دو شنبه، ۹ جون  ۲۰۰۸

چهار ضلع خشونت در افغانستان:
آمریکا، انگلیس، پاکستان و القاعده

)بخش۲۰ و پايانی تهيه و پژوهش زيميرو اسکاری(

 ظهور قدرتهای جديد درعرصه جهانی

 

با فروپاشى اتحاد شوروى در سال ،۱۹۹۱ ايالات متحده از لحاظ نظامى شكست ناپذير، از جهت اقتصادى بى رقيب و از نظر ديپلماسى بلامنازع و داراى تفوق كامل بر كانال هاى اطلاعاتى جهان شد. قرار بود قرن بعدى يك قرن آمريكاى واقعى باشد و بقيه جهان خود را به تصوير اين يگانه ابر قدرت، قالب بريزند.

ولى هنوز حتى يك دهه از اين قرن را پشت سر نگذاشته ايم كه شاهد بروز نشانه هاى پيدايى يك جهان چند قطبى هستيم جهانى كه در آن قدرت هاى جديدى جنبه هايى از اين تفوق و برترى را به مبارزه طلبيده اند.

 در سطح بين المللى، روسيه و چين در صف مقدم قرار دارند ودر صفوف بعدى يعنى در سطح منطقه اى ونزوئلا و ايران به عنوان يك قدرت برابر آمريكا عرض اندام كرده اند.

اين قدرت هاى نوخاسته آماده اند كه برترى و سلطه آمريكا را كاهش دهند نه اين كه با آن برخورد كنند، چه به صورت انفرادى و چه به صورت دسته جمعى وبا پيوستن به يكديگر.
چگونه و چرا جهان با اين شتاب دچار تحول شده است؟
به يقين در اين تغيير وضع، شكست دولت بوش در عراق عاملى مهم است زيرا كه اين شكست نمونه اى كلاسيك از قدرت امپرياليستى لبريز از بلند پروازى هاى يك بازيگر جهانى است كه خود را بيش از حد گسترش داده است. فاجعه عراق، محدوديت چشمگيراين بازيگر را با وجود در اختيار داشتن بالا ترين تكنولوژى جهان و مخرب ترين ماشين نظامى جهان آشكارساخت. برنت اسكوكرافت مشاور ملى دو رئيس جمهور در واشنگتن پس از يك عمليات نظامى در عراق اعتراف كرده است كه ما در كشمكش با رقيبى گرفتار آمديم كه حتى يك حريف سازمان يافته هم نبود.
تهاجم به عراق و نتايج فاجعه بارآن كه اشغال اين كشوربود و سوء اداره عمليات تثبيت صلح در افغانستان اعتبارجهانى ايالات متحده را با چالش عميق روبه رو كرده است. رسوايى زندان ابوغريب در عراق ، گوانتانامو در كوبا وبگرام درافغانستان همراه با تبليغات وسيع در مورد كشتن افراد غيرنظامى درمناطقى مانند حديثه وجنوب افغانستان تصويرى را كه آمريكا از اخلاقيات خود ترسيم كرده بود بشدت مخدوش كرد. در آخرين نظر سنجى در يك كشور سكولار و عضو ناتو ـ تركيه ـ
 تنها ۹ درصد ترك ها نظر موافقى در مورد آمريكا دارند. ( مقايسه كنيد با ۵۲ درصد ۵ سال پيش). 
در جنگ خليج(فارس) در ۱۹۹۱ تنها سى ان ان و بى بى سى در بغداد خبرنگار داشتند. بنا براين بيننده تلويزيون بين المللى قطع نظر از اين كه در كجا زندگى مى كرد، واقعيت ها را تنها از طريق لنز هاى عكاسى خبرنگاران آنها مى ديد. ۱۲ سال بعد وقتى دولت بوش كه تونى بلر نخست وزير بريتانيا هم او را حمايت مى كرد به عراق حمله برد، تلويزيون عربى زبان الجزيره اين هژمونى دو قطبى بودن رسانه هاى جهانى را شكست و بر تصوير ها و واقعياتى متفاوت با آنچه پنتاگون بود ارائه مى داد تكيه كرد. براى نخستين بار در تاريخ، جهان شاهد دو روايت و تفسير از جنگى كه جريان داشت بود.

روايت الجزيره چنان بود كه حتى بسيارى از تلويزيون هاى بيرون از جهانى كه به عربى صحبت مى كردند - در اروپا و آمريكاى لاتين - با اشتياق كليپ هاى (فيلم هاى كوتاه) اين رسانه را نشان دادند.
اگرچه در تئورى، پيدايى تلويزيون هاى كيبلى در سراسر جهان، پايان چشم انداز اخبار ۲۴ ساعته خبر هاى انگليسى -آمريكايى را افزايش دادند، اما به دليل هزينه زياد، كارى در اين زمينه انجام نگرفت و تنها وقتى امير نشين قطر هزينه يك تلويزيون عربى ـ انگليسى زبان را به همان سبك تقبل كرد ( از درآمد هاى نفتى خود) و با اعلام خط مشى اين رسانه در ارائه چشم انداز جهان از زاويه ديد اعراب بود كه سرانجام در سال ۲۰۰۶ قالب قديمى تهيه خبر شكسته شد. بزودى برنامه هاى ۲۴ ساعته خبرى فرانسه هم ايجاد شد كه خبر ها را از زاويه ديد فرانسوى ها پخش مى كرد. روسيه كشور بعدى بود.

اين نمونه ها و ساير برنامه هايى از اين دست عواملى بودند كه سلطه رسانه هاى آنگلوساكسون ها و آمريكا را تضعيف كردند نه تنها در تصور كه در واقعيت. 
در روسيه ولاديمير پوتين كارى بيش از رهايى كشورش از هرج و مرج اقتصادى كه به دنبال فروپاشى اتحاد شوروى پيش آمد، انجام داد. او پس از عملى كردن ايده ملى كردن صنعت انرژى از طريق كمپنى هاى زير كنترول دولت، قدرت اقتصادى را به سود سياست خارجى وارد ميدان كرد. در سال ۲۰۰۵ روسيه، با رسيدن به مقام دومين توليد كننده انرژى جهان ايالات متحده را غافلگير كرد. درآمد نفت روسيه اكنون به ۶۷۹ ميليون دالر در روز رسيده است. كشور هاى اروپايى، مجارستان، لهستان، آلمان و حتى بريتانيا وابسته به نفت روسيه هستند. روسيه همچنين بزرگ ترين توليد كننده گاز طبيعى در اين سياره است.

 سه چهارم گاز صادراتى اين كشور به ۲۷ عضو اتحاديه اروپا صادر مى شود. بلغاريا، استونى، فنلاند و اسلواكى صد درصد گاز مورد نياز خود را از روسيه مى گيرند و تركيه ۶۶ درصد، لهستان ۵۸ درصد، آلمان ۴۱درصد و فرانسه ۲۵درصد نياز خود را.  گازپروم - كمپنى دولتى روسيه - بزرگ ترين ذخيره گاز جهان را در اختيار دارد و در ۱۶ كشور عضو اتحاديه اروپا سرمايه گذارى كرده است.

در سال ۲۰۰۶ ذخاير ارزى روسيه ۱۲ ميليارد بيش از سال ۱۹۹۹ شد. تعجبى ندارد پوتين منشور انرژى پيشنهادى غرب در جولاى ۲۰۰۷ در پايان ملاقات سران گروه ۸ در سن پترزبورگ را رد كرد.  افزايش ذخاير ارز خارجى، راکتهاي بالستيك جديد وبرقرارى پيوندى نزديك تر با چين كه در حال شكوفايى و رونق است - و اجراى يك مانور نظامى مشترك با آن كشور در آگوست ۲۰۰۵ به پوتين اين توانايى را بخشيده است كه با همتاى خود جورج دبليو بوش به عنوان قدرتى مساوى روبه رو شود.

 پوتين در چهل و سومين كنفرانس امنيتى آتلانتيك مونيخ در ۲۰۰۷ سياست هاى حريف را به چالش كشيد و گفت : ايالات متحده، از هرجهت از مرز هاى خود تجاوز كرده است. اين امر، در سياست، اقتصاد، فرهنگ و تعليم وتربيه ساير كشور ها خود را نشان مى دهد كه بسيار خطرناك است او با محكوم كردن مفهوم جهان يك قطبى اضافه كرد: هرچند اصطلاح جهان يك قطبى را ميشود تزئين كرد و خوب جلوه داد ، اما در نهايت توصيف سناريويى است داراى يك مركز قدرت، يك مركز اختيارات و يك مركز تصميم گيرى؛ دنيايى است كه در آن يك ارباب و يك حاكم بى چون و چرا حكم مى راند.

 اين امر بسيار زيان آور است.  سخنان پوتين به گوش بسيارى از پايتخت هاى آسيايى، آفريقايى و كشور هاى آمريكاى لاتين خوش نشست. پس ازاين تغيير روابط بين مسكو و واشنگتن مورد توجه تحليلگران و سياستگذاران منطقه خليج فارس كه همانند روسيه داراى منابع غنى انرژى است، قرار گرفت. در اپريل ۲۰۰۷ كرملين سند مهمى را در مورد سياست خارجى خود منتشر كرد. اين سند اعلام مى داشت افسانه جهان يك قطبى، يكبار و براى هميشه در عراق فرو ريخت. . . يك روسيه قدرتمند و متكى به خود جزيى لاينفك از تغييرات مثبت در جهان گشته است.  

تنش روز افزون روابط كرملين با واشنگتن با نظر عمومى مردم روسيه هماهنگ است. يك نظر سنجى در جريان با ملاقات سران، آشكار كرد كه ۵۸درصد روس ها، آمريكا را يك كشور غير دوست تلقى مى كنند.

براى نمونه در جولاى گذشته الكساندر ولاديميراوف به روزنامه كامسومولسكايا پراودا گفت جنگ با ايالات متحده در ۱۰تا ۱۵ سال آينده امرى محتمل است. 
با حوادث آمريكاى لاتين احساسات چپگرايانه در روس ها تشديد شد. چاوز كه در ژوئن ۲۰۰۷ از مسكو ديدار كرد اصرار به بازگشت به موضع ضد امپرياليستى ولاديمير لنين داشت. چاوز گفت آمريكايى ها نمى خواهند روسيه به رشد خود ادامه دهد ولى روسيه به عنوان يك مركز قدرت باز هم اوج خواهد گرفت و ما مردم جهان به اين كه روسيه قدرتمند تر شود نياز داريم.
در هندسه فكرى چاوز براى تضعيف اين تنها ابرقدرت، چين نقش مهمى دارد. چاوز طى ديدارى در اگست ۲۰۰۶ از پكن، كه چهارمين ديدار او در ۷ سال زمامدارى اش بود، اعلام كرد كه ونزوئلا صادرات نفت خود به چين را سه برابر خواهد كرد، يعنى ۵۰۰ هزار بشكه در روز به مدت سه سال. جهشى كه براى هر دوطرف مناسب است.

چاوز مى خواهد به خريداران نفت خود بيفزايد براى اين كه اتكاى خود به صدور نفت به آمريكا را كاهش دهد. رهبران چين هم مى خواهند واردات نفت خود را تنوع ببخشند واز كشور هاى زياد ترى نفت دريافت كنند. علاوه بر يك پالايشگاه مشترك، چين موافقت كرده است ۱۳ سكوى حفارى براى ونزوئلا بسازد و ۱۸ نفتكش براى آن تهيه كند. در ضمن با كمپنى هاى دولتى ونزوئلا در اكتشاف يك حوزه جديد در اورينوكو همكارى كند. 
رشد كمپنى پتروچينا آنقدر چشمگير بوده است كه در اواسط سال ۲۰۰۷ بين قطب بندى هاى انرژى از لحاظ اهميت پس از اكسون موبيل دومين كمپنى به حساب مى آيد. در واقع در اين سال ۳ كمپنى چينى به فهرست ۱۰ بلوك هاى انرژى درجه يك جهان راه يافتند.

تنها آمريكا بود كه بيش از ۵ بلوك داشت. ذخاير ارز خارجى چين كه بيش از يك تريليون دالر است اكنون از جاپان هم گذشته است. با توليد داخلى و درآمد سربه فلك كشيده اى كه از درآمد آلمان هم فراتر رفته است، چين سومين رتبه را در اقتصاد جهان دارد.  در عرصه ديپلماتيك، درسال ۱۹۹۶ رهبران چين، سازمان همكارى هاى شانگهاى (SCO) را با پشتيبانى مالى خود تشكيل دادند كه ۴ كشور ديگر هم به آن پيوستند. روسيه و ۳كشور  -قزاقستان، تاجيكستان و قرقيزستان.(SCO) همكارى خود را با تمركز بر ضديت و مبارزه با قاچاق مواد مخدر و تروريسم آغاز كرد.  در اواخر سال ،۲۰۰۶ چين ميزبان گردهمايى سران آفريقا در پكن بود كه رهبران ۴۸ كشور از ۵۳ كشور آفريقايى در آن شركت داشتند.

چين به طرز چشمگيرى - در مسابقه ديپلماتيك در اين قاره، آمريكا را پشت سرگذاشته است. چين در ازاى نفت، آهن، مس و كتان آفريقا، به آنها اجناس ارزان قيمت مى فروشد و در ساختن يا توسعه راه، خطوط آهن، بندر ، سد هاى هيدروالكتريك، سيستم هاى ارتباطى و مدارس به آنها كمك مى كند. براى كاهش مخارج انتقال نفت از آفريقا و خاورميانه، چين شروع به ساختن لوله اى از خليج بنگال به ولايت جنوبى خود يانان مبادرت كرده است. تحويل نفت اكنون به وسيله كشتى هاى نفتكش انجام مى گيرد.

سودان كه اكنون آمريكا آن را بايكوت كرده است تأمين كننده بيشترين نفت آفريقا براى چين است. علاوه بر آن، كمپنى هاى نفتى چين به شدت با همتاى غربى خود در دستيابى به ذخاير نفتى قزاقستان و ازبكستان رقابت مى كنند. صنعتى كردن و مدرن سازى چين، مدرن سازى نظامى را هم به دنبال داشته است. آزمايش نخستين راکت ضد ماهواره اى اين كشور كه با موفقيت يك ماهواره از رده خارج شده را در ژانويه ۲۰۰۷ منهدم كرد، رشد تكنولوژيك چين را به رخ حريف كشاند. 
اين رودررويى ناهماهنگ با تفوق طلبى هاى جهانى آمريكا، از افزايش و شدت اختلافات بر سر منابع طبيعى بويژه نفت و گاز طبيعى گرفته تا اختلاف هاى ايدئولوژيك بر سر دموكراسى به شيوه آمريكا، حقوق بشر و غيره، نشأت مى گيرد. طرز تلقى در مورد هويت ملى و تاريخ هم در اين امر دخالت دارد.
 

وقتى به مسائل از ديد جهانى و در گستره تاريخ نگاه كنيم، تصور استثنايى بودن آمريكايى ها كه باعث شده است نومحافظه كاران در اواخر قرن بيستم، قرن جديد را قرن آمريكا اعلام كنند، چيز جديد و منحصر به فردى نيست. ابرقدرت هايى از اين دست هم پيش از اين بوده اند كه موقعيت خود را در برابر قدرت هاى ديگرى كه ظهور كرده اند، از دست داده اند. هيچ قدرت برترى در دوران مدرن قدرت خود را بيش از چندين نسل حفظ نكرده است و هر چقدر هم كه رهبران اين قدرت ها خود را استثنا بدانند، ايالات متحده هم اكنون هم به نقطه اوج خود رسيده است و شانس اين كه از اين الگوى قديمى تاريخ مستثنى باشد را ندارد.

درتهيه اين نبشته ازمنابع مختلف خبري استفاده گرديده است .

www.esalat.org