دوشنبه، ۶ اپریل  ۲۰۱۵

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد


 

جمال عبدالناصر نورزاد

 

 

یک تحلیل در باب وضعیت جاری در کشور و

 پایه های لرزان حکومت وحدت ملی

 

عبدالناصر نورزاد استاد دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل:

وضعیت کشور همواره دو بعد داشته است: اول بعد داخلی که مربوط و منوط به قضایا و رخداد های داخلی میشود. دوم بعد خارجی قضایا در کشور که مربوط به موضع گیری های کشور های خارجی چه در بعد منطقوی و چه در بعد جهانی می شود.

وضع کشور را در بعد داخلی حداقل برای حال حاضر به گونه مختصر میتوان به دو بخش سیاسی و نظامی توام با پشتیبانی های اقتصادی چنین تحلیل نمود:

وضعیت سیاسی در کشور از مشروعیت نظام گرفته تا کار آمدی آن؛ از ترکیب و تشکیل کابینه تا اختلافات درونی سران حکومتی، از روابط و امکانات برای حل قضایای داخلی، همه و همه در یک معمای گیر مانده اند که به تحلیل گرفتن آن ها ظاهرا کاریست ساده و عملا مملو از دشواری ها. مشروعیت نیم بند حکومت با تاخیر در تشکیل کابینه در ارتباط مستقیم قرار دارد. اگر حکومت وحدت ملی برهبری آقایان غنی و عبدالله به اختلافات در موارد مهم از جمله تشکیل کابینه، موضع گیری های اخیر در قبال رخدادی های جهان نظیر بحران یمن و تشکیل کمیسیون اصلاح انتخاباتی به موافقه نرسند و روی یک چارچوب مشخص و منطقی توافق نکنند، بحث مشروعیت ساختاری نظام از دید سیاسی زیر سوال خواهد رفت. این زیر سوال رفتن مشروعیت، آتشی است در آسیاب دشمنان داخلی و خارجی نظام موجود. بحث انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات پیشروی پارلمانی دو مولفه ی هستند که نظام را از دید سیاسی یا کاملا فلج خواهند ساخت و یا پایه های آن را لرزان تر خواهد کرد. چیزی که عملا در گفتمان سیاسی موجود به یک اصل تبدیل شده است. مخالفان با بهره گیری از وضعیت موجود تلاش دارند تا ضعف های نظام را بر ملا ساخته و از آن استفاده ابزاری نمایند. این اصل اگر چه تا کنون از طرف دولت وحدت ملی جدی گرفته نشده است ولی آهسته آهسته به تهدید بالقوه در برابر آن تبدیل خواهد شد.

اختلاف در تشکیل کابینه و توافق روی یک میکانیزم یا شایسته سالاری و یا هم میزان تعهد و وفاداری به هر دو کمپ انتخاباتی میتواند یکی از گزینه ها باشد. یعنی اگر افراد شایسته مورد قبول یکی از طرفین نباشد، میتوانند از گزینه های قبلی استفاده کنند. این کار در ذات خود کارکرد و کفایت حکومت فعلی را که داد از شایسته سالاری و تغییر در ساختار میزند را شدیدا آسیب پذیر می سازد ولی برای فعلا کار ساز است.

وضعیت نظامی با شروع سال جدید و آغاز فصل جنگ توام با ظهور گروه موسوم به داعش، فرسایشی تر از گذشته خواهد بود. نوع نگاه دولت افغانستان نظر به مخالفین مسلح نظام که در یک جبهه واحد در برابر آن صف آرایی میکنند، نسبت به نگاه خارجیان بخصوص حامیان نظام سیاسی افغانستان کاملا متفاوت است. تقویت و تجهیز ارتش ملی توام با پشتیبانی دوامدار از این نیروها، زمینه را برای نبرد های گرم در میدان های داغ افغانستان مهیا می سازد و از طرف دیگر به کشور های ذیدخل اجازه میدهد تا استفاده از جو موجود در افغانستان برای نبرد های نیابتی و یا "پروکسی وار" بپردازند. نفس تحولات در سال های اخیر به گونه ای بوده است که امکان هر گونه مدخله را مساعد ساخته است. صف آرایی طالبان به شکل جبهه یی و دیگر گروه های تروریستی در برابر نظامیان افغان، نمودار تازه ای مبتنی بر حمایت قوی کشور های ذیدخل در گرم نگهداشتن میدان رقابت در افغانستان است. از کجا معلوم که سال پیشرو به برد جبهه یی یکی از کشور های درگیر در قضیه افغانستان مبدل شود.

از دید نظامی نیروهای نظامی افغان از لحاط معنوی از روحیه خوب جنگی بر خوردار هستند. ولی آنچه وضعیت را متشنج ساخته دو علت دارد: اول عقبه متزلزل سیاسی و عدم موجودیت عزم و اراده سیاسی سیاسیون افغانستان برای نبرد و ریشه کن کردن لانه های تروریزم است که قسمت اعظم آن در آن طرف مرز قرار دارد. اختلافات و نبود عقیده لازم سیاسی به نفس جنگ مشروع، جهت کسب منافع درون سازمانی با حمایت و پشتیبانی سیاسی و ارگانیک دولتی، به گونه ای از روحیه لازم جنگی نظامیان افغان میکاهد. این مسئله در دراز مدت برای آینده ارتش افغانستان مشکل ساز خواهد بود. سیاسیون افغانستان باید با تمام قوت و امکانات در برابر تزلزل ناشی از تغییر اقلیم جنگی قرار بگیرند و مانع فروپاشی آن شوند. دوم؛ جنگ افغانستان مدت زمان کوتاهی می شود که شکل جبهه یی بخود گرفته است. این رویکرد در نحوه جنگ طالبان با دولت افغانستان، نمایانگر تغییر اقلیم جنگ و بازگشت به سوی جنگ های کلاسیک است که وخیم تر شدن اوضاع را می نمایاند.

اقتصاد لرزان و لجام گسیخته کشور از ابتدا هم وابسته به کشور های خارجی بود. نفس تحولات در سیزده سال گذشته بگونه ای بوده است تا دولت افغانستان در آینده ها هم وابسته به کمک های خارجی باشد. کسر بیلانس تجارت، غیر متوازن بودن میزان صادرات بر واردات، کسر بودیجه و افزونی خرچ نسبت به عاید از دید اقتصادی شکننده گی نظام اقتصادی افغانستان را نشان میدهد. کشور ما متکی به بازار های بیرونی است. حتی غله جات و سبزیجات که کشور زراعتی مثل افغانستان که باید خود یکی از صادر کننده گان آن باشد، از بیرون وارد می شود. این وابستگی اقتصادی هم کشور را به لبه پرتگاه کشانده است. افغانستان بشمول مصارف قوای مسلح سالانه در حدود ۱۶ میلیارد دالر مصرف دارد که تنها قادر به تمویل و پرداخت ۴ تا ۵ میلیارد دالر آن است.

خرید برق برای کشور هم کمر شکن است. افغانستان با اختیار داشتن منابع آبی فراوان، همه ساله برق مورد نیاز خود را از بیرون وارد میکند. هزینه برخاسته از آن سالانه ۱۸۵ میلون دالر است. افغانستان حتی نتوانسته راه ترانزیتی فعال برای کشور های جنوب آسیا، آسیای میانه و خاور میانه باشد. نقطه استراتیژیک افغانستان برای گذرگاه و بنگاه اقتصادی و مسیر مهم اقتصادی، میتواند تا حدی زیادی نیازمندی های کشور را از بابت مصارف اقتصادی مرفوع بسازد.

قرار بود پروژه کاسا یکهزار جهت انتقال برق به کشور های هند و پاکستان رویدست گرفته شود که در صورت تطبیق آن سالانه تا ۵۰۰ میلون دالر عاید نصیب دولت افغانستان میگردید و نیازمندی ها آن از بابت برق هم مرفوع می شد، که نشد.

کم شدن میزان کمک های اقتصادی برای افغانستان ضربه محکمی را بر پیکر نیمه جان این کشور وارد کرد. طول کشیدن انتخابات و عدم رویکار آمدن حکومت جدید در وقت و زمانش همزمان با عدم پوره شدن تعهدات در قسمت مبارزه با فساد از علت های اصلی آن بود.

در بعد خارجی دولت افغانستان در سیزده سال گذشته با متوازن نگهداشتن روابط با کشور های که رقیب همدیگر در عرصه بین المللی هستند، توانسته بود بیلانس روابط در عرصه سیاست خارجی و روابط منظم خارجی را حفظ کند. داشتن روابط همزمان با چین، هند، روسیه، ایران، امریکا، انگلیس، اتحادیه اروپا، کشور های عربی . . . . در تاریخ افغانستان بی سابقه بوده است. ولی با رویکار آمدن حکومت وحدت ملی، این توازن جایش را به غیر متوازن بودن خالی کرد. روابط با پاکستان و بی علاقه گی با هند، اعلام حمایت از عربستان و قرار گرفتن در برابر ایران، امضای پیمان امنیتی با امریکا و ناتو زیر زنخ پیمان شانگهای از سردی روابط با یک تعداد کشور ها و گرمی با قطب مخالف آن سخن میگوید.

مداخله و جنگ غیر مستقیم کشور های همسایه در افغانستان برای کسب منافع از جمله موارد بوده است که همواره نگرانی های را از این بابت خلق کرده است. رقابت گرم هند و پاکستان، چین و امریکا، روسیه ایران وامریکا مثال های خوبی برای مصداق این ادعا بوده میتوانند.

پیشنهادات:

        تغییر در قانون و ساختار نظام انتخاباتی برای جلوگیری از حوادث که در انتخابات گذشته رخ داد.

        توافق روی تشکیل کابینه حکومت برای پیشبرد امور حکومتی.

        ترمیم روابط با کشور های همسایه و متوازن نگهداشتن روابط با آنها.

        جدی گرفتن پروسه صلح و تاکید بر حفظ دستاورد های سیزده سال گذشته.

        جدی گرفتن خطر ناشی از داعش و جلوگیری از گسترش آنها در داخل خاک افغانستان

        بازنگری جدی نظام اقتصادی کشور و تامین بودیجه ملی

        داشتن نظر واحد مبنی بر داشتن یک تعریف واضح از دشمن و دوست

        گماشتن افراد شایسته درپُست های دولتی و تعمیم اصل شایسته سالاری در دولت

        اقناع کشور های بزرگ متحد دولت افغانستان از سوی دولتمردان کشور مبنی بر حمایت قوی از پروسه صلح و مانع شدن پاکستان از ترویج و تولید تفکرات تروریستی در منطقه همزمان با وارد کردن فشار های بین المللی بر این کشور.

 

 

 

 

 

(اصالت در قبال مطالب منتشره در دیدگاه ها هيچ مسووليتي ندارد و با احترام به آزادي بیان و دموکراسي

 نميخواهد سانسور نمايد و دست رد به سينه نويسنده گان بزند)