یکشنبه، ۱۱ مارچ  ۲۰۱۲

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


  
جلیل احمد پرشور

 

سوریه و بهار (!) عربی

 

تاریخ ارسال به اصالت:

Sun, March 4, 2012 21:34

 

 مقاومت کم نظیر مدافعین نظام فعلی سوریه، حمایت قوتمند چین، روسیه و تعدادی از کشورهای دیگری که به عمق اهداف تجاوزکارانه، ارتجاعی و سیطره طلبانۀ دشمنان داخلی، منطقوی و جهانی سوریه و سایر حکومتهای همراه و هم سرنوشت آن کشور پی برده اند، بعد افشاء شدن اهداف شیطانی (اتحاد عربی- غربی) خواهان تکرار سناریوی لیبیا در سوریه، باعث صف بندیهای جدید سیاسی و زمینه ساز تجدید نظر در اذهان و مواضع بسا از شاملان و محققین در بحرانهای اجتماعی فعلی جهان عرب گردیده است. 

 از آنجائیکه قدرتهای پشت پرده و مسوولین اصلی مالی و تسلیحاتی انقلابهای مخملین (!) و تجاوزات خارجی دیکتاتوری ستیزی (؟)، حرکتهای تو اءم باخونریزی و خرابیهای بیشمار کشورهای شاخ افریقا را انقلابهای آزادی بخش قیمت داده اند، و برای بقا و ادامۀ حاکمیتهای بی برنامه، بی هدف اجتماعی و سیاسی، ولی عاشقان قدرت، قتل و غارت و انتقام جوئیهای خاتمه ناپذیر، تمام سعی و کوشش خو درا مبذول میدارند، تا حکومتهای ساخته شده بر بالای خرابه ها و قربانیهای یک عمر تلاش و مبارزۀ مردم و حکومتهای سقوط داده شده به اثر مداخله و بمبارد بیرحمانۀ اتحادیۀ (ناتو) و سلاطین خودکامۀ عرب، تحت عنوان فریبندهء (دفاع از مردمان ملکی) امکان بقا پیدا کنند، تا ذخایر معدنی کشورهای شان را (مفت و رایگان) و یا به (قیمتهای بسیار نازل) در اختیار صادر کنندگان دموکراسی و حرمت گذاران به حقوق بشر (!) قرار دهند، و دین شان را در برابر آنانیکه باعث بقدرت رسیدن تعدادی از این مجموعه های (قبلاً تحت تعقیب) گردیده اند، ادا نمایند.

 روی این منظور باید در مورد انقلابی بودن و رهایی بخش بودن این حرکتها تعمق نمائیم. در مورد انقلاب مطالب فراوان گفته شده و نوشته اند. من نمیخواهم از دید یک ایدیولوژی خاص انقلابی در مورد به قضاوت بنشینم و به دوستانی مجال انتقاد بدهم. در مورد انقلاب در حدود برداشتهای عام، جهان شمول و غیرجانبدار نیز اگر صحبت شود، آنچه در شاخ افریقا رخ داد با معیارهای ابتدایی و حتی غیر عمیق انقلاب ها، مطابقت ندارند. بعضیها را عقیده بر اینست که اگر مشارکت نیرو های وارد شده به میدان جنگ و مقابله علیه حکومتها، بسیار چشم گیر باشد، خونریزی، آتش سوزی و تلفات بیشتر در جریان این رویارو یی ها رخ دهد، و تعداد بیشتری از کشو رها و گروه های جهانی (بر اساس منافع خودشان) از آن حمایت کنند، گویا انقلاب واقعی رخ داده است .

در حالیکه انقلابها بر اساس اهداف، گسترده گی و عمق تغییرات برای بهتر شدن و یا دگرگونی زندگی اکثریت مردم، تأمین رفاهیت و سعادت مردم، وسعت پیدا کردن و ضمانت یافتن آزادی بیشتر فردی، سیاسی، مذهبی مردم و تعمیق پروسه های دموکراتیک در کلیه ساحات زندگی باشندگان یک کشور، ختم ظلم و بیعدالتی، برچیده شدن گلیم سیاه تبعیض، برتری جویی های قومی، زبانی، مذهبی و امتیاز طلبی، از بین رفتن تبعیض حقوقی بین زنان و مردان، از بین بردن و یا اقلاً تقلیل بخشیدن به بیکاری، بی نانی، فاصله های فاحش طبقاتی، بی خانگی، بیسوادی و مریضی های مردم و محتاجان و در نهایت بهتر شدن اوضاع یک کشور در کلیه ساحات و زمینه های فعالیت و زندگی مردمان همان کشور، ارزش پیدا میکنند و بکار بردن واژۀ انقلاب در مورد تغییرات از مصداقیت برخوردار میگردد.

بناً، هر شورش، جنگ، خون ریزی، تغییر رژیم، سقوط دولتها و حاکمیتها را نمیتوان انقلاب نامید، و بکاربردن واژۀ با ارزش انقلاب را در مورد هر قیام و هر شورش منطقی و حق بجانب دانست. روی این منطق اگر در مورد تغییرات سیاسی کشورهای شامل پروسۀ قبلاً پلانیزه شدۀ (بهارعربی!) که بخشی از همان طرح قدیمی (شرقمیانۀ جدید) میباشد، اندکی با تعمق برخورد گردد، و از جملۀ آن کشورها بطور مثال (لیبیا) را مورد نظر قرار دهیم، بسادگی متوجه میشویم که در نتیجۀ انقلاب (!)، لیبیایی ها، موارد چندی از محرومیتها، ظلم و یکه تازی و حکومت یک خانواده و یک حزب را از بین بردند. در حالیکه در پهلوی کسب این دستآوردهای هرگز تضمین ناشده و با آیندۀ گنگ و مجهول، این خوشبختی ها و دست آو ردهای ۴۰ سالۀ مشترک تمام ملت لیبیا را در امر ملی سازی صنایع عظیم نفت، استقلال ملی، عدم وابستگی خارجی، ترقی و شگوفایی اقتصاد، علم و فرهنگ و نابودی فقر، محتاجی، بی سرپناهی و داشتن جایگاه بزرگ و پرافتخار در سطح کل افریقا، جهان عرب و حتی جهان را از ناحیۀ رشد اقتصادی، تاثر گذاری در حل حوادث منطقوی و عربی، سطح عالی تحصیلات و دانش لیبیائی ها و نیروی انتقال دهنده و رهبری کنندۀ همان مردمان بادیه نشین، سرگردان و محتاج کشور شان را به جامعۀ تقریباً مرفه، ثروتمند، مقتدر، آباد و بی نیاز از وابستگی به اجانب، از دست دادند و نابو د کردند.

انقلاب (!) لیبیا بوسیلۀ کسانی در حمایت توپ و تانک ناتو و فتوای ملاهای سیاسی و خودکامه های قدرتمند عرب، بعد خونریزی های بیشمار و تخریبات وسیع یک سرزمین معمور و پیشرفته باثر مساعی و زحمات آن حکوت مستبد، و رهبر دیکتاتور آن کشور که بعد توهین و تحقیر فراوان اعدام گردیده، گویا بوسیلۀ مردم پیروز گردید، که پدران و فامیلهای شان از دشتهای بی آب و علف به خانه های عصری و مناطق دارای سطح عالی خدمات شهری انتقال داده شده بودند. گفتن این حقایق هرگز بمعنی بی عیب بودن شهید قذافی و سایر همراهان او نیست. آنها بمانند صدها پادشاه و رئیس جمهور، نواقص و گناه های جدی داشتند.

سوال در اینجاست که برای تغییر نظام و ختم آنچه دیکتاتوری خوانده شد، باید چنین برخورد با ایشان صورت میگرفت؟. در این صورت باید پرسیده شود که چه شد قانون، کجاست شریعت، عدالت اسلامی و برخورد دموکراتیک؟ و باید پرسید که عدل اسلامی و اخوت اسلامی، در مورد شخصیتی که خودرا مجاهد میخواند، و دهها حزب و گروه اسلامی و فلسطینی را بی شائبه کمک کرد به کجا غیب شدند؟.و چه شد ادارات حقوق بشری و مروجین آزادی، کرامت انسانی و مبلغین ضد دیکتاتوری و خودسری؟؟؟.

 پلان سازان و طراحان تغیر و انقلاب در لیبیا، حامیان حکو متهای مذهبی و افراطی درتو نس، مصر، حامیان علی عبدالله صالح در یمن، دشمنان اکثریت مردم آزادیخو اه بحرین که گناهی جز محدو دشدن قدرت مطلق العنان خانو ادۀ سلطنتی ندارند، و خو اهان محترم شمرده شدن حقو ق شهرو ندی خو د اند، و لی بگلو له بسته شدند و میشو ند، میخو اهند درسو ریه، در کشو ری که دارای ۵۰۰۰ سال تاریخ و سابقه میباشد، و بسا از ادیان و مکاتب دینی، علمی و فرهنگی درآن قلمرو جو انه زده و بارو ر گردیده اند، و بجز پیغمبر اسلام (ص) همه انبیا در سرزمین (شام بزرگ) ظهو ر کرده و تبلیغ دینی نمو ده اند، نسخۀ انقلاب (!) لیبیا را هرچه و سیع تر و عمیق تر تطبیق کنند، تا باشد خاطر ارتجاع عرب و اشغالگران اسرائیلی که متحد همدیگرند، با سقو ط حکو مت بشار اسد و بخاک و خو ن کشانیده شدن تمام عدالت خو اهان و مبارزین ضد اشغالگری و تجاو ز خارجی، برای همیشه آرام کند.

بیائید، حکو مت اخو ان المسلمین در مصر و حزب اسلامی ی غیر معتدل تو نس را مثال بزنیم.آیا، بعد پیرو زی اخو انیها درمصر برای اسرائیل کدام تشو یشی پیدا شده است؟ آیا، درارسال گاز مصری به اسرائیل اشغالگر قدس و سرزمینهای عربی کدام تو قفی بعمل آمده است؟آیا، حکو مت تو نس که بدست حزب اسلامی رهبری میگردد، کدام طرحی و پیشنهادی درمو رد استرداد خاکهای عربی و کمک به فلسطینیها ارائه کرده است؟آیا، رهبران دلسو ز و مسلمان عربستان، قطر و سائر دو ل عربی و اسلامی همنو ا با امریکا و غرب برای نابو دی دو لت سو ریه، کدام اقدام ملمو سی برای آزادی بیت المقدس (قبلۀ او ل مسلمانها) و مسجد الاقصی که درحالت نابو دی و تخریب قرار دارد، برای مسلمانان جهان پیشنهاد کرده اند؟ آیا، مستبدین جهان و از جمله دیکتاتورها و دمو کراسی ستیزان کشورهای اسلامی در وجود (صدام حسین، معمر قذافی و بشار اسد) خلاصه میشود، و یا اینکه همین اکنون مستبد ترین مستبدین جهان عرب و اسلام، برای صدور آزادی، دموکراسی و عدالت (!) از طریق خونریزی و بربادی سوریه بعد عراق و لیبیا، در یک خندق برادرانه با تیم سرکوزیها و امریکائیها، علیه ملت مسلمان و عرب در جنگ اند.

پایداری های کم نظیر سوری ها، در امر دفاع از وطن و حاکمیت موجو د، تصرف منطقۀ (بابا عمرو) که پر از اجیران تروریست عربی و بقول یک نمایندۀ پارلمان لبنان و بعضی از خبرنگاران جایگاه کوماندو ها و افسران فرانسوی و سایر نیرو های اعزامی جهان آزاد و داوطلبان "القاعده" بود، با و جود خطرات بزرگ و تهدید های چند جانبه برای سقوط سوریه و برکناری و محاکمه شدن بشار اسد، وجود دارد، زمینه ساز قوتمند شدن باورها و اعتماد مردم سوریه و همه نیرو های مخالف یکه تازی و تجاوز ابر قدرتها علیه کشورهای جهان، خاصتاً دشمنان غلام منشی و پادویی به سرمایه سالاری نظامیگر و تمامیت خو اه گردیده است.

امیدواریم که مردمان سلحشور سوریه، در امر دفاع از دو لت و دستآوردهای تاریخی و ملی شان، شاهد پیروزیهای جدید و قاطع باشند، و همه قدرتها و حکومتهای صلحدوست و ضد تجاوزگری به کشور ها و ملتهای جهان، بر حمایت های انسانی شان به مردم و دولت سوریه قو ت ببخشند، تا زمینۀ تطبیق سناریوی خونین و پر از آتش سوزی و ویرانی لیبیا در سوریه، از بین برود، و پایه داری ملتها و حکومتها در دفاع از ارزشها و دستآوردهای مشترک ملی شان، بزانو درآورده نشود.

دستان مداخله گر و دارندۀ نیات شوم و ارتجاعی، از امور سوریه و سایر کشورها کوتاه باد!

 

جلیل پرشور

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)