یکشنبه، ۱۴  دسامبر  ۲۰۱۵

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

عبدالناصر نورزاد

استاد دانشگاه کابل

 

 

پروژه تاپی

 روزنه ای امید برای شگوفایی اقتصاد و امنیت افغانستان

تصویر برگرفته شده از Google

 

لابد کار عملی پروژه ۱۰ میلیارد دلاری انتقال گاز ترکمنستان به جنوب آسیا آغاز شد. این پروژه که تقریبا دو دهه پیش سند عملی شدن آن میان دولت های افغانستان، پاکستان، ترکمنستان و هند امضا شده بود؛ بالاخره با انتظار های زیاد عملا آغاز گردید.

انتظار های مردم افغانستان از درک سود برخاسته از  این پروژه بزرگ اقتصادی در منطقه و تامین امنیت بخش اعظم کشور به علت تداوم این پروژه بسیار عظیم بوده است. اقتصاد افغانستان که در سیزده سال گذشته به علت خشونت ها و نا امنی ها شدیدا ضربه دیده است، نیاز دارد تا در قدم نخست امنیت در این کشور تامین گردد. حال سئوالی که برای ابراز خوشبینی از آغاز این پروژه مطرح میگردد این است که این پروژه بزرگ اقتصادی منطقه یی نه تنها سود گزاف در حدود ۵۰۰ میلون دالری را نصیب اقتصاد ورشکسته افغانستان می کند؛ بلکه به علت عبور این خط لوله گاز به گمان زیاد کشور های همجوار افغانستان برای حفظ و ازدیاد سود برخاسته از این پروژه به بهبود امنیت در افغانستان توجه خواهند کرد.

این پروژه که حدود ده ملیارد دالر امریکایی هزینه بر میدارد بعد از گذشتن از ۱۴۷ کیلومتر از خاک ترکمنستان از حوزه گالکینیش که ذخایر آن تا ۱۶ تریلیون متر مکعب برآورد شده وارد خاک افغانستان شده و از ولایت های هرات هلمند و قندهار در امتداد ۱۸۱۴ کیلومتر رد شده به کویته و ملتان پاکستان رسیده و بالاخره در منطقه فاضلکا در پنجاب هند به پایان می‌ رسد. سود حاصل این پروژه اقتصادی همان طوری که قبلا تذکر یافت برعلاوه حق ترانزیت ۵۰۰ میلون دالری به دولت افغانستان داده میشود؛ در سه دهه گاز مورد نیاز افغانستان را تامین می نماید و شرایط کار رابرای تقریبا ۱۲ هزار افغان (در هر کیلومتر ۱۰ نفر) ایجاد میکند. دولت افغانستان به اساس قرار داد امضا شده با دولت های ذیدخل در این پروژه؛ در دهه اول ۵۰۰ میلون متر مکعب گاز، در دهه دوم یک ملیارد متر مکعب گاز و در دهه سوم ۵/۱ میلیارد گاز را از این پروژه نصیب خواهد شد. ظاهرا این پروژه کلید ثبات و صلح در منطقه خواهد بود. زیرا سود برخاسته از آن به مراتب چرب تر از استعمال تروریزم و افراط گرایی و هم قاچاق مواد مخدر در منطقه ازسوی کشور های همسایه خواهد بود. این پروژه تا سال ۲۰۱۹ به بهره برداری سپرده خواهد شد و ۳۳ میلیارد مکعب گاز را از طریق افغانستان به کشور های جنوب آسیا انتقال خواهد داد. اما در این میان نقش کلیدی افغانستان منحیث یک کشور مهم از لحاظ کریدور اقتصادی میان آسیای میانه و جنوب آسیا بسیار مهم است. افغانستان برعلاوه اینکه نقش کلیدی را در اقتصاد منطقه بازی میکند، میتواند از سود برخاسته از پروژه های بزرگ اقتصادی  همچون فایبر نوری، خطوط آهن و انتقال برق که موازی با پروژه تاپی است سود ببرد. اقتصاد ورشکسته و بی بنیاد افغانستان چندین راه را برای شگوفا شدن در اختیار دارد: افغانستان چون یک کشور مصرفی شده و جنگ تمام زیربناهای آن را از بین برده و چیزی بنام تکیه گاه اقتصادی وجود ندارد، نیاز دارد تا به دو منبع اقتصادی تکیه کند:

اول: منبع کنونی که جهان سالانه خیرات خود را به گونه تحقیر آمیز به گلوی ما می چکاند تا از گرسنگی نمیریم. این استراتیژی عمدا و به اساس یک پلان از قبل طرح شده تطبیق می گردد. مجموع مصارف دولت افغانستان در حال کنونی به چیزی در حدود ۱۶ ملیارد دالر در سال میرسد. دولت کنونی تنها قادر به پرداخت ۴ الی ۵ میلیارد آن است. پس مجبوریم از جامعه جهانی کمک خیرات بطلبیم. این منبع اول است که در درازمدت میسر نخواهد بود.

دوم: منابع که افغانستان به صورت طبیعی در اختیار دارد که میتواند شامل چهار چیز باشند و حصول آن ها مشروط بر تامین امنیت و استقرار یک نظام مردمی با پدید آیی یک رهبری سالم ملی است.

۱ - در آمد اقتصادی از منظر موقعیت اکونومیکی افغانستان یعنی راه ترانزیتی که افغانستان میتواند هم کشور های جنوب آسیا را به شمال وصل کند و هم اقتصادی نیمه فلج افغانستان را از حالت اتکای عمدی به اقتصاد و تجارت خارجی برهاند. از این منظر افغانستان با کسب چنین جایگاهی نه تنها قادر به حل مشکلات اقتصادی می شود و از وابستگی اقتصادی به اقتصاد های منطقه نجات پیدا میکند بل منبع در آمد خوبی برای کشور نیز پدید می آید.

۲-  در آمد اقتصادی از منظر انتقال برق و گاز از کشور های آسیای میانه به کشور های جنوب آسیا. این روند مستلزم یک طرح جامع جهت رویدست گیری پروژه های درازمدت، میان مدت و کوتاه مدت است. فراموش نشود که رویدست گیری پروژه های مثل کاسا یکهزار بر علاوه پرداخت حق ترانزیت به منابع دولتی که در حدود ۵۰۰ ملیون دالر در سال می شود، میتواند مشکلات کمبودی برق را هم مرفوع سازد. ما سالانه در حدود ۱۸۵ دالر، برق از کشور های حوزه آسیای میانه خریداری میکنیم که ضربه محکمی بر اقتصادی فلج ما است. در حالیکه منابع آبی ما به گونه وافر توانمندی تولید برق در کشور را دارد.

۳-  منابع آبی ما هم میتواند برای تولید برق و گسترش و رونق دهی زراعت کشور استفاده شود و هم میتوان از این آبها که فعلا بدون هیچگونه استفاده؛ مفت و رایگان به کشور های همسایه میرود استفاده اعظمی نمود. منابع آبی در کشور ما نه تنها توانمندی بالقوه و بالفعل دارد تا در عرصه تولید ضرورت های مورد نیاز، احتیاجات آن را فراهم سازد و هم آب اضافه از نیاز ما را بدون هدر رفتن به فروش برسد

۴ - زراعت ما: افغانستان یک کشور زراعتی است. تقریبا ۸۰ فیصد مردم قبل از شروع خشونت ها در افغانستان به زراعت اشتغال داشتند. در حال حاضر به عوض ترویج فرهنگ دامداری و زراعت در کشور، کشت کوکنار و مواد مخدر جایگزین آن شده است. اگر منابع فعلی ما در صورت تامین امنیت مورد استفاده قرار گیرد، ما توانمندی خود کفایی اقتصادی را از درک زراعت دارا هستیم

۵-  منابع در آمد اقتصادی از درک بندر های تجارتی کشور: به گونه اعجاب انگیز بندر های تجارتی افغانستان به چهار گوشه افغانستان جا گرفته اند که میتوانند منابع خوب در آمد اقتصادی برای کشور محسوب شوند:

۱ بندر اسلام قلعه در حوزه غرب
۲- بندر سپین بولدک در حوزه جنوب
۳ - بندر تورخم در حوزه شرق
۴-  بندر حیرتان در حوزه شمال.

این منبع یکی از منابع مهم کشور است. حال تاپی و پروژه های همسان آن نیاز های ضروری برای شگوفایی اقتصادی کشور ما است. اما همان طوری که قبلا تذکر یافت این پروژه فرصت کاری برای هزاران نفر افغان بیکار که چالش عمده در برابر اقتصاد و دولت افغانستان است فراهم میکند، تامین امنیت آن از مسائل عمده و اساسی به شمار می رود. در این خصوص سئوال های نیز مطرح می شوند که آیا دولت قادر به تامین این خط لوله گاز که سود گزافی را نصیب اقتصاد آن میکند خواهد بود؟ آیا کشور های همسایه قادر به قناعت گروه های تروریستی که عمدتا  مناطق غرب و جنوب افغانستان را تحت پوشش و کنترول دارند خواهند بود. آیا منابع تاپی چرب تر از استفاده از ابزار تروریزم در منطقه خواهد بود؟ این پرسش ها از مسائل کلیدی هستند که چگونگی تطبیق این پروژه به آن وابستگی مستقیم دارد. کشور های پاکستان و هند دو رقیب دیرینه هر دو منافع مشترک در این پروژه دارند. افغانستان میدان این رقابت ها هم از اهمیت ویژه ای برای این کشور ها برخوردار است. آیا کشور های هند و پاکستان برای کسب بیشتر حاضر خواهند بود تا برای امنیت منطقه بخصوص افغانستان کمک کنند و دست از رقابت در درون خاک افغانستان بردارند؟ در این میان افغانستان امیدوار است که با گشایش این طرح، کشورهای منطقه، به‌ویژه پاکستان به دلیل نیازمندی به گاز ترکمنستان، تعهد جدی ‌تری را در قبال مسئله امنیت این طرح و کمک به امنیت در سراسر افغانستان نشان دهد. در کار تامین امنیت افغانستان کمک کنند و تروریست های بین المللی را که برای سالیان متمادی در افغانستان رخنه کرده و از پایگاه های خود از کشور های بیرونی برای بر آورده شدن مقاصد شان استفاده میکنند سرکوب کنند. بر علاوه چنان که نیاز هر دوکشور دخیل در بحران افغانستان (هند و پاکستان) شدیدا به انرژی است بنا هر دو کشور باید در امر تامین امنیت این طرح کمک کنند تا از درک تامین انرژی، نیاز های شان مرفوع شود. همچنان این فرصت بزرگ و طلایی برای افغانستان است تا هم از لحاظ اقتصادی بهبودی را در وضعیت اش شاهد باشد و پروژه های نظیر آن را نصیب شود و هم از لحاظ امنیتی همکاری صادقانه کشور های همسایه بخصوص پاکستان را به لحاظ منافع اقتصادی با خود داشته باشد.

.

 

 

  

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)