شنبه، ۳۰ جنوری ۲۰۱۶

مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها میباشد

 
عـاصــــــم شــــــــرار

 

 

 

تنها دو راه وجود دارد كه در جهان آينده زيست كنيم، يا بايد نرخ تولد كنونى با شتاب پايين آيد و يا نرخ مرگ و مير به سرعت افزايش يابد، راه ديگرى به نظر نمى رسد. روشن است كه براى بالا بردن نرخ زندگى مرگ و مير راه هاي فراوانى وجود دارد كه ما مزه آنرا چشيده ايم. در اين عصر حرارت هسته اى و هايدروجنى جنگ مى تواند به خوبى و با دقت تمام به انجام برسد. زمان و بيمارى دو عامل مهار طبيعى و كهن در زمينه يي رشد جمعيت هستند. هيچ يك از اين عامل ها هنوز هم از صحنه دور نشده عراق، سوريه، ليبى، افغانستان . . .

به گوشه يى از سخنرانى از مك نامارا در سال ١٩٧٩ مي پردازيم كه اين پيام را براى رؤساى بانك هاى جهان تكرار كرد و در همان جلسه، توماس ايندرس از مقام هاى بلند پايه به وزارت امور خارجه ايالات متحده مطالب زير را بيان داشت:

"در پشت همه اقدامات ما يك اصل تغيير ناپذير وجود دارد. يا بايد رشد جمعيت را كاهش دهيم يا مردم اين كاهش را به شيوه هايى كه ما مي خواهيم به گونه اى خوب و درست اش انجام دهند. در غير اين صورت دچار چنان گرفتارى هاي خواهند شد كه مردم السلوادور، لبنان . . . بدان ها مبتلا هستند. هنگامى كه مهار رشد جمعيت از دست بيرون رود تنها يك دولت مقتدر و شايد يك دولت فاشيست مى تواند اراده كاهش آن را داشته باشد".

بايد بگوييم كه جنگ داخلى مى تواند در اين زمينه يارى رسانِ خوب باشد اما با يك شرط كه بايد و شايد گستردگى لازم و دوام دار را داشته باشد فرض كنيم كه افغانستان نمونه خوبِ مى تواند باشد. براى آنكه بتوان جمعيت را در كوتاه ترين زمان كاهش داد، بايد همه مردمان را به سوى جبهه ها روانه ساخت تا هم منفعت شان حاصل شود و هم برنامه ذكر شده و شمار قابل ملاحظه اى از آنان را كه استعداد باور كردن دارند در جبهه هاى جنگ از ميان برداشت. همچنين بايد نسبت به زنانى كه در سن پچه دار شدن هستند همين گونه اقدامات را خواهند اعمال كرد.

در جهانى كه نخبگان به علت افزايش جمعيت گرايش به زيستن در آن را نداشته باشند راه حل مشكل، كشتار همگانى مردم همان ساحه انتخابى از سوى اداره كننده گان آن است. يك زمانى به باشگاه روم دستور داده شده بود كه براى نابودى ٥٠٠ مليون جمعيت برنامه اى تنظيم كنند.

اين برنامه زير نام گلوبال ٢٠٠٠ (جهان ٢٠٠٠) با گسترش ويروس ايدز در سراسر افريقا و برزيل به طور عملى انجام شد برنامه گلوبال ٢٠٠٠ به طور رسمى، به وسيله ريیس جمهور اسبق امريكا كشور فتنه انگيز به عنوان سياست ايالات متحده مورد پذيرش و استقبال قرار گرفت.

اعضاء كنفرانس باشگاه روم موافقت كردند "عناصر لايهء پايين جامعه بايد زير مهار كامل قرار گيرند و در سن هاى پايين ضمن آموزش به انجام وظايف گمارده شوند. بايد براى پذيرش پايگاه اجتماعى خود آموزش ببينند".

از نظر فنى بايد در طول روز كودكان را در محل هاى دولتى بدون پدر و مادر نگهدارى كرد. با اعمال چنين روش هايى لايه هاى پايين جامعه به دورى جستن از پايگاه اجتماعى خود و حركت رو به بالا در نردبان اجتماعى اميد اندكى خواهند داشت. شكل بردگى كه ما در ذهن داريم براى پديد آمدن يك نظم اجتماعى پسنديده و صلح آميز از بنيان هاى اساسى به شمار مى رود.

با اين برنامه هاى ميتوان پيش بينى كرد كه امريكا به ازاء وعده ثروت بيشتر و جبران خسارات ها، ثروت واقعى خود را بتدريج از دست مى دهند مردم اين كشور در دام نظام مرتجع سرمايه دارى بانكى كه به هيچ روى نمى توان آن را سرمايه دارى اصيل ناميد فرو افتاده اند. در نظام سرمايه دارى بانكى آنچه در ظاهر به نظر مى رسد سرمايه دارى است. اما بنابر آزمون هاى تاريخى نقدينگى در واقع گونه اى سرمايه منفى ميتوان گفت. اين گونه سرمايه دارى نيرنگ پردازى و مخرب است دالر امريكا با آنكه ظاهر پول رايج را دارد اما در واقع بخشى از بدهكارى و وام دارى دولت آن كشور به مردم را به نمايش مى گذارد.

در اخير بايد بگوييم تا جايى كه من آشنايى دارم در برابر چشمان همگان قرار دارد پول رايج از راه جنگ و كشتار كه امريكا بدان تكيه دارد توازن پيدا ميكند جمع كل كالا ها و خدمات سرمايه يك كشور را تشكيل مى دهند.

                      عاصم شرار

 

با بهره از جامعه شناسى سياسى، چرا سوسياليزم و كميته ٣٠٠ 

 

 

  مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در دیدگاه ها به دوش نویسنده گان آنها بوده

و الزاماً بیانگر نظرات و دیدگاه ادارۀ سایت اصالت نمیباشد.