چهارشنبه، ۲۴ اکتوبر ۲۰۰۷

جنگ رسانه ها و
 جایگاه روز نامه نگاری در افغانستان

کاموس

عصر کنونی را که عصر انقلاب ارتباطات مینامند چنین ادعای، جزء ادعای نامتجانس و طفلانۀ بیش نیست . چون انقلاب به موضوعی از دید اجتماعی اطلاق میگردد که : يك تحول كيفي و بنيادي، يك چرخش عظيم و اساسي در حيات جامعه به میان آید که ادامه آنرا تحول مینامند پس برای یکبارگی انقلاب و برای بار دوم در عین عرصۀ اجتماعی انقلاب نه بلکه تحول میتواند باشد . و تحولیکه امروز به میان آمده در ساحۀ رسانه ها همانا، جز تغییر شکل در روزنامه نگاری چیزی بیش بوده نمیتواند که در اثر آن جنگ رسانه ها به میان آمده است؛ از اینرو انقلاب جنبۀ کیفی دارد و تحول جنبۀ کمی .

امروز که جای یک خبرگزاری چند آژانس اطلاع رسانی، به جای یک روزنامه چندین روزنامه، عوض یک هفته نامه، یک مجله، یک ماهنامه، فصلنامه، سالنامه، به حد کافی هفته نامه، ماهنامه، فصلنامه، سالنامه و مجله در کشور فعالیت می کنند، هر رسانه ای باید برای خود یک علت وجودی تعریف کند تا پایدار بماند یعنی چیزیکه تا حال ما شاهد آن نیسیتم .اکنون عنصر رسانه در دنیا جایگاه ویژه ای یافته و هر چه می گذرد، نقش آن برجسته تر می شود و در گوشه و کنار شاهد آغاز جنگ رسانه ها در مناقشات بین المللی هستیم که باید آن را جدی گرفت.

فرهنگ رسانه ای، که امروز در افغانستان مروج است نظیر آنرا در منطقه و اکثر کشور های جهان نمی توان سراغ کرد . زیرا نشریات در افغانستان بدون فرهنگ اصلی آزادی بیان، وارد جو رسانه ای در خانوادۀ مطبوعات جهانی گردیده، که دارای موقف مشخصی رسانوی نمیباشد . رسانه های کشور هیچ گاهی به عنوان یک سند از سوی رسانه های خارج مرزی مورد پذیرش نیست، چون اعتقاد بر این است که موضوعات نادرست رسانه های افغانی بیشتر از آنچه است که واقعیت دارد . از اینرو نشریات داخلی تحت تأثیر مشخص رسانه های خارجی اند و بیشتر اوقات با استناد از رسانه های چون بی بی سی، گاردین، اندپندن،CNN ، نیویارک تایمز ... موضوعاتی خبری خود را تکمیل می نمایند که خود ضعف رسانوی را در عصر جنگ رسانه ها در کشور نمایان می سازد .

روزنامه نگاران و دست اندر کارانی مطبوعاتی یا درست سواد روزنامه نگاری ندارند و یا اینکه روزنامه نگاری را خارج از مرز های افغانستان فرا گرفته اند و آنانیکه در دانشگاه ها، مصروف آموزش و آموزگاری اند و یا قبلاً ژورنالیزم را از دانشگاه ها پاس کرده اند، از موضوعات و تغییراتی جدید آگاهی ندارند و حال به صورت اجباری و خواهی نخواهی به تدریس آنچه که آموخته اند؛ پرداخته و بعضی ها اعتقاد به اصلاحات هم ندارند و فقط میخواهند بگویند . که این خود بیانگری عقب مانی و فقر روزنامه نگاری را در کشور بیان میدارد . هرگاه چرخ بدین منوال در حرکت باشد، روز نامه نگاری نتنها نهادینه نمیگردد بلکه به عنوان یک قدرت خود، قدرت خود را نفی میکند .

از این لحاظ آنانیکه سواد روزنامه نگاری ندارند دست به نشر دشنام نامه ها میزنند و آنانیکه سواد روز نامه نگاری دارند درست از درک شرایط در افغانستان عاجز بوده و همیشه موضوعات را منتشر میکنند که در جامعه افغانی بدان خلاف فرهنگ اسلامی پنداشته میشود و نشر آن جرم محسوب میگردد .

رسانه های افغانستان می توانند با آسیب شناسی و مقایسه خود با رسانه های دنیا امکان نقش آفرینی فعال و حضور عالمانه و سنجیده در عرصه اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی ایفا کنند. در صورتیکه، آموزش نوین روز نامه نگاری، دموکراسی، آزادی و فرهنگ انتقاد از خود و انتقاد از دیگران، برای اشخاصیکه مایل به روزنامه نگاری و یا روزنامه نگار اند، تدریس گردد. تا زمینۀ تفاهم به میان آمده و فاصله ها کوتاه گردد .

ژورنالیستان امروز درافغانستان کوچکترین واقعه را با آوردن مقدمه تحدید بر انگیز به خاطر خرید اخبار شان چنان بزرگ جلوه میدهند که از اصل موضوع کنار میروند و واقعه را به جانب دیگری منتقل میکنند . اصلاً کارمندان رسانه ها امروز به خاطر بر ملا ساختن واقعیت ها فعالیت نمیکنند، بلکه به خاطر کمایی شهرت جهانی همه اصول و اساسات حرفه ای خود را به خاطر اینکه نام آنها سر زبانها باشند، کارمیکنند . تا تحدیدی از جانبی برایشان خلق گردد، چون از کشور بیزار اند، پناهندگی سیاسی در کشور های امریکایی و اروپایی در یافت کنند .

گذشته از آن این یک حقیقت انکار ناپزیر است که مخاصمۀ رسانویی از غرب تا شرق، از خاور دور گرفته تا خاور نزدیک و منطقه جریان دارد .در حقیقت رسانه ها امروز ابزاری تبلیغی برای کشور های تجارتی بوده و در افزایش بحران و درگیری ها در سراسر جهان نقش تعین کننده را ایفا کرده است . اگر باری از روز نامه نگاری پرسیده شود که به نفع چه کسانی فعالیت میکنند ؟ جواب کاملاً مشخص را ارایه خواهند کرد ملت ها ! این تعریف از آزادی روزنامه نگاری نه بلکه تحریف از آن است  !

میشایل شوسو دفسکی نویسندۀ کتاب جنگ و جهانی شدن در قسمت سوم با نقل از سازمان سيا اصطلاح "ابزار اطلاعات" را چنين تعريف می كند كه برخلاف يك مامور مستقيم اطلاعات كه بايد در صورت لزوم تا حد فدا كردن خود برای منافع آمريكا پيش رود، يك "ابزار" اطلاعاتی كافيست كه در جهت منافع سياست خارجی ايالات متحده قرار داشته باشد. اين ابزارهای اطلاعاتی غالباً خود نمی دانند كه در حال انجام وظيفه ‌ای هستند كه سازمان سيا برعهده آنان گذاشته و به اجرای آن در صفحه شطرنج ژئوپوليتيك مامور كرده است.

اگر روزنامه نگاران کشوری به نفع سیا به تبلیغات نه پر دازد؛ به عنوان ناقضین آزادی بیان، عقیده و دموکراسی محکوم میگردند : مانند کشور های : چین، روسیه، ایران، ونزویلا، کوریا و... که در گزارش سالانۀ از سوی پنتاگون امریکا در صدر قرار دارند، امریکا تلاش میورزد تا با ابزاریکه در اختیار دارد افکار مردم این سرزمین ها را نیز تغییر دهد . ولی شرایط در این کشور ها چنان است که در آن خواست دولت ها در زیر نظر است نه خواست پنتاگون و نه سیا و نه کاخ سفید، انگلستان، آلمان و در کل ناتو !

اما در چنین شرایطی رسانه ها امروز در افغانستان به عنوان یک قدرت از سوی دولت پنداشته نمیشود و همیشه بدان به دست کم نگریسته شده، دولت یا توجه به رسانه ها ندارد و یا توجه دولت در این زمینه اندک است . در کشوری چون افغانستان که امروزه مردم آن با اشغال و به ظاهر دموکراسی پنجه نرم میکنند از رئیس جمهوری چون کرزی باید همینقدر توقع داشته باشند چرا که هویت افغانی آقای کرزی خود زیر سوال است . گذشته از آنچه که تذکر رفت؛ رسانه ها در افغانستان مملو از دشنام نامه ها است و خلاف موازین روزنامه نگاری فعالیت میکنند . هرگاه رسانه ای را از زیر نظر بگذرانیم، و یا بدان گوش فرا دهیم، مجموعۀ از انتقادات شدید الحنی است که روزنامه نگار برای بر آورده ساختن عقدۀ شخصی خود و یا خشونتی که نسبت به موضوع دارد گزارش، مقاله و... مینویسد .

جنگ رسانوی که با آغاز جنگ سرد شروع گردیده و پس از فروپاشی اتحاد جماهر شوروی به اوج خود رسیده و امروزه در توجیه افکار عامه و سمت و جهت دهی افکار بین المللی دارند عرصه را برای زندگی آزاد محدود میکنند که در این عصر رسانه های افغانستان با شرایط بحرانی چون :

← بیسوادی روزنامه نگاری

← عدم درک از موازین فرهنگ های سنتی

← مصرفی شدن که خصلت امروز با زار افغانی است

← تجارتی شدن رسانه

← قرار گرفتن در زیر آبشار واردات فرهنگ بیگانه

← مشکل مالی

← نداشتن خط و مشی مشخص رسانوی

← عدم موجودیت نهاد های مستقل فکری

← بیتوجهی دولت و دولت داران

← بی برنامه گی رسانه ها

← کاپی کردن بدون درک آن

← ترویج فرهنگ بیگانه

← زیر پا گذاشتن مسولیت 

 و دها مشکل دیگر از قبیل دست و به گریبان اند .

رسانه ها امروز در افزایش و به میان آوردن بحران های متفاوت در کشور های عقب نگه داشته شده، نقش کاملاً مشخص را در اصول نشراتی خود جایگزین کرده اند . ضعف آنچه که در فوق تذکر رفت، از ثبات روزنامه نگاری در این سری کشور ها کاسته و آنرا به یک پدیدۀ نامتجانس و غیر قابل قبول مبدل کرده است . و آنچه  که می نگارند هم در برابر غول های بزرگی چون بی بی سی، آشنا،CNN ، دوچه ویله و...، کمرنگ جلوه میکند و نمیتواند با آن به مقابله بر خواسته از موقف و جایگای این دسته سرزمین ها دفاع کنند .

  

        منبع : ویبلاگ وزین آبسال

 

 

   www.esalat.org