دکتورس زرغونه عبدی

 

زرغونه عبیدی

سخنی در مورد  رسایی های «آهِ نارسا»

 

 

شناسه ی کتاب:

عنوان: آهِ نارسا (مجموعۀ اشعار)

شاعر: شیما غفوری

ناشر: غفوری

تاریخ چاپ و انتشار: سال ۱۳۹۳ خورشیدی، ۲۰۱۴ میلادی

محل چاپ:  مطبعه ی رسول صوفی زاده؛ کابل، افغانستان

طراح روی جلد: بلقیس غفوری دوست

شمار صفحات: ۱۵۲

تیراژ: ۱۰۰۰

 

تقریظ زیبا و ادیبانه ی محترم مسعود فارانی، خواننده یی را که با شاعر، نویسنده و فعال حقوق زن پوهندوی شیما غفوری از نزدیک آشنایی نداشته باشد میتواند با خصوصیات دوست داشتنی شاعر- با یکی از مهمترین و اما همزمان هم کمیابترین جوهر انسانی یعنی شکسته نفسی در اوج به رسیدن و توانستن این زن افغان- به نوع دلپذیر آشنا بسازد.

در ارتباط به زندگینامه ی شاعر این سروده ها، در تقریظ چنین آمده است: «نحوۀ نوشتن زندگینامۀ خانم غفوری را اگر دقت کنیم خود پدیدۀ ادبی بسیار زیباست که با بیان صمیمیت دور از بلند پروازی های تصنعی استوار بر واقعیت تحریر یافته که بنظر بنده میتواند در بخش بیوگرافی نویسی در کشور جایگاه خاص را دارا باشد».

آنچه را که شیما غفوری در این مجموعه تحت عنوان "شرایط زندگی و اثرات آن بالای سروده هایم" به رشته ی تحریر در آورده است، برای من که افتخار آشنایی نزدیک با او را دارم، خود یکی از زیباترین بخش ها در فهمیدن بیشتر سرشت تفکر و چه گونه گی شکلگیری شخصیت و توان او در برداشتن قدمهای بلندش در زنده گی میباشد.

از زنده گینامه خواننده میتواند درک نماید که دو مورد به خصوص امکان بهترین آغاز و چانس ادامه ی موفق در زنده گی را برای شاعر این سروده ها امکانپذیر ساخته است - یکی تولد در یک خانواده ی تعلیم یافته و منور و دیگرش همسر و شریک زنده گیش.

شیما غفوری این مجموعه ی سروده ها را تقدیم به دو انسان مهم زندگی اش یعنی شادروان پدرش و دیگر خوشبخت همسرش نموده و از این اقدام او میتوان دلیل تلاش و پیکار خسته گی ناپذیر او را در نقش فعال حقوق زن، در خدمت به روشنگری و در دفاع از حق آن خواهران افغان دریافت که چون او از این دو سعادت بزرگ در زنده گی شان بهره مند نبوده اند.

نویسنده ی این اشعار زیبا، در سنین کودکی با ذهن بیدار و حساس متوجه بیعدالتی ها در زنده گی انسانهای دور و پیش خویش گردیده و ژرفنگری های کودکانه او در طرح "چرا ها" و کوشش در فهمیدن پاسخ به سوالاتش، منجر به آغاز یک غنای عاطفی در بیان اندیشه هایش در قالب شعر گردیده و این توانایی بیان عاطفی، خود در شکل گیری یک روان بیدار، پرتلاطم و قوی، برای جهش و پرش از امواج طوفانی سالهای بعدی زنده گی در وطن سهم موثر را ادا نموده و مقاومت او را در فصلهای زنده گی اش در هجرت از وطن یاری رسانیده است.

شیما غفوری در فراز و نشیب های زنده گی از زمان کودکی الی موقف یک زن دانا و آگاه افغان، برعکس بسیار انسانهای دیگر، از کنار حوادث غرق در خویش بیتفاوت نگذشته است. مجموعه ی آهِ نارسا، گویای مراحل تفکرات و تحلیلات روانی و انعکاس کشمکش های فکری و فلسفی نویسنده از خاطرات تماس های زنده ی او با مردم و بیان درد و الم قهرمانان گمنام گذشته و حال به خصوص زنان و دختران وطنش میباشد.

آنچه شیما غفوری را برای من یک انسان ارزشمند و یک دوست خوب برای زنده گی میسازد اینست که، مهمترین بخش تفکر او چه در محتویات اشعارش و چه در عملکرد روزمره اش، حاوی جوهر محبت، گذشت، بخشش، همدلی و همرهی میباشد. او انسانها و قصه های شان را پیشداوری نمینماید و خوشبینانه معتقد بر آنست که حلقه های وصل کننده ی ملت ما در اساس جامعه هنوز پا برجاست و اگر جبراً آنها از هم جدا ساخته نشوند، در آینده نیز پا بر جا خواهند ماند و توانسته است به زیبایی این خصوصیات باشنده گان مرز و بومش را در شعر انعکاس بدهد.

موفقیت های او از کسب بهترین نمرات در زمان تعلیم و تحصیل، دریافت مدال ها، و القاب الی موقف ثابت و قابل افتخار او در نقش رییس انجمن مدد رسانی زنان افغان در شهر ماربورگ آلمان، قصه اعجاب و شگفت قدمهای بلند زنده گی یک زن افغان است که از آغاز تا این لحظه استوار بر پای نظر و عمل و به قیمت آسایش زنده گی شخصی اش، کوشیده است صادقانه و صبورانه رسالت انسانی اش را در قبال نوع بشر و به خصوص هموطنانش انجام بدهد. 

سروده های کتاب آهِ نا رسا صمیمیت و زیبایی امواج عواطف لطیف این شاعر واقع بین را در مراحل مختلف برداشت های روانی اش، مروارید گونه به رشته تحریر در آورده است. او نیروی محرکش را در زنده گی با اشاره به این شاه فرد حضرت ابوالمعانی بیدل انتخاب نموده است:

گر تو میدانی که در دلها خداست

پس ترا تعظیم هر دل مدعاست

*

دوست عزیز من شیما جان غفوری!

داشتن تو برای من شادمانی قلبی و اطمینان خاطر را باعث گردیده است. به عنوان یک همسنگر و زن افغان، موقف انسانی ترا در همه جهات و به خصوص در نقش فعال حقوق زن ارج گذاشته و سپاسگزارم از این که با فرستادن این اثر زیبایت به من، مرا افتخار بخشیده ای.

مجموعه ی زیبای آهِ نارسا جای خاص خویش را در ردیف کتاب های محبوب من کسب نموده است. آرزومندم تا زنده گی فرصت آن را برای ما میسر بسازد که بتوانیم آهِ نارسا را به فریاد رسا مبدل بسازیم و روزی شاهد خوشبخت عدالت در سرزمین ما گردیم.

*

از میان سروده های زیبای این کتاب، این دو سروده را برای معرفی برمیگزینم:

 

مکر روزگار

این پردۀ مکر و ظلم گر پاره شود

نوری ز صفای عشق در خانه شود

در ظلمت تزویر همه کور شدیم

کی فرق میان خود و بیگانه شود

در ریش و قبا و عمل شیخ زمان

ظاهر به نماز و خفیه میخانه شود

هیهات که دین امتعه یی گشته عیان

از دست به دستی به سر شانه شود

"شیما" دل خود آئینۀ حق گردان

ورنه چو دل شیخ ریا خانه شود

 

* * *


آهِ نارسا


خجل گشته گلوی من ز تقصیر صدا امروز

که دارد شور بی تاثیر و آۀ نارسا امروز

اگرچه بحر ها شیون، نهفته سینه از گردون

چه سازم در کتبم قطره یی شد خود نما امروز

 

 

توجه:

کاپی و نقل مطالب از «اصالت» صرف با ذکر منبع و نام «اصالت» مجاز است

کلیه ی حقوق بر اساس قوانین کپی رایت محفوظ و متعلق به «اصالت» می باشد

Copyright©2006Esalat

 

 

www.esalat.org