یکشنبه، ۷  فبروری  ۲۰۱۶

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

عبدالناصر نورزاد استاد دانشگاه کابل

 

امریکا و تراژیدی حضور درازمدت در افغانستان

آیا خروج امریکا از جغرافیای افغانستان نزدیک به واقعیت است؟

 

علی الرغم نبرد پانزده ساله امریکا در افغانستان، زیر نام مبارزه با تروریزم جهانی، شرایط در این کشور بدتر از قبل شده است. ختم این نبرد که یکی از درگیری های طولانی مدت نظامی امریکا در جهان است، یکی از اهداف بارک اوباما رییس جمهور این کشور قبل از ختم دوره ریاست جمهوری اش است. با این وصف ترک افغانستان برای امریکا بنا بر دلایل امنیتی و اقتصادی مساعد بنظر نمیرسد.

در شرایط کنونی که خشونت ها افزایش یافته و شورشیان طالب هم به تشدید حملات خود پرداخته اند و از طرفی داعش هم در تلاش یافتن جای پای در این کشور است، شرایط خیلی ها بغرنج و پرچالش جلوه میکند. این در حالیست که با وجود حضور صدها هزار سرباز خارجی که در قالب یک ائتلاف جهانی بر ضد تروریزم در افغانستان بر ضد شورشیان مصروف نبرد بوده اند؛ این کشور یکی از مکانهای خطرناک در دنیا محسوب می شود. در کنار آن مشکلات اقتصادی که فرایند زنده گی عادی مردم را کاملا تحت تاثیر آورده به یکی دیگر از مشکلات حاد فراراه حکومت این کشور است. سربازان ارتش و پُلیس افغانستان در سیزده ماه اخیر که بار جنگ را مستقلانه و به تنهایی بر دوش می کشند، تلاش دارند تا حملات گسترده شورشیان را به عقب برانند. در این حال رییس جمهور اوباما برای دومین بار تصمیم گرفته تا روند خروج تدریجی نظامیان امریکایی را از افغانستان به تعویق بیاندازد. قرار بود تا ختم سال ۲۰۱۷ میزان سربازان امریکایی از ۹۸۰۰ تن به ۵۵۰۰ تن برسد ولی تشدید و اوج گیری خشونت ها در این کشور، ظاهراً اجرای این روند می شود و ممکن اجرای این طرح به رییس جمهور بعدی امریکا واگذار شود.

با وجود این که حضور گسترده امریکا در افغانستان نتوانسته بر امنیت و اقتصاد این کشور تاثیر قابل ملاحظه ای داشته باشد و این کشور فقیر که به علت چهار دهه خشونت تمام زیر بناهای اقتصادی خود را از دست داده، هنوز هم به عنوان یکی از کشور های فقیر، ناامن و فاسد جایگاه خود را حفظ کرده است.

در ضمن یک جمع قابل ملاحظه ی از سناتوران اعم از دموکرات و جمهوری خواه به این نظر اتفاق دارند که کاهش تعداد سربازان امریکایی از افغانستان یک تصمیم منطقی نخواهد بود.

تصمیم رییس جمهوری امریکا ابتدا بر ترک تدریجی نظامیان امریکایی از افغانستان به اساس جدول زمان بندی شده بود. قرار بود تا ختم سال ۲۰۱۷، ۱۰۰۰ نظامی این کشور در افغانستان باقی بماند. ولی تابستان گذشته امریکا بنابر برداشت های سیاستمداران و پالیسی سازان این کشور، به آن تجدید نظر کرد و اذعان نمود که با در نظرداشت شکننده گی اوضاع در افغانستان، امریکا نمیتواند روند خروج را تا ختم سال ۲۰۱۶ عملی نماید. قرار است تا این ۹۸۰۰ نظامی امریکایی نه تها در عملیات های نظامی ضد هراس افگنی اشتراک نماید، تمرکز عمده آنها روی آموزش و تجهیز نیروهای رزمی افغانستان خواهد بود.

سال ۲۰۱۵ یکی از سال های خونین و دشوار برای نظامیان و مردم افغانستان بود و میزان تلفات نظامیان افغان به اساس آمار منتشر شده به ۲۰۰۰۰ زخمی و کشته میرسد که اگر این گراف و آمار دقیق باشد، وضعیت تکان دهنده ای را در میدان های جنگ  نشان میدهد. همزمان با جبهه های جنگ در شمال کشور، جنگ در جنوب نیز نگران کننده است. ولایت هلمند یکی از ولایات نا امن است که منبع در آمد شورشیان هم از همین ولایت تامین می شود. به اساس تخمین ها در حدود ۳ ملیارد دالر از درک کشت تولید و قاچاق مواد مخدر برای شورشیان تامین مالی می شود. اگر چه با عملیات نظامیان امریکایی و افغان در ولایت قندهار ذخیره گاه عمده مهمات و تجهیزات شورشیان و همکاران خارجی شان کشف گردیده و حدود ۱۵۰ تا۲۰۰ شورشی در آن کشته شدند ولی نا امنی در جنوب نیز در حال گسترش است. 

با در نظرداشت شرح امنیتی و حالت وخیمی که ممکن است در بهار سال آینده در وضعیت جنگی جبهات رخ بدهد، اگر یک طرح اساسی برای مهار دهشت افگنی و شورشگری رویدست گرفته نشود و قابلیت های بازبینی و خلا های امنیتی پر نشود ممکن است وضعیت بدتر از سال گذشته باشد. ولایت های بغلان، کندز، تخار، فاریاب، سر پل و بدخشان با زیر مجموعه ها و عواملی که میتواند در وخیم ساختن اوضاع در شمال کشور تاثیر گذار باشد، اوضاع در جنوب نیز قناعت بخش نخواهد بود. ولایت های هلمند، زابل، قندهار، وردگ، غزنی و لوگر در جنوب و ولایت های لغمان، ننگرهار، کنرها و نورستان در شرق در تهدید بلند امنیتی قرار دارند و امکان هر نوع دسیسه دشمن در این ولایات وجود دارد. با این حال ترک افغانستان از سوی امریکا بدون آنکه به تعهدات خود عمل نماید، نه تنها برگرداندن افغانستان به قبل از حادثه یازدهم سپتمبر است بل جفای است که امریکا با ارتکاب آن نشان خواهد داد که نه تنها قادر به تامین امنیت یک کشور فقیری مثل منحیث یک ابرقدرت نیست بل توانایی رویارویی با رقبای منطقوی و بزرگ را نیز ندارد.

فدراسیون روسیه، چین، ایران و هندوستان از جمله کشور های عضو پیمان شانگهای هستند که نگرانی بیشتری از ترک نا به هنگام افغانستان از سوی جامعه بین المللی بویژه امریکا هستند. نگرانی آنها از ظهور و گسترش تروریست های است که با خالی شدن میدان از سوی امریکا دست بکار شده و از افغانستان لانه امن هراس افگنی برای گسترش آن بسوی این کشور ها بسازد.

پس اگر امریکا به این زودی ها تصمیم به ترک افغانستان را داشت شاید مصرف مقدار گذاف پول در ۱۴ سال گذشته را بدون سنجش کرده باشد؟ و یا هم امریکایی ها وضعیت افغانستان را درست مطالعه نکرده بودند؟ در حالیکه این نزدیک به واقعیت نیست. هنوز هم بسیاری حساب ها تصفیه نا شده باقی مانده است که لازم است به بعضی از آنها بپردازیم:

1.    مسئله ایران و سرنگونی رژیم آن و اما شاید در دراز مدت چون برای حال حاضر ظاهراً اختلاف ها با ایران روی قضیه هسته یی این کشور حل شده است اما نظر به ماهیت غرب، هیچ کشور اسلامی نمی تواند قدرت هسته یی باشد؛

2.    حضور درازمدت در افغانستان و ایجاد پایگاه های نظامی بعنوان عامل بالقوه در مقابل پیمان شانگهای؛

3.    تطمیع پاکستان بعنوان شاگرد بی وفا و غیر متعهد در منطقه؛

4.    زیر فشار قرار دادن چین و روسیه در عرصه های اقتصادی و نظامی و نظارت از عملکرد آنها در منطقه و اقدامات بموقع در مقابل آن.

 

این تنها میتواند بعنوان عامل برون مرزی حضور در افغانستان مطرح گردد در حالیکه حساب های داخلی در افغانستان هنوز هم حل ناشده باقی مانده اند و امریکا می خواهد بگونه ای تدریجی وارد عمل می شود تا تقسیم اوقات از قبل تعیین شده را عملی نماید. بگونه ای مثال:

5.    ایجاد یک حکومت قابل اعتماد برای امریکا در افغانستان. اگرچه بعداز رویکار آمدن حکومت وحدت ملی این آرزوی امریکا تا حدودی تحقق یافته است؛

6.    کنترول و گسترش فعالیت های تروریستی در افغانستان و ماورای آن؛

7.    تضمین درازمدت به منظور حضور دیر هنگام در افغانستان؛

8.    حذف فزیکی تمام سیاسیون مخالف امریکا در افغانستان اعم از جناح های راست و چپ؛

9.    بهره برداری از تمام منابع زیر زمینی افغانستان به شکل تدریجی.

پس اگر این همه فعالیتها و اقدامات تا هنوز  انجام نشده اند و تمام منابع در افغانستان دست نخورده باقی مانده است آیا منطقی خواهد بود تا تصور کرد که امریکا به این زودی ها افغانستان را بعنوان یک نقطۀ استراتیژیک ترک نموده و میدان را برای رقبای منطقوی رها خواهد کرد؟

بر علاوه اگر این پروژه به این آسانی و سادگی طراحی شده بود دیگر نیاز به طراحی حملات یازده سپتمبر نبود! دیگر نیاز نبود تا امریکا هم با خود هم با مردم و هم با جهان در کشاکش باشد و از موضع جنگ در افغانستان دفاع نماید.

با توجه به موضوعات بالا میتوان اذعان کرد که حضور امریکا در افغانستان وقت فرسا، درازمدت و زمانگیر خواهد بود و تمام محاسبات زمانی درست از آب در خواهد آمد که زمان بموقع ختم حضور در افغانستان برسد.

 

.

 

 

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)