این کشور بیاورد که به قول معروف حتی نامش را هم فراموش کند. بنا پاکستانی ها در صدد توطئه بر علیه افغانستان برامدند و با استفاده از فقر، ناراضایتی توده ها از رژیم داود، بی سوادی و غیره عوامل به جا مانده از رژیم سلطنتی توانستند که یک تعداد از مردم ناراضی، جنایت کاران و اوباشان را به دور خود جمع کرده و با پرداخت پول و اسلاح به انان، انها را به جنگ بر علیه رژیم داود سوق کردند. امریکایی ها هم فوق العاده از این عمل پاکستان حمایت کردند زیرا زمانی که افغانستان میخواست به امریکا نزدیک شود و از کمک های امریکا استفاده ببرد، امریکایی ها این کمک ها را به شرط اینکه افغانستان وارد پیمان نظامی ایران، ترکیه و کشورهای عرب و پاکستان شود، مشروط کردند، دولت انوقت افغانستان از این امر خشمگین شده و به امریکایی ها گفتند که افغانستان سیاست بیطرفی خود را حفظ می کند و وارد هیچ سازمان و یا پیمان نظامی نخواهند شد و چون افغانها از کمک های امریکا به افغانستان مایوس شدند، بفکر افتادند که از کمک های کشور قدرتمند و همسایه افغانستان شوروی استفاده ببرند. کمک های شوروی به افغانستان مایه ایجاد ترس امریکا و پاکستان گردید و این کشورها همانطوریکه گفتیم دست به تجهیز و ایجاد شورش د رمیان یک تعداد از جنایت کاران و اوباشان کردند تا به این ترتیب دولت کابل را زیر فشار بگذارند.

بعد از قیام ۷ ثور سال ۱۳۵۷ توسط توده های مردم و حزب دموکراتیک خلق افغانستان در کشور، امریکایی ها و پاکستانی ها بار دیگر در صدد برامدند که برعلیه افغانستان دسیسه سازی نموده و این کشور را به جنگ داخلی و ویرانی بکشانند. سیاست دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان از همان اغاز بر سیاست بیطرفی، عدم مداخله در امور کشورهای دیگر و همسایه، استقلال و تمامیت ارضی، احترام به استقلال و تمامیت ارضی کشورهای همسایه و تمام کشورهای جهان استوار بود و جهان شاهد بود که هرگز یک شلیک از قلمرو جمهوری دموکراتیک افغانستان بر علیه پاکستان، ایران، شوروی، چین و کدام کشوردیگر صورت نگرفت و نه کدام عضو حزب.د.خ.ا در کدام کشور همسایه به جاسوسی اعزام شد و نه کدام فعالیت مخربانه دیگر توسط ج.د.ا. صورت گرفت، بلکه این پاکستانی ها، ایرانی ها، امریکاییها، انگلیسها و غیره کشورها بودند که به قلمرو ج.د.ا. تجاوز نموده و به کشتار، غارت و ویرانی بنیاد های کشور ما اقدام کردند.

درهرحال، بعد از دعوت قطعات شوروی به کشور در امر تقویت و بازسازی اردوی قهرمان کشور، دامنه تجاوزات و فعالیت های امریکا و پاکستان در افغانستان شدت بیشتر یافت. حال دیگر سرمایه های افسانوی امریکا وارد پاکستان میشد تا در ویرانی هرچه بیشتر کشور ما از ان استفاده شود. همانطوریکه که گفتیم پاکستان روی اسلام سنتی و تندرو بنا شده است، روی همین اصل، امریکا و متحدانش که امروز در افغانستان به نام ناتو مشغول کشتار و ویرانی هستند، با استفاده از احساسات مذهبی مردم سرحدات پیشتونستان انان را به امر ویرانی افغانستان تشویق نموده و حتی کشورهای عرب که داخل اتحادیه نظامی با امریکا بودند، به اشاره امریکا صدها تندرو و تروریستان عرب را از محابس رها و به افغانستان به جنگ نامقدس علیه حاکمیت مردمی افغانستان فرستادند. روابط بسیار خوب پاکستان با امریکا و کشورهای عضو ناتو درهمین مرحله به اوج خود رسید، چون تمام کشورهای عضو ناتو در پاکستان حضور داشتند و به نوعی به امر مزدورپروری برای خود مصرف بودند که هر تروریست بدنام تبدیل به یک مزدور پروپا و قرص به همان کشور تبدیل شده بود، همانند مسعود در پنجشیر که مزدور بدنام فرانسه، ربانی مزدور بدنام مصر، گلبدین مزدور بدنام امریکا، محسنی و خلیلی مزدوران بدنام ایران و دیگر تروریست ها.

در طول سالهای مبارزه با حاکمیت مردمی کشور، روابط امریکا و پاکستان شکل تازه ای بخود گرفت و پاکستان همانطوریکه انتظار میرفت به یک متحد جدید و خوب امریکا مبدل شد و در بدل ویرانی افغانستان از امریکا پاداش های زیادی بدست اورد و امریکاییها حال دیگر پاکستان را به عنوان یک دوست واقعی و متحد نزدیک و قابل اعتماد خود پذیرفته بودند.

بعد از دهه ۹۰ میلادی و وقایع خونین که بعد از حاکمیت مردمی ح.د.خ.ا. در کشور اتفاق افتاد، پاکستان دست بلندی در امورات افغانستان یافت زیرا بعد از دهه نود میلادی امریکا و ناتو پاکستان را با افغانستان بحال خود رها کردند و بدنبال کار خود رفتند. پاکستان که اینک در یکطرف ادمکش های حرفه ای و در طرف دیگر افغانستان را داشت خواست که حاکمیت دلخواه خود را در افغانستان تحمیل نماید و به این لحاظ نخسیتن هدف پاکستانی ها که همانا نابودی زیربنا های کشور بود توسط گروه های ادمکش حرفه ای دست پرورده امریکا و پاکستان به حقیقت پیوست و گروهگ های بدنام ادمکش افغانستان را به اشاره پاکستان به اتش کشیدند. پاکستانی ها که از یکطرف حمایت قوی و دایمی امریکا و ناتو را با خود داشت و از طرف دیگر میخواست که به یک قدرت یکه تاز اسلامی در جهان مبدل شود، بلافاصله دست به تجهیز و حمایت طالبان زد و همانطوریکه گفتیم پاکستان از ابتدا استقلال خویش خیال یک قدرت نیرومند و یگانه اسلامی را د رسر داشت و حال که دیگر هیچ رقیبی در منطقه در مقابل خویش نداشت، با افرینش طالبان خواست به این خواسته خویش برسد، بنا طالبان با سرعت غیر قابل تصور گروهگ های بدنام ادمکش را از افغانستان محو نموده و کشور را اشغال نمود و بعد از اشغال ان امارات اسلامی افغانستان را در کشور اعلان نمودند. ملا عمر رهبر طالبان که خود یکی از دست پروردگان و شاگردان ISI و مدراس اسلامی پاکستان میباشد، عملا افغانستان را به یک ایالت پاکستان مبدل کرده و راه تجارت اسیای میانه با پاکستان را گشود. پاکستانی ها از ظهور و حمایت طالبان دو منافعت برمیداشتند :

نخست اینکه پاکستان بدون کدام تعرفه و بدون کدام عوارض گمرگی ازادنه میتوانست به اسیای میانه تجارت نماید و چون راه اسیای میانه از افغانستان میگذرد و دوم اینکه پاکستانی ها از طالبان به عنوان تهدیدی علیه هند و کشورهای اسیای میانه و ایران استفاده میکردند.

بنا پاکستان با تمام قوت از طالبان استفاده میکرد و انان را تجهیز و تمویل میکرد و تا حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی پاکستان امور افغانستان را بدست خود اداره میکرد ولی بعد از سال ۲۰۰۱ میلادی با اغاز هجوم امریکاییان به افغانستان، پاکستان با تفاهم با نیروهای طالبان ظاهرا از حمایت طالبان دست برداشت و با امریکاییان همدست و همصدا گردید و بالافاصله پاکستان حمایت خویشرا از حکومت کرزی ابراز داشت و کمک های را هم در اختیار حکومت کرزی قرار داد. ولی پاکستان که بخوبی از اوضاع و شرایط در افغانستان اگاهی داشت منتظر شد تا بیند که اوضاع در کشور همسایه اش چگونه میگذرد. ضعف اداره، فساد گسترده دولتی، نصب جنایتکاران و مزدوران غربی در راس قدرت، دست داشتن کرزی و تمام اداره وی در قاچاق مواد مخدر و غیره عوامل بودند که زمینه ناراضایتی مردم را از اداره کرزی و امریکاییان فراهم کرد، پاکستان که به دقت مراقب اوضاع در کشور بود بالافاصله دست بکار شد و طالبان را دوباره به صحنه اورد. طالبان که از نفوذ زیادتری نسبت به اداره کرزی در مناطق جنوبی و شرقی و غربی برخوردار هستند، دست بکار شده و با تبلیغات گسترده خویش در مخالفت با اداره کرزی وامریکاییان موفق شدند که ذهنیت های عامه را به نفع خود تغیرداده و توانستند زمینه فعالیت خود را مساعد نمایند و بعنوان قوت نیرومندی در مقابل امریکاییان و ناتو قیام نمایند. پاکستان که وجود افغانستان را به معنای نابودی خویش تلقی می کند به هیچ عنوانی خواستار صلح در این کشور نیست و با داخلت مستقیم و غیر مستقیم خود در افغانستان و با گروه طالبان و غیره گروه های مسلح مخالف اداره کرزی مهر تایید بر عملکرد های خود میزند.

امریکا در این واخر که در افغانستان تا گلو غرق شده است و تلفات نیروهایش به میزان بالاتر از عراق رسیده است، بشدت به پاکستان حمله می کند و از این کشور میخواهد که در راه مبارزه با تروریسم صادق باشد ولی این گونه نظرات و حملات امریکا به پاکستان فقط شکل ظاهری داشته و در باطن امریکا و پاکستان در مورد افغانستان باهم توافق داشته و دارند.

از جانب دیگر ناتو پاکستان را به عنوان یک متحد قوی خود در منطقه تصور می کند و هرگز حاضر نیست که از حمایت پاکستان دست بردارد و حتی ناتو و امریکاییها افغانستان را نظر به تعریف پاکستان می شناسند نه به تعریف خود افغانها. امریکاییها حتی به افغانها اعتماد ندارند و با وجودیکه در افغانستان هم هستند به هیچ عنوانی به افغانها اعتماد وباور ندارند چون اگر امریکا به افغانها اعتماد میداشت حداقل دراین مدت ۶ سال سلاح پیشترفته و یا طیارات جت جنگی در اختیار افغانستان قرار میداد ولی تا هنوز هم امریکا سلاح های کهنه و فرسوده چکی و رومانی را به اردوی افغانستان تسلیم می کند و حتی حاضر نیست که اردوی افغانستان حداقل توپخانه و یا تانک داشته و یا از ان استفاده کند. امریکاییها، افغانها را به چشم خصم نگاه می کنند و پاکستانی ها را به چشم دوست و متحد.

 پاکستان است که راه قوی اکمالاتی امریکاییها و ناتو در افغانستان است، بنا براین حملات لفظی ناتو و امریکا بر پاکستان فقط جانبه تبلیغاتی دارد و امریکا و ناتو میخواهند به این وسیله خود را در افغانستان بطور دایم العمر مستقر بسازند. پاکستان یک کشور دارای سلاح اتمی میباشد و خود امریکا و ناتو هم میدانند که هرگونه حمله بر پاکستان باعث نابودی کامل پاکستان، افغانستان، هند، ایران، اسیای میانه و حتی کشورهای عربی خواهند شد ودر ضمن ان پاکستان یک کشور قابل اعتماد برای امریکا و ناتو میباشد نه افغانستان. برای مدت ۸ ماه سازمان استخباراتی امریکا با سازمان استخباراتی پاکستان در راولپندی در مورد افغانستان مذاکره داشتند و نتایج این مذاکرات بطور دقیق معلوم نیست ولی چیزی که معلوم است این است که امریکا و پاکستان متحدانه طرح جداسازی و یا بطور واضح تر تجزیه افغانستان را روی دست گرفته اند و امریکایی ها با سیاست دوروی افغانها را فریب میدهند و میخواهند اخرین ارزوی شوم شان بر این ملت تطبیق گردد. در مذاکرات راولپندی امریکا و پاکستان و ناتو بر سر افغانستان بر توافق رسیدند و امریکاییها به پاکستانی ها گفتند که واشنگتن جدا تصمیم دارد که در نقشه جغرافیای افغانستان و پاکستان اصلاحات را بوجود اورد که این خود میرساند که امریکا بازی خطرناک نابودی افغانستان را از روی کره زمین را روی دست گرفته است، درضمن همین مذاکرات بود که برای نخسیتن بار نماینده گان طالبان هم به میانجی گری پاکستان با امریکاییها و ناتو مذاکره کردند و برای ناتو و امریکاییها گفتند که اگر امریکا کنترول ۱۰ ولایت شرقی و جنوبی افغانستان را به طالبان واگذار کند، طالبان حاضر هستند که از جنگ در برابر امریکاییها دست گرفته و صلح را در افغانستان تامین کنند. نماینده گان طالبان حتی یک لیستی از ولایات را که میخواهند کنترول انرا داشته باشند به امریکا و ناتو هم تسلیم کردند. بازی های پشت پرده امریکا، پاکستان و ناتو فوق العاده برای افغانستان خطرناک است و این کشورهمانند شبه جزیره کوریا و ویتنام به دو قسمت شرقی و جنوبی توسط امریکاییها تقیسم خواهند شد و باید افغانها بدانند که امریکا سیاست دورو را در افغانستان بازی میکند و از یکطرف خود را میانجی و فرشته نجات افغانها از چنگال پاکستان معرفی میکند و در طرف دیگر دست دوستی با پاکستان میفشرد و ان کشور را به مداخله هرچه بیشتر در افغانستان تشویق و ترغیب می کند و بطور خلاصه باید گفت که امریکا و پاکستان این بار مشترکا طرح نابودی کامل افغانستان و مردمش را ریخته اند و دیر و یا زود به این طرح خود عمل خواهند کرد. بناً افغان ها باید هوشیار و بیدار باشند !

 

 بخش اول

 

توجه !

کاپی و نقل مطلب فوق صرف با ذکر نام و ادرس سایت اصالت مجاز است !

  

دوشنبه، ۱۱  اگست   ۲۰۰۸
 

www.esalat.org