22-08.2007

گنجعلی عبدالله

به بهانۀ هشتاد و هشتمین سالگرد استرداد استقلال کشور

 از حادثه لرزند به خود قصرنشینان

ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم

سلام به تو ای هموطن گرامی!

 تو امروز با خانواده ات میبالی که از روز استقلال و آزادی کشورت تجلیل به عمل می آوری، از روزی که هزاران هموطنت جانهای شیرین خود را در برابر تجاوز انگلیسها فدا کردند تا استقلال کشورت را به دست آوردند و هزاران هموطن دیگرت هم بعد از حصول استقلال فدای توطئه ها و دسایس شوم دشمنان آزادی و استقلال کشورت شدند.

بلی، روز استقلال! هشتاد و هشتمین سالگرد استرداد استقلال کشور را وسایل اطلاعات جمعی و دستگاههای نشراتی کشور به دستور اجنبیان و بیگانه گان چنان با تبلیغهای گرم راه اندازی کرده و تُرا چنان تحت تأثیر قرار داده است که مجبور میشوی تا فریاد بکشی که زنده باد استقلال و آزادی! از سوی دیگر این فریب خورده گان و تطبیق کننده گان دسایس تُرا مصروف به پیدا کردن جواب به سوالهايی دربارۀ آزادی و دریافت جایزه میسازند، تا بدین وسیله دید و هوش و فکر تُرا از مفهوم آزادی و استقلال واقعی به دور نگهدارند و خود دشمنان اصلی آزادی و استقلال کشور را در پٌشت پرده، با زرنگی خاص سیاسی پنهان کرده و نعره های آزادی و استقلال را بلند مینمایند.

از جانبی، هم این دشمنان صلح، آزادی و استقلال کشورت رهبران و فرزندان واقعی کشور تُرا با نشر جعلیات، اکاذیب و پخش تبلیغات زهرآگین خود به نامهای جنایتکاران و مجرمان جنگی و آن هم فقط یک طرفه با لبهای لرزان و چهره های بیمناک و مجبور شده فریاد میزنند و به محکمه کشانیدن خلقیها و پرچمیها را از باداران خود تقاضا میکنند و میخواهند با چنین تبلیغات بازار مکاره گری سیاسی را گرم ساخته و از تجاوز کنونی امپریالیستی و استعمارگران نو انگلیسی پرده پوشی نمایند ولی بی خبر از این که ملت زحمتکش افغان و فرزندان واقعی آن با گوشت، پوست و استخوان خود درک کرده و برایشان مهم نیست که کیها هستند و از کجا و از کدام فاصله ها آمده اند. تجاوز- تجاوز است بر قلمرو کشورش. لذا کشور عزیزِما افغانستان همین اکنون مورد تجاوز دهها کشور متجاوز قرار دارد و خاک کشور ما زیر پاشنه های هزاران سرباز بیگانهء امریکایی، انگلیسی و غیره چنان فضای نیلگون آسمان کشورِمان را غبارآلود و تاریک ساخته است که زنده گی نمودن و نفس کشیدن در آن جا خفقان آور و تحمل ناپذیر میباشد.

هموطن گرامی! اشکم بر حال تو و کشورم از چشمان رنجکشیده ام فرو میریزد، که چرا به واقعیت و حقیقت پی نمیبری؟ چرا فرزندان اصیل کشورت را به نامهای بی دین و کافر و غیره از دامان کشور به دور انداختند و از تجارب تلخ آن روزگار استفاده نمیکنی؟ چرا به قدسیت نام زن معترف نمیشوی؟ چرا از شجاعت و قهرمانیهای زنان کشورت چشمپوشی میکنی و حق پاک بودن مادریش را که "گهوارهء تو و چرخ تاریخ کشورت را به دو دست تکان داد" منکر میشوی؟ چرا فقط به لحظه يی که اگر امکان زنده گی بخور نمیر را برایت میدهند، بسنده میکنی و صدها سوال دیگر. . .

شاید بگویی که "سیر از دل گرسنه چی می آید؟" که من با خودت موافق هستم ولی دردم از این است که چرا به توطئه های امپریالیستی و انگلیسی پی نمیبری؟ و اگر پی هم میبری چرا بی تفاوت هستی؟ دشمنانت به نام اسلام و تحت نام اسلامیت به پانزده تنظیم اسلامی سابق مستقر در خاک پاکستان و ایران منقسمت ساختند و از یک دین اسلام پانزده پیرو به میان آوردند. خوب به یاد دارم که زمانی جیمی کارتر رییس جمهور امریکا، سفری به پاکستان داشت و ضمن آن به تانک نظامی سوار و ملاقات را با مجاهدین!؟ خوست و پکتیا در مرز پاکستان انجام داد و در مقابل ریشسفیدان سر از تانک بیرون آورد و فریاد زد که "دین اسلام که دین شماست یک دین واقعیست"، در این موقع برادران به اصطلاح مجاهد حرفهای او را با فیرهای هوایی و شلیک گلوله ها بدرقه کردند ولی با تاسف یک ریشسفید و انسان واقعیت اندیش پیدا نشد که بپرسد: آقای کارتر! وقتی که دین اسلام یک دین واقعیست، پس چرا شما خود کلمهء محمدی بر زبان نیاورده و مسلمان نمیشوید؟ اما متأسفانه که چنین انسانی وجود نداشت و استخبارات امریکا در مشارکت با استخبارات پاکستان هزارها میل سلاح به تنظیمهای مجاهدین!؟ توزیع کردند و تشویق صورت گرفت تا کشور خود را به دست خود ویران کنند که چنین هم کردند و ما و شما به چشم خود دیدیم.

از جانب دیگر در میان نیروهای چپ و مترقی نيز اعمال ناپسندی که صدمهء حياتی به جنبش چپ داشت، به انجام رسيد. از یک کُنده چندین شاخه را به نامهای مختلف به وجود آوردند. ما شاهد چنین حالتی هستیم. بدین وسیله از وحدت و همبسته گی تمام نیروها از چپ گرفته تا راست جلوگیری به عمل آوردند و خود شان بدون هراس در قلمرو کشورت تجاوز کردند.

ببین هموطن! امروز من و تو را مصروف نظارهء قبرها یا گورهای دسته جمعی که زمانی به دستور خود شان این همه جنایتها صورت گرفته و نقشه و علایم این قبرها را خود به دست دارند، ساخته و با کشتار هزاران انسان آن سرزمین در عملیاتهای نظامی به نام چکش و غیره گورهای دسته جمعی تازه به وجود می آورند و میگویند که این طالبان هستند که عامل کشته شدن غیرِنظامیان میشوند و یا این که زمانی حضور اتحادشوروی سابق خطر بزرگ برای غرب محسوب میگردید، در آن وقت تروریزم را در مقابله با آن اساسگذاری کردند تا این که در نتیجه با درنظرداشت فاکتورهای داخلی و خارجی دیگر اتحادشوروی را ازهم پاشاندند و تروریزم علیه خود شان ایستاده گی کرد. در این وقت به عوض این که ریشه های تروریزم را از بین ببرند، برعکس ریشه های آن را تا امروز سیرآب میسازند و در شاخه ها و پنجه های آن در عراق، ایران و به خصوص در افغانستان در جنگ و در نبرد قرار دارند. این دیگر به راستی، جز از زیر ریش خرسوار تیرشدن چیزی بیش نیست!

هموطن گرانقدر، خواهر عزیز، برادر گرامی!

درست هشتاد و هشت سال قبل از امروز نیاکان من و تو استقلال کشور را طی سه جنگ تاریخی افغان- انگلیس به زور شمشیر و سلاح به دست آوردند که امروز آن را باز نداریم زیرا حکومت دست نشانده و مزدور داریم. آنانی که آزادی را به خون سرخ فرزندان اصیل به وطن از نزد شان به دست آوردیم امروز با رنگ و لباس دیگری بر سرنوشت مردم و ملت ما حاکم هستند. لذا در چنین شرایطی که تمام دشمنان مردم افغانستان فقط و فقط یک راه را انتخاب کرده اند و آن هم باز همان سلاح زنگ زدهء قدیمی یعنی "تفرقه انداز و حکومت کن!"، اما با تأسف که برش این سلاح زنگ زده دوچند شده که حتی تأثیرهای منفی آن در زنده گی خانواده های ما نیز سرایت کرده و یک دیگر را با مٌشت میکوبیم و تشنهء خون یک دیگر هستیم، بر ما و شماست که تکان بخوریم و از خواب بیدار شویم، زیرا سلاح برهان من و تو زبان و قلم ماست و نباید دست به سلاح برد، بل که یک دیگر را باید قناعت داد راه و طرق نجات از همه بدبختیها را جستجو کرد و راه بیرونرفت از این تفرقه ها را پیدا کرد و زمینه های خارج شدن بیگانه گان را از سرزمین آزادهء خود تدارک دید زیرا در موجودیت نیروهای خارجی و حکومتهای دستنشانده در افغانستان هیچ نوع امکانهای ترقی و پیشرفت درخشان امکان پذیر نیست و تا خود افغانها به سرنوشت مردم و کشور خود حاکم نباشند ما نمیتوانیم کشور و مردم خود را نجات دهیم.

 

گنجعلی عبدالله از سویدن

درود به روان پاک شهدای راه استقلال و آزادی میهن !

 

پیروزی ما در همبسته گی ماست !

 

 www.esalat.org