Sat, 16 Apr 2016 10:21:21

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

 
عـبـدالـوکـیـل کوچــــــی

 

هرکجا خاری که در پایی خلد

عاقلی باشد که خاری برکند

 

جایگاه استراتیژی افغانستان همواره سبب گردیده است تا این کشور صحنه تاخت و تاز ها و نبردهای خونین گردد و در هر وجب دهلیز تاریخ، بهای بزرگ موقعیت حساس خود را بپردازد. بطوریکه معلوم است اوج گیری جنگ سرد در گذشته نچندان دور، کشور را در نقطه حساس تضادهای شگرف بین دو سیستم جهانی قرار داد.

قدرتهای غربی بخاطر حضورشان در قلب آسیا و مقابله با حریفان بزرگ جهانی، بازی بزرگ را در عقب نگهداشته ترین کشور جهان یعنی افغانستان آغاز و برای این منظور و اجرای چنین نقش مزورانه لشکری سنتی سر سپرده و ساده دل از کشور ما و منطقه سرباز گیری کرده، در پرده اسلام و بنام مجاهدین تنظیمش نمودند.

در پرده اول این بازی غربی ها برای اسلام اشک ریختند و بخاطر مقاصد اصلی خود در افغانستان جوی های خون جاری کردند. درین میان برژنسکی یکی از چهره های شناخته شده و همراهانش از همه پیشی گرفته با پشتاره های پول و اسلحه از دالر گرفته تا استنگر با بخشش و مهربانی بالای هر یک از ایشان دست نوازش کشیده و برای آنها موقف های رهبری، پیشوایی و قوماندانی اعطا نمودند و به این ترتیب با امتیازات فراوان اولاً آنها را برای مقابله با دولت جمهوری محمد داوود خان و پس از آن بر ضد جمهوری دموکراتیک افغانستان بداخل کشور اعزام کردند و به پشتیبانی ده ها کشور تجاوزگر از عرب گرفته تا عجم هزاران تروریست خرابکار و آدمکش را در خاک پاکستان تسلیح و تجهیز نموده به کمک مجاهدین فرستادند و با برانگیختن افکار مردم زیر نام خطر کمونیزم و بهانه اسلام افغانستان را بخون و آتش کشانده هستی و دارایی عامه را غارت و تاسیسات عام المنفعه را نابود ساختند.

بازی دوم متجاوزین خارجی سوی استفاده از سیاست مصالحه ملی دولت جمهوری افغانستان، تطبیق یکجانبه موافقتنامه ژنیو و با برخورد تقلب آمیز بیرونی در افغانستان و تغییر معادلات بین المللی در مسیر تحولات سیاسی جهانی به فروپاشی دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان منجر شد. با رویکار آمدن مجاهدین بر سر قدرت بار دیگر افغانستان دستخوش جنگهای میانگروهی و تنظیمی گردید که بموجب آن هزاران هزار انسان بیگناه کشته و ده ها هزار دیگر مجبور به ترک وطن شدند همچنان هستی، دارایی مردم و بیت المال به غارت رفت شیرازه حیات ملی و اجتماعی کشور را با برخورد های مسلحانه نابود ساختند.

آنانی که می گفتند کشور را به اصطلاح از کام اژدهای سرخ بیرون کرده اند خود در کام اژدهای جنگ و جنایت فرو بردند و پس از آن در کنار اژدهای آی اس آی و دیگران در ازآء بربادی وطن خود حمایت و نوازش های سخاوتمندانه خارجی ها را پاداش گرفتند و نخستین خدمت آنها به وطن و اسلام این بود که قوای مسلح نیم ملیونی وطنپرست مجرب و آبدیده کشور را که سالها با دفاع مستقلانه داغ پیشروی را بر دل دشمنان افغانستان مانده بود منحل کردند، سلاح و مهمات، طیارات و تجهیزات، تانکها و زرهپوش ها این ناموس مادروطن را برای پاکستانی ها لیلام کردند. با مرور زمان در امتداد جنگ و جنایت و چسپیدن آنها به دارایی های عامه و غرقیدن در فساد، سوی مدیریت و بی لیاقتی، سنگینی بار منافع خارجی در کشور شرایطی را بوجود آورد که از کاشتن خار به دستان خود باد درو کنند.

 بازی سوم ظهور طالبان بود که از بطن گروه های تندرو اسلامی و دیگر عناصر اجیر و خرابکار منطقه روی صحنه ظاهر شد و گروه القاعده بیاری آنها شتافت. گروهی که با میزبانی طالبان با جهان اعلان جنگ داده بود. گروهی که دیروز آنرا تندرو افراطی و فنده منتالیست می خواندند و اکنون از آن دارند میانه رو بسازند. آن گروهی که قبل از همه افغانستان را به گورستان خاموش مبدل کرد و بشیوه قرون وسطی حکم راند. تا زمانی که نقش و نحوه بکار گیری و شیوه کاربردی آنها از بیرون تغییر شکل داده شد.

بازی چهارم چپنها رنگ تازه بخود گرفته در امتداد همان سیستم فرسوده فقط مهره ها عوض میشود که بموجب آن صحنه دولت داری آذین بند پرده های رنگارنگ و نمایش درامه های مضحک با قیافه های صیقل شده روی صحنه ظاهر شده و با حمایت نظامی و اقتصادی غربی ها و با خصلتهای کهن وعده های نو نزدیک به یکنیم دهه بر ملت مظلوم افغانستان حکم میرانند. که درین دوره نیز دست ظالمان، زورگویان، غاصبان و قدرتمندان محل، به جان و مال و نوامیس مردم همچنان باز گذاشته میشود ولی بخاطر تحمیق مردم، بطور کاذب و ریاکارانه تمام تقلبات را واقعیت، دروغ را حقیقت، نفاق را وفاق وحشت را وحدت و دشمنی را دوستی، ظلم را عدالت، غارت را نظارت، خیانت را خدمت، نارضایتی را محبوبیت خوانده بنحوی که مردم را در گروگان خود گرفتند. در حالیکه زیر سایه شوم قدرتمندان زورگوی روز تا روز اوضاع عمومی کشور بدتر شده میرود و زندگی برای مردم غیر قابل تحمل گردیده است چنانچه در کشور ظلم، بیعدالتی، فقر، مرض، جهل، بیکاری و بیماری قاچاق مواد مخدره،اعتیاد بیداد میکند برغم فداکاری قوای مسلح کشور، سازشهای پشت پرده با تطبیق سیاستهای دوگانه وضع امنیتی را بد تر از گذشته ساخته روزی نیست که خون هموطنان ما نریزد و درنتیجه اوضاع خفقان و غیر قابل تحمل در کشور، گروههای جوانان حتا تحصیل کردگان به نا چاری راهی خارج شده و در مسیر راه جبراً به جنگهای یمن و سوریه کشانده شده تعدادی از آنها غرق دریای مدیترانه میشوند که این لکه ننگ بر جبین حکومت ع و غ همیشه خواهد ماند. مردم با نبود صلح و امنیت در بی باوری، یاس، نا امیدی و بی سرنوشتی بسر می برند گذشته از آن نفاق ذات البینی سران حکومت و تضاد سلیقوی ع و غ پایه های از بنیاد کج و لرزان دولت مصلحتی را سست و همسویی شکننده آنرا تضعیف و دوام حکومت تحت الحمایه را زیر سوال می برد با وجود هم در سایه خارجی ها میتوانند به حکمرانی خود ادامه دهند. همین چند روز قبل بتاریخ دهم اپریل سال روان بنا به خبر گزاری صدای امریکا هشتاد فیصد نا رضایتی عمومی بر حکومت افغانستان نشان دهنده ناکار آمدی دولت است اما رفتن جان کری بکابل بخاطر حمایت این دولت و تحکیم پایه های لرزان آن در حالی صورت می گیرد که روند سیاستهای دوگانه با دستاوردهای امنیتی در افغانستان مطابقت چندانی ندارد. درین رابطه سایت همایون بنقل از منابع رسمی از زبان ظهیر سعادت عضو مجلس نماینده گان افغانستان می نویسد . . . زمان مشخص شد که در سیاست مبارزه خارجی ها با تروریزم دو گانگی وجود دارد آنها با تمویل کننده گان آنها مبارزه نکرده از تروریزم، داخلی و خارجی ساختند. شکی نیست که مدیریت جنگ در افغانستان بدست بیگانه ها و کشور های غربی است و طالبان و گروه های تروریستی ابزار هایی در دست آنها هستند آنها اجرا کننده اوامر خارجی ها هستند.

با توجه به نکات فوق بنظر میرسد که در نتیجه ضعف جدی و نا کارایی دولت شرایط امنیتی روز بروز خرابتر گردیده می خواهند گروه مجهول الهویه را بنام "طالب" در نقش ظاهراً مصالحه در افغانستان به قدرت برسانند ازینرو طالبان به همراهی حزب گلب الدین و دیگر گروه های تروریستی با تشدید جنگهای خونین در مناطق با امن کشور جابجا می گردند که در راستای بازیها و نقشهای بزرگ صحنه جنگ در خدمت استراتیژی کلان قرار می گیرند که برای رسیدن به آن، بازی های بیشتری در راه است.

 بازی پنجم از ظهور "داعش" در افغانستان حکایت دارد. در حال حاضرگروه های تروریستی و "داعشی"، بر ضد دولت افغانستان جبهات تازه باز می کنند. با توجه به استراتیژی های کلان منطقوی "داعش" با غصب نقاط مهم در افغانستان و پرش به مناطق بیرونی کشور اهداف بزرگی را در منطقه دنبال می کند. بنظر میرسد که گروه های "داعش"، "طالب" و "حزب اسلامی" گلب الدین همچون مارهای خزیده در عقب پرده های دراماتیک جنگی معاملات و سازشهای محرمانه ی را در پی خواهد داشت که بر مبنای آن کشور به فاجعه سقوط نزدیک خواهد شد.

با این حال و هوا پس کردن این خار ها و مار ها از سر راه مردم نیاز بیک رهبری عاقل، دانا، وطنپرست، متعهد و مسُول دارد که در پیشاپیش یک جبهه واحد وطنپرستان آگاه، اعم از احزاب سیاسی از چپ دموکراتیک گرفته تا روشنفکران وطندوست و ترقی خواه، سازمانهای سیاسی، گروه های مستقل سیاسی، نهاد های ترقی خواه، شخصیت های مستقل ملی و نهاد های عدالت پسند منحیث اپوزیسیون بزرگ دموکراتیک و طرفدار صلح دموکراسی و آزادی قرار گرفته و جنبش سراسری دفاع میهنی را بسوی ترقی و آرامش سوق دهد. رهبریی که با خرد جمعی و با در نظر داشت منافع علیای کشور در راه تحکیم وحدت واقعی اقوام و ملیتهای ساکن کشور با ریشه کن ساختن هرگونه تعصبات و تبعیضات در مبارزه بخاطر تحکیم اتحاد و همبستگی همگانی در دفاع از تمامیت ارضی استقلال و حاکمیت ملی به منظور ختم جنگ و تامین صلح و امنیت در کشور در یک ساختار بزرگ ملی و میهنی بسیج گردیده وطن را از حالت کنونی نجات دهد.

عبدالوکیل کوچی

 

 

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)