سه شنبه، ۲۳ جون ۲۰۱۵

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


عبـــدالــوکـیـل کـــوچـــــی

 

 

گروه های تند رو اسلامی

و جنگهای نیابتی نو استعماری

 

به یزدان اگر ما خرد داشتیم

نشاید چنین روز بد داشتیم

(فردوسی)

 

گروه های ساخت عربی، عجمی و پاکستانی مسبب جنگهای نیابتی و ابزاری در دست قدرتهای است که بوسیله آنها شعله های جنگ در گوشه و کنار جهان زبانه میکشد. طوری که معلوم است ایجاد بشریت از همان دوره آغازین با زد و خورد همراه بوده و از پیدایش آدم تا ایندم ادامه دارد. سلطه جویان جهان از قرنها تا بدینسو اکثریت نقاط جهان را در اثر لشکر کشی های متعدد و حملات خونین مورد تجاوز قرار داده اند و برای تطبیق اهداف و استراتیژی های توسعه طلبانه خود به منظور غصب سرزمین ها، تاراج ثروت ها، غارت میراث های فرهنگی و انهدام تمدنها و بنا های تاریخی، کشور ها را بخاک و خون کشانیده و همچنان قاره ها را تحت مستعمره خود درآورده اند. گرچه استعمار پیشینه کهن دارد اما تاریخ جدید آن از قرن شانزدهم پس از آنکه قدرت های سلطه جو از مرزهای ملی شان تجاوز کردند برای ناتوان ساختن ملتها، تقسیم سرزمینها و ایجاد امپراتوری مستعمراتی که یکی از مشخصه دوران امپریالیستی بشمار میرود با راه اندازی جنگهای صلیبی و جهانکشایی های مکرر، مردمان افریقا را به بردگی کشانیدند، جوامع هند و چین را منهدم و با نسل کشی سرخپوستان امریکایی و حملات تجاوز گرانه در دیگر نقاط جهان، حقوق و آزادی های مردم را پامال نمودند. و اما مردم آزاده جهان آرام ننشسته از همان آغاز تجاوزگری، با عکس العمل های انقلابی و راه اندازی جنبش های آزادیبخش، قیام ها و خیزش های مردمی و موج نهضت های رهایی بخش، پرچم مبارزه را علیه سیطره سیاسی و اقتصادی امپریالیستی در گوشه و نقاط جهان بر افراشتند با گسترش تحولات سیاسی و نظامی و درگیری های خونین بر سر تقسیم جهان که منجر به دو جنگ جهانی گردید در نتیجه آن در بیش از یکصد کشور جهان زنجیر استعماری درهم شکست و در جغرافیای جهان تغییرات بزرگی رونما گردید. که مهمترین آن تحکیم جنبش سوسیالیستی در راس اتحاد شوروی بطور کل بلاک شرق و از سوی دیگر تجدید قوای کپیتالیستی موسوم به بلاک غرب در برابر هم قرار گرفتند و درین راستا اوضاع سیاسی نظامی جهان بکلی عوض شد و سرنوشت مردمان و ملت ها با گرایشات متضاد و عده یی به خط سوم گره خورد که در نتیجه آن استعمار گران دیگر نمی توانستند با میتود هجومی و لشکر کشی مستقیم به کشور ها سلطه خود را قایم کنند. ولی در اثر پیشرفتهای تخنیکی و گسترش صنعت که منجر به رشد سرمایه و تراکم تولید گردید، نظام های سرمایداری خصلتا به پرورش نوین بهره کشی متوسل شدند و با ایجاد سیاست های تفرقه افگنانه در بین مردمان و ملتها و تشدید جنگ سرد که خود پیش زمینه یی برای تحکیم پایه های نیو استعماری بشمار میرفت دست یازیدند. آنان با تغییر شکل استعمار و سیستم بهره کشی جدید و براه انداختن تبلیغات و پروکاسیون بی پایان، در بین جهانیان زیر نام های:

خطر کمونیزم

خطر القاعده

خطر فنده منتالیزم و حتا

خطر ایران

ترس و تخویف ایجاد نموده در قدم نخست اروپا را به اصطلاح از خطر کمونیزم برحذر داشتند و در پی آن قدرت روز افزون خود را نفوذ دادند. در آسیا زیر نام، اسلام گویا در خطر است جنگ را برنامه ریزی کردند و در راستای افسانه سازی دفاع از دین اسلام، در تبانی با مداخله گران کافر و مسلمان گروه های "مجاهدین" بوجود آمد. آنگاه که اتحاد شوروی از هم پاشید، "طالب" و "القاعده" به ظهور رسانیده شد و قدرتهای سلطه جوی این بار با نیرنگهای تازه و بهانه های جدید زیر نام دفاع از دموکراسی روی صحنه ظاهر شدند. که در اثر آن کشور های شرق میانه و بیش از همه عراق قربانی جنگها و نیرنگها گردید و اخیراً کشور های دیگر را زیر نام خطر ایران به ترس و رعب روبرو ساختند که بموجب آن در ازاء فروش اسلحه پیشرفته میلیارد ها دالر بدست آوردند. طوریکه معلوم است آنان مذبوحانه تلاش می کنند تا اسلام را از خطر کافر و کافران را از خطر اسلام گویا بر حذر ساخته خود از آن بهره برداری کنند. بگونه مثال به درازا کشیدن مذاکرات هسته یی، صحنه سازی های جنگ در شرق میانه و افغانستان گواه زنده این مدعاست. طوری که دیده میشود موجودیت خطر ها و پروسه خطر سازی زیر نام "مجاهد"، "طالب"، "القاعده" و "داعش" همچون مسبباتی است که پروسه جنگ را طولانی و خصلتا فرسایشی ساخته و کشورها را در آتش جنگهای نیابتی نیو استعماری فرو می برد زیرا نقاط آسیب پذیر جهان بناگزیری لشکر عظیم و پایگاه بزرگ را متحمل میشود. واضح است که ادامه چنین جنگها پیامد های نا گواری بروی سرنوشت ملتها خواهد داشت که از تجزیه و تقسیم کشور ها گرفته تا گرفتن جان مردم، نان مردم، صحت و سلامتی مردم، هستی مردم، استقلال حقوق و آزادی های مردم همه و همه مصیبت هاییست که جنگها با خود حمل میکنند.

 کشور ما افغانستان که در زمان استعمار انگریز طی یک سازش و معامله با روس تزاری بین دو ابرقدرت بحیث یک سرزمین حایل و دست نخورده با قی ماند چندین مرحله از کاروان ترقی و تعالی عقب افتاد. آنگاه که در زمان اعلیحضرت غازی امان الله خان ستاره اقبال مردم تابیدن گرفت از یکسو موجودیت جهل و پسمانی، کمبود فرهنگ و دانش و از سوی دیگر دسایس شوم استعماری نهضت جوان امانی را ناکام ساخت. بار دیگر دوران حکمرانی نیم قرنه خاندان ملوکانه، یک مرحله تاریخی کشور را از کاروان ترقی و تعالی عقب زد.

این بار "مجاهدین" که به کمک غربی ها در خاک پاکستان تربیه و تجهیز گردیده بودند، به عنوان مدافعین اسلام برعلیه دولت مردمی برخاستند و پس از عودت قطعات نظامی شوروی هم نتوانستند از جنگ برعلیه دولت جمهوری دموکراتیک و قانونی افغانستان دست بردارند و با انتقال قدرت بدست "مجاهدین" و پس از آن "طالبان"، افغانستان یکبار دیگر در گرداب آتش و خون فرو رفت و راه برای هجوم دشمنان سوگند خورده افغانستان و لشکر بیگانه هموار گردید و در سایه دود و باروت جنگ، "داعش" را به ظهور رسانیدند که در نتیجه آن جنگ اسلام با اسلام شکل تازه بخود میگیرد.

مسلمان با مسلمان جنگ کردن

نزاع و حیله و نیرنگ کردن

چه باشد بد تر از این که به میهن

حضور غیر را پر رنگ کردن

به هیچکس پوشیده نخواهد بود که ظهور "داعش" و سرازیر شدن گروه های مسلح از آنسوی مرزها زیر نام مهاجر و جابجایی آنها در گوشه و نقاط کشور زمینه ساز بزرگی برای تاخت و تاز بیگانگان و بخصوص تروریستهای پاکستانی در کشور ما میباشد که بموجب آن استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ما را زیر سوال خواهد برد.

دولت ضعیف وابسته به خارج با ترکیب و خصلت متناقض در اثر تطمیع، سازش و معاملات پشت پرده با سکوت مرگبار از کنار توطیه دشمنان افغانستان میگذرد. در حالیکه مسئوولیت عواقب خطرناک توطئه را در قدم اول دولت بدوش داشته که میباید در برابر ملت جوابگو باشد. در حال حاضر مردم افغانستان بخوبی میدانند که جنگ، فقط جنگ دین نبوده بلکه استراتیژی دشمنان سوگند خورده افغانستان با راه اندازی جنگ های نمایشی و نیابتی راه را برای حضور خود در کشور ها هموار ساخته و برای بدست آوردن اهداف خود برنامه ریزی میکنند. چنانچه در اثر مداخلات و تجاوز مستقیم و غیر مستقیم رژیم های پاکستان و ایران، همین اکنون گفته میشود در پانزده ولایت کشور جنگ شدید جریان دارد بگونه مثال بیجاشدن هزاران خانه وار در ولایات قندز و ننگرهار، تشدید حملات هجومی در ولایات بدخشان و شبرغان جایی که ثروتهای زیر زمینی و استراتیژیک کشور در آن نهفته است ادامه دارد. که اجیران جنگی همچون زاغ و زغن بر سر آن میریزند. طبعیست که دوام چنین جنگ های خانمان برانداز پای بیگانه گان را به کشور ما میکشاند و حریم مقدس کشور ما تحت تجاوز دشمنان افغانستان قرار میگیرد. مرگ بر متجاوزین، دست تجاوز از حریم مقدس کشور ما کوتاه !

با چنین اوضاع و احوال، کشوری که زیرساختار های اقتصادی آن منهدم گردیده زراعت آن تخریب، جوانان آن بیکار و پیران بیمار با داشتن صدها هزار معیوب و معلول، و مردم آن در آتش جهل و فقر و مرض دست و پا میزنند و روز تا روز حلقه زندگی توسط زورگویان و مستبدین در گلوی شان تنگ و تنگتر میشود، پس راه نجات آنها چی خواهد بود.

با توجه به نظریات جمعی سروران قلم و اندیشمندان وطنپرست و ترقی خواه میتوان گفت که راه حل معضله افغانستان از سه طریق میسر و امکان پذیر خواهد بود.

یکم، همبستگی عمومی و سراسری کلیه احزاب وطنپرست و ترقی خواه وطندوستان واقعی و دوست داران ترقی و عدالت و کلیه دادخواهان و مبارزین راه آزادی در یک صف واحد وطنخواهانه با فراخوان سراسری در داخل و خارج کشور برای تصمیم گیری مشترک و بمنظور پیدا کردن راه حل های قابل قبول برای همه طرفهای ذیدخل داخلی و خارجی.

دوم، مراجعه به نهاد های بین المللی، ارایه طرح های مشخص به جامعه جهانی و ساز مان ملل متحد و پیگری درین زمینه.

سوم، تحکیم همبستگی وطنپرستانه و تمرکز فکری و مراجعه به خرد جمعی تمام نیروهای ترقی خواه و صلحدوست کشور. تنها با گذشتن از کینه ها و کدورت ها و بریدن فاصله ها و تحمل همدیگر خواهیم توانست راه حلی برای نجات وطن از حالت کنونی پیدا کرد تنها راه نجات وطن از تهلکه کنونی همانا وحدت و همبستگی سراسری ملی و صلحدوستان واقعی کشور است که به عنوان تاکید باید گفت در صورت اتحاد سراسری و همبستگی ملی و گسترده، میتوان راه نجات کشور را بدست آورد. تا دیر نشده باید مردم از خواب گران بر خاسته و از خوشباوری ها و نیرنگهای دشمنان افغانستان خود را رها ساخته تا بتوانند سرنوشت خود و کشور خود را مستقلانه بدست گیرند.

عبدالوکیل کوچی

 

  مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها بوده

و الزاماً بیانگر نظرات و دیدگاه ادارۀ سایت اصالت نمیباشد.