خاطرۀ از خاطرات انقلاب شکوهمند ثور ۱۳۵۷

امین الله مفکر امینی از ایالت منی سوتای امریکا  
   ۲۰ اپریل ۲۰۰۸

 خاطرات این روز شکوهنمد که در تاریخ پُرافتخار وطن عزیز ما افغانستان جایگاه خاص دارد خیلی زیاد است که نمیتوان آنرا دراین یک تذکر کوتاه گنجانید. ولی بطور خیلی فشرده میتوان تذکر داد که انقلاب ثور خط بطلان به دژ مستحکم آل یحیی که طی دهها سال حکمرانی شان جز اختناق و تیره گی در اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور چیز دیگری را بارمغان نداشت کشید و یک صفحه جدید در حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وطن قهرمان و مردمان با دیانت و شرافتمند آن باز نمود.

 اگرچه نه تنها از اولین روزهای انقلاب ارتجاع ملی و بین المللی دست بدسایس و سرنگونی آن بهم دادند بلکه تلاش های خایینانه آنها از اولین روز های جنبش آزادی خواهان و مشروطه خواهان که ماحصال آن انقلاب هفتم ثور بود ادامه داشت، ولی مردم وطن دوست و نجیب ما که هیچگاهی عقاید پاک شانرا و راستگویی و صداقت شانرا تحت هیچ عنوانی به معامله گران و دشمنان میهن، چه درسطح ملی و چه در سطح بین المللی، نفروخته بودند از انقلاب هفتم ثور حمایت کامل نمودند.

 من از جمله خاطرات یکی آنرا در اینجا ذکر میکنم که درست در اولین روز انقلاب هفتم ثور ۵۷، نه تنها بیاد من است، بلکه بیاد همه خویشان، دوستان و آشنایان من جاودانه است.

 بتاریخ هفتم ثورسال ۱۳۵۷، پسر مامای مرحومم محمد انور به اسم همایون که تقریباً پنج یا شش سالی بیش نداشت، دقیقاً در گولایی قلعه فتح الله خان دقیقاً در پیشروی خانۀ محترم دکتور رجب علی طاهری در اثر اکسیدنت با موتر ملی بس، جانش را از دست داد و برضای حق پیوست و همه اعضای فامیل، دوستان و اقارب مصروف مراسم تکفین و تدفین شدند. ما باید جنازه را به هدیره آبایی ما در شهدای صالحین انتقال میدادیم، ولی امکانات آن به نسبت شرایط خاص آن زمان مساعد نبود، چون راه ها بسته بود. من که از جریان آگاهی داشتم به مامای بزرگ مرحومم محمد عارف مشوره کردم که اگر جنازه را در بالای تپه ای قبر گورا بخاک بسپارم خیلی خوب و بجاه خواهد بود، زیرا هرجاه خاک، خاک خدا است. همان بود که بتوافق رسیدیم و زمانیکه مصروف تدفین میت بودیم که صدای غرش طیارات برق آسای جت در آسمان پدیدار شد، و اگر اشتباه نکنم، ساعت تقریباً ۱۲ بجه ظهر را نشان میداد. بهر حال بعضی به حیرانی فرو رفتند و بعضی که چون وضع را میدانستند به شاملین مراسم مرده داری تسلی و اطمینان دادند که بآرامی بکارشان مشغول باشند خیروخیریت است. بواقعیت هم همین طور بود، همه بآرامی مصروف مراسم دفن میت بودند، بعد از ختم، یکی از شاملین مراسم روبه حاضرین نموده گفت که خداوند روح این طفلک را شاد و خرم بدارد و بهشت برین جایش باد و ضمناً گفت که بشما مژده میدهم که دیگر رژیم مستنبد آل یحیی به زباله دان تاریخ سپرده شد. باور کنید که همه از ته دل خرسند گردیده و در حالیکه غم و اندوه و زخم شان بکلی تازه بود بسیاری  باین اشتیاق بودند که سری بشهر بزنند تا از نزدیک از حال و احوال مردم وحکومت و اوضاع وطن با خبر گردند. همان بود که عدۀ با یک اتفاق نظر به شهر روان شدند، دقیقاً در مقابل ارگ یعنی متصل به پارک زرنگار تانکهای انقلابیون که بالای آن جوانان رزمندۀ وطن بودند بنظر میخورد. جالبتر اینکه جوقه جوقه مردم از آنها با نثار گل ها و حتی دادن مواد خوراکه استقبال مینمودند. در چهره های همه جز موج از خوشی ها، آثار غم و اندوه دیده نمیشد. حالا هر روزیکه از سالگرد انقلاب ثور ۵۷ میگذرد با آن خاطرۀ اکسیدنت آن طفل معصوم و غرش و طنین طیارات جت در وجود ما زنده مانده و خواهد ماند.

 اگرچه انقلابیون پاک وطن بنامهای کمونیست، کافر و بی دین و غیره بنابر دسایس ارتجاع داخلی و بین المللی با استفاده از نیات پاک هموطنان ما و تحت پوشش دین و مذهب تاپه گردید، ولی دگرهم میهنان نجیب ما اعم از زنان و مردان، پدران و مادران قهرمان ما، خواهران و برادران نجیب ما از تجارب بیش از دو دهه اخیر جنگهای برادرکشی تحت نام کفر و الحاد و جهاد فهمیدند که خاییینن و قاتلین کیها اند و وطنپرستان کیها !

 

توجه !

کاپی و نقل مطلب فوق صرف با ذکر نام و ادرس سایت اصالت مجاز است !

  

www.esalat.org