یکشنبه، ۳  اپریل  ۲۰۱۶

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

عبدالصابر نورزاد
 استاد دانشگاه و فعال سیاسی

 

 

صلح پدیده ی که همه تشنه ی آن و چشم به راه آن اند اما تا چه زمان باید انتظار کشید، تا این رویای دیرینه و همیشگی به واقعیت مبدل شود؟ اگر پاسخ برای این همه پرسش ها؛ آری است پس چه زمانی و به چه قیمتی صلح تأمین خواهد شد؟

مدتهاست که شاهد بگو مگو های فراوان و چانه زنی های بیشماری، در راستای تامین صلح بوده ایم، اما دست آورد های قابل ملاحظه ازین همه تلاشها چندان ملموس نبوده است و نتیجه این همه تلاش ها امروز ضرب صفر است. دقیقاً چالش ها فراروی تامین صلح پایدار و سرتاسری در کشور فراوان اند و از پیچیده در امر تامین آن رنج می برد. به اصطلاح عام کار در کجا می لنگد؟ برای رسیدن به این آرمان، گاهی دامن آمریکایی ها را گرفتیم و گاهی هم پاکستان را منجی تامین صلح قرار دادیم. سرمایه گذاری های که از آغاز تا کنون در رابطه به پروسه صلح صورت گرفته است و مبالغ هنگفت و وافری که در این عرصه به مصرف رسیده هیچ دردی را دوا نکرده، جنگ و خشونت هنوز هم در کشور بیداد می کند. اما با وجود این همه تلاش ها باور بر این است که: برای دستیابی به صلح با عزت، میتوان به شکل ذیل فهرستی از نکات عمده و اساسی را برای تامین آن قید قلم کرد:

اول: قانع ساختن متحدان بین المللی دولت افغانستان مبنی بر این که صلح در افغانستان به معنی صلح در منطقه و جهان است زیرا اکثریت شبکه ها و لانه های تروریستی در داخل و نزدیک مرز های این کشور فعالیت گسترده دارند. در این زمینه کمک و همکاری این متحدان باید در این راستا وجود داشته باشند. که تحقق یافتن و یا هم نایل شدن به این مراد کاریست بسا دشوار و در حال حاضر ناممکن. دلیلش هم کاملا مشهود است زیرا همه مسایل بر میگردد به منافع غول های جهانی و تا زمانی که منفعت ما در منفعت کشور های بزرگ جهان گره نخورد رسیدن به این مهم دشوار ممکن نخواهد بود.

 دوم: رفع اختلافات درونی میان سران سابقه دار تنظیمی هم میتواند گزینه دیگری برای رسیدن به پدیده تحت عنوان صلح باشد. که از جزیات بیشتر آن همه آگاهی کامل دارند و پرداختن به آن به طور مفصل از حوصله نوشته حاضر بیرون است.

 سوم: گزینه دیگری که میتواند بیشتر کارا واقع شود تقویت و حمایت قاطعانه و صادقانه از نیروی های امنیتی افغان است. هزینه هنگفتی که در حمایت از پروسه صلح به مصرف میرسد اگر در راستای تقویت نیروهای امنیتی این خطه به مصرف برسد ممکن نتیجه مطلوب تری بدست بیاید. تا حال هر آنچه که مورد غور و بررسی قرار گرفت یک طرف قضیه را در بطن خویش جا داده بود، حال بایست زاویه دوم قضیه، که در واقع زاویه بنیادی و سازنده را در این مبحث به خود اختصاص داده است و همانا مجهول بودن طرف در این بازی شطرنج میباشد را مورد بحث قرار دهیم.

آری، آنچه که بیشتر کار را به درازا کشانیده و پروسه صلح را مختل ساخته، دقیقا ابهام در چگونگی هویت طرف مقابل است. بُعد دومی قضیه از آنجا سرنوشت ساز و کلیدی محسوب میشود که طرف مقابل آدرس مشخص ندارد تا مخاطب قرار گیرد و  تا زمانی که از هویت و یا آدرس طرف تشخیص دقیق صورت نگیرد به هر اندازه که در این راستا سعی و تلاش متدوام برای  مذاکرات بابت کشانیدن مخالفان به پای میز مذاکره  صورت بگیرد نتیجه به جای نخواهد رسید و جز ضیاع وقت، مصارف بیجا و هنگفت از بودیجه دولت (بیت المال) و عوام فریبی و خود فریبی چیزی بیشتر نخواهد بود. آنچه که بیشتر سیاسیونْٰٔ، مطبوعات، کارشناسان امور و به طور اخص  مقامات و سران حکومت دو سره (وحدت ملی) که دانه های اصلی شطرنج در این بازی محسوب میشوند را گیچ ساخته و به سمت ترکستان روانه ساخته،  ابهام در هویت جانب مقابل است.

حالا پرسش اینجاست که طرف واقعی و اصلی در این روند کی ها استند؟ میزبان باید از کدام جناح مهمان نوازی کند تا رضایت ٖاش را کسب کند؟ حزب اسلامی، داعش، القاعده، شبکه حقانی و یا هم طالبان؟

در قدم نخست باید پای کدام یکی ازین جریان ها به میز گفتگو کشانیده شود؟ و آیا نیت یا مراد این دسته ها در واقع تامین صلح خواهد بود و یا هم معامله روی سمت های اساسی دولت، تصاحب سرمایه، کشانیدن پای هواداران خویش به پایگاه های بلند دولتی و . . . خواهد بود؟ قیمت این تفاهم یا جورآمد چه مقدار خواهد بود؟ این همه پرسش هایست که در ذهن تک تک مان خطور میکند و زمان به آن پاسخ خواهد داد.

 

 

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)