ی ۀ ǘ  ی ϐی ی ی ی !


         یی ی ی ی  

 

جنگ دوم جهانی نيز مانند هر جنگ امپرياليستی ديگر و همان ‌گونه که لنين به ثبوت رساند، فرآوردۀ قانون رشد نايکسان سرمايه ‌داری، تشديد تضادهای ميان کشورهای امپرياليستی و مبارزه آن‌ ها برای دستيابی به بازارها و منابع مواد خام و تصرف مناطق نفوذ برای سرمايه ‌گذاری چپاولگر بود. اما اين جنگ، افزون به سرنوشت عام خود، هم ‌چنين اين ويژگی را داشت که در شرايطی دگرگون شعله ‌ور شد. اهم اين شرايط عبارت بودند از، پايان جهانشمولی سرمايه ‌داری و پيدايش و تحکيم اتحاد جماهير شوروی، نخستين کشور سوسياليستی. به ديگر سخن، امپرياليست‌ها از يک ‌سو برای گسترش دامنۀ غارتگری خود در رقابت آشتی ‌ناپذير بودند و از سوی ديگر می ‌کوشيدند تا به حيات اتحاد شوروی پايان بخشند.

 

در شرايط جديد جهانی، امرپاليست‌ها به سرکردگی امپرياليسم آمريکا، تهاجم گسترده ای را برای تغيير جغرافيای سياسی جهان و استقرار روابط استعماری و نواستعماری سابق در کشورهای جهان سوم در دست اجرا دارند. اين تهاجم از يک طرف، موجب قويت نيروهای فاشيستی و راستگرا در اروپا، به ويژه در شرق اروپا، گسترش جنگ (افغانستان، عراق، لبنان، خطر آن در سوريه، ايران و . . .)، فقر، و بی‌عدالتی که از ذات امپرياليسم برمی‌ خيزد شده است؛ و از طرف ديگر در کنار طرد خواست چند جانبه‌ گرايی در عرصه بين‌المللی از طرف دولت‌ها، صدها ميلون انسان را به ميدان مبارزه با همه جوانب نظامی، سياسی، اقتصادی و فرهنگی اين تهاجم امپرپاليستی کشيده است.