یکشنبه، ۲۹ جنوری ۲۰۱۷

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


  
عـبـدالـوکـیـل کوچــــــی

 

صدای مهاجران

صدای دادخواهی و عدالت است

 

همه میدانند که در کشوری بنام افغانستان اوضاع از همان آغاز تحول جمهوریت با دسایس و توطیه همراه بود. دسایسی که بنام جهاد در خاک پاکستان طرح و در افغانستان تحمیل شد. پس از قیام ثور با رویکار آمدن تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که برای دشمنان داخلی و خارجی افغانستان غیر قابل تحمل بود با شعله ور شدن جنگ نیابتی مجاهدین، افغانستان به میدان کشمکشها و رقابتهای بین المللی مبدل گردیده و تمام هست و بود کشور بخاک یکسان شد.

درین جنگ خانمانسوز زیر ساختار های اقتصادی، دستگاه های صنعتی، تولیدی و کشاورزی، بنا های فرهنگی، مکاتب و مدارس پلها و شاهراه ها بند ها و نهر ها یکسره نابود و کشور را به مخروبه مبدل و صدها هزار انسان را بکام مرگ فرو برد که مصیبت های فقر، مرض، بیکاری، جهالت و تولید مواد مخدره را نیز در پی داشت. جنگی که میلیونها انسان را بی خانمان و فراری نموده و جوانان را از حق کار و اشتغال محروم و مردم را به گروه های مستهلکین مبدل ساخت همچنان با انتقال قدرت بدست مجاهدین در حمایت پاکستانی ها و غربی ها بار دیگر شهر کابل به آتش و خون نشسته و افغانستان به جهنم عمومی ملت مبدل گردید در چنین حال و هوای آشفته دولت های بعدی و شرکای آنها نیز بجای خدمت به مردم میلیاردها میلیارد دالر از کمکهای خارجی را دزدیدند و بخاطر روز های مبادای خود به بانکهای خارجی تحویل دادند.

دوام جنگهای سه چهار دهه در کشور به ظهور دستجمعی طالبان و گروهای القاعده و سایر گروه های تروریستی و داعش منجر شد. دشمنان صلح و ترقی این حامیان بین المللی جنگ و ایجاد گران تروریزم طالب و داعش که با تعقیب استراتیژی مداخله جویانه دست به بازی خطر ناکی زده دستجات تروریستی را برای نا امن ساختن کشور ما و منطقه می خواهند افغانستان را به مرکز تروریزم و تولید داعش مبدل ساخته و ازین طریق به آسیای میانه نفوذ دهند.

 در چنین شرایط زندگی برای عموم مردم و بالخاصه برای جوانان وطن غیر قابل تحمل گردیده با تاسف گروه های بزرگی از جوانان بنا چاری راه خارج را در پیش گرفتند چیزی که غربی ها می خواستند کشور ما از وجود نیروی بالنده تهی گردد و مغزهای متفکر و شخصیت های مسلکی و تحصیل کرده در خدمت اوشان قرار گیرد. درین میان بیشترین قربانی از قشر جوان کشور، کودکان و زنان را تشکیل میدهد که با دادن تلفات سنگین جانی و مالی نیمی از هزاران هزار مهاجر میتواند خود را به اروپا برسانند.

برغم مشکلات فراوانی که در شرایط مهاجرت بر جوانان سایه می افگند، هستند کسانی از سردم داران رژیم ع و غ که بیشرمانه تلاش میکنند تا شرایط زندگی را به اروپایی ها آرام جلوه داده عودت مهاجران را از خارج کشور و نگهداری آنها را در داخل کشور متعهد میشوند تا مگر بر علاوه میلیاردها میلیارد دالر دزدی شده توسط زورمندان پول پرست، پول دیگری بنام مهاجران بدست آورند تا به جیبهای گندیده آنها سرازیر شود. به این ترتیب مهاجرین افغانستان ساکن اروپا را در خطر دیپورت و یا اخراج از اروپا قرار میدهند که شرم و نفرین باد بر آنهایی که با سرنوشت مهاجران بازی میکنند.

همین اکنون بر اساس توافقات حاصله بین آنها شرایط را پیچیده تر کرده است زیرا مهاجرانی که تمام هست و بود خود را برای رسیدن بخارج از دست داده به خطر بازگشت مواجه شده اند آیا وجدان دولت مردانی که این زمینه را میسازند تکان نمیخورد. جوانانیکه اگر در وطن بمانند طعمه داعش شوند وا گر ایران بروند به جنگ سوریه و یمن کشته شوند و اگر راهی پاکستان شوند در زندان حبس ابدی ببیند و اگر به اروپا برسند زهر بازگشت خورانده شوند پس چه راهی برای جوانان مهاجر باقی میماند بجز سیه روزی.

در حالیکه عده یی از جوانان مهاجر در شرایط غربت و دور از عزیزان و خاک شیرین وطن آرامش فکری و عقلی خود را از دست داده طوری که گفته میشود مصیبت خطر بازگشت و نا هنجاری های روحی باعث قتل و قتال اعضای فامیل خود شده ماه ها در زندان نگهداری میشوند و آنهایی که سلامتی خود را از دست داده ماه ها در شفاخانه ها باقی می مانند که در چنین مصیبت های هولناک کسی نیست که در جنازه مهاجران تا هدیره، در فاتحه رفتگان تا مسجد و در تداوی مریضان تا شفاخانه قدم رنجه کنند.

همچنان اوضاع بمیراث مانده در داخل کشور متوجه کسانیست که فابریکات، بند برق و دستگاههای صنعتی، مکاتب، مدارس و کشتزار ها را نابود کرده و اسلحه این ناموس وطن را در پاکستان به لیلام می گذاشتند و کشورشان را به ویرانه و کشت مواد مخدره مبدل ساختند گاهی وجدان شان تکان خورده فکر میکنند که جواب خدا و مردم عذاب کشیده را چه خواهند داد آیا اینها به روز بازخواست عقیده خواهند داشت که روزی در دادگاه تاریخ محاکمه و مجازات خواهند شد. آیا دولت نابکار و ضعیف افغانستان گاهی می اندیشد که قوماندانان خود سر داخلی که گفته میشود سلاح و مهمات به داعش می فروشند چه تدابیری را بایست در پیش گیرند و گذشته از آن طوری که معلوم است.

در چنین شرایط جنگ و نا امنی در کشور مهاجرانی که جبراً به بازگشت بکشور مجبور ساخته میشوند آیا طعمه جنگ جنایتکاران طالبی و داعشی نخواهند شد یا اینکه دولت مردان در امتداد فاجعه غارتگرانه ملیونها دالری خود حالا زیر نام پول کمک به مهاجران بار دیگر جیبهای بزرگ تری دوخته اند و در کنار تمام بی مسوولیتی های شان اینک مرگ جوانان توسط دشمنان وطن را نیز با سکوت می گذرانند شرم و ننگ است بر جبین آنها ننگی ابدی. بآنکه جوانان بمثابه نیروی بالنده کشور بوده وطن به آنها نیاز مبرم دارد که موجودیت جوانان منحیث آکسیجن در حیات جامعه برای دفاع وطن مهم و با اهمیت دانسته میشود ولی این شرایط هولناک به وجود آمده زمینه زندگی برای جوانان را در داخل کشور غیر قابل تحمل ساخته است.  

 وقت آن رسیده است که تمام نیروهای روشنفکری دادخواه و ترقیخواه از احزاب سیاسی گرفته تا سازمانهای خیریه و بشر دوست همه با هم دست مهاجرین تازه وارد را گرفته در شرایط دشوار زندگی مورد پشتیبانی قرار داده شوند و میباید با آنها در هولناک ترین شرایط زندگی غمشریکی کرده و از حق پناهجویی آنها قاطعانه دفاع نمود مردم غیور و شرافتمند افغانستان بخوبی میدانند که دشمن در کمین است میتوان با هوشیاری کامل دوستان و دشمنان را از هم تشخیص داده صفوف فرزندان راستین وطنپرست اعم از سازمانهای صلحدوست و عدالت پسند را تحکیم بخشید.

وقت آن رسیده است که مردم با همصدایی فریاد های اتحاد و همبستگی را برای نجات وطن و بر ضد تجاوزگری و مداخله، بر ضد جنگ و جنگ افروزی بلند کرده همه با یک مشت پولادین با وحدت و همبستگی و با اتحاد و همدلی در یک صف مقدس دفاع از وطن متحد و یکپارچه شوند تا شرایطی مساعد گردد که به موجب آن در وطن آرامش سرتاسری بوجود آمده هیچ جوان وطن راهی دیار بیگانه نگردد.

مشرب و مکتب ما خواب و پریشانی نیست

از همین خاک بسازیم جهان دگری

عبدالوکیل کوچی

 

 

 

 

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)