Sunday 20 may 2007 23:03:45

محبوب الله زارع

نگاه کوتاه بریک فراخوان جالب

آدمی زاد را عادت چنان است که بهرجستجوی مهرۀ گمشده، اگر نگار گرامید، نقشی ولو ناچیز در تصور و خیالش تداعی کرده باشد کاروان تکاپو را در سمت رهیابی به سرمنزل مقصود تا آنجا می برد که مهرۀ گمشده را در یابد یا اینکه توقف را صواب می بیند و راه دیگری در پیش میگیرد٠تعجب برانگیز است گر کسی بداند که نیابد مگر باز هم رود که رود تا سرانجام چیزی نیابد٠

بر هیچ اندک فهمی پوشیده نیست که حزب وطن همانی که زمانی ح. د. خ .ا -.اش می خواندند دیگر سالهاست به خواب ابدی در آرامگاه تاریخ فرو رفته، جز چند شاخچه ای این سو و آنسو پراگنده و رنگ باخته میراثی ندارد٠پس چگونه خردمندانیکه یکی دو بام را در سیاست شام کرده اند  بار دیگر هلهله سر دهند و پیدایش ناموجودی را به گونۀ زوزۀ باد سرد، انگار که عقربۀ زمان در زمستان ده نیم سال و اندی قبل استاده است زمزمه کنند٠

این یادنامۀ کوتاه را انگیزه درآنست که بر دوام فراوان افسانه سرائی های پیرامون کنگرۀ حزب وطن و یا هم کنگرۀ وحدت که گاه گاهی ازین جا و آن جای مغرب به نوا میآیند و ثمری در پی ندارند اینبار گوئی بید سیب زا را در مشرق کاشته اند، ارجمند تجارپیشه ای با اسم غلام محمد خان گردهمائی اعضای هیئت اجرائیه و شورای مرکزی حزب وطن را در اقامتگاه شان در روسیه با هزینۀ شخصی فرا خوانده اند تا گر شود به کالبد حزب وطن بار دیگر روح تازه دمد٠

محترم غلام محمد خان در فراخوان خویش که سایت وزین آریائی آنرا نشر نموده است، مینگارند " هرگاه رفقای گرامی هیئت اجرائیه ﴿بیروی سیاسی﴾ و شورای مرکزی حزب وطن تصمیم بر آمدن به میدان مبارزۀ سیاسی را بگیرند بدون شک من، حزبم و سایر رفقای از جزایر ایجاد شده از حزب وطن به دور ایشان جمع می شوند، از ایشان پشتیبانی می کنند، از ایشان و فیصله ها و دساتیر ایشان حمایت و پیروی می نمایند٠"

این خواست جناب ریس مرکز تجاری افغانها در مسکو را به سان یک نیت عاطفی و خیراندیشانه و حرمت ایشان به شخصیت های رهبری حزب دیروز می توان درک کرد اما نه بیشتر از آن، زیرا جمع و جورسازی حزب اگر نه با قد و قامت آن دوران ولی در تجسم شبیه آن خیلی دشوار تر از آنست که جناب غلام محمد خان می اندیشند٠ اگر تنگدستی و سوسیال بگیری اعضای سابق شورای مرکزی مقیم اروپا آنگونه که جناب محترم به رخ کشیده اند سد راه گشایش معضله میبود، درین دیار نیز هستند شماری که گرچه مراکز تجاری بر پا نساخته اند ولی قادرند یک مشت پولی برای برگذاری این قبیل نشست ها فراهم آورند٠ معضله را باید در جای دیگر یعنی در چگونگی زوال حزب و سلوک و رفتار رهبرانش بعد از زوال جستجوکرد٠

شرح آنچه که بگذشت قصد این نبشته نیست اما اشاره به رئوس قضایا که سیمای از گذشته را در ذهن تجلی می دهد الزامأ ضروری پنداشته می شود٠

رهبری حزب وطن در مراحل پایانی برهۀ زمامداری، تصویری از خانوادۀ آشوب زده را جلوه میداد که پدر به انتظار مرگ در اغما بسر می برد و فرزندان بجای اینکه حفظ و ادارۀ باهمی ثروت را چارۀ جویند بر سر تصاحب میراث آنقدر به جان هم افتادند که در انجام کار همه چیز را به پای کرگسان بد خواه و گزنده ریختند٠ این فرزندان ناسپاس و نا عاقبت اندیش حزب که سالها بر هزاران سرنوشت فرمان راندند یکباره همه را در گردباد حوادث رها کرده رفتند، وقتی در هجرت خلوت گرفتند گویا دیده ندارند به زمین و زمان نگاه کنند عینک های دودی گذاشتند  و زبان را نیز که هنگامی سرخی کلام آتشینش شور و شعف می آفرید گنگه کردند٠برخی ازین رهبر نماهای مخملین نفس همینکه غرش جنگ افزارهای امریکا به قصد انتقام از فاجعۀ ١١ سپتامبر ٢٠٠١، خفقان طالبی را درهم شکست مثل اینکه نوش داروی در آستان مرگ سیاسی نصیب شان شده یکباره قد کشیدند، دوان دوان تاختند تا از خیر ارزانی شده در سفرۀ بُن بی بهره نمانند و ساخت و بافت های نمادین و آرایشی با پرداز فریبندۀ ملی، متحد، میهنی، و ازینگونه چیز ها به عوام الناس مظلوم و محروم عرضه کردند٠این داستان را همه میدانند٠

اکنون دو پرسش مطرح می گردد:

یک - با کدام هدف و چگونه ممکن است به اعضای هیئت اجرائیه و شورای مرکزی حزب سابق وطن که جمع وافر شان معامله با خفاش های شب گرد را بر رسالت موعود مقدم شمردند تا خود از تکلیف مسئولیت برگ راحت حاصل کنند بسیج هزاران سپاهی صادقی را که رشته های مشکی سرهایشان به نقد رزم و پیکارسپید شده و هزاران هم سنگر پیچیده در کفن را رهسپار گورستان ها کرده اند اعتماد کرد؟ مگر میشود بَنای را که یکبار خانه خراب کرده بار دیگر فرا خواند تا خانه آباد کند؟ حزبی ها مگر رمه اند که هر شبانی را دنباله روند؟ نه جناب غلام محمد خان!  سرمۀ آزموده را آزمودن خطاست !٠

دو دیگر-  عزیمت کدامین اعضای هیئت اجرائیه و شورای مرکزی حزب وطن به مجلس پیشنهادی محتمل به نظر می آید ؟ اگر از سکوی واقع گرائی نظرافگند، هیئت اجرائیه، کامل و سربست به راحت سرای سکوت سیاسی پناه جسته است چونکه برخی را سن و سال مجال کار نمیدهد جز اینکه خاطره ای از گذشته یا قصه ای از گذشته گان بنویسند و برخی دیگر که هنوز عصا به داد شان نرسیده شجاعت بیان را باخته اند٠ اعضای شورای مرکزی نیز، آنانیکه لکه های  معامله و تسلیم را در دامن دارند یا ندارند شماری از سیاست دست کشیده اند و شماری هم برای خود احزاب و نهضت ها ساخته اند پس دانسته نشد کی ها میتوانند شرکت کننده گان احتمالی جلسه مورد نظر جناب غلام محمد خان تلقی گردند٠

به پنداشت این قلم خود را درین  نوع مسایل فاقد دورنما مصروف ساختن ضیاع وقت است ٠ اگر جناب محترم غلام محمد خان همان پولی را که میخواهند برای گردآوری هیئت رئیسه و شورای مرکزی حزب وطن هزینه کنند به یتیم خانۀ در کابل اهدا نمایند خدمت نیکوتری برای میهن انجام داده اند٠

در شرایط حاضر با شیوه های از کار رفته و دلبستگی به پیشوایان آزمون باخته نمی توان به جائی رسید٠نیرو های دموکراتیک، ترقیخواه و تحول طلب افغانستان نیازمند صفبندی ها و حرکت های نوین برای اساسگذاری جنبش چپ نوین و دموکراتیک کشور اند تا در پیوند با مردم، خروجگاهی از جهل و ظلمت و وحشت حاکم بدست آرند٠ درین راستا باید کار کرد٠

بااحترام                

   * تکیه ها از اصالت است.

 www.esalat.org